𝐋𝐞𝐚𝐫𝐧𝐢𝐥𝐚
رفتن به کانال در Telegram
•نازیلا •دانشجو پزشکی همدان🩺🤍 • برای من همه چیز از بهمن ماه شروع شد… • پینای چنل وچک کن💘(قبولیا اونجاست🩰🪽) •برای اطلاع از طرح های مشاوره ٫دوره های لرنیلا @learnilaadmin
نمایش بیشتر2 490
مشترکین
+624 ساعت
+257 روز
+3830 روز
در حال بارگیری داده...
جذب مشترکین
سپتامبر '26سپتامبر '26
سپتامبر '26
+142
در 1 کانالها
اوت '26
+201
در 6 کانالها
Get PRO
ژوئیه '26
+221
در 9 کانالها
Get PRO
ژوئن '26
+247
در 3 کانالها
Get PRO
مه '26
+118
در 1 کانالها
Get PRO
آوریل '26
+6
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '26
+5
در 1 کانالها
Get PRO
فوریه '26
+250
در 13 کانالها
Get PRO
ژانویه '26
+22
در 1 کانالها
Get PRO
دسامبر '25
+18
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '25
+129
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '25
+1 487
در 7 کانالها
Get PRO
سپتامبر '25
+132
در 2 کانالها
Get PRO
اوت '25
+222
در 1 کانالها
Get PRO
ژوئیه '25
+226
در 2 کانالها
Get PRO
ژوئن '25
+57
در 2 کانالها
Get PRO
مه '25
+195
در 2 کانالها
Get PRO
آوریل '25
+148
در 29 کانالها
Get PRO
مارس '25
+1 342
در 28 کانالها
Get PRO
فوریه '25
+130
در 4 کانالها
Get PRO
ژانویه '25
+2 307
در 9 کانالها
Get PRO
دسامبر '24
+233
در 3 کانالها
Get PRO
نوامبر '24
+259
در 5 کانالها
Get PRO
اکتبر '24
+441
در 10 کانالها
Get PRO
سپتامبر '24
+342
در 28 کانالها
Get PRO
اوت '24
+836
در 33 کانالها
Get PRO
ژوئیه '24
+201
در 12 کانالها
Get PRO
ژوئن '24
+119
در 14 کانالها
Get PRO
مه '24
+578
در 45 کانالها
Get PRO
آوریل '24
+206
در 16 کانالها
Get PRO
مارس '24
+1 398
در 35 کانالها
Get PRO
فوریه '24
+805
در 31 کانالها
Get PRO
ژانویه '24
+530
در 24 کانالها
Get PRO
دسامبر '23
+458
در 10 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 27 سپتامبر | +2 | |||
| 26 سپتامبر | +8 | |||
| 25 سپتامبر | +5 | |||
| 24 سپتامبر | +2 | |||
| 23 سپتامبر | +7 | |||
| 22 سپتامبر | +3 | |||
| 21 سپتامبر | +6 | |||
| 20 سپتامبر | +11 | |||
| 19 سپتامبر | +2 | |||
| 18 سپتامبر | +8 | |||
| 17 سپتامبر | +4 | |||
| 16 سپتامبر | +6 | |||
| 15 سپتامبر | +4 | |||
| 14 سپتامبر | +3 | |||
| 13 سپتامبر | +3 | |||
| 12 سپتامبر | +3 | |||
| 11 سپتامبر | +3 | |||
| 10 سپتامبر | +2 | |||
| 09 سپتامبر | +6 | |||
| 08 سپتامبر | +4 | |||
| 07 سپتامبر | +9 | |||
| 06 سپتامبر | +10 | |||
| 05 سپتامبر | +8 | |||
| 04 سپتامبر | +6 | |||
| 03 سپتامبر | +5 | |||
| 02 سپتامبر | +6 | |||
| 01 سپتامبر | +6 |
پستهای کانال
| 2 | پانسیون یه سری پارت مطالعاتی داشت
و یه تایم استراحت
تایم استراحتم از اتاق بیرون نمیومدم
خودم تنهایی یه چیزی میخوردم چشامو میبستم تا تموم شه
صدای خنده بقیه که بیرون از اتاق بودن و هر روز میشنیدم:]💔
اما میترسیدم از اینکه برم اونجا و
همین خنده های تایم استراحت کم کم تبدیل شه به پچ پچ کردنای تایم مطالعه🙊🤍
#داستان_کنکور
@learnila | 229 |
| 3 | تموم مدتی که پانسیون بودم حتی با یه نفر حرفم نزده بودم
حتی غذامو تنهایی توی اتاقم میخوردم
بقیه تایم ناهار دور میز پیش هم مینشستن نمیخواستم هیچ صمیمیتی اتفاق بیوفته🫰🤍
نمیخواستم هیچ کس و هیچ چیز از درس دورم کنه🫠🤍
#داستان_کنکور | 227 |
| 4 | پانسیون داشت کم کم شلوغ میشد با مسئول اونجا صحبت کردم گفتم تا جایی که میشه اخرین اتاقی که قراره بهش کسی اضافه شه اتاق من باشه🥸🤍
