ru
Feedback
ماهور

ماهور

Открыть в Telegram

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
212
Подписчики
Нет данных24 часа
+27 дней
+730 дней
Архив постов
‏فایل صوتی از طرف مسعود

اصطلاحات مثنوی : دفتر ششم ( ادامه‌ی استدراج ؛ مولانا میگوید : زمانیکه حضرت یوسف ع از یک زندانی که فرمان آزادیش آمده بود درخواست کرد که فریاد مظلومیت او را به گوش عزیز مصر برساند خداوند به واسطه‌ی فراموش کردن خالق و توسل به مخلوق ، او را چند سال دیگر در زندان ، نگاه داشت و به حضرت یوسف ع  فرمود : عوام الناس ، همچو خفاشان حقیر ، روشنی گریز و باطل گرا هستند اما تو ای یوسف ، دارای چشمانی بصیر و بینا هستی پس چرا مرا فراموش نموده و به مخلوقی نیازمند روی آوردی ؟ پس او را به اینسان ادب کرد تا دیگر به چوبی پوسیده ، تکیه نکند . چوب پوسیده ، چوبی است فرسوده که ظاهری سالم دارد و اهل دنیا اینچنین هستند . اما در عوض ، به آن حضرت ،  اُنس و مستیِ روحانی ، عنایت کرد به شکلی که دیگر زندان و ظلمت  آن به نظرش نمی‌آمد و آن حضرت با ذکر الهی به رشد معنوی دست یافت . مولانا میگوید : وحشتناک‌ترین ، نامطلوبترین ،تاریک ترین ، پرخون ترین و کراهت بار ترین زندان ، رَحِم مادران است اما چون خداوند متعال ، در رحم ، دریچه‌ای به جانب خود گشوده است بدن آدمی با وجود آنکه در بدترین زندان قرار دارد اما با این حال هر لحظه می‌بالد و رشد می‌کند . حق تعالی نسبت به بندگان صالح خود غیرت دارد برای همین در اثر کمترین معصیت و لغزش ، ایشان را مورد عتاب و خطاب قرار می‌دهد به همین دلیل ، صالحان با کمترین خطایی که انجام می‌دهند پشیمان شده و خود را ملامت می‌کنند اما شیطان صفتان و حیوان سیرتان ، نه مورد عتاب قرار می‌گیرند و نه خود را ملامت می‌کنند . #مسعود_لواسانی 🌺 ۶۶۶

آرامائیس وارطانی هُوسپیان با نام هنری آرمان (زاده ۲ اسفند ۱۲۹۹ در تبریز - درگذشته ۱۷ مرداد ۱۳۵۹ در بارسلون) هنرپیشه، کارگردان فیلم، تهیه‌کننده، نویسنده ایرانی ارمنی‌تبار بود. آرمان در ۲۵ سال فعالیت در عرصه سینمایی، در ۵۵ فیلم نقش آفرینی کرد. وی در سال ۱۳۳۴ جایزهٔ «بهترین بازیگر مرد سال» را از اولین فستیوال فیلم‌های ایرانی به خاطر بازی در فیلم چهارراه حوادث دریافت نمود. در ۱۳۳۲ نخستین نقش سینمایی‌اش را در اولین فیلم خاچیکیان به نام بازگشت بازی کرد. در فیلم‌های چهارراه حوادث، خون و شرف، طوفان در شهر ما و فریاد در نیمه شب، دلهره، ضربت که حاصل همکاری پُربار او با ساموئل خاچیکیان بود، خوش درخشیده‌است. در انسان‌ها (آرامائیس آقامالیان)، جادهٔ مرگ و شیطان در می‌زند (هر دو از اسماعیل ریاحی) نیز بازی‌های به‌یادماندنی داشت. از سال ۱۳۴۴ با کارگردانی و تهیه‌کنندگی عروس دریا این زمینه‌ها را نیز تجربه کرد که حاصلش کارگردانی و تهیهٔ پنج فیلم بوده‌است. آرمان در روز دوشنبه ۲ اسفند ۱۲۹۹ خورشیدی برابر با ۲۱ فوریه ۱۹۲۱ میلادی در شهر تبریز در یک خانواده ارمنی به دنیا آمد. وی تحصیلات ابتدائی را در «دبستان هایکازیان–تاماریان تبریز» گذراند و سپس به علت تعطیلی مدارس ارامنه، از تحصیل بازماند. آرمان از سنین نوجوانی شیفتهٔ هنر تئاتر گردید و در شهر تبریز در نمایش‌نامه‌های ارمنی بسیاری به روی صحنه رفت. او در دوران مدرسه در نمایش‌های دانش آموزی بازی می‌کرد. از نوجوانی در گروه‌های تئاتری ارامنه تبریز بازیگری را آغاز کرد. فعالیت هنری را از سال ۱۳۱۹ با بازی در نمایشی به نام «ناموس» شروع کرد. و پس از نقل مکان به تهران در ۱۳۲۴، این حرفهٔ هنری را در باشگاه فرهنگی ـ ورزشی آرارات، در کنار ژوزف واعظیان، ساموئل خاچیکیان و آرامائیس آقامالیان دنبال کرد. پس از عزیمت به تهران فعالیت تئاتری‌اش را به همراه ژوزف واعظیان، ساموئل خاچیکیان و آرامائیس آقامالیان، در باشگاه آرارات ادامه داد. همسر او، ژِنیک نام داشت و صاحب چهار فرزند، سه پسر به نام‌های زاره، وارتان، واهیک و یک دختر لوریک میناسیان (هوسپیان) بود. دخترش لوریک نیز با ایفای نقشی کوتاه در پرده آخر و نیز در فیلم‌های دو نفر و نصفی، خانه خلوت، مجسمه، شوخی و بوی پیراهن یوسف ظاهر شد. یادش گرامی 🌺 🎥🎥🎥

