ru
Feedback
• ملکوت •

• ملکوت •

Открыть в Telegram

برداشت و پنداشت‌هایم: یادداشت‌های پراکنده در موضوعات مختلف و چیزهایی که دوست دارم. مطالب این کانال، چون احوال درونی صاحبِ آن، آشفته و بی‌نظم است، هیچ اصراری هم برای عضویت نیست. ح - واو @Hamimv

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
372
Подписчики
+124 часа
+97 дней
+10130 дней
Архив постов
photo content

How to love, according to Rumi Stephanie Honchell Smith @malakuot

این اجرای منتخب خودم که شعر را نیز کامل خوانده

نوران ابوطالب .

دلال ابو امنه .

هند حامد ‌.

سه اجرا از شعر حلاج با صدای سه بانو 👇

وَاللَه ما طَلَعَت شَمسٌ وَلا غَرُبَت إِلّا وَحُبُّكَ مَقرونٌ بِأَنفاسي وَلا جَلستُ إِلى قَومٍ أُحَدِّثُهُم إِلّا وَأَنتَ حَديثي بَينَ جُلّاسي وَلا ذَكَرتُكَ مَحزوناً وَلا فَرِحاً إِلّا وَأَنت بِقَلبي بَينَ وِسواسي وَلا هَمَمتُ بِشُربِ الماءِ مِن عَطَشٍ إِلّا رَأَيتُ خَيالاً مِنكَ في الكَأسِ وَلَو قَدَرتُ عَلى الإِتيانِ جِئتُكُم سَعياً عَلى الوَجهِ أَو مَشياً عَلى الرَأسِ وَيا فَتى الحَيِّ إِن غَنّيتَ لي طَرَباً فَغَنّنّي واسِفاً مِن قَلبِكَ القاسي مالي وَلَلناسِ كَم يَلحونَني سَفَهاً ديني لِنَفسي وَدينُ الناسِ لِلناسِ • الحلاج

جایگاه لطائف سته روحیه و محل سیر اسباق با رنگ‌های مربوطه @malakuot
جایگاه لطائف سته روحیه و محل سیر اسباق با رنگ‌های مربوطه @malakuot

یا رقبا یا نجبا یا نقبا یا ابدال یا اوتاد یا غوث یا قطب اغیثونی • دایره حضور رجال الغیب در جهات و امصار عالم در ماههای قمری ب
یا رقبا یا نجبا یا نقبا یا ابدال یا اوتاد یا غوث یا قطب اغیثونی • دایره حضور رجال الغیب در جهات و امصار عالم در ماههای قمری به روایت شیخ اکبر محیی الدین ابن عربی قدس سره، از نسخه ترکی عثمانی • بدان که رجال الغیب، شرفایی از زن و مردند اما اصطلاحا همه تحت عنوان رجال شناخته میشوند. @malakuot

. الله اکبر ای صنم حسنونده حیران اولموشام قوس قزح دیر قاشلارین یایینا قوربان اولموشام اوزون دور اول جنت گولی؛ بویون حقیقت سدره سی عشقینده من بولبول کیمی عالمده دستان اولموشام کون و مکام دان کئچمیشم وحدت شرابین ایچمیشم جانان اوزونو گورموشم سر تا قدم جان اولموشام دعوی منم قاضی منم منکر منم راضی منم طاغیله هم یازی منم من کل دوران اولموشام صوفی منم صافی منم عنقا منم قافی منم کافی منم شافی منم من درده درمان اولموشام زاهد منم عابد منم عاصی منم فاسق منم مومن منم کافر منم من کل اینسان اولموشام اوچماغیلن رضوان منم موسی ایله ثعبان منم دانا ایله نادان منم گه این و گه آن اولموشام گاه چیخمیشام عیسی کیمی چرخ اوستونه اوتورموشام گاه وارمیشام یوسف کیمی مصرده سلطان اولموشام صاحب قران قدرتم یاقوت کان وحدتم شیمدی نسیمی یم بوگون خاک ایله یکسان اولموشام - عمادالدین نسیمی - نوید مثمر

1414753972_Nevid Musmir - Allah-o-Akbar Ey Sanam!.mp35.04 MB

بنظر لازم نیست نسفی را معرفی کنم که برخی او را حتی از ... برتر میدانند. کتاب انسان کامل و دیگر آثار او از عظمت ادراک او نشانه ها دارد. * هیچ وقت این مقایسه ها را قبول ندارم که فلان از فلان برتر و فروتر است، خصوص در این موضوعات، هر کس منحصر بفرد است، این را که نقل کردم نیز، صرفا جهت یادآوری عظمت عزیزالدین بود که اسم را نیز انداختم.

