ru
Feedback
• ملکوت •

• ملکوت •

Открыть в Telegram

برداشت و پنداشت‌هایم: یادداشت‌های پراکنده در موضوعات مختلف و چیزهایی که دوست دارم. مطالب این کانال، چون احوال درونی صاحبِ آن، آشفته و بی‌نظم است، هیچ اصراری هم برای عضویت نیست. ح - واو @Hamimv

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
372
Подписчики
+124 часа
+97 дней
+10130 дней
Архив постов
به مویی بسته صبرم نغمه تارست پنداری دلم از هیچ می‌رنجد دل یارست پنداری به تحریک نسیمی خاطرم آشفته می‌گردد به خودرأیی سر زلفین دلدارست پنداری نه پندم می‌دهد سودی نه کارم راست بهبودی دلی دارم که هر امسال او پارست پنداری ننوشم تا قدح بر من دری از غیب نگشاید کلید روزنم در دست خمارست پنداری چنانم با سر زلف صنم سر رشته محکم شد که رگ‌های تنم پیوند زنارست پنداری به نوعی طعن مردم را هدف گشتم که دامانم ز سنگ کودکان دامان کهسارست پنداری فلک را دیده‌ها بر هم نمی‌آید شب از کینم چنان هشیار می‌خوابد که بیدارست پنداری غم خونخوار نوعی در قفای جانم افتاده که او را در جهان با من همین کارست پنداری «نظیری» بوالعجب شیرین و نازک نکته می‌آری تو را شکر به خرمن، گل به خروارست پنداری • محمدحسین نظیری نیشابوری (م ۱۰۲۱ ق- آگره هند) @malakuot

گربه‌های معنوی که در همه‌جا و همه آیین‌ها وجود دارن @malakuot
+1
گربه‌های معنوی که در همه‌جا و همه آیین‌ها وجود دارن @malakuot

جایگاه لطایف سته/سبعه روحیه در پیکر انسانی @malakuot
جایگاه لطایف سته/سبعه روحیه در پیکر انسانی @malakuot

15044518444325mp3_71.mp37.03 MB

Ze_Mojgane_Siahe_To_Ólafur_Arnalds_&_Mohammad_Reza_Shajarian_Sepanta.mp315.21 MB

photo content

گفتم که ماه من شو ... @malakuot

سر تربت حسین پناهی، بهش گفتم فکر نکن اینجا تو یه جای پرت، فراموش شدی، بلاخره مجانین عالم فراموشت نمیکنن. ازش پرسیدم چی شد، ان
سر تربت حسین پناهی، بهش گفتم فکر نکن اینجا تو یه جای پرت، فراموش شدی، بلاخره مجانین عالم فراموشت نمیکنن. ازش پرسیدم چی شد، انجیر نشدی؟ اگه میتونستم بالا سر این مزار یه درخت انجیر میکاشتم. کهگیلویه و بویراحمد، سوق - بهمن ۱۴۰۴ @malakuot

سرود مجلس جمشید گفته‌اند این بود که جام باده بیاور که جم نخواهد ماند غنیمتی شمر ای شمع وصل پروانه که این معامله تا صبحدم نخواهد ماند توانگرا دل درویش خود بدست آور که مخزن زر و گنج درم نخواهد ماند 

مثنوی طولانی است نسخه های مغلوط زیادی از آن وجود دارد سعی میکنم نسخه ای منقح ارسال کنم

بخشی از مثنوی اسم اعظم، سروده کاشف رموز سبحانی، عارف معارف حقانی، علامه محمود دهدار: نزد اهل خرَد این هست عیان حرف جیم و عدد اوست چو جان آن یکی، وصف اله است و جمال وین یکی، نفی صفات است و جلال ای دو عالَم به یک امر از تو تمام جسم و جان از تو به تنسیق و نظام همه از جُودِ تو دارند وجود رو بذات تو به نجوا و سجود جام جَمجاهِ جلالست جهان جلوه ی جان و جمالست جوان فرَج و فجر و جِنان جاوید جفت و زوجست و زِ جمعست امید جَذر ِ مجهول ز جفر است و ز جبر هر دو گنج آیدت از رنج، وَ صبر تو ز جغرافی و از علم نجوم بشو محظوظ ز انواع علوم ز جواهر، تو چو فیروزج و جَزع چو زَبَرجَد، دُر و مَرجان کن نزع گنج اسرار الهی جیم است جامع جوهر جاهی جیم است اسم اعظم که بسی پراثر است دیده ها جمله ازآن بیخبر است اوّلش جیم و چهارم لام است سِیُّمَش حرف دل ایّام است بال جبریل، دوحرفست؛ بجوی! زِ رُخ «جَم» بری از اسمش بوی! عدد «جیم» چو «احمد» باشد برترین خلق، «محمد» باشد که ز ما باد بر او بس صلوات و بر آن آل ِ رَفیع الدَّرَجات • • • • • • • در سَر ِ آیه اى از اَنفال است اولش هفده و آخر سین است متصل در وسط یاسین است قلب او باعث خوشحالی هاست فتح و نصبش همه با نور و ضیاست شامل کلى اَدوار حروف جامع علّت آثار حروف عدد بینه‌اش هفتاد است این هم از قاعده استاد است خواهم آن دل که بیابد این رمز نکته فاش رموزات به غمز اى «عیانی» چو تو این کشف رموز کردى و یافتى آن نقدِ کُنوز بیش از این کاشف این راز مباش راز پنهان کن و غمّاز مباش! هر که اهلیّت این کارش است به دعا حاصل ازین حالش هست دم فرو بند که نا اهل شریر نشود زین روش خاص خبیر من به توفیق خداوند غفور طالبان را بنمودم دستور اصل و فرعش بنمودم به رموز فاش کردم به همه، نقد کنوز خواهش ما بُوَد از اهل کمال چو گشایند ز هم این اَقفال به «عیانی» همه از صدق و صفا بکنند از سر اخلاص، دعا @malakuot