‏فایل صوتی از طرف مسعود

اصطلاحات مثنوی : دفتر ششم اِستِدراج : خداوند ، کسانی که گرفتار نفسانیات هستند را طبق قانون استدراج ، عذاب می‌کند . در اصطلاح دینی ، مراد از استدراج اینست که حق تعالی ، گناهکاران و نافرمانهای جسور و بی شرم را به سرعت گرفتار عقوبت نمی‌کند بلکه درهای نعمت خود را بر آنها می‌گشاید و این فراوانی نعمت یا آنها را از خواب غفلت ، بیدار می‌سازد که این همان هدایت الهی است و یا بر غرور ایشان می‌افزاید و عقوبت آنها را سخت تر می‌سازد که همان استدراج است . استدراج ، دو بار در قران کریم آمده است ، یکی در آیه‌ی ۱۸۲ سوره‌ی اعراف و دیگری در آیه‌ی ۴۴ سوره‌ی قلم و هر دو بار ، انکار کنندگان آیات الهی را مخاطب قرار داده است . کید و مکر الهی ، مهلت ، استهزاء و عمر طولانی به عنوان اِستِدراج ، بارها در قران مجید ، ذکر شده‌اند . خداوند ، طبق قانون استدراج ، گناهکاران را به حال خود وانهاده است تا در لذات و غفلت‌ها فرو روند اما اگر یکی از بندگان مومن و محبوب او اندکی به ستمکاری و هوس ، گرایش پیدا کند به واسطه‌ی غیرتی که به آن بنده دارد سریع او را کیفر می‌کند . ( ادامه‌ی اصطلاح استدراج را در قسمت بعد عرض مینمایم ) #مسعود_لواسانی 🌺 ۶۶۵

‏فایل صوتی از طرف مسعود

حاضرترین حاضر دوای درد دلتنگی بُوَد در روی چون ماهت هزاران یوسف عاشق فتاده در بُنِ چاهت نسوزد داغ تنهایی ، دل مشتاق وصلت را کنی اعلام بودت را به لطف گاه و بی گاهت به ظاهر غایبی اما تویی حاضرترین حاضر شود مجنون ترین مجنون هر آنکه گشته دلخواهت نپوشد جامه‌ی ظلمت ، مسیر وصل تو هرگز بُوَد روشن‌ترین معبر برای سالکان ، راهت نمی‌بندی تو از احسان در دولت سرایت را که نومیدی نگیرد دامن مخلوق گمراهت تویی بی حدّ و مرزی که ز بخشش های بی پایان نَشیند ذره‌ای نقصان به رحمانیّت و جاهت عطا کن بر من این نعمت که با لطف تو بگریزم ز دام غفلت و تردید و گردم عبد آگاهت اگر از من بگیری پرتو مهر و عنایت را چگونه بال و پر گیرم که بازآیم به درگاهت؟ #مسعود_لواسانی 🌺 🪽🪽🪽

