𝖲𝗎𝗆𝗆𝖾𝗋 𝖢𝗁𝗂𝗅𝖽⊹ ׅ ࣪
رفتن به کانال در Telegram
-𝘭𝘪𝘬𝘦 𝘵𝘩𝘦 𝘴𝘶𝘯 𝘪𝘯 𝘸𝘪𝘯𝘵𝘦𝘳𝘴 @Summerchilddbot 𝖠𝗍𝖾𝗇𝖺: http://t.me/BluChtBot?start=63a2ad00b8daa3898c47 𝚃𝚒𝙾: t.me/BluChtBot?start=60a0ad00b1d9a3808844
نمایش بیشترإيران123 665دسته بندی مشخص نشده است
1 210
مشترکین
-124 ساعت
-107 روز
-9030 روز
آرشیو پست ها
1 210
Repost from پَناهگاهِنَقاشِخیابانِبِیکِر.
🎞 : اگه توی چنلتون دربارهی فیلموسریال، کتاب، پلیلیست، روزمرگی، هنر، نوشته یا علایقتون میذارید، این پیامو فوروارد کنین تا توی فولدر بذارمتون و همدیگه رو پیدا کنیم.💘
•Limit: تا زمانی که خط بخوره.
•Read: THIS
1 210
Repost from 𝖺 𝗅𝗂𝗍𝗍𝗅𝖾 𝖽𝖾𝖺𝗍𝗁
این پیامو فور بزنید تا چنل چند نفرتونو رندوم توصیف کنم و از بقیتون پست فور بزنم🦔
الان میذارم
1 210
مامانم همیشه بهم میگه اینکه روز بدی داشتی دلیل برای این نیست که زندگی بدی داری و این جمله همیشه منو یاد Evermore از تیلور میندازه.
1 210
میدونین برداشت کلی من از این آهنگ اینکه گاهی وقتی مدت زیادی تو شرایط سختی زندگی میکنیم فراموش میکنیم که احساسات ما لزوما پیشبینیکننده آینده نیستن
اینکه امروز نمیتونیم خوشحالی رو تصور کنیم به این معنی نیست که فردا هم نمیتونیم خوشحال باشیم
اینکه امروز احساس میکنیم گم شدیم به این معنی نیست که برای همیشه بیجهت میمونیم
و شاید مهمترین بخش آهنگ همین باشه که راوی تو پایان نمیگه من خوب شدم
فقط میگه شاید این درد قرار نیست تا ابد ادامه داشته باشه
به نظرم evermore آهنگی درباره نجات پیدا کردن نیست درباره دوباره باور کردن امکان نجات پیدا کردنه
و این دو تا با هم تفاوت خیلی بزرگی دارن
1 210
بعدش ورود صدای Bon Iver *پیدا شدن یه نفر توی نابودی
اینجا یکی از مهمترین تغییرات آهنگ اتفاق میوفته
And when I was shipwrecked I thought of youوقتی کشتیم شکسته بود به تو فکر کردم Shipwrecked یعنی کشتیشکسته راوی خودش رو کسی میبینه که تو دریا گرفتار شده و تمام چیزهایی که زمانی بهش تکیه میکرده رو از دست داده اما تو همون لحظه به یک نفر فکر میکنه این شخص میتونه معشوق، یه دوست، یه فرد مهم یا حتی کسی باشه که حضورش تو ذهن راوی معنای خاصی داره
In the cracks of light I dreamed of youتو شکافهای نور خواب تو رو دیدم این تصویر خیلی قشنگه نور دیگه یه روشنایی بزرگ و کامل نیست فقط از شکافها وارد تاریکی میشه و راوی حتی همین مقدار نور رو هم به یاد اون شخص پیوند میده به نظرم این قسمت درباره آدمیه که لزوما نمیتونه تمام مشکلات ما رو حل کنه اما یاد و حضورش باعث میشه هنوز چیزی برای ادامه دادن وجود داشته باشه
It was real enough To get me throughاونقدر واقعی بود که بتونم از اون شرایط عبور کنم این جمله از نظر عاطفی خیلی مهمه گاهی چیزی که ما رو از یک دوره سخت عبور میده فقط یک اتفاق بزرگ یا یک راهحل قطعی نیست گاهی فقط فکر کردن به کسیه که بودنش برامون معنای خاصی داره
