منِ درحال تکامل
رفتن به کانال در Telegram
441
مشترکین
+124 ساعت
+57 روز
+1330 روز
آرشیو پست ها
چی میشد خدا الان یه معجزهای میکرد میگفت: ببین منو بندهی عزیزم! این یه پلن صفاسیتی مخصوص تو، تازه فردا هم درسته شنبهس ولی دیگه لازم نیست کار کنی. برو حالشو ببر.
از بس که این تمرینای جدید متد پیانو سخت شدن حس میکنم نورونای مغزم دارن بهم گره میخورن.
گفتم حالا که خوابم نمیبره حداقل پاشم اون یدونه باگی که داشتمو دیباگ کنم بعد بخوابم، الان سه چهار تا باگ جدیده تپلم بهش اضافه شده. شب بخیر(:
داستان طاق صلح میلان خیلی برام جالب بود.
خوندم که ناپلئون ساختشو واسه بزرگداشت پیروزیهاش شروع کرد ولی بعد از شکستش، دشمنهاش ساختشو تمومش کردن و به نماد صلح تبدیلش کردن.
اینش برام جالب بود که بعضی وقتا تاریخ معنای اتفاقات رو کاملا برعکسه چیزی که قرار بوده بشه رقم میزنه. و همیشه آخر داستان دست کسی نیست که فکر میکنه داستان رو نوشته.
و این امیدوار کنندهس...
داستان طاق صلح میلان خیلی برام جالب بود.
خوندم که ناپلئون ساختشو واسه بزرگداشت پیروزیهاش شروع کرد ولی بعد از شکستش، دشمنهاش ساختشو تمومش کردن و به نماد صلح تبدیلش کردن.
اینش برام جالب بود که بعضی وقتا تاریخ معنای اتفاقات رو کاملا برعکسه چیزی که قرار بوده بشه رقم میزنه. و همیشه آخر داستان دست کسی نیست که فکر میکنه داستان رو نوشته. و این امیدوار کنندهس...
داستان طاق صلح میلان خیلی برام جالب بود.
خوندم که ناپلئون ساختشو واسه بزرگداشت پیروزیهاش شروع کرد ولی بعد از شکستش، دشمنهاش ساختشو تمومش کردن و به نماد صلح تبدیلش کردن.
اینش برام جالب بود که بعضی وقتا تاریخ معنای اتفاقات رو کاملا برعکس چیزی که قرار بوده رقم میزنه.
و خب همیشه آخر داستان دست کسی نیست که فکر میکنه داستان رو نوشته. و این امیدوار کنندهس...
داستان طاق صلح میلان خیلی برام جالب بود.
خوندم که ناپلئون ساختشو واسه بزرگداشت پیروزیهاش شروع کرد ولی بعد از شکستش، دشمنهاش ساختشو تمومش کردن و به نماد صلح تبدیلش کردن.
اینش برام جالب بود که بعضی وقتا تاریخ معنای اتفاقات رو کاملا برعکس چیزی که قرار بوده رقم میزنه.
و خب همیشه آخر داستان دست کسی نیست که فکر میکنه داستان رو نوشته. و این امیدوار کنندهس.
