ˑ ּ۫𖧧 𝑪𝒊𝒏𝒏𝒂𝒎𝒐𝒏 𝒍𝒊𝒃𝒓𝒂𝒓𝒚 ༅
رفتن به کانال در Telegram
Hishh!! Kitties are reading books 🐈⬛ 🥂If you want to whisper in my ear : @Cinnberrybot 🪐
نمایش بیشتر1 641
مشترکین
-124 ساعت
-127 روز
+6330 روز
آرشیو پست ها
Repost from ⋆. 𐙚 ˚ 𝑩𝒆𝒆𝒔𝒍𝒆𝒚ֶָ֢
امیدوارم روزات بوی قهوه، بوی غذاهای خوشمزه، بوی وانیل، بوی ورقه های کتاب و بوی خاک بارون خورده بده▫️▫️▫️▫️▫️
Repost from あおき
جان فاستر نوشته بود «چوب ها بسیار شبیه انسانها هستند. برای شناخت آنها باید میانشان زندگی کنی و گاه میان آنها پرسه بزنی پیمودن راههای مشخص باعث صمیمیت با آنها نمیشود. برای دوستی با آنها باید بارها و بارها و در ساعت های مختلف با احترام آنها را کندوکاو و مشاهده کنیم در صبحگاه، ظهر و شب و در همهی فصلها؛ بهار، تابستان، پاییز و زمستان. در غیر این صورت آنها را واقعاً نمیشناسیم و اگر بخواهیم خلاف آن وانمود کنیم به طور حتم خواهند فهمید. آن ها برای حفظ فاصله با بیگانگان روشهای خود را دارند و درهای قلبشان را به روی بازدید کنندههای گاه به گاه میبندند. جز عشق محض. اگر انگیزهی دیگری برای کندوکاو در چوبها داشته باشیم، آنها به سرعت میفهمند و رازهای شیرین و کهن خود را از ما پنهان میکنند. اما اگر بدانند به سوی آن ها میرویم زیرا عاشقشان هستیم، گنجینه هایی از عشق و روشنایی به ما ارزانی میدارند که هرگز در هیچ دکانی یافت نمیشود. چوبها وقتی شروع به بخشیدن میکنند، بیمضایقه میبخشند و هیچ چیز را از ستایشگران راستین خود دریغ نمیکنند. باید با روحی مشاهدهگر و با تواضع، عشق و صبر به سوی آن ها برویم. باید بیاموزیم در طبیعت و حتی و در فواصل سکوتهای آنجا که زیبایی زهراگین و دوست داشتنی در کمین است و در میان غروب و درخشش ستارگان، چه اصوات موسیقایی غریبی در میان توده های درختان پیر و نوک تیز کاج و درختان صنوبر میپیچد.چه لذت ظریفی از خزهها و سرخسها میتواند در گوشههای آفتابی و گوشههای مرطوب و نمناک چه اسطورهها و افسانهها و رؤیاهایی در آن نهفته است. آنگاه قلب جاودانهی چوبها برای ما خواهد تپید. نیروی حیات لطیف آنها در رگهایمان جاری خواهد شد و ما را برای همیشه از آن خود خواهد کرد. از آن پس هر جا برویم و هر قدر سرگردان باشیم، در نهایت روزی به آغوش جنگل بازخواهیم گشت، آنجا که بیش از هر جای دیگر بدان تعلق داریم.»
- قصر آبی
Repost from ୭ৎ بـــاغ مخفے توتـفرنگے ୭ৎ
⊹ نجات دهنده میتونه همون گربه ای باشه که مامانم اجازه نمیده داشته باشمش.
Repost from ָ࣪ ˖⋆𓏲࣪ دنیـای جادویـے ادوࢪا
🌟🎞️یه افسانه هست که میگه پاییز یه دختر بوده که معشوقهش ترکش کرده. برای اینکه کسی نفهمه دلش گرفته، شروع کرده به پوشیدن لباسهای رنگی؛ قرمز و نارنجی و زرد. انگار میخواسته غمش رو پشت رنگها قایم کنه اما آسمون نتونست رازدار بمونه پس هر بار که دل دختر میگرفت، ابری میشد و بارون میگرفت ...🍂🌟🧸🌟🧸
آنقدر چاقـو در پشتم فـرو رفتـه، که وقتی گُـلـی به من میدهند، نمیتوانم دقیقا تـشخیـص دهـم خـوب است یا بـد. زمـان میبـرد.
🎋چـارلـز بـوکـوفـسـکـی 𓇢𓆸
پارت دوم رو از اینجا به پایین سین بزنین عزیزانم✨
لطفا همکاری کنین و از چنلای نازِ دوستاتون حمایت کنین🥧🍂
Repost from N/a
چقدر خوب است که فردا روز جدیدی است و هنوز هیچ اشتباهی در آن رخ نداده است.
_آنشرلی 👩🏻🦰👒
Repost from N/a
+2
آسمون رو دوست دارم. گاهی وقتا دلم میخواد مثل آنه که واسه چیز های مورد علاقش اسم میذاشت منم واسه ابرای توی آسمون اسم بزارم و نقاشییشون کنم 👒☁️