اولش قبول کرد اما یه روز که رفتم توی اتاق دیدم یکی اضافه شده 👾
#داستان_کنکور | 223 |
| 5 | سعی میکردم نظم رو توی زندگیم جاری کنم!🤍
قدمای کوچیک ولی منظم و پیوسته برمیداشتم تا شاید یه ذره به رویا هام جامه عمل بپوشونم 👩⚕🩺
شاید میشد خونه ما هم جشن برپا میشد ، اونم جشن قبولی :)🤍
#داستان_کنکور
@learnila | 226 |
| 6 | بدون متن... | 444 |
| 7 | سال دوازدهم خانوادم بیدارم میکردن
از وقتی پشت کنکور موندم دیگه هیچ کس سراغم نمیومد
انواع آلارم گوشیو نصب کرده بودم یه دونش بود
تا راه نمیرفتم قطع نمیشد😭😂
گذاشته بودمش روی صد قدم👣
#داستان_کنکور | 478 |
| 8 | هر چند مدت یه بار گوشم به آلارم گوشی عادت میکرد مجبور بودم عوضش کنم
هر صبحی که بیدار میشدم با تپش قلب از خواب میپریدم
استرس داشتم
اون سال سال اخر من بود
میترسیدم از خودم
میترسیدم بازم ول کنم😃
من حتی خودمم از خودم میترسیدم:]💔
#داستان_کنکور | 472 |
| 9 | آنقدر پشت این کنکور لعنتی عمرم رفته بود
صبحا که بیدار میشدم فقط میگفتم خدایا یعنی این روزا تموم میشه؟🥲
یعنی میشه من برم دانشگاه؟💔
میشه منم یکم زندگیم عادی شه؟🫠
#داستان_کنکور | 460 |
| 10 | میدونستم که راه میفتم ، باید تایم کافی میذاشتم!🩺🩹
صبحا زودتر از همه میومدم توی پانسیون دیر تر از همه از پانسیون میرفتم🥲
#داستان_کنکور | 429 |
| 11 | اون موقع فهمیدم که چرا اینقدر درس خوندن زحمت داره:)💔
مثل یه سازه ساختمونی ، باید اول از زیر بنا بسازی تا برسی به طبقه اخر!🫠
دست و دلت هرجایی نره به درس خوندن در نهایت ساختمونی که میسازی رو کسی نمیخره!😭💔
درست مثل رتبه کنکوری که هیچ جایی پذیرش نمیشه!:]]💔
#داستان_کنکور | 417 |
| 12 | درس خوندن و با تجربه خیلی کم شروع کردم
بلد نبودم زیست بخونم
هر جمله رو صد بار میخوندم تا بفهمم چی میگه
تازه داشتم میفهمیدم شکلا مهمن
تست زدن سخت ترین چیزی بود که باید یاد میگرفتم😭💔
نا امید میشدم
کتاب تستی زیستی که دستم بود ساده ترینش بود و انقدر برام سخت بود؟!!!
#داستان_کنکور | 398 |
| 13 | مشاور همراهشون خانم دکترگل افلاک دانشجو پزشکی
مشاور ارشد لرنیلا❤️ | 737 |
| 14 | من تنها بودم توی یه اتاق که حتی متعلق به منم نبود
توی سنی که باید دانشجو میبودم:]]]💔
تازه نشسته بودم پشت یه میز خشک!
چهار تا کتاب دبیرستانی گذاشته بودم جلوم🙂💔
کتابایی که نمیدونم باید ازشون متنفر میبودم بابت اینکه نخوندن همونا باعث شده بود برسم اونجا😃💔
یا اینکه دوسشون داشته باشم بابت اینکه قراره بشن راه نجاتم برای سال سوممم.....
#داستان_کنکور
@learnila | 809 |
| 15 | دیگه خبری از ادمایی که سال دوم باهاشون دوست شده بودم و درس نمیخوندم نبود:]💔
پانسیون اتاق به اتاق بود
رفتم سمت اتاقی که هنوز هیچ کس داخلش نبود🙄🤍
خودم و میشناختم نمیخواستم اتفاقای سال دوم تکرار شه🫰💕
#داستان_کنکور
@learnila | 784 |
| 16 | وسایلم و جمع کردم که برم:]💔
حالا کجا
دوباره پانسیون😭
کدوم پانسیون؟😃
همون پانسیونی که یکبار ازش ضربه خورده بودم🥲💕
اون تایم هیچ پشت کنکوری ای اونجا نبود من یه مدت کوتاه بعد دیدن کلمه مردود رفتم اونجا
پانسیون خلوت تر از همیشه بود🫠💔
#داستان_کنکور
@learnila | 775 |
| 17 | مقایسه کن و به تیم ما ایمان بیار😎 | 768 |
| 18 | این نمرات قبلشه
فقط نمره دینیو عربیشو مقایسه کن🤓💗 | 764 |
| 19 | از بچه های جنوبه که زیست و شیمی خیلی سختی داشتن🫠
اما با این وجود کارنامش نسبت به پارسالش خیلی عوض شده🙄💕
کارنامه امسالشو ببینید تا کارنامه سال قبلشم بزارم☺️💗 | 614 |
| 20 | فعلا نظر خودشو ببینیم تا بریم ببینیم چطوری و چه قدر نمراتش عوض شدن😌 | 681 |
