fa
Feedback
چای ‌لب سوز.

چای ‌لب سوز.

رفتن به کانال در Telegram
5 072
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-117 روز
-3330 روز
آرشیو پست ها
+2
₊ ࣪𓏲✿#Music [ @Ohayoll ⁺ ⟡

«همیشه یه پای خوشی، لَنگه.»

«میگم قربونت درد که حتما نباید به اندازه‌ی یک کوه باشه تا به حساب بیاد، همین دردهای کوچیکی که از همشون رد می‌شی و می‌گی مهم نیست مثل سنگ‌ریزه‌هایی هستن که وقتی روی هم جمع می‌شن خیلی خسته‌ت می‌کنن. »

«کاش شبی هم غفلتاً به باغ‌های انگور برسیم.»

«خیلی بامزه‌ایی هست، یکیو می‌بینی انقدر بهش حس نوستالژیک عجیبی داری و دوست‌داشتنیه که با خودت فکر می‌کنی مثلاً تو کجا بودی بهمن سال پیش؟ وقتی من فلان چیزو داشتم از سر می‌گذروندم؟ چرا زودتر نیومدی ،از روی کدوم پل رد شدی سال پیش فلان موقع؟ نازه این حس و ناراحت‌کننده. »

«امروز رو با چشمان بی‌سرمه، نیمرخ غمگین، بوی عطر جدید و نگاهی پر از آب مرواریدم گذروندم.»

«خونه‌ی ما قصه داره ،تمشک و پسته داره ‏پشت خنده‌های گرمش، آدمای خسته داره.»
+1
«خونه‌ی ما قصه داره ،تمشک و پسته داره ‏پشت خنده‌های گرمش، آدمای خسته داره.»

«خوشم می‌آمد او را نگاه کنم.»
«خوشم می‌آمد او را نگاه کنم.»

«بوی زمین بارون خورده همه جارو گرفته.»

هدیه چقدر قشنگ درباره‌ی معشوق می‌نویسه✨

-من عاشق روحت شدم قبل اینکه حتی بتونم پوستتو لمس کنم.

پرسیدند: چرا چنین بی‌مرز دوستش داشتی؟ گفتم: او زخم‌هایم را بوسید و رنجم را باور کرد...

شما نگاه کنج دنجُ✨

Piano vibe;
+1
Piano vibe;

The memories;
+1
The memories;

+5

حواسم نبود، دو فنجان چای ریختم.

photo content

«تاب آوردن.» از بالا و پایین آمدن قفسه سینه‌ات که نشان می‌دهد هنوز تاب زندگی را داری.