امیل زولا (Emile Zola)، با نام کامل امیل ادوارد شارل آنتوان زولا، در روز دوم آوریل سال 1840 در پاریس از پدری ایتالیایی و مادری فرانسوی متولد شد. پدرش مهندس عمران بود و به‌دلیل مشارکتش در ساخت یک سیستم آب شهری، از پاریس به شهر اکس -آن -پروانس نقل مکان کردند. زمانی که امیل زولا هفت‌ساله بود، پدرش را از دست داد و او به‌ همراه مادرش با دنیایی از قرض تنها ماندند، اما یکی از خوش‌شانسی‌های زندگی در اکس برای امیل زولا دوستی با پل سزان بود. کسی که بعدها به یکی از نقاشان معروف سبک امپرسیونیسم تبدیل شد و او را با ادوارد مانه و نقاشان امپرسیونیست آشنا کرد. امیل زولا بعد از فارغ‌التحصیلی از مدرسه‌ی لیسه سن - لویی پاریس، دو بار در آزمون لیسانس شرکت کرد، اما موفقیتی به‌ دست نیاورد. برای همین از سال 1859 به‌دنبال شغل پردرآمدی بود و پس از گذراندن دو سال از زندگی‌اش در فقر مطلق، بالاخره توانست در انتشارات LCF استخدام شود و از همان زمان نویسندگی برای مجلات ادبی مختلف را شروع کند. امیل زولا در سال 1870 با گابریلا الکساندرین ازدواج کرد و هر دو با هم مراقبت از مادر امیل را به‌ عهده گرفتند. این زوج هرگز بچه‌دار نشدند. دنیز و ژاک (فرزندان زولا) حاصل رابطه‌ی امیل زولا با خدمتکارش، ژان روزرو، بودند. امیل زولا در 29 سپتامبر 1902 بر اثر خفگی ناشی از دود مونوکسیدکربن به‌دلیل مسدود شدن دودکش درگذشت. اتفاقی که از نظر بسیاری، به‌دلیل سابقه‌ی فعالیت‌های سیاسی امیل زولا، مشکوک و از پیش برنامه‌ریزی‌شده بود. برای تشییع جنازه‌اش مراسم باشکوهی برگزار شد و آناتول فرانس، نویسنده‌ی برنده‌ی جایزه‌ی نوبل، با یاد کردن از امیل زولا به‌عنوان یک قهرمان ملی، از او تجلیل کرد. در سال 1908، خاکسترش را به پانتئون رم منتقل کردند و او در کنار نویسندگان فرانسوی دیگری همچون فرانسوا ولتر، ژان ژاک روسو و ویکتور هوگو که مثل امیل زولا با آثارشان مسیر تاریخ فرانسه را تغییر داده بودند، به خاک سپرده شد. یادش گرامی 🌺 📚📚📚 آنچه در ارسال این مطلب نباید فراموش شود سعی و تلاش دوست عزیز و بزرگوارم جناب تقی عطایی در گردآوری و تهیه‌ی آنست 🌺

