fa
Feedback
World Zoroastrian NEWS

World Zoroastrian NEWS

رفتن به کانال در Telegram

این کانال مراسم و برنامه های دینی زرتشتیان جهان را به اطلاع همکیشان زرتشتی می‌رساند . This channel publishes ceremonies and religious information of Zoroastrians around the world. 👇🏻 @newswz #زرتشت #زرتشتیان #world_zoroastrian_news #اخبار_زرتشتیان_جهان

نمایش بیشتر
2 465
مشترکین
+124 ساعت
+97 روز
+5330 روز
آرشیو پست ها
sticker.webp0.30 KB

#اوستای_یادبود #درگذشتگان #آوای #روانشاد #موبد_کوروش_نیکنام https://t.me/newswz

در سوگ بانو پروین بهمنی؛ یاد بانوی مهر ایریستَنام اوروانوُ یزَه مَئیدِه یا اشااونام فرَه وَشَه یوُ «روانِ درگذشتگان و فروهرهای اشوان را می‌ستاییم.» پروین بهمنی رفت... و گاهی رفتن یک انسان،فقط نشانی از یک جای خالی نیست؛ انگار بخشی از خاطرات خوب زندگی با او، از میان ما دور می‌شود. پروین تنها پنجاه و اندی سال زیست،اما آنچه از او در یادها باقی می‌ماند،شمار سال‌های زندگی‌اش نیست؛ مهر و محبتی است که به دیگران بخشید. کسانی که او را می‌شناختند، از مهربانی‌اش یاد خواهند کرد؛ از رفتاری که دل کسی را نمی‌آزرد، از محبت‌هایی که شاید ساده به نظر می‌رسیدند، اما برای کسی که آن را دریافت می‌کرد ارزش بسیار داشت. زندگی همیشه با سال‌های طولانی سنجیده نمی‌شود؛گاهی یک انسان در پنجاه سال آنقدر خاطره و محبت بر جای می‌گذاردکه نبودنش، تا ابد احساس می‌شود. امروز اگرچه پروین در میان ما نیست، اما خاطره‌اش در دل کسانی که دوستش داشتند با هر یادآوری دوباره زنده می‌شود. چه دشوار است پذیرفتن رفتن بانویی که هنوز برای عزیزانش جای خالی‌اش باورکردنی نیست. در برابر رفتن واژه‌ها کوتاه می‌آیند؛و ما می‌مانیم با خاطراتی که باید آنها را عزیز بداریم و نامی که با احترام از آن یاد کنیم. بانو پروین بهمنی، آرامش اهورایی بدرقه راهت؛ و فروهر پاکت، در روشنایی جاودانه باد. به روان و فروهر پاکش درود باد. یاد نیکت در دل دوستدارانت و مهرت در خاطره آنان جاودان. کانال تلگرامی اخبار زرتشتیان جهان

نیایش اَشِم وُهو 🔥🔥🔥 https://t.me/newswz

امروز، وقتی درباره تاریخ بانکداری هند، تأمین مالی صنعتی، رابطه دولت و بخش خصوصی یا شکل‌گیری اندیشه اقتصاد آزاد در هند سخن گفته می‌شود، نام A. D. Shroff همچنان در میان چهره‌های مهم این تاریخ دیده می‌شود. او کارخانه‌ای به نام خود برجای نگذاشت و دانشمند یک آزمایشگاه نبود؛ اما در ساختن اندیشه، نهاد و سازوکار مالی اقتصادی مشارکت کرد که هند مستقل در دهه‌های بعد بر پایه آن مسیر توسعه خود را دنبال کرد. از این دیدگاه، داستان اردشیر دارابشاه شروف داستان یک فرد ثروتمند نیست؛ داستان یک اندیشه‌ورز اقتصادی زرتشتی است که در یکی از حساس‌ترین دوره‌های تاریخ هند، در بحث درباره آینده یک کشور و اقتصاد آن نقش داشت. منابع Sucheta Dalal, A. D. Shroff: Titan of Finance and Free Enterprise, Viking, 2000، 158 pages. Bakhtiar K. Dadabhoy, Barons of Banking: Glimpses of Indian Banking History, Random Business / Penguin Random House India, 2013. Tata Central Archives, “A.D. Shroff”, بخش Tata Luminaries؛ اطلاعات مربوط به تحصیلات، فعالیت مالی، همکاری با تاتا، برتون وودز، طرح بمبئی و فعالیت‌های اقتصادی شروف. Center for Financial Stability, Who Was at Bretton Woods؛ فهرست مستند اعضای هیئت‌های شرکت‌کننده در کنفرانس ۱۹۴۴ و ثبت نام A. D. Shroff در هیئت هند. Forum of Free Enterprise, منابع تاریخی مربوط به A. D. Shroff، کمیته شروف و تأسیس Forum of Free Enterprise. P. S. Lokanathan, Changing Structure of Industrial Finance, A. D. Shroff Memorial Trust, Bombay, 1969؛ ثبت‌شده در کتابخانه Gandhi Smriti Library. A. D. Shroff Memorial Trust، گزارش‌ها و یادبودهای مربوط به نقش شروف در توسعه صنعتی، بانکداری و اندیشه اقتصادی هند.