تربت پاک استاد الاساتید علامه ذوالفنون، عارف کامل و کامل عامل، معین الدین ابومحمد محمود دهدار متخلص به عیانی، در گورستان نورا
تربت پاک استاد الاساتید علامه ذوالفنون، عارف کامل و کامل عامل، معین الدین ابومحمد محمود دهدار متخلص به عیانی، در گورستان نورانی دارالسلام شیراز @malakuot

دنیا پر از رنج اما با این حال، درختان گیلاس شکوفه میزنند... • شکوفه‌های درختان بادام وحشی، در بهار زود از موعد شهر بهشتیِ دهد
+2
دنیا پر از رنج اما با این حال، درختان گیلاس شکوفه میزنند... • شکوفه‌های درختان بادام وحشی، در بهار زود از موعد شهر بهشتیِ دهدشت ۲۴ - بهمن - ۱۴۰۴ • هایکو از کوبایاشی ایسا @malakuot

چقدر دوست داشتم که چند خطی درباره خویی بنویسم. از قبلش، از بعدش و از مرگش... خلاصه گویا چنین حالی هم نیست، شاید اهمیت هم نداشته باشد، خیلی چیزها هست که همه جا را پر کرده است و انگار که دیگر باید گذاشت و رفت... حتی از شعر "وقتی که کودک بودم" اش هم نتوانستم که بنویسم... اما بعد، این شعر و صدای اوست... @malakuot

این وجود خسته را، بعد این ایام فقط تنفس هوای شیراز میتوانست که جانی دوباره ببخشد شیرازِ پر کرشمه و ناز و سراسر راز

بسیار سفر باید تا پخته شود خامی صوفی نشود صافی تا درنکشد جامی گر پیر مناجات است ور رند خراباتی هر کس قلمی رفته‌ست بر وی به سر
بسیار سفر باید تا پخته شود خامی صوفی نشود صافی تا درنکشد جامی گر پیر مناجات است ور رند خراباتی هر کس قلمی رفته‌ست بر وی به سرانجامی فردا که خلایق را دیوان جزا باشد هر کس عملی دارد من گوش به انعامی ای بلبل اگر نالی من با تو هم آوازم تو عشق گلی داری من عشق گل اندامی سروی به لب جویی گویند چه خوش باشد آنان که ندیدستند سروی به لب بامی روزی تن من بینی قربان سر کویش وین عید نمی‌باشد الا به هر ایامی ای در دل ریش من مهرت چو روان در تن آخر ز دعاگویی یاد آر به دشنامی باشد که تو خود روزی از ما خبری پرسی ور نه که برد هیهات از ما به تو پیغامی گرچه شب مشتاقان تاریک بود اما نومید نباید بود از روشنی بامی سعدی به لب دریا دردانه کجا یابی در کام نهنگان رو گر می‌طلبی کامی  

3- Az_Kafam_Raha-(SONG95.IR).mp314.36 MB

سُمنونِ مُحبّ از عارفان صاحب ذوق بود. در کنار دجلهٔ بغدادش دیدند، شاخِ حیوانی در دست داشت و چندان بر رانش زده بود، زخم شده؛ و مُتالّم نبود و به این قطعه مترنّم بود و از مستیِ شوق، خود را نمی‌دانست. قطعةٌ لطیفه: كان لي قلب اعيش به ضاع مني في تقلبه رب فاردده علي فقد ضاق صدري في تطلبه واغث ما دام بي رمق يا غياث المستغيث به یعنی: پیشتر مرا دلی بود که بدان زندگی میکردم ولی در گردش دوران، آن دل از من گم گشت. بار پروردگارا دلم را به من باز گردان، که سینه‌ام در جستجوی دلم تنگ گردیده و تا رمقی در من مانده است، مرا دستگیری فرما؛ ای که دستگیر پناه آورندگانی. @malakuot

دائم گل این بستان شاداب نمی‌ماند آواز غلامرضا دادبه شعر: حافظ @malakuot

ایّام جوانیست! شراب اولیتر با روی نکو بادهٔ ناب اولیتر این عالم فانی چو خرابست و یباب از باده درو مست و خراب اولیتر • خیام *
ایّام جوانیست! شراب اولیتر با روی نکو بادهٔ ناب اولیتر این عالم فانی چو خرابست و یباب از باده درو مست و خراب اولیتر • خیام * ایام جوانیست را باید که به تمام عمر اطلاق کرد که پیر و جوان در این دیر فانی ناکام‌اند. * یَباب، ویران و خراب - زمین بایر و خراب و ... را گویند. @malakuot