امیل زولا (Emile Zola)، با نام کامل امیل ادوارد شارل آنتوان زولا، در روز دوم آوریل سال 1840 در پاریس از پدری ایتالیایی و مادری فرانسوی متولد شد. پدرش مهندس عمران بود و به‌دلیل مشارکتش در ساخت یک سیستم آب شهری، از پاریس به شهر اکس -آن -پروانس نقل مکان کردند. زمانی که امیل زولا هفت‌ساله بود، پدرش را از دست داد و او به‌ همراه مادرش با دنیایی از قرض تنها ماندند، اما یکی از خوش‌شانسی‌های زندگی در اکس برای امیل زولا دوستی با پل سزان بود. کسی که بعدها به یکی از نقاشان معروف سبک امپرسیونیسم تبدیل شد و او را با ادوارد مانه و نقاشان امپرسیونیست آشنا کرد. امیل زولا بعد از فارغ‌التحصیلی از مدرسه‌ی لیسه سن - لویی پاریس، دو بار در آزمون لیسانس شرکت کرد، اما موفقیتی به‌ دست نیاورد. برای همین از سال 1859 به‌دنبال شغل پردرآمدی بود و پس از گذراندن دو سال از زندگی‌اش در فقر مطلق، بالاخره توانست در انتشارات LCF استخدام شود و از همان زمان نویسندگی برای مجلات ادبی مختلف را شروع کند. امیل زولا در سال 1870 با گابریلا الکساندرین ازدواج کرد و هر دو با هم مراقبت از مادر امیل را به‌ عهده گرفتند. این زوج هرگز بچه‌دار نشدند. دنیز و ژاک (فرزندان زولا) حاصل رابطه‌ی امیل زولا با خدمتکارش، ژان روزرو، بودند. امیل زولا در 29 سپتامبر 1902 بر اثر خفگی ناشی از دود مونوکسیدکربن به‌دلیل مسدود شدن دودکش درگذشت. اتفاقی که از نظر بسیاری، به‌دلیل سابقه‌ی فعالیت‌های سیاسی امیل زولا، مشکوک و از پیش برنامه‌ریزی‌شده بود. برای تشییع جنازه‌اش مراسم باشکوهی برگزار شد و آناتول فرانس، نویسنده‌ی برنده‌ی جایزه‌ی نوبل، با یاد کردن از امیل زولا به‌عنوان یک قهرمان ملی، از او تجلیل کرد. در سال 1908، خاکسترش را به پانتئون رم منتقل کردند و او در کنار نویسندگان فرانسوی دیگری همچون فرانسوا ولتر، ژان ژاک روسو و ویکتور هوگو که مثل امیل زولا با آثارشان مسیر تاریخ فرانسه را تغییر داده بودند، به خاک سپرده شد.

‏فایل صوتی از طرف مسعود

