- یکعددحقوقخوان -
رفتن به کانال در Telegram
2 553
مشترکین
+224 ساعت
+77 روز
+730 روز
آرشیو پست ها
2 554
زود به خودم میام، سخت تسلیم میشم، عمیق حس میکنم، به راحتی از یاد نمیبرم، محکم ادامه میدم، نور میبخشم و معمولاً یه امید تازه توی کیفم دارم.
2 554
ولی من هیچوقت نفهمیدم چی باعث شد که تظاهر به در دسترس نبودن، نشونهی باارزشی یه شخصیت بشه و موندن بیقید و شرط، دلیلی برای به چشم نیومدن.
2 554
دیگه از این بابت مطمئنم که راه صدساله رو یکشبه رفتن، مال قصههاست. آدمهای معمولی برای رسیدن به یه ثانیهی دلچسب یه عمر تلاش میکنن و آخرش همون یه لحظه میارزه به تمام زمانهایی که میشد بیدردسر ازشون گذشت و بدون دغدغه، زندگی کرد.
2 554
من و هزار بار، از نو شروع کردن. من و غمها رو دست به سر کردن. من و رویاهای جدید خریدن. من و از هر ماجرایی، یه نتیجۀ تازه کشف کردن. من و غرق خیال شدن. من و داستانهایی که پایان دلنشینی دارن. من و جادههایی که به خودم میرسن. من و احتمالاتی که واقعیان. من و در هر حال از پس هر چیزی بر اومدن.
2 554
حس من، اینه که خیلیها بهت نزدیک میشن، ولی نه به خاطر اینکه دوستت دارن. نزدیک میشن چون میخوان از نزدیک ببینن آخرِ قصهت چی میشه. نزدیک میشن، تا خدایی نکرده از خبری، بیخبر نمونن و در جریان باشن.
2 554
میدونم رنجی که برای ساختن خودم تحمل میکنم یه روز یه دشت سرسبز بهم تحویل میده و اون روز میفهمم قرار نبود از این همه صبر فقط سالم بیرون بیام، قرار بود تبدیل به ورژنی بشم که ارزش داشت.
2 554
اینکه میبینم آدمها بعد از کلی تردید و فراز و نشیب تصمیم میگیرن ایدههای توی سرشون رو، عملی کنن خیلی برام قشنگه. سادگیش بینهایت به دلم نشست.
2 554
من لحظات قشنگِ خیلی زیادی داشتم اما راستش اگر ازم بپرسی زیباترین سکانس زندگیت، متعلق به کدوم قسمته، احتمالاً ندونم که باید چه جوابی بدم و همین موضوعه که وادارم میکنه ادامه بدم. دلم میخواد به قدری ادامه بدم تا برسم به لحظهای که خودم ساختم. یه رسیدنی که بعدش با افتخار بگم این، جواب همون سوالیه که یه عمر، دنبالش گشتم و حالا پیداش کردم.
2 554
هم دلم میخواد، هم دلم آشوبه. هم جرئت رفتن دارم، هم ترس نرسیدن. هم ممکنه به خودم شک کنم، هم به تواناییهام ایمان دارم. هم میتونم انتخاب قاطعانهای داشته باشم، هم مدت زیادی با تصمیماتم کلنجار میرم. هم میدونم سخته، هم حاضر نیستم امید رو رها کنم.
