fa
Feedback
روانشناس

روانشناس

رفتن به کانال در Telegram

روانشناس و روان‌درمانگر معلم انشا و زبان

نمایش بیشتر
2 175
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+47 روز
-130 روز
جذب مشترکین
ژوئیه '26
ژوئیه '26
+15
در 0 کانال‌ها
ژوئن '26
+58
در 1 کانال‌ها
Get PRO
مه '26
+17
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '26
+7
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '26
+3
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '26
+66
در 3 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '26
+19
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '25
+77
در 6 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '25
+50
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '25
+54
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '25
+115
در 4 کانال‌ها
Get PRO
اوت '25
+188
در 11 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '25
+258
در 5 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '25
+46
در 1 کانال‌ها
Get PRO
مه '25
+279
در 3 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '25
+199
در 4 کانال‌ها
Get PRO
مارس '25
+444
در 8 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '25
+152
در 6 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '25
+148
در 6 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '24
+240
در 9 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '24
+255
در 4 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '24
+221
در 6 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '24
+204
در 3 کانال‌ها
Get PRO
اوت '24
+207
در 3 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '24
+535
در 8 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '240
در 4 کانال‌ها
Get PRO
مه '24
+32
در 3 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
05 ژوئیه+1
04 ژوئیه+7
03 ژوئیه+5
02 ژوئیه+1
01 ژوئیه+1
پست‌های کانال
2
کهکشان خانه ماست.
1
3
"If you awaken from this illusion and you understand that black implies white, self implies other, life implies death (or shall I say death implies life?), you can feel yourself – not as a stranger in the world, not as something here on probation, not as something that has arrived here by fluke - but you can begin to feel your own existence as absolutely fundamental." «اگر از این توهم بیدار شوید و بفهمید که سیاهی دلالت بر سفیدی دارد، خود دلالت بر دیگری دارد، زندگی دلالت بر مرگ دارد (یا بهتر است بگویم مرگ دلالت بر زندگی دارد؟)، می‌توانید خودتان را احساس کنید - نه به عنوان یک غریبه در جهان، نه به عنوان چیزی که در اینجا در حال آزمایش است، نه به عنوان چیزی که به طور اتفاقی به اینجا رسیده است - بلکه می‌توانید وجود خودتان را به عنوان بنیاد و اساس هستی احساس کنید.» بعد از خودکشی یک بنده خدای نسبتا معروف تو دنیای روانشناسی، تو گروه همکارانم یک بحث چند روزه درباره خودکشی، انگیزه پشتش و معنای زندگی شکل گرفته است. یکی از همکاران از دوست صمیمیش گفت: - خیلی آدم خوبیه و از وقتی اومدم اینجا زیاد میبینمش. از دوسال پیش تا به حال چند بار میگفت زندگی ام خیلی بی معناس کاش تموم میشد میگفت من جراتش را ندارم کاشکی خدا خودش منو ببره. من بهش گفتم با یه روانشناس صحبت کن و البته نکرد. یکماه پیش فهمید سرطان پیشرفته داره، نگم که چقدر همه مون اذیت شدیم، بعد از شوک اولیه ای که داشت داره لحظه ها را زندگی میکنه و خودش میگه نمیدونستم زندگی را اینقدر دوست دارم اصطلاحش: عطش دارم برای