اصطلاحات مثنوی : دفتر ششم فاتحه : قرائت فاتحه یعنی خواندن سوره‌ی حمد که یکی از نامه‌ی شریف آن ، فاتحه الکتاب است در نیل به مقصود و دفع بلا و شِفای بیماری ، بسیار موثر و کارساز است و تاثیر آن زمانی بیشتر می‌شود که هنگام خواندن آن ،قلب و روح متوجه‌ی حق تعالی باشد و به معنی آیات آن نیز توجه شود . ذکر حوقلِه : ذکر لا حَولَ وَلا قُوَه اِلا بِالله در دفع توهمات ، ترسها ، خیالات فاسد و نیز در رفع بلا موثر است . تاثیر این ذکر ، همراه با قلب و روحی که متوجه خداوند متعال است بیشتر می‌شود . رایِض : به معنی تربیت کننده‌ی اسب است اما مجازاً به ریاضت کِش و اهل ریاضت نیز گفته می‌شود زیرا ایشان مرکوب نفس را با ریاضت ، مهار و تربیت می‌کنند . #مسعود_لواسانی 🌺 ۶۶۴

‍ ‍ فرهنگ شریف (زاده‌ ۱ فروردین ۱۳۱۰ آمل -- درگذشته ۱۷ شهریور ۱۳۹۵ تهران) نوازنده‌‌ صاحب سبک تار از پدرش، حبیب‌اله شریف که دکتر داروساز بود، آموزش موسیقی می‌گرفت و بعد عبدالحسین شهنازی استادش شد. در ۱۲ ‌سالگی در رادیو تکنوازی‌ کرد و به‌دنبال آن در بیشتر برنامه‌های گلها به‌عنوان تکنواز، آواز خوانندگان را همراهی می‌کرد. وی از رئیس‌جمهور "خاتمی" گواهینامه‌ درجه‌ یک هنری، معادل دکترا گرفت و کرسی استادی در دانشگاه‌های معتبر آمریکا داشت و چندسال در آنجا تدریس کرد. او از سوی مرکز حفظ میراث فرهنگی شرق در دانشگاه موزه‌ هنر لندن برای برگزاری کنسرت پژوهشی و همچنین تشکیل کارگاه تخصصی ساز تار دعوت شد. در آن سفر علاوه بر اجرای کنسرت پژوهشی، ویژگی‌های ساز تار را در پنج جلسه تشریح کرد که از سوی دانشجویان و علاقه‌مندان با استقبال مواجه شد. همچنین کنسرت‌های متعددی در تالارها و جشنواره‌های داخلی و خارجی داشت. او با قوامی، تاج اصفهانی، خوانساری، بنان، ایرج، گلچین، شجریان، گلپایگانی، روح انگیز، مرضیه، دلکش، حمیرا، هایده، افتخاری و سراج، همنوازی داشت و در چند فستیوال بین‌المللی از جمله فستیوال موسیقی برلین توانست ساز تار را به‌خوبی به جهانیان بشناساند. آثار: - شب میخونه (من می‌خوام به خونه خدا برم) با شعری از لیلا کسری (هدیه) و تنظیم محمد حیدری و باصدای هایده، آثار متعدد در برنامه‌ گلها به‌همراه آواز بنان، ایرج، شجریان، گلپایگانی و ... - موی سپید با آواز گلپایگانی - بزم عاشقان با آواز ایرج و گلپا - آلبوم پیوند مهر با آواز شجریان (۱۳۶۳) و آلبوم های: عشاق شور معشوق کرشمه اصفهان مهر افروز ساز و نوا سدره نازنین یار زخمه (۱۳۸۲) عاشقانه‌ها (۱۳۸۳) زمرد (۱۳۸۴) آه باران با آواز شجریان (۱۳۸۸) چنگ اورنگ ۱و۲ (۱۳۹۱) بهار بهاره باصدای حمیرا، (آهنگسازی آلبوم و تکنوازی تار) شیدای من (۱۳۹۵) آرامگاه وی در قطعه‌ هنرمندان است یادش گرامی 🌺 🎼🎼🎼

