پلان ۲۷
Открыть в Telegram
[نور، صدا، تصویر، زندگی] رونوشت یا بازفرست پیامها، بلامانع است. انتخاب آن بسته به شعور شماست. https://t.me/HarfChatBot?start=8ac8592a57f8
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
276
Подписчики
Нет данных24 часа
Нет данных7 дней
Нет данных30 дней
Архив постов
276
این روزهایِ زندگیم به شکلی پیش میره که نتونم به هیچکس و هیچچیز «امید» گره بزنم. روی هیچ شغل و هیچ دوست و هیچ آدمی نمیتونم با اطمینان خاطر حساب باز کنم. همهچیز موقتیه، تا کی؟ تا زمانی نامعلوم! دوستدارم بدونم بعد از این همه معلق بودن روی دریای سرنوشت، امواجِ تقدیر من رو به کدوم ساحل امن میرسونه؟ و کاش آرامش باشد آخر این اضطرابها.
276
زندگی به قدر کافی برای هر انسانی تو دنیای خودش سخت هست. یکی درگیر خانوادهست، یکی تو محل کار مشکل داره، یکی هنوز با خودش به صلح نرسیده، اون یکی عزیزش رو از دست داده، دیگری به عشقاش نرسیده، گاهی حتی یه معدهدردِ اول صبح، روز رو برای یکی خراب میکنه. لطفا بیایید کاری کنیم زندگی برای خودمون و دیگران آسونتر بشه، حالا هر کس، هر طور که از دستش برمیاد. به پدرت بگو خسته نباشید و بغلش کن، یه گوشِ خوب باش برای دلخوریهای مادرت و درکش کن که چقدر تنهاست، به دردودل دوستت نگو چصناله چون اون کلی تو سرش با خودش جنگیده که بتونه این حرفها رو با یکی درمیون بذاره، از بدن اون دوست تپلت که میره باشگاه تا لاغر بشه تعریف کن چون تو نمیدونی چقدر صدا توی سرش داره اونو با بقیه مقایسه میکنه، استوری رفیقت رو ریپلای کن، شاید همین یه ذره توجه روزشو بسازه، به پارتنرت زنگ بزن و باهاش قرار بذار، شاید میخواد باهات حرف بزنه، اما میترسه وقتت رو بگیره، اصلا فقط حال یک نفر رو بپرس همین، حتی اگه مثلا یک آدم رندوم توی خیابون باشه. دنیای امروزِ ما به آدمهای مهربون نیاز داره. و مطمئن باش حالِ خوبِ این کارهات، آخر داستان به خودت برمیگرده و لبخند میشه روی صورت و نورِ توی قلب.
276
به احتمال زیاد سیستم هیجانی مغز در تنظیم خودش دچار مشکل شده. به بیان ساده اینکه مغز پاداش خودش رو از جای دیگه دریافت میکنه، حتی ممکنه خودِ برنامهریزی این توهم رو به ذهن شما القا کنه کارها انجام شدن! برای روزهای بعدی برنامهریزی رو روی برگه نیارید، بلکه سعی کنید توی ذهنتون اولویت بدید و ۶۰ درصد کارها رو پیش ببرید. منابع هیجانی دیگه مثل گوشی و اسکرول و... رو هم بهتره کنترل کنید. اولش سخته، اما با تمرین درست میشه. آخر روز هم حتما بابت کارهایی که کردید به خودتون جایزه بدید. میتونه یک قسمت ۲۰ دقیقهای سریال باشه یا مثلا رفتن جلوی آینه و تشویق کردن خودتون با صدای بلند.
276
این حالت معمولا زمانی پیش میاد که شما برای مدتی از شنیدن خودتون فرار کرده باشید. مدتهاست که احساسات خودتون رو جدی نگرفتید، «به موقع» سوگواری نکردید، ابراز خشم نکردید، ذوقزده نشدید، گریه نکردید و... پس از اینجا به بعد بهتره هر احساسی که در شما متولد شد، چه مثبت، چه منفی رو به رسمیت بشناسید و بهش بها بدید، براش زمان بذارید و اجازهی زندگی بهش بدید. مورد بعدی که خیلی موثره detox هست. روی غذایی که به روحتون میدید وسواس داشته باشید، هر تصویری رو نبین، هر ویدیویی رو پلی نکن، هر آهنگی رو گوش نده، از چنلهای بیهوده لفت بده، با آدمهای نامناسب برای سلامتات معاشرت نکن. به بیان دیگه، برنامه غذایی برای خوراک روحت داشته باش. مورد بعدی هم که خیلی کمک میکنه حرف زدن و نوشتن هست. میتونی از همینجا شروع کنی که «نمیدونم چه احساسی دارم، شاید غمگینم، شاید...» همین روند رو ادامه بدی تا کمکم متوجه افکار و احساساتت بشی.
276
سلام
واقعیتش من خیلی وقته از خودم دور شدم و خودمو گم کردم احساس میکنم تو یه چرخه افتادم و تمام حسارو همزمان باهم دارم که حتی نمیتونم توضیحشون بدم و واقعا داره اذیتم میکنه این موضوع
نمیدونم باید چیکار کنم چجوری از این حال مسخره دربیام که حتی خودمم نمیدونم بخاطر چی ناراحتم درحالی که همه چیزایی که باعث ناراحتیم شدن هم تو ذهنمه.