But I swear You were thereاما قسم میخورم تو اونجا بودی شاید اون شخص واقعا کنارش نبوده اما حضورش تو ذهن و احساس راوی اونقدر واقعی بوده که انگار تو تمام اون لحظات همراهش بوده اینجا عشق به معنای نجات دادن یک نفر نیست بلکه به معنای تبدیل شدن به بخشی از امید اونه
And I was catching my breath Floors of a cabin creaking under my stepو دوباره دارم نفسم رو تازه میکنم این بار صدای کف چوبی یک کلبه رو زیر قدمهام میشنوم به فضای این قسمت دقت کنید تو اول آهنگ راوی کنار پنجرهای باز و در سرمای زمستان بود بعد خودش رو پابرهنه تو زمستون تصور کرد اما حالا داخل یک کلبست یک فضای بسته، گرمتر و امنتر حتی صدای قدمهاش رو میشنوه انگار دوباره به محیط اطرافش برگشته و میتونه حضور خودش رو در جهان احساس کنه و بعد:
And I couldn't be sure I had a feeling so peculiar This pain wouldn't be for Evermoreاینجا تمام معنای آهنگ تغییر میکنه در اول آهنگ میگفت: This pain would be for evermore این درد تا ابد ادامه داره اما تو پایان میگه: This pain wouldn't be for evermore این درد تا ابد ادامه قرار نیست باشه فقط یک کلمه تغییر کرده Would به wouldn't تبدیل شده اما همین تغییر کوچیک نشون میده که راوی بالاخره تونسته احتمال متفاوت بودن آینده رو بپذیره نمیگه دیگه هیچ دردی وجود نداره نمیگه همهچیز درست شده فقط دیگه مطمئن نیست که قرار باشه همیشه همینقدر درد بکشه و شاید امید دقیقا از همینجا شروع میشه به نظرم evermore درباره سه مرحله از تجربه انسانیه اولیش گرفتار شدن تو گذشته آدمی که مدام اتفاقات گذشته رو مرور میکنه و دنبال لحظهای میگرده که همهچیز از اونجا خراب شده دومی از دست دادن تصور آینده وقتی ناراحتی طولانی میشه آدم ممکنه فکر کنه این وضعیت بخشی از هویتشه و هیچوقت تغییر نمیکنه سومی پذیرفتن امکان دوباره زندگی کردن نه به این دلیل که تمام مشکلات حل شدن بلکه چون یک نفر یک خاطره یا حتی یک لحظه کوچک باعث شده دوباره احتمال بهتر شدن رو باور کنه یک نکته خیلی مهم درباره نقش Bon Iver حضور صدای Justin Vernon تو این آهنگ فقط یک همکاری موسیقی نیست از نظر روایی ورود صدای دوم درست تو نقطهای اتفاق میوفته که راوی از تنهایی و آشفتگی خودش فاصله میگیره و به یاد شخص دیگهای میوفته انگار تا قبل از این قسمت تمام آهنگ تو ذهن یک انسان تنها اتفاق میوفتاد اما حالا یک ارتباط انسانی وارد داستان میشه و این تغییر با تغییر فضای موسیقی هم خیلی همراهه
1 210
And I couldn't be sure I had a feeling so peculiar That this pain would be for Evermoreو مطمئن نبودم اما احساس عجیبی داشتم که این درد قراره تا ابد ادامه داشته باشه به نظرم این مهمترین قسمت نیمه اول آهنگ توجه کن که راوی نمیگه دردش واقعا ابدیه بلکه میگه چنین احساسی داره این تفاوت خیلی مهمه وقتی آدم مدت زیادی تو شرایط سختی قرار میگیره ممکنه آینده رو هم شبیه گذشته تصور کنه چون مدتهاست حال خوبی نداشته دیگه نمیتونه به راحتی تصور کنه که روزی شرایط متفاوت میشه Evermore تو این قسمت بیشتر از اینکه به معنای ابدیت باشه نماد ترس از ابدی بودن رنجه