" کلنل علینقی وزیری " "کلنل علینقی وزیری"، نوازنده تار، موسیقیدان و آموزگار موسیقی و از پیشگامان آهنگ‌سازی برای اجرای ارکسترال موسیقی ایرانی بود. تمام موسيقيدانان ايران هم رای هستند كه استاد «علينقي خان وزيري» را بايد پدر موسيقي نوین ايراني دانست كه گذشته از حقوق پدري ، ' حق حيات ' هم به گردن فرزند خود دارد زيرا نه تنها آن را تقريبا از ' عدم ' به وجود آورده بلكه به روح کالبدمرده و از كار افتاده آن نيز نيرو و نشاط تازه يي بخشيده است. او "مدرسه موسیقی" را در اسفند ۱۳۰۲ تاسیس کرد(در واقع این عنوان یک آموزشگاه موسیقی بود و با هنرستان موسیقی یا مدرسه موسیقی دولتی که در سال ۱۲۹۷ تاسیس و علینقی وزیری دو بار مدیر آن شد اشتباه نشود).  در آن زمان، حسن‌علی وزیری، معاونِ کمال‌الملک بود، که خاطره ای از استادش گفت که بسیار شنیدنیست: می‌گفت: کلنل [علی‌نقی وزیری] وقتي خواست در سالِ ۱۳۰۲ مدرسه‌یِ عالیِ موسیقی را دایر کند، مطلب را با کمال الملک در میان می گذارد و با اجازه‌یِ او دست‌به‌کار شد؛ زیرا در آن‌موقع کمال‌الملک قانوناً سِمتِ معاونتِ وزارتِ صنایعِ مستظرفه را داشت. وزیرِ معارفِ وقت، از این‌که این کار بدونِ تصویبِ او انجام گرفته، ناراضی شد و روزي نزدِ کمال‌الملک آمد، در مقابل‌اش دوزانو نشست و موضوعِ مدرسه‌یِ موسیقی را پیش کشید که طبقِ قانون باید این کار با اجازه‌یِ شورایِ عالیِ معارف باشد. کمال‌الملک که مردِ سالخورده‌اي بود و همه به او احترام می‌گذاردند با کمالِ سادگی به وزیرِ معارف گفت: رئیسِ شورا تو هستی که از هنر بی‌خبری. چگونه انتظار داری مردِ هنرمندي از تو بی‌هنر اجازه بخواهد؟ این اجازه را از من گرفت که او را شایسته‌یِ این خدمت دیدم و بسی هم تشویق کردم. تو را به این امور چه‌کار است. برو پشتِ میزت بنشین و سرِ خود را به امضایِ کاغذهایِ بی‌معنی گرم کن. استاد وزيري نخستین بنیانگزار موسيقي نوین ايران پس از انقلاب مشروطيت بود كه رديفهاي آقا ميرزا عبدالله و آقا حسينقلي را نوشت و براي اولين بارآموزش درست ويولون را به عهده گرفت و به شاگردان آموخت كه نواختن ويولون از كمانچه جدا مي باشد. علينقي شاگرداني را تربيت كرد كه هر يك از آنهادر موسيقي ايران از اساتيد فن گشتند كه از ميان آنها مي توان : ابوالحسن صبا، روح الله خالقي، موسي معروفي، جواد معروفي، حسين ملاح و فروتن را نام برد. وی موسیقی ایرانی و گام ایرانی را تعدیل مساوی کرد و گام را به ۲۴ ربع‌پرده مساوی تقسیم کرد و بر اساس آن برای اولین بار چند نوایی یا «پلی فونی» و هماهنگی (هارمونی) در موسیقی ایرانی توسط او راه یافت و اجرا شد. ابداع علامات عرضی سُری و کُرُن جهت ربع پرده ای موسیقی ایرانی نیز از ابداعات وی بود. همچنين در سال ۱۳۱۲ پندهايي از سعدي و فردوسي را در قالب سرود ساخته و پرداخته کرد و از آغاز مهر ۱۳۱۳ در اثر تلاش و کوشش فراوان توانست تدریس سرود را در برنامه درسی آموزش و پرورش دوره دبستان بگنجاند. استاد وزيري در ساختن و پرداختن مارش هاي ملي و ميهني زحمات فراواني كشيد و قطعاتي مانند : ' خاك ايران ' ، ' اي وطن ' ، ' مارش ظفر ' را ساخت و بعد از"عارف قزوینی" نخستين كسي بود كه موسيقي ايران را از انزوا بيرون آورد و در دسترس عامه بطور علمي قرار داد. کلنل"علینقی وزیری"را چه برهم زننده‌ی اصالت‌های موسیقی ایرانی بدانیم و چه وی را، بزرگی از اهالی بزرگ موسیقی! می‌پذیریم که با حضور این مرد در صحنه‌ی موسیقیایی کشور، الحان و نغمه‌ در این مرز و بوم مسیری دیگر پیموده است. پس از۷ دهه، هنوز که هنوز است کمتر نغمه‌ای می‌توان شنید که موسیقی وزیری در آن حضور نداشته باشد. مسیری که همچنان با فراز و نشیب‌های خود به حیات خویش ادامه می‌دهد.   از نظر تفكر، وزیری، فردی تجدد خواه بود كه در نظر داشت موسیقی ایران را، علمی کرده و همانند کشورهای توسعه یافته در مسیر پیشرفت قرار دهد.  آخرين سمت زنده ياد وزيري در دانشگاه ، استاد كرسي زيبا شناسي بود كه چند سال پيش از فوتش با عنوان استاد ممتاز دانشگاه تهران بازنشسته شد. علينقي وزيري به سال ۱۲۶۵ خورشيدي در تهران به دنيا آمد و در ۱۸ شهريور ۱۳۵۸ در تهران از دنيا رفت. یادش گرامی 🌺 🎼🎼🎼 آنچه در ارسال این مطلب نباید فراموش شود سعی و تلاش دوست عزیز و بزرگوارم جناب تقی عطایی در گردآوری و تهیه‌ی آنست 🌺

