𝐋𝐞𝐚𝐫𝐧𝐢𝐥𝐚
رفتن به کانال در Telegram
•نازیلا •دانشجو پزشکی همدان🩺🤍 • برای من همه چیز از بهمن ماه شروع شد… • پینای چنل وچک کن💘(قبولیا اونجاست🩰🪽) •برای اطلاع از طرح های مشاوره ٫دوره های لرنیلا @learnilaadmin
نمایش بیشتر2 533
مشترکین
-424 ساعت
+27 روز
+4330 روز
در حال بارگذاری دادهها
جذب مشترکین
اکتبر '26اکتبر '26
اکتبر '26
+167
در 0 کانالها
سپتامبر '26
+163
در 1 کانالها
Get PRO
اوت '26
+201
در 7 کانالها
Get PRO
ژوئیه '26
+221
در 9 کانالها
Get PRO
ژوئن '26
+247
در 3 کانالها
Get PRO
مه '26
+118
در 1 کانالها
Get PRO
آوریل '26
+6
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '26
+5
در 1 کانالها
Get PRO
فوریه '26
+250
در 13 کانالها
Get PRO
ژانویه '26
+22
در 1 کانالها
Get PRO
دسامبر '25
+18
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '25
+129
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '25
+1 487
در 7 کانالها
Get PRO
سپتامبر '25
+132
در 2 کانالها
Get PRO
اوت '25
+222
در 1 کانالها
Get PRO
ژوئیه '25
+226
در 2 کانالها
Get PRO
ژوئن '25
+57
در 2 کانالها
Get PRO
مه '25
+195
در 2 کانالها
Get PRO
آوریل '25
+148
در 29 کانالها
Get PRO
مارس '25
+1 342
در 28 کانالها
Get PRO
فوریه '25
+130
در 4 کانالها
Get PRO
ژانویه '25
+2 307
در 9 کانالها
Get PRO
دسامبر '24
+233
در 3 کانالها
Get PRO
نوامبر '24
+259
در 5 کانالها
Get PRO
اکتبر '24
+441
در 10 کانالها
Get PRO
سپتامبر '24
+342
در 28 کانالها
Get PRO
اوت '24
+836
در 33 کانالها
Get PRO
ژوئیه '24
+201
در 12 کانالها
Get PRO
ژوئن '24
+119
در 14 کانالها
Get PRO
مه '24
+578
در 45 کانالها
Get PRO
آوریل '24
+206
در 16 کانالها
Get PRO
مارس '24
+1 398
در 35 کانالها
Get PRO
فوریه '24
+805
در 31 کانالها
Get PRO
ژانویه '24
+530
در 24 کانالها
Get PRO
دسامبر '23
+458
در 10 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 29 اکتبر | 0 | |||
| 28 اکتبر | +3 | |||
| 27 اکتبر | +5 | |||
| 26 اکتبر | +4 | |||
| 25 اکتبر | +3 | |||
| 24 اکتبر | +8 | |||
| 23 اکتبر | +8 | |||
| 22 اکتبر | +8 | |||
| 21 اکتبر | +8 | |||
| 20 اکتبر | +3 | |||
| 19 اکتبر | +12 | |||
| 18 اکتبر | +7 | |||
| 17 اکتبر | +4 | |||
| 16 اکتبر | +5 | |||
| 15 اکتبر | +3 | |||
| 14 اکتبر | +4 | |||
| 13 اکتبر | +4 | |||
| 12 اکتبر | +9 | |||
| 11 اکتبر | +9 | |||
| 10 اکتبر | +3 | |||
| 09 اکتبر | +5 | |||
| 08 اکتبر | +9 | |||
| 07 اکتبر | +8 | |||
| 06 اکتبر | +5 | |||
| 05 اکتبر | +4 | |||
| 04 اکتبر | +3 | |||
| 03 اکتبر | +4 | |||
| 02 اکتبر | +14 | |||
| 01 اکتبر | +5 |
پستهای کانال
| 2 | اما اگه پرستاری که به بقیه گفتمم نشه چی؟💔🥲
هیچی یادم نمیومد انگاردوباره صفر صفر شده بودم
من با چه اطمینانی چند ماه درس نخوندم🥸
#داستان_کنکور | 324 |
| 3 | دیگه حتی خودمم نمیتونستم بخونم
گفته بودم اخرین باره
هر چی شد میرم؟😊💔
#داستان_کنکور | 324 |
| 4 | چرا هر سال همه چی تکرار میشد
چرا همش همون نقطه ای می ایستادم که سال قبلش بودم😭😭😭😭
اما من گفته بودم امسال سال اخره
#داستان_کنکور | 322 |
| 5 | باز رسیده بودم به نقطه ای که ارزو میکردم
فقط کاش چند ماه بیشتر وقت داشتم😃💔
#داستان_کنکور | 323 |
| 6 | بدون مرور درست چه انتظاری داشتم که مطالبی که خوندمو یادم بیاد🙂💔
کل تایم عید و بعدشو فقط حرف زده بودم
#داستان_کنکور | 313 |
| 7 | همینطوری پیش رفت و پیش رفت تا اینکه به خودمون اومدیم دیدیم یک ماه بیشتر فرصت نداریم!😭😭😭
یک ماه برای جبران اون همه درس مونده؟
خیلی کم بنظر میومد!