بنابراین شروف را نمی‌توان صرفاً «مخالف دخالت دولت» معرفی کرد. دیدگاه اقتصادی او پیچیده‌تر بود: دولت را در توسعه ضروری می‌دانست، اما با سلطه بیش از اندازه دولت بر فعالیت اقتصادی و محدود شدن ابتکار بخش خصوصی مخالف بود. بانکداری؛ از اندیشه تا ایجاد نهاد یکی از مهم‌ترین میراث‌های شروف، فعالیت او در عرصه بانکداری و تأمین مالی صنعتی بود. او در شکل‌گیری و توسعه Investment Corporation of India نقش داشت و بعدها در مدیریت بانک‌ها و شرکت‌های بزرگ مالی و بیمه‌ای نیز فعال بود. همچنین ریاست Bank of India و New India Assurance را بر عهده داشت. منابع آرشیوی تاتا و زندگی‌نامه او هر دو بر نقش گسترده وی در بانکداری، بیمه و تأمین مالی صنعتی تأکید دارند. اهمیت این فعالیت‌ها در آن بود که هند برای صنعتی شدن به چیزی بیش از کارخانه نیاز داشت؛ سرمایه بلندمدت، اعتبار، بانک و نهادهای مالی نیز ضروری بودند. شروف از کسانی بود که این مسئله را بسیار زود تشخیص داد. کمیته شروف و آینده تأمین مالی صنعت در سال ۱۹۵۳، بانک مرکزی هند، Reserve Bank of India، کمیته‌ای را برای بررسی تأمین مالی بخش خصوصی تشکیل داد و ریاست آن را به شروف سپرد. گزارش این کمیته بعدها به نام Shroff Committee شناخته شد. اهمیت این کمیته در بررسی راه‌های افزایش جریان اعتبار به بخش خصوصی و تأمین مالی توسعه صنعتی بود. منابع مربوط به تاریخ بانکداری هند، توصیه‌های این کمیته را از عوامل مؤثر در شکل‌گیری نهادهای مهم تأمین مالی صنعتی می‌دانند. این بخش از زندگی شروف شاید از حضور او در برتون وودز کمتر شناخته شده باشد، اما برای تاریخ اقتصادی هند اهمیت زیادی دارد؛ زیرا او از مرحله بحث نظری درباره اقتصاد به مرحله ساختن سازوکارهای تأمین مالی اقتصاد رسید. دفاع از اقتصاد آزاد پس از استقلال هند، سیاست اقتصادی دولت به سوی برنامه‌ریزی متمرکز و گسترش نقش دولت در اقتصاد حرکت کرد. شروف با بخشی از این مسیر موافق نبود. او اعتقاد داشت که توسعه اقتصادی بدون حضور فعال کارآفرینان، سرمایه خصوصی و رقابت دشوار خواهد بود. به همین دلیل در سال ۱۹۵۶ Forum of Free Enterprise را تأسیس کرد؛ نهادی غیرحزبی که هدفش آموزش عمومی درباره اقتصاد، آزادی اقتصادی و رابطه آن با نظام دموکراتیک بود. این اقدام نشان می‌دهد که شروف در سال‌های پایانی زندگی خود دیگر فقط یک بانکدار یا مدیر اقتصادی نبود؛ او به مروج یک اندیشه اقتصادی تبدیل شده بود. البته نگاه او را باید در فضای سیاسی و اقتصادی هند دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ بررسی کرد و نباید دیدگاه‌های او را عیناً با سیاست‌های اقتصادی چند دهه بعد یکی دانست. مردی که زودتر از زمان خود درباره اقتصاد سخن گفت یکی از دلایل اهمیت شروف برای تاریخ اقتصادی هند این است که برخی از موضوعاتی که او بر آنها تأکید می‌کرد، دهه‌ها بعد دوباره به موضوع بحث جدی در اقتصاد هند تبدیل شدند. زندگی‌نامه مستقل او، نوشته Sucheta Dalal، که در سال ۲۰۰۰ با عنوان A. D. Shroff: Titan of Finance and Free Enterprise منتشر شد، زندگی او را در چارچوب تحول بانکداری، صنعت، اقتصاد و سیاست اقتصادی هند بررسی می‌کند. این کتاب ۱۵۸ صفحه دارد و توسط Viking منتشر شده است. همچنین کتاب Barons of Banking نوشته Bakhtiar K. Dadabhoy، که در سال ۲۰۱۳ منتشر شد، شروف را در کنار چند تن از مهم‌ترین چهره‌های تاریخ بانکداری هند بررسی کرده است. یک زرتشتی پارسی در تاریخ اقتصاد هند شروف در منابع مربوط به چهره‌های برجسته پارسیان هند به عنوان یک اقتصاددان و بانکدار زرتشتی پارسی شناخته شده است. منابع زرتشتی نیز نام او را در میان چهره‌های برجسته پارسیان هند آورده‌اند. اما ارزش زندگی او فقط در وابستگی دینی یا اجتماعی‌اش خلاصه نمی‌شود. اهمیت واقعی شروف در این است که در دوره‌ای که هند از اقتصاد استعماری به سوی استقلال سیاسی و سپس ساختن یک اقتصاد ملی حرکت می‌کرد، او در چند نقطه تعیین‌کننده حضور داشت: در برنامه‌ریزی اقتصادی پیش از استقلال، در کنفرانس برتون وودز، در طرح بمبئی، در توسعه بانکداری و تأمین مالی صنعتی و در دفاع از نقش بخش خصوصی و آزادی اقتصادی. به همین دلیل، نام اردشیر دارابشاه شروف را می‌توان در تاریخ شکل‌گیری اقتصاد نوین هند، در کنار شماری از مهم‌ترین اقتصاددانان و مدیران اقتصادی سده بیستم این کشور قرار داد. میراث شروف شروف در ۲۷ اکتبر ۱۹۶۵ درگذشت؛ اما اندیشه‌ها و نهادهایی که در شکل‌گیری آنها نقش داشت، پس از مرگ او نیز ادامه یافتند. در سال ۱۹۹۹، هم‌زمان با یکصدمین سال تولد او، دولت هند تمبر یادبودش را منتشر کرد؛ نشانه‌ای از اینکه نقش او در تاریخ اقتصادی هند به عنوان یک چهره ملی به رسمیت شناخته شده است.