Hey December Guess I'm feeling unmoored Can't remember What I used to fight forسلام دسامبر فکر کنم دیگه احساس میکنم لنگر ندارم حتی یادم نمیاد قبلا برای چی میجنگیدم Unmoored یعنی چیزی که از لنگر جدا شده و دیگه به جایی متصل نیست این استعاره با فضای دریایی آهنگ هم ارتباط داره:]] راوی قبلا هدفها، باورها و چیزهایی داشته که به زندگیش جهت میدادن اما حالا احساس میکنه از همه اونها جدا شده گاهی خستگی فقط به معنای نداشتن انرژی نیست گاهی آدم حتی دلیل تلاش کردنش رو هم فراموش میکنه
I rewind the tape but all it does is pause On the very moment all was lostنوار رو به عقب برمیگردونم اما فقط روی همون لحظهای متوقف میشه که همهچیز از دست رفت اینجا دوباره با مرور گذشته مواجهیم اما این بار راوی حتی نمیتونه از اون لحظه عبور کنه ذهنش روی یک خاطره گیر کرده
Sending signals To be double crossedسیگنالهایی میفرستم که در نهایت به خیانت یا فریب ختم میشن این قسمت میتونه به تجربه اعتماد کردن و ناامید شدن اشاره داشته باشه انگار راوی هنوز تلاش میکنه با جهان ارتباط برقرار کنه اما هر بار احساس میکنه پاسخ مناسبی دریافت نمیکنه
And I was catching my breath Barefoot in the wildest winter Catching my deathاین بار به جای خیره شدن به پنجره باز راوی خودش رو پابرهنه در دل سردترین زمستون تصور میکنه پابرهنه بودن تو زمستون نماد آسیبپذیری و نداشتن هیچ محافظتیه زمستون هم میتونه استعارهای از دورهای از زندگی باشه که همهچیز سرد، بیروح و غیرقابل تحمل به نظر میرسه نکته جالب اینکه راوی هنوز همون احساس قبلی رو داره با اینکه این همه زمان گذشته...
I had a feeling so peculiar That this pain would be for Evermoreتکرار این جمله نشون میده که هنوز نتونسته از باور ابدی بودن دردش فاصله بگیره اما قرار نیست این وضعیت تا پایان آهنگ باقی بمونه
Can't not think of all the cost And the things that will be lost نمیتونم به تمام هزینهها و چیزهایی که ممکنه از دست برن فکر نکنم اینجا راوی فقط به گذشته فکر نمیکنه بلکه نگران آینده هم هست به تمام چیزهایی که ممکنه برای عبور از این شرایط مجبور بشه از دست بده
Oh, can we just get a pause? To be certain we'll be tall again میشه فقط کمی مکث کنیم؟! فقط برای اینکه مطمئن بشیم دوباره قد میکشیم این قسمت به نظرم یکی از قشنگ ترین تصاویر آهنگه Tall again میتونه استعارهای از دوباره قوی شدن، رشد کردن و به دست آوردن اعتمادبهنفس باشه راوی نمیخواد لزوما همهچیز همین الان درست بشه فقط میخواد فرصتی داشته باشه تا مطمئن بشه هنوز امکان رشد وجود داره
Whether weather be the frost Or the violence of the dog daysچه هوا یخبندان باشه چه خشونت روزهای سوزان تابستون اینجا زمستون و تابستون در مقابل هم قرار میگیرن انگار راوی میگه مهم نیست سختیها چه شکلی داشته باشن گاهی زندگی با سرما و فقدان آزارمون میده و گاهی با شدت و فشار اتفاقات