276
چقدر قشنگه یکی برای دردودل کردن، انتخابش تو باشی. تو این روزها که کسی به کسِ دیگه راحت اعتماد نمیکنه، هم قدرِ سنگصبورت رو بدون و هم کسی که حرفهای دلش رو آورده پیشِ تو. مخصوصا اگه این اتفاق بین اعضای خانواده، پارتنر یا دو دوست صمیمی باشه، به نظرم نشونهی سلامت اون ارتباطه.
276
بلاتکلیفی و ابهام، مثل خیلی از موقعیتهای ناخوشایند دیگه در زندگی گاها ناگزیرند. چیزی که باعث رشد میشه، مستقیماً خود این موارد نیستن، بلکه نحوهی مواجهه و گذر از این شرایطهاست که باعث رشدِ ماست.🤍
276
الان که رسما تکلیف هیچچیز تو زندگیم معلوم نیست، دارم وارد یکی از عمیقترین تمرینهای روانشناختی میشم: «تحمل ابهام». ذهن عاشق قطعیته و وقتی نقشه کامل نیست، سیستم تهدید فعال میشه. اما همینجا آستانهام داره آرومآروم گسترش پیدا میکنه. میدونم که نیازی نیست سریع جواب رو پیدا کنم یا پرونده همهچیز رو ببندم، فقط کافیه بتونم تو این فضای ناتمام دَووم بیارم بدون اینکه از هم بپاشم! هر بار که بیقراری میاد سراغم و همین که از زمین بازی فرار نمیکنم، دارم مدارهای تحملم رو قویتر میکنم. این فاز سخته، ولی دقیقاً همونجاییه که ظرفیت واقعی رشد شکل میگیره. پس به خودم افتخار میکنم.
276
Repost from N/a
از اینکه هنوز مردهایی هستن که در برابر استقلال زنها مقاومت و مخالفت میکنن عصبی میشم و از اون بدتر از اینکه هنوز زنهایی هستن که خودشون دوست دارن توی چنگ چنین مردهایی باشن. مثلاً خانمه میگه خداکنه هرچی زودتر یک شوهر پولدار گیرم بیاد که کار نکنم. به قول یکی از دوستان «کسی بهت غذا بده، میتونه بهت گشنگی هم بده».
- جملهی داخل گیومه از چنل پلان ۲۷.
276
این دو روز تعطیلی برای من این شکلیه که دیگه منتظر نتیجهی خاصی نیستم، فقط دارم کار خودم رو میکنم، یه جور آرامش عجیب میاد سراغم. نه بیتفاوتم، نه تسلیم. فقط اینکه دیگه فشارِ «باید بشه» از روی شونهم برداشته شده. و جالب اینه که دقیقا تو همین حالت، خیلی وقتها چیزها آرومآروم جاشون رو پیدا میکنن.
276
«تولید مثلِ انسان در این جهانِ خشن و فناپذیر، خیانت به نسلهای آینده است! — در شعر زیبایی که پلوتارک برای ما نگه داشته، چنین میآید که: «بیچاره او که زاده میشود، زیرا سختیهایی بسیار در پیش دارد؛ اما، مردگان را باید با شادی بدرقه کرد زیرا از بسی رنجها رهایی یافتهاند. — مکزیکیها نیز با این جمله به کودکِانِ نوزاد خوشآمد میگفتند که: «فرزندم، به دنیا آمدهای که بردباری کنی، پس شکیبا باش، رنج ببر، و دم نزن».
• آرتور شوپنهاور
276
وقتی به چیزهای زیادی که هنوز یاد نگرفتم فکر میکنم، هم هیجان زده میشم که اینهمه چیز هست که میتونم تجربه کنم و هم غمگین از اينکه نکنه نتونم به همشون برسم.
276
و اما راهکارها:
تلویزیون رو روشن کن، یه موسیقی ملایم ترجیحاً بدون کلام یا با ریتم یکنواخت پخش کن، یا حتی پنکه و هود آشپزخونه رو روشن بذار. این صداها تمرکز مغزت رو از اون صدای آزاردهنده برمیداره.
سعی کن همراه غذات چیزهایی مثل سالاد، تهدیگ، خیار یا هویج بخوری. صدای جویدن خودت توی جمجمهات میپیچه و مثل یک عایق در برابر صدای دیگران عمل میکنه و به مرور زمان کمک میکنه از صدای دیگران هم کمتر اذیت بشی. معمولا صدای شکستن غذاها زیر دندون برای خودت میتونه لذتبخش باشه.
ارتباط چشمی با دهن کسی که داره صدا تولید میکنه، حساسیتت رو چند برابر میکنه. سعی کن زاویه دیدت رو تغییر بدی و روی بشقاب خودت تمرکز کنی.
در نهایت اگه این موارد کمک نکرد، هندزفری زدن رو پیشنهاد میکنم.
276
این حس میتونه آدم رو تا مرز جنون ببره و به احتمال خیلی زیاد ریشهاش به میسوفونیا (Misophonia) یا «صدابیزاری» برمیگرده. تو این حالت، مغز به صداهای خاصی مثل ملچملچ کردن، هورت کشیدن، جویدن یا حتی نفس کشیدن عمیق واکنش «جنگ یا گریز» نشون میده. یعنی مغزت اون صدا رو به عنوان یک تهدید یا عامل به شدت آزاردهنده شناسایی میکنه و باعث میشه فوراً احساس خشم، اضطراب یا کلافگی شدید بهت دست بده.
276
سلام
یه سوال سخت
به آدمایی که حین غذا خوردن صداهای عجیب غریب درمیارن چه واکنشی نشون میدی؟
اون لحظه چیکار میکنی
حتی اگر نزدیکترین افراد زندگیت باشن
من روانی میشم و نمیدونم باید چیکار کنم 😭