مجموعه «زرتشتیانی که جهان را دگرگون کردند» ـ ۱۰ اردشیر دارابشاه شروف؛ زرتشتی پارسی و معمار اندیشه اقتصادی هند نوین در تاریخ زرتشتیان هند، نام‌های بزرگی در صنعت، دانش، پزشکی و فرهنگ دیده می‌شود؛ اما برخی چهره‌ها تأثیر خود را نه با ساختن کارخانه یا کشف علمی، بلکه با اندیشه‌ورزی اقتصادی و ساختن نهادهای مالی بر جای گذاشتند. یکی از این چهره‌ها اردشیر دارابشاه شروف Ardeshir Darabshaw Shroff (A. D. Shroff) است؛ اقتصاددان، بانکدار و مدیر اقتصادی پارسی که در دوره‌ای حساس از تاریخ هند، میان اقتصاد استعماری، جنبش استقلال، برنامه‌ریزی اقتصادی و شکل‌گیری نظام مالی کشور قرار گرفت. شروف در ۴ ژوئن ۱۸۹۹ زاده شد و در ۲۷ اکتبر ۱۹۶۵ درگذشت. او در کالج سیدنهام بمبئی تحصیل کرد و سپس در London School of Economics به تحصیل ادامه داد. پس از آن مدتی در لندن با Chase Bank کارآموزی کرد و پس از بازگشت به هند وارد فعالیت‌های مالی و بازار سهام شد. از بازار مالی تا اقتصاد ملی شروف از همان سال‌های نخست فعالیت حرفه‌ای خود تنها یک کارگزار یا مدیر مالی نبود. او به مسائل بنیادی اقتصاد هند، از جمله سرمایه‌گذاری، اعتبار، بانکداری، صنعت و نقش سرمایه خصوصی در توسعه کشور توجه داشت. در دهه ۱۹۳۰، جایگاه او در محافل اقتصادی هند به اندازه‌ای افزایش یافت که در سال ۱۹۳۸، هنگامی که سبهاش چندرا بوس ریاست کنگره ملی هند را بر عهده داشت، شروف به عضویت کمیته برنامه‌ریزی ملی درآمد؛ کمیته‌ای که ریاست آن با جواهر لعل نهرو بود. این نکته اهمیت دارد، زیرا نشان می‌دهد شروف از یک سو با محافل اقتصادی بخش خصوصی ارتباط نزدیک داشت و از سوی دیگر در نخستین بحث‌های سازمان‌یافته درباره آینده اقتصادی هند نیز حضور داشت. پیوند با خاندان تاتا در ژانویه ۱۹۴۰، شروف به عنوان مشاور مالی به مجموعه تاتا پیوست و بعدها به یکی از چهره‌های مهم اقتصادی این مجموعه تبدیل شد. آرشیو مرکزی تاتا درباره او نوشته است که شروف از صاحب‌نظران برجسته امور مالی و بازرگانی هند بود و در ایجاد و توسعه نهادهای مالی نقش مهمی داشت. او همچنین در سال‌های بعد در هیئت‌مدیره چندین شرکت مهم فعالیت کرد. همکاری او با تاتا تنها یک موقعیت شغلی نبود؛ شروف در همین دوره به یکی از صداهای مهم در بحث درباره رابطه دولت، صنعت و سرمایه خصوصی در هند تبدیل شد. برتون وودز؛ حضور یک اقتصاددان هندی در شکل‌گیری نظام مالی جهان یکی از مهم‌ترین بخش‌های زندگی شروف، حضور او در کنفرانس برتون وودز در سال ۱۹۴۴ است. کنفرانس برتون وودز در پایان جنگ جهانی دوم برای طراحی نظم پولی و مالی بین‌المللی پس از جنگ تشکیل شد و از دل آن نهادهایی چون صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی شکل گرفتند. شروف در این کنفرانس به عنوان یکی از نمایندگان غیررسمی هند حضور داشت. فهرست مستند شرکت‌کنندگان کنفرانس نیز نام او را در هیئت هندی ثبت کرده و او را در آن زمان مدیر شرکت Tata Sons معرفی می‌کند. حضور شروف در برتون وودز از این جهت اهمیت دارد که هند در آن زمان هنوز به استقلال نرسیده بود. بنابراین او نماینده رسمی یک کشور مستقل نبود، بلکه در جایگاه نماینده غیررسمی هند در بحث‌هایی شرکت کرد که قرار بود ساختار اقتصادی جهان پس از جنگ را شکل دهد. در این کنفرانس، مسئله منافع اقتصادی هند و به‌ویژه موضوع منابع مالی و دارایی‌های هند در ارتباط با بریتانیا نیز مورد توجه او بود. منابع مربوط به فعالیت‌های شروف گزارش می‌کنند که او در دفاع از منافع مالی هند در برابر دیدگاه‌های بریتانیا موضع گرفت. از این رو، نقش او در برتون وودز را نباید صرفاً یک حضور تشریفاتی دانست. «طرح بمبئی»؛ تصویری از اقتصاد هند پس از استقلال سال ۱۹۴۴ برای شروف از جهت دیگری نیز اهمیت داشت. او یکی از هشت شخصیت اقتصادی و صنعتی هند بود که در تدوین سندی اقتصادی مشارکت کردند که بعدها به نام طرح بمبئی Bombay Plan شناخته شد. این طرح با عنوان A Brief Memorandum Outlining a Plan of Economic Development for India در سال ۱۹۴۴ منتشر شد و هدف آن ارائه تصویری از مسیر توسعه اقتصادی هند پس از پایان جنگ و دستیابی به استقلال بود. هشت چهره‌ای که در تدوین آن نقش داشتند عبارت بودند از: جِی. آر. دی. تاتا جی. دی. بیرلا پورشوتامداس تاکورداس کستوربهای لال‌بهای اردشیر دلال لالا شری رام جان متای اردشیر دارابشاه شروف این نکته بسیار مهم است: طرح بمبئی صرفاً برنامه‌ای برای افزایش سود بخش خصوصی نبود. تدوین‌کنندگان آن معتقد بودند دولت باید در ایجاد زیرساخت، سرمایه‌گذاری و توسعه اقتصادی نقش مهمی داشته باشد؛ در عین حال، آنان بر اهمیت فعالیت بخش خصوصی نیز تأکید داشتند.