I'm on waves, out being tossed Is there a line that I could just go cross? من روی موجهام و این طرف و اون طرف پرتاب میشم آیا خطی وجود داره که بتونم ازش عبور کنم؟! راوی خودش رو مثل کسی تصور میکنه که وسط دریاست و هیچ کنترلی روی موجها نداره سوال آخر هم میتونه درباره پیدا کردن یه مرز یه راه خروج یا نقطهای برای تغییر وضعیت باشه انگار فقط دنبال یه نشونست که بهش بگه از کجا باید عبور کنه تا دوباره به زندگی برگرده
1 210
Gray November I've been down since July Motion capture Put me in a bad lightنوامبر خاکستریه و راوی میگه از ماه جولای حال خوبی نداشته انتخاب ماهها اتفاقی نیست به نظر میرسه تیلور میخواد گذر چند ماه رو نشون بده درحالیکه حال درونی راوی هیچ تغییری نکرده جولای تا نوامبر زمان زیادیه اما انگار تمام این مدت تو یک وضعیت روانی ثابت گیر افتاده عبارت Motion capture هم جالبه موشن کپچر تکنیکی برای ثبت حرکات انسانه و میتونه استعارهای از این باشه که راوی احساس میکنه تمام رفتارها و حرکاتش ثبت و از زاویهای نامطلوب دیده میشن انگار حتی نمیتونه خودش رو بدون قضاوت دیگران تجربه کنه. مثلا میدونین وقتی حال بد به یک وضعیت طولانی تبدیل میشه آدم ممکنه حتی درک خودش از زندگی رو هم از دریچه همون ناراحتی ببینه
I replay my footsteps on each stepping stone Trying to find the one where I went wrongمن قدمهام رو روی تکتک سنگهایی که ازشون عبور کردم دوباره مرور میکنم تا بفهمم کجا اشتباه کردم این قسمت درباره نشخوار فکریه راوی مدام گذشته رو مرور میکنه و دنبال یک نقطه مشخص میگرده که همهچیز از اونجا خراب شده شاید فکر میکنه اگه بتونه اون لحظه رو پیدا کنه بالاخره دلیل تمام اتفاقات رو میفهمه اما مشکل اینجاست که همیشه یک نقطه مشخص برای شروع درد وجود نداره گاهی مجموعهای از اتفاقات کوچک تصمیمها فقدانها و تجربهها آدم رو به جایی میرسونن که دیگه خودش رو نمیشناسه
Writing letters Addressed to the fireنامههایی مینویسم که مقصدشون آتیشه تصویر فوقالعادهایه نامه نوشتن معمولا راهیه برای گفتن حرفهایی که نتونستیم به کسی بگیم اما فرستادن اون نامهها به آتیش یعنی شاید راوی حتی انتظار دریافت پاسخ هم نداره انگار فقط میخواد حرفهاش رو از خودش بیرون بریزه و نابود شدنشون رو تماشا کنه این میتونه نمادی از رها کردن گذشته و حرفهای ناگفته هم باشه
And I was catching my breath Staring out an open window Catching my deathاینجا راوی رو در حالتی از فرسودگی و آشفتگی میبینیم نفس تازه کردن، خیره شدن به پنجره باز و احساس نزدیک شدن به مرگ، همشون فضایی از آسیبپذیری و درماندگی میسازن پنجره باز هم تصویر مهمیه پنجره میتونه نماد امکان خروج، دنیای بیرون یا فاصله بین راوی و زندگی باشه اما راوی فقط به اون خیره شده و هنوز حرکتی نمیکنه
1 210
مامانم همیشه بهم میگه اینکه روز بدی داشتی دلیل برای این نیست که زندگی بدی داری و این جمله همیشه منو یاد Evermore از تیلور میندازه.