زندگی. مقوله مرگ مثل نتهای سیاه موسیقی ایهکه میتونه زندگی را خوشنواتر کنه... من معمولاً تو گروه‌های این مدلی که خیلی کم افراد رو می‌شناسم حرف نمی‌زنم و ترجیح می‌دهم کلا با کسایی حرف بزنم که از قبل آشنایی داریم. اما به هر حال تصمیم گرفتم از چیزی که در درونم می‌گذشت حرف بزنم؛ از اینکه چه قدر به نظرم موضوع ساده‌ای بود مرگ، خودکشی و معنی زندگی. در جواب گفتم: - کلا معنای حقیقی زندگی، درست مثل برداشت پوچی از زندگی تصمیم مرگ رو راحت می‌کنه. چون مرگ دیگه اصلا همچین چیز خاصی هم نیست، چون می‌فهمیم «خود» آدمم همچین چیز خاصی نیست... مرگ فقط یه انتقاله. سوار یه قطار میشی و ایستگاه بعد پیاده میشی. شاید مثلا اینطوری باشه که از رحم مادرت (طبیعت) به دستای پدرت (خدا) منتقل میشی. برای همین خودکشی به نظرم خیلی موضوع مهمیه ولی مهم‌تر از اون بعدشه شاید... آدمایی هستند که یک بار دو بار سه بار، n بار مردن و مرگ رو تجربه کردند. تو کتب علوم اعصابِ مرتبط با تجربیات نزدیک به مرگ (=NDE) گزارش های متعددی ازشون هست. این آدم‌ها ته زندگی رو دیدن به اصطلاح، معمولا یا به یک قهرمان که میخواد مردم رو با حقیقت آشنا کنه تبدیل میشن یا دقیقا برعکسش. یه ضد قهرمان میشن که بعد از بازگشت از سفر پس از مرگ -با یقین به جاودانه بودن- پدر مردمو در میارن... البته بعضی‌ها هم با یه شیب ملایم شروع می‌کنند به فراموش کردن آن تجربه شگفت‌انگیز و بعد باز هم دچار غفلت می‌شوند... بعد دیدم من فقط از درونیات خودم حرف زدم و اصلا حرف مرتبطی با حرف همکارم نزدم، این شد که شروع کردم به نوشتن پیام دوم: - دوست شما شاید برای همین عطش داشته چون بعد از پنج مرحله سوگش به پذیرش مرگ و در آغوش کشیدنش رسیده بوده. دیگه ترسی و غمی نداشته از آینده و بعد از مرگ. بعد هم یک فیلم معرفی کردم که شما بهم معرفی کرده بودید: - فیلم زندگی چاک ۲۰۲۴ قصه همین حرفای ماست. قصه ما و مرگ، بزرگترین ترس‌، و حسرت‌های بی‌پایان ما. ایده فیلم از همین اضطراب وجودی و تانگوی مرگ و زندگی نشأت گرفته و سکانس‌های پایانی فیلم هم ورای حرف‌های عادی ماست... فیلم زیبا و دیدنی هم شده به نظرم، دوست داشتید ببینید.🌱🙏
49
4
ساده زندگی کن.
127
5
هر كس به چيزی عشق ناروا بورزد؛ آن عشق نابينايش می‌كند، و قلب او را بيمار می‌کند. با چشمی بيمار می‌نگرد و با گوشی بيمار می‌شنود، خواهش‌های نفس پرده عقلش را دريده، شيفته‌ی بی اختيار دنيا و برده آن می‌شود و هر چه هشدارش دهند؛ از خدا نمی‌ترسد، و از هيچ پند دهنده‌ای شنوایی ندارد. نهج‌البلاغه، خطبه ۱۰۹
148
6
شما رو دعوت می‌کنم به کانال جدیدمون، که ترکیبی از نقد و طنز علمی است. امیدوارم از پست‌هامون لذت ببرید. 🙏🌻
132
7
کیفیت روابطم وقتی موجودی حسابم صفره: 🪀 wrongpsychology by @cognitionworld
کیفیت روابطم وقتی موجودی حسابم صفره: 🪀 wrongpsychology by @cognitionworld
102
8
AURORA - Dreams.mp3
161
9
شخص تنها، دستش را عجولانه به سمت هر کسی با او روبرو بشود، دراز می‌کند. - نیچه
شخص تنها، دستش را عجولانه به سمت هر کسی با او روبرو بشود، دراز می‌کند. - نیچه
192
10
۲۶۶. به چیزی تو زندگیت خیلی اهمیت می‌دادی و بعدا فهمیدی اصلا ارزشش رو نداشته؟
189
11
اگر می‌خواهی از بار روی دوشت و سنگینی روی سینه‌ت رها بشوی، نباید جای دیگری باشی، باید کس دیگری باشی.
171
12
حرف‌های من که تمومی ندارد و همیشه هم حرف داشتم این مدت بزنم، کم و بیش. اما شاید شما دلتان تنگ شده باشد برای یک یادداشتک خاص و فقط برای این مرحله از زندگیتان. چرا امشب شما برای ما یادداشتک ننویسید و نففرستید تو کامنت همین پست؟ از هر چی دوست دارید، درباره هر چی که می‌خواهید بنویسید و بگذارید ما هم یاد بگیریم یا هم‌دردی کنیم کنار شما‌. این همان زنگ انشاست. با موضوع آزاد: یک یادداشتک بنویسید و پای تخته بخوانید.