ثروتی که در دست یک نفر بود، پس از او به مدرسه، بیمارستان، دانش، آب، راه و امید برای هزاران انسان تبدیل شد. منابع ۱. Jesse S. Palsetia, “JEJEEBHOY, JAMSETJEE,” Encyclopaedia Iranica, Vol. XIV, Fasc. 6, pp. 619–621، آخرین به‌روزرسانی ۲۰۱۷. ۲. Encyclopaedia Iranica, “Charitable Foundations”، بخش مربوط به بنیادهای خیریه پارسی. ۳. Encyclopaedia Britannica, “Jeejeebhoy, Sir Jamsetjee”, 1911. ۴. Jesse S. Palsetia, “Merchant Charity and Public Identity Formation in Colonial India: The Case of Jamsetjee Jejeebhoy,” Journal of Asian and African Studies, 40/3, 2005, pp. 197–217. ۵. Jehangir R. P. Mody, Jamsetjee Jejeebhoy: The First Indian Knight and Baronet (1783–1859), Bombay, 1959. ۶. Jal H. Wadia, Sir Jamsetjee Jejeebhoy Parsee Benevolent Institution Centenary Volume, Bombay, 1950.

اهمیت این کار در آن بود که بیمارستان به عنوان یک نهاد عمومی می‌توانست خدمات خود را به شمار بزرگی از مردم ارائه دهد، نه اینکه صرفاً برای اعضای یک جامعه مذهبی ساخته شود. از همین رو، نام جمشیدجی در تاریخ تحول خدمات بهداشتی بمبئی نیز باقی ماند. مدرسه هنر؛ آموزش برای ساختن آینده یکی دیگر از اقدامات ماندگار او، تأسیس Sir J. J. School of Art بود. این مرکز در سال ۱۸۵۷ با حمایت مالی جمشیدجی شکل گرفت. هدف آن گسترش آموزش هنر و طراحی بود و بعدها به یکی از مراکز شناخته‌شده آموزش هنر در هند تبدیل شد. ایرانیکا تأکید می‌کند که این مدرسه در شکل‌گیری جایگاه بمبئی و هند در حوزه طراحی و هنر نقش داشت. بنابراین میراث جمشیدجی فقط در بیمارستان و مدرسه عمومی خلاصه نمی‌شود؛ او در آموزش هنر و مهارت‌های تخصصی نیز سرمایه‌گذاری کرد. آب، راه و پل؛ نیکوکاری در زندگی روزمره بخش دیگری از فعالیت‌های جمشیدجی به پروژه‌هایی اختصاص داشت که شاید در نگاه نخست کمتر باشکوه به نظر برسند، اما برای زندگی روزمره مردم اهمیت بسیار زیادی داشتند. او در ساخت: چاه‌ها آب‌انبارها و مخازن آب راه‌ها پل‌ها گذرگاه‌ها مراکز اقامت و استراحت کمک مالی کرد. این فعالیت‌ها فقط در بمبئی متمرکز نبود و شهرها و مناطق دیگری در هند نیز از کمک‌های او بهره‌مند شدند. چنین اقداماتی نشان می‌دهد که نگاه او به نیکوکاری تنها کمک مستقیم به افراد نیازمند نبود؛ بلکه ساخت زیرساخت‌هایی بود که بتواند برای سال‌ها به شمار بزرگی از مردم خدمت کند. جمشیدجی و آموزش بانوان از جنبه‌های مهم و کمتر مورد توجه زندگی او، توجه به آموزش بانوان است. دختر او، پیروز‌بای، از نخستین بانوان پارسی بود که از آموزش رسمی برخوردار شد. همچنین منابع تاریخی نشان می‌دهند که جمشیدجی از آموزش دختران حمایت می‌کرد. در دوره‌ای که آموزش رسمی بانوان هنوز با مخالفت‌ها و محدودیت‌های جدی روبه‌رو بود، حمایت از آموزش آنان اقدامی پیشرو محسوب می‌شد. نخستین هندی که نشان شوالیه گرفت فعالیت‌های اجتماعی و خیرخواهانه جمشیدجی سرانجام توجه حکومت بریتانیا را نیز به خود جلب کرد. در سال ۱۸۴۲، ملکه ویکتوریا به او نشان Knight Bachelor اعطا کرد. او نخستین هندی بود که از سوی ملکه ویکتوریا به مقام شوالیه رسید. پانزده سال بعد، در ۱۸۵۷، عنوان موروثی Baronet نیز به او اعطا شد و جمشیدجی به نخستین بارونت پارسی و هندی تبدیل شد. این عناوین البته بخش فرعی زندگی او هستند؛ زیرا آنچه نام او را در تاریخ ماندگار کرد، نه عنوان اشرافی، بلکه آثار عمومی و خیریه او بود. مجسمه‌ای برای یک هندی در سال‌های پایانی زندگی جمشیدجی، شهر بمبئی تصمیم گرفت برای بزرگداشت او مجسمه‌ای عمومی برپا کند. پس از مرگ او در سال ۱۸۵۹، مجسمه‌ای از او که اثر بارون ماروچتی بود، در بمبئی قرار گرفت. ایرانیکا این مجسمه را یکی از نخستین بزرگداشت‌های عمومی مهم برای یک هندی در بمبئی می‌داند. این رویداد نشان می‌داد که جمشیدجی دیگر تنها یک چهره متعلق به جامعه پارسی نبود؛ او به شخصیتی عمومی در تاریخ شهر بمبئی تبدیل شده بود. ثروتی که به نهاد تبدیل شد جمشیدجی جیجی‌بهای در ۱۴ آوریل ۱۸۵۹ در بمبئی درگذشت. اما بخش مهمی از ثروتی که به دست آورده بود، در قالب نهادها و پروژه‌های عمومی باقی ماند. ایرانیکا ارزش مجموع کمک‌های خیریه او در زمان مرگ را حدود ۲٬۴۵۹٬۷۳۶ روپیه ثبت کرده است. اهمیت این رقم تنها در مقدار پول نیست. مدرسه، بیمارستان، مرکز آموزش هنر، آب‌رسانی، راه و پل، برخلاف کمک‌های کوتاه‌مدت، می‌توانستند برای نسل‌های بعد نیز مورد استفاده قرار گیرند. به همین دلیل، می‌توان میراث جمشیدجی را نوعی نهادسازی از راه نیکوکاری دانست. میراثی فراتر از یک جامعه در تاریخ زرتشتیان و پارسیان، جمشیدجی جیجی‌بهای نمونه‌ای برجسته از این اندیشه است که ثروت زمانی ارزش اجتماعی پیدا می‌کند که بخشی از آن به جامعه بازگردد. او از جامعه‌ای کوچک برخاست، اما آثار نیکوکاری‌اش در جامعه‌ای بسیار بزرگ‌تر باقی ماند. مدارس، بیمارستان، آموزش هنر، آب‌رسانی و پروژه‌های عمومی او تنها به پارسیان خدمت نکردند؛ بلکه بخشی از زندگی اجتماعی و شهری هند را تحت تأثیر قرار دادند. از این منظر، جمشیدجی جیجی‌بهای را نمی‌توان فقط یک بازرگان ثروتمند یا یک خیر پارسی دانست. او از نخستین هندیانی بود که نشان داد یک شهروند می‌تواند با سرمایه شخصی، آموزش، بهداشت و زیرساخت‌های عمومی را به بخشی از میراث ماندگار یک شهر و یک جامعه تبدیل کند. و شاید همین ویژگی است که نام او را پس از بیش از یک‌ونیم سده همچنان زنده نگه داشته است:

مجموعه «زرتشتیانی که جهان را دگرگون کردند» ـ ۹ سر جمشیدجی جیجی‌بهای؛ پارسی که نیکوکاری را به نیرویی برای ساختن جامعه تبدیل کرد در تاریخ زرتشتیان و پارسیان هند، چهره‌هایی هستند که اثرگذاری آنان نه در میدان جنگ و سیاست، بلکه در ساختن مدرسه، بیمارستان، راه، پل، آب‌رسانی و فراهم کردن امکان زندگی بهتر برای مردم دیده می‌شود. سر جمشیدجی جیجی‌بهای Sir Jamsetjee Jejeebhoy (1783–1859) یکی از برجسته‌ترین نمونه‌های این گروه است. او بازرگان پارسی، نیکوکار و از شناخته‌شده‌ترین چهره‌های هندی سده نوزدهم بود؛ مردی که ثروت خود را به مجموعه‌ای گسترده از فعالیت‌های عمومی تبدیل کرد و در زمانی که هنوز بسیاری از خدمات عمومی در هند به شکل امروزی وجود نداشت، برای ایجاد مدرسه، بیمارستان، مراکز آموزشی، راه‌ها، پل‌ها، آب‌انبارها و دیگر زیرساخت‌های عمومی هزینه کرد. اهمیت تاریخی او فقط در میزان ثروتی که به دست آورد نیست؛ بلکه در این است که نیکوکاری را از کمک‌های پراکنده فراتر برد و آن را به ساخت نهادهایی پایدار برای جامعه تبدیل کرد. کودکی در تنگدستی جمشیدجی در ۱۵ ژوئیه ۱۷۸۳ در بمبئی زاده شد. خانواده او پارسی بودند و پدر و مادرش، مروانجی مانکجی جیجی‌بهای و جیوی‌بای کاواسجی، زندگی مرفهی نداشتند. او از پنج‌سالگی تا شانزده‌سالگی در نوساری زندگی کرد و پس از درگذشت پدر و مادرش در سال ۱۷۹۹، به بمبئی بازگشت. در آغاز زندگی اقتصادی خود، شرایط بسیار ساده‌ای داشت و حتی نخستین فعالیت تجاری‌اش جمع‌آوری و فروش بطری‌های خالی بود؛ فعالیتی که موجب شد مدتی به نام Battliwala، یعنی «فروشنده بطری»، شناخته شود. اما همین جوان فقیر در دهه‌های بعد به یکی از بزرگ‌ترین بازرگانان بمبئی تبدیل شد. آغاز راه بازرگانی جمشیدجی در جوانی وارد تجارت شد و به‌تدریج ارتباطات گسترده‌ای با بازرگانان هندی و اروپایی پیدا کرد. او در تجارت دریایی نیز فعال شد و در سال ۱۸۱۴ توانست نخستین کشتی خود را خریداری کند. پس از آن شمار کشتی‌های او افزایش یافت و فعالیت بازرگانی‌اش گسترش پیدا کرد. در سال ۱۸۱۸ نیز شرکت Jamsetjee Jejeebhoy & Co. شکل گرفت و جمشیدجی با بازرگانانی از جوامع گوناگون همکاری کرد. این نکته درباره زندگی او اهمیت دارد: جمشیدجی در محیط چندفرهنگی بمبئی فعالیت اقتصادی خود را محدود به جامعه پارسی نکرد و با هندوها، مسلمانان، جین‌ها، مسیحیان و اروپاییان روابط تجاری و اجتماعی داشت. ثروت؛ هدف یا وسیله؟ آنچه نام جمشیدجی را ماندگار کرد، میزان ثروتی که به دست آورد نبود. او پس از رسیدن به ثروت، بخش بزرگی از آن را به فعالیت‌های عمومی اختصاص داد. نخستین نمونه ثبت‌شده از کمک عمومی مهم او به سال ۱۸۲۲ بازمی‌گردد؛ زمانی که بدهی شماری از زندانیان تهیدست زندان مدنی بمبئی را پرداخت کرد تا آنان از بند بدهی رهایی یابند. از همین دوره، مسیر زندگی او به‌تدریج از یک بازرگان ثروتمند به یک نیکوکار بزرگ عمومی تغییر کرد. نیکوکاری فراتر از جامعه زرتشتی جمشیدجی به جامعه پارسی خود توجه فراوان داشت؛ اما فعالیت‌های خیریه او به زرتشتیان محدود نشد. او برای هندو، مسلمان، مسیحی و پارسی کمک می‌کرد و در زمان وقوع آتش‌سوزی، قحطی و دیگر حوادث، به صندوق‌های امدادی کمک می‌کرد. ایرانیکا تأکید می‌کند که بخش مهمی از اعتبار اجتماعی او از همین نیکوکاری گسترده ناشی شد؛ کمک‌هایی که علاوه بر جامعه خود او، بخش‌های دیگر هند را نیز دربرمی‌گرفت. این ویژگی، جمشیدجی را به یکی از نمونه‌های برجسته نیکوکاری فرادینی در هند سده نوزدهم تبدیل کرد. مدرسه؛ سرمایه‌گذاری برای آینده یکی از مهم‌ترین زمینه‌های فعالیت جمشیدجی، آموزش بود. او در سال ۱۸۴۹ «مؤسسه خیریه پارسی جمشیدجی جیجی‌بهای» را بنیان گذاشت؛ نهادی که هدف آن حمایت از آموزش و رسیدگی به نیازمندان بود. بر اساس گزارش ایرانیکا، این مؤسسه از نخستین نهادهای آموزشی بومی در غرب هند بود و هزاران دانش‌آموز را تحت آموزش قرار داد. او همچنین در ایجاد و حمایت از مدارس متعدد در بمبئی و شهرهای دیگر مشارکت داشت. منابع تاریخی از یازده مدرسه که به کمک‌های او بنیان گذاشته یا پشتیبانی شده بودند، یاد کرده‌اند. این اقدام اهمیت زیادی داشت؛ زیرا در نیمه نخست سده نوزدهم، آموزش عمومی در هند هنوز به گستردگی دوره‌های بعدی نبود. بیمارستان؛ پیوند نیکوکاری و بهداشت عمومی یکی از بزرگ‌ترین یادگارهای جمشیدجی در بمبئی، Sir J. J. Hospital است. او در سال ۱۸۵۰ مبلغ قابل توجهی برای ایجاد بیمارستان اختصاص داد. ایرانیکا این بیمارستان را از نخستین نمونه‌های مهم پیوند دادن سرمایه خصوصی و نیاز عمومی در حوزه سلامت در بمبئی می‌داند.