1 210
میدونین برداشت کلی من از این آهنگ اینکه گاهی وقتی مدت زیادی تو شرایط سختی زندگی میکنیم فراموش میکنیم که احساسات ما لزوما پیشبینیکننده آینده نیستن
اینکه امروز نمیتونیم خوشحالی رو تصور کنیم به این معنی نیست که فردا هم نمیتونیم خوشحال باشیم
اینکه امروز احساس میکنیم گم شدیم به این معنی نیست که برای همیشه بیجهت میمونیم
و شاید مهمترین بخش آهنگ همین باشه که راوی تو پایان نمیگه من خوب شدم
فقط میگه شاید این درد قرار نیست تا ابد ادامه داشته باشه
به نظرم evermore آهنگی درباره نجات پیدا کردن نیست درباره دوباره باور کردن امکان نجات پیدا کردنه
و این دو تا با هم تفاوت خیلی بزرگی دارن
1 210
بعدش ورود صدای Bon Iver *پیدا شدن یه نفر توی نابودی
اینجا یکی از مهمترین تغییرات آهنگ اتفاق میوفته
And when I was shipwrecked I thought of youوقتی کشتیم شکسته بود به تو فکر کردم Shipwrecked یعنی کشتیشکسته راوی خودش رو کسی میبینه که تو دریا گرفتار شده و تمام چیزهایی که زمانی بهش تکیه میکرده رو از دست داده اما تو همون لحظه به یک نفر فکر میکنه این شخص میتونه معشوق، یه دوست، یه فرد مهم یا حتی کسی باشه که حضورش تو ذهن راوی معنای خاصی داره
In the cracks of light I dreamed of youتو شکافهای نور خواب تو رو دیدم این تصویر خیلی قشنگه نور دیگه یه روشنایی بزرگ و کامل نیست فقط از شکافها وارد تاریکی میشه و راوی حتی همین مقدار نور رو هم به یاد اون شخص پیوند میده به نظرم این قسمت درباره آدمیه که لزوما نمیتونه تمام مشکلات ما رو حل کنه اما یاد و حضورش باعث میشه هنوز چیزی برای ادامه دادن وجود داشته باشه
It was real enough To get me throughاونقدر واقعی بود که بتونم از اون شرایط عبور کنم این جمله از نظر عاطفی خیلی مهمه گاهی چیزی که ما رو از یک دوره سخت عبور میده فقط یک اتفاق بزرگ یا یک راهحل قطعی نیست گاهی فقط فکر کردن به کسیه که بودنش برامون معنای خاصی داره
But I swear You were thereاما قسم میخورم تو اونجا بودی شاید اون شخص واقعا کنارش نبوده اما حضورش تو ذهن و احساس راوی اونقدر واقعی بوده که انگار تو تمام اون لحظات همراهش بوده اینجا عشق به معنای نجات دادن یک نفر نیست بلکه به معنای تبدیل شدن به بخشی از امید اونه
And I was catching my breath Floors of a cabin creaking under my stepو دوباره دارم نفسم رو تازه میکنم این بار صدای کف چوبی یک کلبه رو زیر قدمهام میشنوم به فضای این قسمت دقت کنید تو اول آهنگ راوی کنار پنجرهای باز و در سرمای زمستان بود بعد خودش رو پابرهنه تو زمستون تصور کرد اما حالا داخل یک کلبست یک فضای بسته، گرمتر و امنتر حتی صدای قدمهاش رو میشنوه انگار دوباره به محیط اطرافش برگشته و میتونه حضور خودش رو در جهان احساس کنه و بعد:
And I couldn't be sure I had a feeling so peculiar This pain wouldn't be for Evermoreاینجا تمام معنای آهنگ تغییر میکنه در اول آهنگ میگفت: This pain would be for evermore این درد تا ابد ادامه داره اما تو پایان میگه: This pain wouldn't be for evermore این درد تا ابد ادامه قرار نیست باشه فقط یک کلمه تغییر کرده Would به wouldn't تبدیل شده اما همین تغییر کوچیک نشون میده که راوی بالاخره تونسته احتمال متفاوت بودن آینده رو بپذیره نمیگه دیگه هیچ دردی وجود نداره نمیگه همهچیز درست شده فقط دیگه مطمئن نیست که قرار باشه همیشه