فرزندِ خَلَفِ استاد اسپلینتر
رفتن به کانال در Telegram
He/They (Yes I'm non-binary) Obsessed with cinema, super long nails, soft metal music, piercings, languages and queerness. Struggling with sensory issues, dysphoria and life in general. To contact me: @SashaKazemi @SashaNBBot
نمایش بیشترإيران195 733دسته بندی مشخص نشده است
74
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
آرشیو پست ها
پیش به سوی راهنمایی و رانندگی. انشالله که به حجاب و پیرسینگام گیر نمیدن و منم آزمون را نمیرینم.
این "مرد تستوسترون بالا" چه کسشری بود افتاد تو دهن مردم دیگه. عجب. دیگه حتی به اصطلاحات علمی و پزشکی هم رحم نمیکنن.
دلستر نارگیلی ایستک هم یه طعم جدید بود که امتحان کردم و خیلی خوشم اومد. پیشنهاد میشه.
فردا امتحان آییننامه دارم و هنوز حتی یه کلمه هم نخوندم. انشالله که آبروریزی نمیکنم و بار اول قبول میشم.
Repost from روزمرگیهای یک رواندرمانگر
آدم وقتی خستهست دنبال معناهای عمیق میگرده. گاهی همهی چیزی که لازم داری یه لیوان آب، چند ساعت خواب و کمی نور خورشیده. بحرانها همیشه معنوی نیستن؛ خیلی وقتها فیزیولوژیکن.
کاش میتونستم به اطرافیان و خونوادهم اوت باشم. متاسفانه ولی همهش تو کمدم.
اینکه کسی متفاوته، دلیل بر بد بودنش نیست. دلگرمکنندهترین داستانها و دوستیها معمولاً از دل تفاوتها زاده میشن.
Repost from درویدوس
تاثیر محیط در توفیق گاهی دستکم گرفته میشه. نمیشه یک نفر رو در چالهی شرارت و نکبت انداخت و انتظار داشت همچون قهرمانی راه خودش رو به بیرون پیدا کنه. او هم به نحوی آلوده میشه. حتی اگر بتونه راه خروجی پیدا کنه، بدون آسیب و هزینه نخواهد بود. و محیط با آدمهایی که داخلش هستن، معنا پیدا میکنه (مگر اینکه در جزیرهای دورافتاده باشیم.) پس وقتی آدمهای اطراف ما قافیه رو باخته باشن، شبحِ وا دادن ناگزیر ما رو هم تعقیب خواهد کرد.
دیشب خواب دیدم یه اپیزود ساکوتیک کنترلنشده و وحشتناک داشتم. به شدت اذیتکننده بود و تمام امروز هی تو ذهنم مرور میشد. دهنم سرویس شد.
همه کارایی که نباید میکرد رو میکنه، وقتی بهش اخطار میدم هم با یه "حالا اونقدم مهم نیست" یا "من سختمه فلان کارو نکنم" جمعش میکنه؛ بعد میگه چرا ناراحت و کمحرفی. کیر خر خب.
کاش برای فهمیدن چیزایی که راجع بهشون چیزی نمیدونیم، انقدر گارد نمیگرفتیم. کاش تغییر باورها و اخلاقیات رو نشونهی ضعف و سستعنصری نمیدونستیم. کاش مخالفتهامون انقدر آنی و بدون دانش قبلی نبود؛ که اگر دانشی در مورد یک سری مسائل میداشتیم، مخالفت باهاشون با عقل سلیم در تضاد به نظر میومد.
Repost from درویدوس
فرودو به سَم میگه: "حس میکنم تا وقتی شایِر پشت سر ماست، امن و آرام، این آوارگی برای من قابلتحملتر خواهد بود؛ که میدانم جایی پناهگاه مطمئنی دارم، حتی اگر قدمهای من هرگز دوباره به آنجا نرسد."