او برای شناخت فناوری بخار به انگلستان رفت، در توسعه مهندسی دریایی و صنایع بخار فعالیت کرد، به نخستین هندیِ عضو انجمن سلطنتی بریتانیا تبدیل شد و در معرفی چند فناوری نوین به شهر بمبئی نقش داشت. از این دیدگاه، اردشیر کورستجی وادیا تنها یک مهندس موفق یا یک عضو برجسته از جامعه پارسی نبود. او یکی از چهره‌های پیشگام نسلی بود که کوشید دانش و فناوری نوین را از مرزهای جغرافیایی عبور دهد و آن را در خدمت دگرگونی جامعه خود قرار دهد. شاید به همین دلیل است که امروز نام او هم در تاریخ مهندسی هند، هم در آرشیو انجمن سلطنتی بریتانیا و هم در حافظه تاریخی زرتشتیان و پارسیان جایگاهی ویژه دارد. اردشیر کورستجی وادیا نمونه‌ای روشن از این حقیقت است که زرتشتیان و پارسیان، با وجود جمعیت اندک خود، در دوره‌های گوناگون تاریخ توانسته‌اند در دانش، صنعت، فرهنگ و پیشرفت جوامعی که در آن زندگی کرده‌اند نقشی فراتر از شمار جمعیتشان ایفا کنند. و زندگی او به‌خوبی نشان می‌دهد که اندیشه نو، دانش و جسارت در تجربه کردن، چگونه می‌تواند نام یک انسان را از محدوده زمان و جغرافیای خود فراتر ببرد. منابع ۱. Royal Society, Head of Steam, 7 June 2021. ۲. Institution of Civil Engineers (ICE), Ardaseer Cursetjee Wadia: Pioneering Indian Engineer. ۳. English Heritage, Pioneering Civil Engineer Ardaseer Cursetjee Wadia Receives English Heritage London Blue Plaque, 19 May 2021. ۴. English Heritage, Wadia, Ardaseer Cursetjee (1808–1877). ۵. Nature, Ardaseer Cursetjee (Wadia), F.R.S., Vol. 153, 1944. ۶. Royal Society Archives, Ardaseer Cursetjee (1808–1877): The First Indian Fellow of the Royal Society. پیوند منابع اصلی Royal Society Institution of Civil Engineers English Heritage Nature