صوفی صافی عزیزالدین نسفی، در مقدمه کشف الحقایق، سبب تالیف و شرایط زمان خود را بیان کرده که بسی دلگشا و امیدبخش است. قبل از مت
صوفی صافی عزیزالدین نسفی، در مقدمه کشف الحقایق، سبب تالیف و شرایط زمان خود را بیان کرده که بسی دلگشا و امیدبخش است. قبل از متنی که در تصویر است، سبب تالیف را ذکر میکند که آن، جز درخواست درویشان در بیان حقایق، نیست. اما آنچه در متن است: میگوید، این کتاب را درست زمانی آغاز کردم که مغول به بخارا حمله کرد و من خانواده و یاران نیز در آنجا بودیم، یعنی سال ۶۷۱ قمری، حالا زمان و روز دقیق را گفته که میخوانید. بعد گفته، در این مدت (یعنی ۲۹ سال) از ترس جان، در حال فرار و آواره شهرها بوده تا در سال ۷۰۰ ق کتاب را تمام کرده است. واقعا این چه اراده و همت و آزادگی است که درخواست درویشان او را در بدترین اوقات از نوشتن و تحقیق منصرف نکرده و در طی ۲۹ سال در بدترین شرایط مشغول تالیف و تحقیق می‌بوده است. حال اضافه میکنم تیمار یاران و اصحاب و سرپرستی آنها را نیز انجام میداده، غم خانواده و استاد خویش که در خوارزم شهید شده، و یاران جانی اش که در اطراف و اکناف پراکنده شدند، حتی ترس جان و بی خانمانی، او را از همت و هدف خود منصرف نکرده و بر تعهد مانده است. عمر ما در بین مصایب و سختی ها میگذرد، خوش آنکه زندگی میکند. @malakuot

قمرالصوفیه سیدنا ابوالحسن نوری (۲۲۵_۲۹۵ق): نظرت یوما الی‌النور فلم ازل انظرالیه حتی صرت ذالک‌ النور. یعنی: هر روز چنان در نور
قمرالصوفیه سیدنا ابوالحسن نوری (۲۲۵_۲۹۵ق): نظرت یوما الی‌النور فلم ازل انظرالیه حتی صرت ذالک‌ النور. یعنی: هر روز چنان در نور خیره شدم تا اینکه خود نور شدم. • بنقل از نفحات الانس جامی، ص ۷۹ @malakuot

کوی‌ نومیدی مرو، اومّیدهاست سوی‌ تاریکی مرو، خورشیدهاست • مثنوی شریف، دفتر اول
کوی‌ نومیدی مرو، اومّیدهاست سوی‌ تاریکی مرو، خورشیدهاست • مثنوی شریف، دفتر اول

photo content

دلم جز مِهرِ مَه‌رویان، طریقی بر نمی‌گیرد ز هر در می‌دهم پندش، ولیکن در نمی‌گیرد خدا را ای نصیحت‌گو، حدیثِ ساغر و مِی گو که نقشی در خیالِ ما، از این خوش‌تر نمی‌گیرد بیا ای ساقی گُل‌رُخ‌، بیاور بادهٔ رنگین که فکری در درونِ ما، از این بهتر نمی‌گیرد صُراحی می‌کشم پنهان و مردم دفتر انگارند عجب‌! گر آتشِ این زَرْق در دفتر نمی‌گیرد من این دَلقِ مُرَقَّع را، بخواهم سوختن روزی که پیرِ مِی فروشانش‌، به جامی بر نمی‌گیرد از آن رو هست یاران را، صفا‌ها با مِی لَعلَش که غیر از راستی نقشی، در آن جوهر نمی‌گیرد سر و چَشمی چُنین دلکَش، تو گویی چشم از او بردوز؟ برو کاین وعظ بی‌معنی‌، مرا در سر نمی‌گیرد نصیحتگو‌‌یِ رندان را، که با حکمِ قضا جنگ است دلش بس تنگ می‌بینم، مگر ساغر نمی‌گیرد میانِ گریه می‌خندم‌، که چون شمع اندر این مجلس زبانِ آتشینم هست، لیکن در نمی‌گیرد چه خوش صیدِ دلم کردی، بنازم چَشمِ مستت را که کَس مُرغانِ وحشی را، از این خوش‌تر نمی‌گیرد سخن در احتیاجِ ما و اِسْتِغنا‌یِ معشوق است چه سود افسونگر‌ی ای دل؟ که در دلبر نمی‌گیرد من آن آیینه را روزی، به دست آرَم سِکَنْدَر‌وار اگر می‌گیرد این آتش زمانی‌، ور نمی‌گیرد خدا را رحمی ای مُنْعِم‌، که درویشِ سرِ کویت دری دیگر نمی‌داند، رهی دیگر نمی‌گیرد بدین شعرِ ترِ شیرین‌، ز شاهنشَه عجب دارم که سر تا پایِ حافظ را، چرا در زر نمی‌گیرد • حافظ

... زبان آتشینم هست، لیکن در نمیگیرد حیف حیف!!!

بیا ای ساقی گلرخ ، بیاور باده رنگین .