همینقدر درد بکشه و شاید امید دقیقا از همینجا شروع میشه به نظرم evermore درباره سه مرحله از تجربه انسانیه اولیش گرفتار شدن تو گذشته آدمی که مدام اتفاقات گذشته رو مرور میکنه و دنبال لحظهای میگرده که همهچیز از اونجا خراب شده دومی از دست دادن تصور آینده وقتی ناراحتی طولانی میشه آدم ممکنه فکر کنه این وضعیت بخشی از هویتشه و هیچوقت تغییر نمیکنه سومی پذیرفتن امکان دوباره زندگی کردن نه به این دلیل که تمام مشکلات حل شدن بلکه چون یک نفر یک خاطره یا حتی یک لحظه کوچک باعث شده دوباره احتمال بهتر شدن رو باور کنه یک نکته خیلی مهم درباره نقش Bon Iver حضور صدای Justin Vernon تو این آهنگ فقط یک همکاری موسیقی نیست از نظر روایی ورود صدای دوم درست تو نقطهای اتفاق میوفته که راوی از تنهایی و آشفتگی خودش فاصله میگیره و به یاد شخص دیگهای میوفته انگار تا قبل از این قسمت تمام آهنگ تو ذهن یک انسان تنها اتفاق میوفتاد اما حالا یک ارتباط انسانی وارد داستان میشه و این تغییر با تغییر فضای موسیقی هم خیلی همراهه
1 210
And I couldn't be sure I had a feeling so peculiar That this pain would be for Evermoreو مطمئن نبودم اما احساس عجیبی داشتم که این درد قراره تا ابد ادامه داشته باشه به نظرم این مهمترین قسمت نیمه اول آهنگ توجه کن که راوی نمیگه دردش واقعا ابدیه بلکه میگه چنین احساسی داره این تفاوت خیلی مهمه وقتی آدم مدت زیادی تو شرایط سختی قرار میگیره ممکنه آینده رو هم شبیه گذشته تصور کنه چون مدتهاست حال خوبی نداشته دیگه نمیتونه به راحتی تصور کنه که روزی شرایط متفاوت میشه Evermore تو این قسمت بیشتر از اینکه به معنای ابدیت باشه نماد ترس از ابدی بودن رنجه
Hey December Guess I'm feeling unmoored Can't remember What I used to fight forسلام دسامبر فکر کنم دیگه احساس میکنم لنگر ندارم حتی یادم نمیاد قبلا برای چی میجنگیدم Unmoored یعنی چیزی که از لنگر جدا شده و دیگه به جایی متصل نیست این استعاره با فضای دریایی آهنگ هم ارتباط داره:]] راوی قبلا هدفها، باورها و چیزهایی داشته که به زندگیش جهت میدادن اما حالا احساس میکنه از همه اونها جدا شده گاهی خستگی فقط به معنای نداشتن انرژی نیست گاهی آدم حتی دلیل تلاش کردنش رو هم فراموش میکنه
I rewind the tape but all it does is pause On the very moment all was lostنوار رو به عقب برمیگردونم اما فقط روی همون لحظهای متوقف میشه که همهچیز از دست رفت اینجا دوباره با مرور گذشته مواجهیم اما این بار راوی حتی نمیتونه از اون لحظه عبور کنه ذهنش روی یک خاطره گیر کرده
Sending signals To be double crossedسیگنالهایی میفرستم که در نهایت به خیانت یا فریب ختم میشن این قسمت میتونه به تجربه اعتماد کردن و ناامید شدن اشاره داشته باشه انگار راوی هنوز تلاش میکنه با جهان ارتباط برقرار کنه اما هر بار احساس میکنه پاسخ مناسبی دریافت نمیکنه
And I was catching my breath Barefoot in the wildest winter Catching my deathاین بار به جای خیره شدن به پنجره باز راوی خودش رو پابرهنه در دل سردترین زمستون تصور میکنه پابرهنه بودن تو زمستون نماد آسیبپذیری و نداشتن هیچ محافظتیه زمستون هم میتونه استعارهای از دورهای از زندگی باشه که همهچیز سرد، بیروح و غیرقابل تحمل به نظر میرسه نکته جالب اینکه راوی هنوز همون احساس قبلی رو داره با اینکه این همه زمان گذشته...