جایگاه اردشیر در تاریخ مهندسی تنها به انجمن سلطنتی محدود نبود. او در سال ۱۸۴۰ میلادی به عضویت وابسته مؤسسه مهندسان عمران بریتانیا (Institution of Civil Engineers) درآمد و از نخستین مهندسان هندی بود که به این نهاد مهم حرفه‌ای راه یافت. این حضور در کنار عضویت او در انجمن سلطنتی، جایگاه ویژه اردشیر کورستجی را در تاریخ مهندسی هند نشان می‌دهد. او نه‌تنها یک کشتی‌ساز ماهر بود، بلکه در حال ورود به دنیای جدیدی از دانش و مهندسی حرفه‌ای بود که نهادهای علمی و صنعتی اروپا آن را شکل می‌دادند. مسئولیت در مهندسی بخار و صنایع دریایی پس از بازگشت به هند، اردشیر در مسئولیت‌های مهم مهندسی فعالیت کرد. او در کارخانه بخار بمبئی سمت‌های مهمی در حوزه مهندسی و ماشین‌آلات بر عهده گرفت و سپس مسئولیت بخش بخار نیروی دریایی هند را نیز بر عهده داشت. این موقعیت‌ها در آن دوره اهمیت ویژه‌ای داشتند؛ زیرا مهندسی بخار در مرکز دگرگونی حمل‌ونقل دریایی و صنعت قرار گرفته بود. اردشیر کورستجی در زمانی به این مسئولیت‌ها رسید که حضور یک هندی در مقام مدیریت و نظارت بر گروه‌های مهندسی اروپایی امری کم‌سابقه بود. او در جایگاهی قرار گرفت که مهندسان و کارکنان بسیاری زیر نظرش فعالیت می‌کردند؛ موضوعی که منابع تاریخی از آن به عنوان یکی از نمونه‌های مهم شکستن محدودیت‌های رایج آن دوره یاد کرده‌اند. روشنایی گازی؛ فناوری تازه در بمبئی یکی از جنبه‌های جالب زندگی اردشیر کورستجی، علاقه او به معرفی فناوری‌های تازه در زندگی روزمره مردم بود. او در سال ۱۸۳۴ میلادی خانه و باغ خود را در بمبئی با روشنایی گازی مجهز کرد. این اقدام در زمان خود نمونه‌ای برجسته از ورود فناوری جدید به شهر بمبئی بود. اما علاقه او به نوآوری تنها به روشنایی گازی محدود نشد. در منابع تاریخی از نقش او در معرفی یا گسترش فناوری‌هایی مانند: روشنایی گازی عکاسی آبکاری الکتریکی ماشین خیاطی و کاربردهای مهندسی پمپ‌های بخار در بمبئی یاد شده است. این ویژگی، چهره اردشیر را از یک مهندس متخصص در حوزه کشتی‌سازی فراتر می‌برد. او شیفته فناوری‌های تازه بود و تلاش می‌کرد کاربرد آنها را در محیط زندگی خود ببیند و گسترش دهد. نگاهی فراتر از یک صنعتگر شاید یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های اردشیر کورستجی همین باشد که دانش فنی را امری جدا از پیشرفت جامعه نمی‌دید. او در دوره‌ای زندگی می‌کرد که انقلاب صنعتی در اروپا جهان را دگرگون کرده بود و هند نیز با پیامدهای این دگرگونی روبه‌رو بود. اردشیر از کسانی بود که به‌جای ایستادن در برابر فناوری نوین یا تبدیل شدن به مصرف‌کننده صرف آن، تلاش کرد آن را بشناسد و در حوزه‌های عملی به کار گیرد. از کشتی‌سازی و موتور بخار گرفته تا روشنایی گازی، عکاسی و آبکاری الکتریکی، زندگی او تصویری از انسانی است که با کنجکاوی علمی و مهندسی به استقبال جهان تازه رفت. بازگشت دوباره به انگلستان اردشیر در سال‌های پایانی زندگی بار دیگر در انگلستان اقامت گزید. او پس از بازنشستگی، سرانجام در ریچموند در جنوب‌غربی لندن ساکن شد و آخرین سال‌های زندگی خود را در آنجا گذراند. خانه او در ۵۵ شین رود (55 Sheen Road) بعدها به یکی از مکان‌های تاریخی مرتبط با زندگی او تبدیل شد. در سال ۲۰۲۱ میلادی، نهاد English Heritage برای بزرگداشت اردشیر کورستجی وادیا، لوح آبی یادبودی بر خانه او در ریچموند نصب کرد. این بزرگداشت، بیش از یک سده پس از مرگ او، نشانه‌ای از ماندگاری نامش در تاریخ مهندسی و فناوری بریتانیا و هند است. پیوند با جامعه زرتشتی با وجود سال‌های اقامت در انگلستان، اردشیر کورستجی پیوند خود را با جامعه پارسی و زرتشتی حفظ کرد. در سال‌های پایانی زندگی، او در فعالیت‌های جامعه زرتشتیان بریتانیا نیز نقش داشت و از نخستین چهره‌های مرتبط با نهادی بود که بعدها در قالب Zoroastrian Trust Funds of Europe به فعالیت خود ادامه داد. زندگی او از این نظر نیز نمونه‌ای از پیوند میان هویت زرتشتی، جامعه پارسی هند و جهان گسترده‌تر سده نوزدهم است. او از یک خانواده زرتشتی و پارسی در هند برخاست، دانش خود را در ارتباط با مراکز علمی و صنعتی اروپا گسترش داد و در پایان زندگی بخشی از میراث خود را در هر دو سوی جهان، هند و بریتانیا، برجای گذاشت. میراث اردشیر کورستجی وادیا اردشیر کورستجی وادیا در ۱۶ نوامبر ۱۸۷۷ میلادی در ریچموند درگذشت. اما اهمیت او در تاریخ، تنها به یک عنوان یا یک افتخار خلاصه نمی‌شود. او از نسل کشتی‌سازانی برخاست که هنر و تجربه دریایی را نسل به نسل منتقل کرده بودند، اما خود راه تازه‌ای را برگزید. او میان تجربه سنتی کشتی‌سازی و دانش مهندسی عصر صنعتی پلی ایجاد کرد.