203
13
حرفای من که تمومی نداره، اما شاید گوش‌های شما خسته است. شاید دلتون به یا یادداشتک خاص و فقط برای خودتون میخواد. شما دوست دارید درباره چی بنویسم و بعدش درباره‌ی چی حرف بزنیم؟ شما بگید:
1
14
اگر همین الان عمرت تمام شود، چه می‌شود؟ نه فردا، نه سال دیگر. همین حالا. چه کارهایی نیمه‌کاره می‌ماند؟ کدام پرونده‌ها باز می‌ماند؟ چه قول‌هایی را داده‌ای که دیگر فرصت وفای به آن‌ها را نخواهی داشت؟ چه کسانی چشم‌انتظار تماس، پیام یا دیدار تو می‌مانند؟ بدهکار چه کسانی هستی؟ فقط بدهی مالی نه؛ بدهی عاطفی، بدهی اخلاقی، بدهی علمی، بدهی معنوی. از چه کسانی باید حلالیت می‌طلبیدی؟ دل چه کسانی را شکسته‌ای؟ حق چه کسانی را نادیده گرفته‌ای؟ چه امانت‌هایی دست توست که هنوز به صاحبش برنگشته است؟ طلبکار چه کسانی هستی؟ آیا آن‌قدر ارزش دارد که بازماندگانت را درگیر خودش کند؟ یا بهتر است از بخشی از آن بگذری تا باری از دوش دیگران برداشته شود؟ اگر نباشی، خانواده‌ات چه می‌کنند؟ همسرت چه می‌داند و چه نمی‌داند؟ فرزندانت از کدام رمزها، حساب‌ها، اسناد و تعهدات تو بی‌خبرند؟ پدر و مادرت چه زخمی از نبودنت می‌خورند؟ چه حرفی را همیشه گفتنِ آن را به تأخیر انداختی؟ همکارانت چه می‌شوند؟ آیا کارهایت مستندسازی شده است؟ یا همه چیز در ذهن تو مانده و با رفتنت، مجموعه‌ای را زمین‌گیر می‌کند؟ اگر امروز نباشی، چند پروژه متوقف می‌شود؟ چند نفر سرگردان می‌شوند؟ دوستانت چه؟ آخرین خاطره‌ای که از تو خواهند داشت چیست؟ آخرین حرفت به آن‌ها چه بوده است؟ اگر همان آخرین جمله، برای همیشه آخرین جمله بماند، از آن راضی هستی؟ اگر امروز از دنیا بروی، مردم بیشتر از چه چیزی درباره تو یاد خواهند کرد؟ اخلاقت؟ علمت؟ کمکت؟ ثروتت؟ قدرتت؟ یا اشتباهاتت؟ در تلفن همراهت چه چیزهایی باقی می‌ماند؟ پیام‌هایی که نباید می‌ماند؟ عکس‌هایی که نباید می‌ماند؟ اطلاعاتی که خانواده‌ات باید به آن دسترسی داشته باشند اما ندارند؟ در فضای مجازی چه ردپایی از تو خواهد ماند؟ آیا آنچه منتشر کرده‌ای، پس از رفتنت هم حاضر هستی پای آن بایستی؟ اگر امروز بروی، چه آرزوهایی دفن می‌شود؟ کدام کتاب نانوشته می‌ماند؟ کدام ایده اجرا نمی‌شود؟ کدام خدمت ناتمام می‌ماند؟ کدام شاگرد، کدام فرزند، کدام دوست، دیگر از تجربه تو بهره‌ای نخواهد برد؟ چه کسانی از رفتنت آسیب می‌بینند؟ چه کسانی مجبور می‌شوند بار تو را بر دوش بکشند؟ آیا برای آن روز فکری کرده‌ای؟ اگر امروز نباشی، آیا اختلافی هست که به خاطر لجاجت تو ادامه پیدا کند؟ آیا کینه‌ای هست که با تو به زیر خاک برود؟ آیا رازی هست که باید گفته می‌شد؟ آیا حقی هست که باید ادا می‌شد؟ اگر پرونده اعمالت همین امروز بسته شود، از چه چیزی بیشتر خوشحال خواهی بود؟ و از چه چیزی بیشتر حسرت خواهی خورد؟ مرگ، بیش از آنکه پایان زندگی باشد، آزمون میزان نظم زندگی است. آدمی که هر روز آماده رفتن باشد، نه لزوما زودتر می‌رود و نه غمگین‌تر زندگی می‌کند؛ بلکه سبک‌تر زندگی می‌کند. کارهایش را روی هم انباشته نمی‌کند. حق مردم را معطل نمی‌گذارد. وابستگانش را سرگردان نمی‌کند. اختلاف‌ها را تا جای ممکن زودتر حل می‌کند. بدهی‌هایش را می‌پردازد. قول‌هایش را تعیین تکلیف می‌کند. امانت‌ها را بازمی‌گرداند. و هر از گاهی زندگی‌اش را به‌روز می‌کند. شاید یکی از مهم‌ترین کارهای هر انسان، این باشد که گاهی بنشیند و فرض کند امشب آخرین شب دنیاست؛ نه برای آنکه از مرگ بترسد، بلکه برای آنکه زندگی را اصلاح کند. وصیت‌نامه، سندِ انتظار مرگ نیست؛ سندِ مسئولیت‌پذیری در زندگی است. وصیت، فقط تقسیم اموال نیست؛ تقسیم مسئولیت‌ها، روشن کردن تکلیف‌ها، سفارش به حق، ادای حقوق مردم و آخرین نظم‌بخشی به زندگی است. خوشا به حال کسی که اگر همین لحظه دعوت شد، نه از اصل رفتن، بلکه فقط از ناتمام ماندن خدمت‌هایش اندوهگین باشد. یادداشتک
242
15
Lynns Theme (zaw edit).mp3
1
16
ترکیب طبایع چو به کام تو دمی‌ست رو شاد بِزی اگر چه بر تو ستمی‌ست با اهل خرد باش که اصل تن تو گَردی و نسیمی و شراری و نمی‌ست خیام
220
17
و كلمه بود و جهان در مسير تكوين بود و دوست داشتن آن كلمهٔ نخستين بود خدا، امانت خود را به آدمی بخشيد كه بار عشق، برای فرشته سنگين بود و زندگانی و مرگ آمدند و گفته نشد كز اين دو، حادثه اولی، كدامين بود اگر نبود به جز پيش پا نمی‌‌ديديم هميشه عشق همان ديدهٔ جهان‌بين بود به عشق از غم و شادی، كسی نمی‌گيرد كه هر چه كرد، پسنديده و به آيين بود اگر كه عشق نمی‌بود، داستان حيات چگونه قابل توجيه و شرح و تبيين بود؟ و آمديم كه عاشق شويم و در گذريم كه راز آمدن و مرگ آدمی، اين بود حسین منزوی
204
18
۲۶۵. وقتی میخوای -علی رغم همه عوامل فراموشی‌زا- یه چیزی هیچ وقت یادت نره، چه روشی رو به کار می‌بندی؟
226
19
سعی کنیم دل کسی رو نبریم. وقتی هنوز نمیدونیم قراره به جایی برسیم یا نه، چرا آخه عجله کنیم برای «دوستت دارم». کلمه‌ها حقیقت دارند، شاید برای همین هم اثرگذارند. حتی اگر ازمون خواسته شد که «سخت نگیریم، اوکی باشیم، مدرن باشیم!» بازم شاید بهتر باشد تو خطاب نکنیم ری اکشن قلب نفرستیم. چون هدف اولیه مشخص نیست و احتمال شکسته شدن یه چیزی تو قفسه سینه زیاده... به این فکر کنیم که آدم‌ها نیازهای مختلفی دارند: عشق، امنیت، تنفر، از بین بردن، غریزه. و معمولا ما و فرد مقابل، یک نیاز مشابه در یک زمان نداریم. وقتی نوع نیاز، نوع نگاه و هدف ناخودآگاه ما فرق دارد، تنها چیزی که باقی می‌ماند از این مدل ارتباط صمیمی، یک آسیب دو طرفه است. شاید هم یک طرفه... پس مراقب خودمان باشیم انصافا تو خطاب نکنیم ری‌اکشن قلب نفرستیم. 🕊
284
20
Alireza Ghorbani - Booye Gisoo.mp3
222