شیرکو بی کس همه او را به عنوان امپراطور شعر دنیا می‌شناسند، شاعر عشق و آزادی و طبیعت که جایزه ادبی قادسیه صدام را رد کرد و آن را نپذیرفت و همچنان به آزادی‌خواهی خویش ادامه داد. این شاعر نام‌آوازه که زندگی او همگام با سرآغاز شعر نو کُردی بود؛ کسی نیست جز "شیرکو بی‌کس" شاعری که نامش همه وجود او را به تصویر می‌کشد. در سال ۱۹۴۰ در شهر سلیمانیه کردستان عراق چشم به جهان گشود. پدرِ وی شاعر ملی کُرد «فایق بیکس» بود. تحصیلات ابتدایی را در سلیمانیه و هنرستان فنّی را در بغداد به پایان رساند. در ۱۷سالگی نخستین شعرش را منتشر کرد. سال ۱۹۶۴ به جمع شورشیان پیوست و در ایستگاه رادیویی به فعالیّت پرداخت. سال ۱۹۶۸ نخستین دفتر شعرش را (پرتو شعر) منتشر کرد. سال ۱۹۷۰ به همراه جمعی از نویسندگان و شاعران کُرد بیانه روانگه (دیدگاه) را حول محور ضرورت تحوّل و نوگرایی در شعر کُردی منتشر ساخت. سال ۱۹۷۴ برای دومین بار به شورشیان پیوست و پس از شکست قیام در ۱۹۷۵ به شهر رمادیه تبعید شد. پس از بازگشت به سلیمانیه در اداره آب به کار گرفته شد. پس از آن به خدمت عثمان هورامی درآمد و بهترین تجربیات شعری را از وی فرا گرفت. اواخر سال ۱۹۸۴ برای سومین بار به شورشیان پیوست. سال ۱۹۸۶ به ایران سفر کرد و از آنجا راهی سوریه شد، سپس به دعوت انجمن حقوق بشر به ایتالیا رفت و برای نخستین بار در شهر فلورانس و در جمع دوستداران شعرش، به شعرخوانی پرداخت. امپراطور شعر لقب گرفته و بیش از هشت هزار صفحه شعر گفته است، شاعری است که از عشق و طبیعت و آزادی و کردستان سخن می‌گوید. در سال ۱۹۸۸ جایزه خانه قلم سوئد "کورت توخولسکی" به وی اعطا شد و از سوی کشور سوئد به عنوان پناهنده سیاسی پذیرفته شد و در آنجا اقامت گزید. همانگونه که گفته شد زندگی شیرکو تقریباً هم‌زمان با سرآغاز شعر نو در ادبیات کُرد بوده و او و هم‌قطارانش توانستند در این مدت کوتاه شعر کُردی را به مرزهای تازه‌ای از ادبیات جهانی برسانند. سید علی صالحی از شاعران مطرح معاصر و دبیر کانون نویسندگان ایران در مورد وی چنین می‌گوید: "شیرکو بی‌کس بلندآوازه‌ترین نام و شاعر جهانی ملت کُرد است که او را در ردیف شاعرانی چون فدریکو گارسیا لورکا، ناظم حکمت، یانیس ریتسوس، پابلو نرودا، آدونیس (شاعر) و محمود درویش می‌دانند اما برای من سفیر ستارگان شهید و اندوه‌سرای زندگان عذاب‌دیدهٔ کردستان است." اشعار شیرکو از سال ۱۹۸۸ تحت عنوان شعر معاصر کُرد در کتاب‌های درسیِ دبیرستان‌های ایالات متحده و کانادا گنجانده شده‌است. وی عضو کانون نویسندگان کُردستان و سوئد بود. گزیده اشعارِ شیرکو بی‌کس به بسیاری از زبان‌های دنیا، از جمله انگلیسی، فرانسوی، ایتالیایی، سوئدی، دانمارکی، مجاری، آلمانی، عربی، ترکی و فارسی ترجمه شده‌است. در سال ۲۰۰۱ جایزه شعر پیره‌مێرد (پیرمرد)، شاعر بزرگ کُرد به وی اعطا شد. شیرکو روز چهارم اوت ۲۰۱۳ (مصادف با ۱۳ مرداد ماه ۱۳۹۲) در استکهلم درگذشت، پیکر او به عنوان اولین وزیر فرهنگ کردستان عراق با تشریفات رسمی به کردستان برگردانده و بنا به وصیّتش در پارک آزادی شهر سلیمانیه به خاک سپرده شد. یادش گرامی 🌺 📚📚📚 آنچه در ارسال این مطلب نباید فراموش شود سعی و تلاش دوست عزیز و بزرگوارم جناب تقی عطایی در گردآوری و تهیه‌ی آنست 🌺