دروسی که قبلا خونده بودمو روشون حساب میکردمم تقریبا توی ذهنم ته نشین شده بودنو هیچی دیگه یادم نمیومد!:]]]
#داستان_کنکور | 305 |
| 8 | حالا خوبه خیلیم نخونده بودم و انقدر مغرور شده بودم😭😂
کلا چند ماه بود
اگه از دهم خونده بودم چیکار میکردم😭😂💔 | 288 |
| 9 | توی بازه ای که
ممکن بود پرستاری اون سالم و تبدیل کنه به پزشکی
این اشتباه و کردم:)🤍
#داستان_کنکور | 281 |
| 10 | حس غروری که
هنوز تایم هست
میرسی
چند ماه درس خوندی
باعث شد درست توی بازه ای که نباید
درس و رها کنم🥸🫠
#داستان_کنکور | 276 |
| 11 | احساس میکردم حجم درسایی که مونده
به همراه جمع بندیم
همه توی یک ماه اخر جمع میشه🫴
از طرفی چون من توی اون پانسیون از همه درس خون تر بودم
یه حس
غروری داشتم!!!🤍 | 265 |
| 12 | دل کندن از اون حیاط و تعریفای دوستم واقعا سخت بود برام
حرفای اون برام از فرمولا فیزیک جذاب تر بود و چون خودمم خیلی مشتاق بودم برای این جلسات غیبت و تعریف ، هیچ تغییری توی این موضوع رخ نمیداد🥲🥲🥲❤️
#داستان_کنکور | 265 |
| 13 | همین روال هرروز ادامه پیدا میکرد و پیش میرفت و منم هرروز به امید اینکه دیگه فردا درس میخونم میرفتم پانسیون ولی بازم هیچ تغییری نمیکردم!😭💔
#داستان_کنکور | 245 |
| 14 | همین روال هرروز ادامه پیدا میکرد و پیش میرفت و منم هرروز به امید اینکه دیگه فردا درس میخونم میرفتم پانسیون ولی بازم هیچ تغییری نمیکردم!😭💔
#داستان_کنکور | 247 |
| 15 | کارمون شده بود توی حیاط پانسیون نشستن و تعریف کردن!💔
دیگه فقط بحث بی نظمیای پانسیون نبود
درد و دل میکردیم راجب مشکلاتمون حرف میزدیم🥲🥲🥲
خلاصه همه کار میکردیم جز درس خوندن…😭😭😭😭😭
#داستان_کنکور | 287 |
| 16 | چون که بعد از مدتها درس خوندن ذهنم واقعا خسته شده بود توی پانسیون قبلی ، گفتم عیب نداره دو سه روزم با دوست جدیدم تعریف میکنیمو بعد هرکدوم میریم سر درسامون ولی اوضاع یواش یواش داشت از کنترل خارج میشد!🫠🫠🫠
#داستان_کنکور | 288 |
| 17 | امشبب داستانو براتون میزارمم
فردا شبم ناشناس میزارم باهم حرف بزنیم💗 | 304 |
| 18 | sticker.webp | 308 |
| 19 | نازیلا حیف این همه زیبایی نیست هر روز برامون فعالیت نمیکنی😢❤️
https://t.me/learnila/8276 | 317 |
| 20 | خوبیدد؟😬💗 | 325 |
