fa
Feedback
چـکـامـهـ زار 🌘📜

چـکـامـهـ زار 🌘📜

رفتن به کانال در Telegram

سر انجام به ادبیات روی آوردم؛ پیوسته پناهگاه کسانی‌ست که نمی‌دانند سر پُر شور خود را کجا بر زمین بگذارند. 2024/12/2

نمایش بیشتر
468
مشترکین
-324 ساعت
-107 روز
-530 روز
آرشیو پست ها
زنده؟

شکفتی چون گل و پژمردی از من خزانم دیدی و آزردی از من بد آوردی، وگرنه با چنین ناز اگر دل داشتم می‌بردی از من... - ابتهاج

به غیر گریه چه دارم… بگویمت! که نرو زبان مشترک چشم و ابر ، باران است …

خوشا دستی که گاهی چنگ در زلف نگاری شانه میسازد...

رشته کوهی از هزاران شانه هستم پیش تو این من مشتاق را شانه به شانه گریه کن

sticker.webp0.13 KB

sticker.webp0.11 KB

sticker.webp0.08 KB

sticker.webp0.08 KB

sticker.webp0.10 KB

sticker.webp0.09 KB

sticker.webp0.10 KB

شب رفت و حدیث ما به پایان نرسید شب را چه گُنه؟ حدیث ما بود دراز.

بیخود شده‌ام لیکن بیخودتر از این خواهم با چشم تو می‌گویم من مست چنین خواهم من تاج نمی‌خواهم من تخت نمی‌خواهم در خدمتت افتاده بر روی زمین خواهم آن یار نکوی من بگرفت گلوی من گفتا که چی می‌خواهی گفتم که چنین خواهم _مولانا

جان منی 💘 خیر ت هم بنویس واا🥲

گرمی، گرمی را میورداره 💅

د ای گرمی از برای خدا 😭

﹝دیگر نخواهم گشت عاقل، چای لطفا! من... یاد تو... افکار باطل، چای لطفا! تلخ است کام من شبیه قهوه ی ترک غمباد جا خوش کرده در دل، چای لطفا! می گردم عمری مثل آهوی پریشان دنبال تو منزل به منزل، چای لطفا! دکتر برای درد قلبم نسخه پیچید بی دارچین، با اندکی هل، چای لطفا! تو، هم چنان از خاطراتم می گریزی من، فکر و ذهنم بر تو مایل، چای لطفا! خم شد غرورم زیر پای بی محلیت من له شدم، اما چه حاصل؟ چای لطفا! وقتی که دست از آرزویت برندارد باید گرفت این قلب را گل، چای لطفا! دیگر بریدم از تمام دلخوشی ها مبهوت و گیج و منگ و غافل، چای لطفا! سیرم من از دنیا و از نامردمی هاش اصلا کمی زهر هلاهل... چای لطفا!﹞ #نفیسه‌سادات

﹝دیگر نخواهم گشت عاقل،چای لطفاً !﹞
+1
﹝دیگر نخواهم گشت عاقل،چای لطفاً !﹞

با اینکه ترجمه اش را کم و تم میدانم خیر بماند اینجا خوشم داد...