فرزندِ خَلَفِ استاد اسپلینتر
رفتن به کانال در Telegram
He/They (Yes I'm non-binary) Obsessed with cinema, super long nails, soft metal music, piercings, languages and queerness. Struggling with sensory issues, dysphoria and life in general. To contact me: @SashaKazemi @SashaNBBot
نمایش بیشترإيران195 733دسته بندی مشخص نشده است
74
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
آرشیو پست ها
گاهی وقتا یادم میره اینکه آدم هر لحظه از هر روز رو فعالانه و آگاهانه به منصرف کردن خودش از افکار مخرب بگذرونه، عادی نیست.
Repost from الکترون آزاد
نظام بهای سرپا موندن و بقای خودش رو با عمر ما میپردازه. حتی اعتراض و دادخواهی ما برای حق حیاتمون هم برامون گرون تموم میشه. سیستم سیاسی، حدوداً هر دهسال یکبار برای تمدید عمر سیاسیش، از مواضعش کمی عقبنشینی میکنه، امتیازاتی میده و به قول خودش با نرمش قهرمانانهای که به خرج میده، برای خودش زمان میخره. توی این دهسال، نوجوانهایی با حسرت و محرومیت پا به جوانی میذارن، جوانها، جوانیشون رو از دست میدن و میانسالها دیگه رمقی براشون باقی نمیمونه. با دهسال بعدی، جای گروههای سنی عوض میشه و این چرخهٔ شوم ادامه پیدا میکنه و ما مردمِ نگونبختی هستیم که بابت زجرهامون توضیح هم نمیشنویم. خطایِ احتمالی انسانی، قصور احتمالی، بیاحتیاطیها و بیتدبیریها هم عباراتی هستند که در توجیه این فاجعهها به کار میرن و ما گروگانهای ماتمزده و بیچارهای هستیم که دیگه صدامون به خودمون هم نمیرسه.
Repost from زوربای صورتی🎀
خبرها رو میشنوم و با خودم فکر میکنم “حادثه” بعدی چیه؟ این دفعه نوبت کیه؟ یه روز عادی، یه لحظه عادی، یهو زندگی مثل جهنم میشه. شاید بعدی ما باشیم.
Explain to me why we're always so condescending toward our younger selves? We should be looking back in awe of who we were. All that passion, all that fire, all those dreams and then it all fades and people say "oh well you know, that's just a part of growing up." I think that's tragic.
🎥Ed
Repost from درویدوس
فکر میکنم بعضی از ارزشمندترین ابعاد وجودی ما فقط موقعی آشکار میشن که در حال عبور از رنجهای بزرگ و سخت باشیم، ولو اینکه در اون زمان پی نبریم چه گوهری پیدا کردیم.
دیشب سه ساعت خوابیدم و امشب هم تا دیروقت نمیتونم بخوابم. درود بر انرژیزای نیملیتری.
باز من یه سلبریتیکراش جدید پیدا کردم که سن پدربزرگمو داره. خدایا مرسی.
Repost from مستاجر پلاک ١٢
احساس میکنم همه چیز تقصیرِ منه و خودم گند زدم. یه جورایی به همه چی گند میزنم و این گند زدن پشتِ گند زدن یک اتفاقِ همیشگی شده. هرچند بازهم مطمئن نیستم. نمیتونم بفهمم اتفاقاتی که میوفته، از بینِ اطرافیانم گرفته، تا بالا پایین رفتنهای زندگی و این همه پیچیدگی مربوط به یونیورس و گذرهای طبیعیه یا واقعاً تقصیرِ منه. نیاز دارم یکی بیاد با دلیل و منطق بشینه روبروم بهم گوش بده و بعد از اینکه حرفام تموم شد سعی کنه قانعم کنه که اشتباه میکنم و انقدر مقصر همه چی نیستم. که فقط بهم بگه پسر تقصیرِ تو نیست. انقدر سخت نگیر، صرفاً زندگیه و همینه که هست.
+1
من معمولاً طرفدار ژانر درام کمدی نیستم ولی این سریال واقعاً جذبم کرد. سریال واسه سال ۲۰۰۰ و قدیمیه و به خاطر مشکلات حقوقی، هیچوقت به صورت دیویدی یا دیجیتال بیرون نیومد و به همین خاطر میشه تک تک پیکسلا رو تو تصویرش شمرد ولی جوکهای هوشمندانه و line delivery فوقالعادهش جبران میکنن. چیزی که خودم خیلی دوست داشتم روابط یونیک بین شخصیتای سریال بود.
10/10 strongly recommend👍
بابام دیشب خواب دیده من دارم مهاجرت میکنم و بابت این نصفه شبی پا شده غصه خورده. حالا من قراره به خاطر این ماجرا یه ساعت تمام گریه کنم.
