ru
Feedback

Не попадитесь на канал ботавода! Telemetrio находит и помечает такие каналы 👉 Хотите видеть метку — оформите подписку

شازده‌کوچولو

شازده‌کوچولو

Открыть в Telegram

نیاز به جایی داشت که وقایع روزش را تعریف کند و مطمئن شود آنچه بر او گذشته بی‌حاصل نبوده‌ و دنیا پشت سرش پاک نمی‌شود. می‌شنوم: @B612massage_bot

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
259
Подписчики
Нет данных24 часа
+97 дней
+830 дней
Архив постов
از وقتي تصمیم گرفتم طبق لیست کتاب بخونم، خيلي کم‌تر کتاب می‌خونم. پس لیست کنسله و اجازه می‌دم کتاب‌ها به‌موقع صدام بزنن.

تاداا✨
+1
تاداا✨

منم می‌خوام خوشحالش کنم. با بهتر‌شدن، با ادامه‌دادن. بله من همیشه به زندگي برمی‌گردم، نه‌ بخاطر خودم، بلکه بخاطر عزیزانم. درواقع اونها من رو به زندگي برمی‌گردونن. اونها خودِ زندگي‌ان.🤍

این آقا‌پسر برام قرمه‌سبزی درست کرده که حالم بهتر بشه.^^ بامزه‌ی دوست‌داشتني✨

photo content

بی‌قرارم. هزارتا کار دارم و از همشون عقبم. سمت هرکدوم میرم فکرم درگیر یه مشغله دیگه‌ست. دارم دیوونه می‌شم. انگار روند زندگي رو کاملاً فراموش کردم. دیگه بلد نیستم زندگي کنم و هم‌زمان دلم براي زندگي کردن تنگ شده. خيلي عجیب و غیر قابل درکه امّا زندگي کردن انرژي زيادي ازم می‌گیره و حتي بهم استرس میده. و آگاهي از این موضوع جداً غمگینم میکنه. عادت کردم به زنده بودن و در سطح بقا موندن.

شبی که قرار بود ساعت خوابم رو تنظیم کنم :

حدیث چشم مگو با جماعت کوران.

بابا تازه برنج خیس کرده بودیم. اَه.

راه‌حلش فقط غرق شدن توي کاره.

چند روزي هست که دلم براي گذشته خيلي تنگ می‌شه. خيلي.

راستي! فصل یک Westworld هم تموم شد.

امروز هم با تمام ماجراهاش براي هميشه تموم شد. نمی‌دونم چرا امّا اکثر روز این شعر توي مغزم تکرار می‌شد: "ای خدای بی‌نهایت، نبود حواسم به ساعت، عمرمون گذشت چه راحت" !

photo content
+7

کتابخونه‌م دیگه جا نداره =(

پودینگ فوري رو توصیه نمی‌کنم. مزه کف میده.

حالا به تناسخ -اگر وجود داشته باشه- به چشم یک شکنجه نگاه می‌کنم!

ولي اگه همه این جهان فقط یه بازي باشه چی!

یه‌جایی اون خانومه که الان اسمش یادم نیست گفت: "مهم نیست اون بیرون چه بلایی سرم میاد؛ همین که بدونم توي یه بازي از پیش تعیین شده و تحت کنترل نیستم کافیه."

چند روزي میشه که سریال Westworld رو شروع کردیم. و احساس می‌کنم به اندازه تمام میزبان‌ها بی‌چاره و سردرگمم.