‏فایل صوتی از طرف مسعود

اصطلاحات مثنوی : دفتر ششم جزر و مَد : فرونشستن و بالا آمدن آب دریا بر اثر جاذبه‌ی ماه و خورشید را جزر و مد میگویند . این حالت ، دو بار در شبانه روز اتفاق می‌افتد . چون ماه از خورشید به زمین نزدیکتر است در ایجاد جزر و مد ، تاثیر بیشتری دارد . مولانا میگوید : عارف بالله و انسان کامل نیز همواره در حال قبض و بسط است و این حالات متضاد ، همچنان بر دوام است تا آنکه او به سوی سایه‌ی سبحان ، عزیمت کرده و بار سفر ببندد و در این مرتبه هرچه هست بسط و رفعت است . رُخ : از مهره‌های شطرنج است که به جلو و راست و چپ حرکت می‌کند . صفحه‌ی شطرنج به دو نیمه‌ی مساوی تقسیم می‌شود و مهره‌ی رخ در آخرین خانه‌ی چپ و راست آن قرار دارد و در این بازی ، نقش مهمی را بر عهده دارد . به این مهره ، قلعه هم می‌گویند . مهره‌ی پیاده : این مهره ، بیشترین تعداد را در میان مهره‌های شطرنج داراست . مهره‌ی پیاده که به آن سرباز نیز میگویند به طور معمول ، ارزش چندانی ندارد اما گاهی اتفاق می‌افتد که در مواقع خاص و با توجه به آرایش مهره‌ها اهمیت بالایی پیدا می‌کند و اگر به آخرین خانه‌ی مقابل برسد به مقام قویترین و کارآمد ترین مهره‌ی بازی شطرنج یعنی وزیر ، ارتقاء درجه پیدا می‌کند . مهره‌های شطرنج در دو گروه سفید و سیاه به بازی گرفته می‌شوند . مهره‌های شطرنج عبارتند از : یک شاه ، یک وزیر ، دو فیل ، دو اسب ، دو رخ و هشت پیاده . #مسعود_لواسانی 🌺 ۶۶۳

‍ ‍ سیمابینا زاده ۱۴ دی ۱۳۲۳، نقاش، آهنگساز، نوازنده و خواننده آوازها و ترانه‌های محلی او از ۹ سالگی خوانندگی را در رادیو ایران آغاز کرد. ردیف موسیقی ایرانی و تکنیک‌های آوازی را نزد استادانی چون موسی‌خان معروفی و نصراله زرین‌پنجه فراگرفت. وی پس از فارغ‌التحصیل شدن از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران در رشته نقاشی، در سال ۱۳۴۹ تحصیل موسیقی ایرانی و ردیف را نزد عبداله دوامی ادامه داد و پس از سال ۱۳۵۷ در کنار تدریس موسیقی و آواز به پژوهش و گردآوری ترانه‌های محلی ایرانی و بازنویسی آهنگ‌های مردمی و روستایی، به ویژه موسیقی‌های محلی زادگاهش، خراسان پرداخته‌است. او با سفر به دورافتاده‌ترین نواحی در سرتاسر این منطقه توانسته‌ است مجموعه‌ای از ترانه‌ها و آهنگ‌های کمیاب و تقریباً فراموش‌شده را جمع‌آوری کند.  سیما بینا کلیه تصانیف منطقه خراسان را جمع‌آوری و خوانده است. از سال ۱۹۹۳ میلادی تا به امروز به جشنواره‌های جهانی دعوت شده و موسیقی محلی ایران را به گوش علاقه‌مندان رسانده‌ است. آهنگ نمی‌دانم چه در پیمانه کردی عارف قزوینی، اولین اثری است که بعد از انقلاب اجرا کرده است. ‎🎼🎼🎼 آنچه در ارسال این مطلب نباید فراموش شود سعی و تلاش دوست عزیز و بزرگوارم جناب تقی عطایی در گردآوری و تهیه‌ی آنست 🌺

‏فایل صوتی از طرف مسعود

‏فایل صوتی از طرف مسعود

اصطلاحات مثنوی : دفتر ششم انواع ذکر : صوفیه میگویند : یک نوع ذکر ، ذکر قلبی است که ابتدا بر زبان جاری شده و سپس دل آن را متذکر می‌شود و نوع دیگر ، ذکرِ نفسی است و آن ذکری است که قلب ، پیش از زبان متوجه‌ی مقصود شود . یعنی ابتدا قلب به ذکر آید و سپس زبان ، آن را بیان کند . ذکرِ یا هو ، سلطان اذکار است و می‌گویند : این ذکر شریف از لسان مبارک پیامبر اکرم ص و امام العارفین حضرت علی ع نیز شنیده شده است . عارف بالله ، بدون ذکر لسانی ، زبانی و لفظی نیز همواره خدا را همراه خود می‌بیند و به نظر ایشان ذکر لسانی ، دارای پائین ترین درجه در بین اذکار است . #مسعود_لواسانی 🌺 ۶۶۲