I had a feeling so peculiar That this pain would be for Evermoreتکرار این جمله نشون میده که هنوز نتونسته از باور ابدی بودن دردش فاصله بگیره اما قرار نیست این وضعیت تا پایان آهنگ باقی بمونه
Can't not think of all the cost And the things that will be lost نمیتونم به تمام هزینهها و چیزهایی که ممکنه از دست برن فکر نکنم اینجا راوی فقط به گذشته فکر نمیکنه بلکه نگران آینده هم هست به تمام چیزهایی که ممکنه برای عبور از این شرایط مجبور بشه از دست بده
Oh, can we just get a pause? To be certain we'll be tall again میشه فقط کمی مکث کنیم؟! فقط برای اینکه مطمئن بشیم دوباره قد میکشیم این قسمت به نظرم یکی از قشنگ ترین تصاویر آهنگه Tall again میتونه استعارهای از دوباره قوی شدن، رشد کردن و به دست آوردن اعتمادبهنفس باشه راوی نمیخواد لزوما همهچیز همین الان درست بشه فقط میخواد فرصتی داشته باشه تا مطمئن بشه هنوز امکان رشد وجود داره
Whether weather be the frost Or the violence of the dog daysچه هوا یخبندان باشه چه خشونت روزهای سوزان تابستون اینجا زمستون و تابستون در مقابل هم قرار میگیرن انگار راوی میگه مهم نیست سختیها چه شکلی داشته باشن گاهی زندگی با سرما و فقدان آزارمون میده و گاهی با شدت و فشار اتفاقات
I'm on waves, out being tossed Is there a line that I could just go cross? من روی موجهام و این طرف و اون طرف پرتاب میشم آیا خطی وجود داره که بتونم ازش عبور کنم؟! راوی خودش رو مثل کسی تصور میکنه که وسط دریاست و هیچ کنترلی روی موجها نداره سوال آخر هم میتونه درباره پیدا کردن یه مرز یه راه خروج یا نقطهای برای تغییر وضعیت باشه انگار فقط دنبال یه نشونست که بهش بگه از کجا باید عبور کنه تا دوباره به زندگی برگرده
1 210
Gray November I've been down since July Motion capture Put me in a bad lightنوامبر خاکستریه و راوی میگه از ماه جولای حال خوبی نداشته انتخاب ماهها اتفاقی نیست به نظر میرسه تیلور میخواد گذر چند ماه رو نشون بده درحالیکه حال درونی راوی هیچ تغییری نکرده جولای تا نوامبر زمان زیادیه اما انگار تمام این مدت تو یک وضعیت روانی ثابت گیر افتاده عبارت Motion capture هم جالبه موشن کپچر تکنیکی برای ثبت حرکات انسانه و میتونه استعارهای از این باشه که راوی احساس میکنه تمام رفتارها و حرکاتش ثبت و از زاویهای نامطلوب دیده میشن انگار حتی نمیتونه خودش رو بدون قضاوت دیگران تجربه کنه. مثلا میدونین وقتی حال بد به یک وضعیت طولانی تبدیل میشه آدم ممکنه حتی درک خودش از زندگی رو هم از دریچه همون ناراحتی ببینه
I replay my footsteps on each stepping stone Trying to find the one where I went wrongمن قدمهام رو روی تکتک سنگهایی که ازشون عبور کردم دوباره مرور میکنم تا بفهمم کجا اشتباه کردم این قسمت درباره نشخوار فکریه راوی مدام گذشته رو مرور میکنه و دنبال یک نقطه مشخص میگرده که همهچیز از اونجا خراب شده شاید فکر میکنه اگه بتونه اون لحظه رو پیدا کنه بالاخره دلیل تمام اتفاقات رو میفهمه اما مشکل اینجاست که همیشه یک نقطه مشخص برای شروع درد وجود نداره گاهی مجموعهای از اتفاقات کوچک تصمیمها فقدانها و تجربهها آدم رو به جایی میرسونن که دیگه خودش رو نمیشناسه
Writing letters Addressed to the fireنامههایی مینویسم که مقصدشون آتیشه تصویر فوقالعادهایه نامه نوشتن معمولا راهیه برای گفتن حرفهایی که نتونستیم به کسی بگیم اما فرستادن اون نامهها به آتیش یعنی شاید راوی حتی انتظار دریافت پاسخ هم نداره انگار فقط میخواد حرفهاش رو از خودش بیرون بریزه و نابود شدنشون رو تماشا کنه این میتونه نمادی از رها کردن گذشته و حرفهای ناگفته هم باشه
And I was catching my breath Staring out an open window Catching my deathاینجا راوی رو در حالتی از فرسودگی و آشفتگی میبینیم نفس تازه کردن، خیره شدن به پنجره باز و احساس نزدیک شدن به مرگ، همشون فضایی از آسیبپذیری و درماندگی میسازن پنجره باز هم تصویر مهمیه پنجره میتونه نماد امکان خروج، دنیای بیرون یا فاصله بین راوی و زندگی باشه اما راوی فقط به اون خیره شده و هنوز حرکتی نمیکنه