مجموعه «زرتشتیانی که جهان را دگرگون کردند» _ ۸ اردشیر کورستجی وادیا؛ زرتشتی پارسی و پیشگام مهندسی نوین هند در تاریخ گسترش دانش و فناوری نوین در هند، نام‌هایی وجود دارند که اهمیتشان تنها به موفقیت شخصی محدود نمی‌شود؛ بلکه زندگی و کوشش آنان بخشی از مسیر دگرگونی علمی و صنعتی یک جامعه را شکل داده است. اردشیر کورستجی وادیا Ardaseer Cursetjee Wadia (1808–1877) مهندس، کشتی‌ساز و نوآور پارسی سده نوزدهم، یکی از این چهره‌هاست؛ شخصیتی که نام او با پیشگامی در مهندسی دریایی، گسترش فناوری بخار و معرفی شماری از فناوری‌های نوین به بمبئی پیوند خورده است. او از خاندان نامدار وادیا برخاست؛ خانواده‌ای پارسی که نسل‌ها در کشتی‌سازی و معماری دریایی بمبئی جایگاهی برجسته داشتند. اما اردشیر تنها وارث یک سنت خانوادگی نبود. او از فضای کشتی‌سازی سنتی فراتر رفت و با علاقه‌ای جدی به دانش مهندسی و فناوری‌های نوین، به یکی از پیشگامان انتقال و کاربرد فناوری عصر صنعتی در هند بدل شد. از کارگاه کشتی‌سازی تا دانش مهندسی اردشیر کورستجی در سال ۱۸۰۸ میلادی در خانواده‌ای پارسی و وابسته به سنت نامدار کشتی‌سازی وادیا زاده شد. پدر او در کشتی‌سازی بمبئی فعالیت داشت و اردشیر نیز از نوجوانی با فضای کشتی‌سازی و معماری دریایی آشنا شد. او در چهارده‌سالگی وارد خدمت در کارگاه‌های دولتی بمبئی شد و در کنار فعالیت عملی، به فراگیری دانش کشتی‌سازی و مهندسی پرداخت. او در سال ۱۸۲۸، پس از چند سال آموزش و تجربه، به عنوان معمار دریایی یا مهندس کشتی‌سازی صلاحیت یافت و در ادامه مسئولیت‌هایی در کارگاه‌های کشتی‌سازی بمبئی بر عهده گرفت. اما علاقه اصلی او به‌تدریج به سوی یکی از بزرگ‌ترین فناوری‌های عصر خود کشیده شد: نیروی بخار. در آن روزگار، موتور بخار جهان حمل‌ونقل و صنعت را دگرگون می‌کرد و کاربرد آن در کشتی‌رانی، آینده تازه‌ای برای سفر و ارتباطات دریایی می‌گشود. اردشیر کورستجی از نخستین کسانی در هند بود که اهمیت این دگرگونی را دریافت و برای شناخت عملی و علمی آن تلاش کرد. کشتی «ایندوس» و تجربه نیروی بخار یکی از دستاوردهای مهم دوران جوانی اردشیر، طراحی و ساخت کشتی‌ای به نام ایندوس (Indus) بود. او در دهه ۱۸۳۰ میلادی این کشتی کوچک را طراحی و ساخت و تجربه استفاده از نیروی بخار را در کشتی‌رانی دنبال کرد. اهمیت این کوشش را باید در فضای تاریخی آن زمان دید. فناوری بخار هنوز در حال گسترش بود و به‌کارگیری آن در کشتی‌ها از مهم‌ترین نشانه‌های آغاز عصر تازه حمل‌ونقل دریایی به شمار می‌رفت. اردشیر تنها به استفاده از ماشین‌های ساخته‌شده در اروپا بسنده نمی‌کرد؛ او می‌خواست شیوه کار این فناوری را بیاموزد، آن را درک کند و در محیط هند به کار گیرد. همین علاقه بعدها او را به سفری علمی به انگلستان کشاند. سفر به انگلستان برای شناخت فناوری نوین اردشیر کورستجی در سال ۱۸۳۹ میلادی راهی انگلستان شد تا دانش خود را درباره مهندسی دریایی و نیروی بخار گسترش دهد. او در لندن و دیگر مراکز صنعتی بریتانیا با مهندسان و سازندگان موتورهای بخار ارتباط پیدا کرد و از نزدیک با فناوری‌هایی آشنا شد که در آن روزگار در حال دگرگون کردن جهان بودند. این سفر برای او تنها یک بازدید یا سفر شخصی نبود؛ اردشیر با هدف فراگیری و تکمیل دانش فنی خود به اروپا رفته بود. بازگشت او به هند نیز نشان داد که آموخته‌هایش را تنها برای تجربه شخصی نمی‌خواست. او در سال‌های بعد در حوزه مهندسی بخار و صنایع وابسته در بمبئی فعالیت گسترده‌ای داشت. نخستین هندی در انجمن سلطنتی بریتانیا یکی از مهم‌ترین رویدادهای زندگی اردشیر کورستجی در ۲۷ مه ۱۸۴۱ میلادی رقم خورد. او در این تاریخ به عنوان نخستین هندی و نخستین فرد از جنوب آسیا به عضویت انجمن سلطنتی بریتانیا (Royal Society) درآمد. انجمن سلطنتی، که از کهن‌ترین و معتبرترین نهادهای علمی جهان به شمار می‌رود، در اسناد تاریخی خود انتخاب اردشیر کورستجی را ثبت کرده است. اهمیت این انتخاب تنها در «نخستین بودن» نیست. اردشیر در دوره‌ای به چنین جایگاهی رسید که حضور افراد هندی در نهادهای علمی و حرفه‌ای بریتانیا بسیار محدود بود. انتخاب او نشان می‌دهد که فعالیت‌ها و توانایی‌های فنی او در محافل علمی و مهندسی آن روزگار مورد توجه قرار گرفته بود. در اسناد مربوط به انتخاب او، فعالیت‌هایش در معماری دریایی و مهندسی، علاقه و تجربه او در زمینه نیروی بخار و کوشش‌هایش برای پیشبرد دانش فنی مورد توجه قرار گرفته است. نخستین هندی در مؤسسه مهندسان عمران بریتانیا

4_5798547252255401019.mp319.61 MB

خانواده زرتشتی در دوران قاجار https://t.me/newswz
خانواده زرتشتی در دوران قاجار https://t.me/newswz

خانواده زرتشتی در دوران قاجار
خانواده زرتشتی در دوران قاجار

روانشاد دکتر فرهنگ مهر
روانشاد دکتر فرهنگ مهر

سخن پایانی دکتر فرهنگ مهر را نمی‌توان تنها با یک عنوان شناخت. او: حقوقدان بود، اما تنها در دانش حقوق نماند. مدیر اقتصادی بود، اما تنها در اقتصاد فعالیت نکرد. مسئول دولتی بود، اما زندگی خود را در سیاست محدود نکرد. رئیس دانشگاه بود، اما پس از پایان مسئولیت نیز آموزش را رها نکرد. و زرتشتی بود، اما نگاه او به هازمان خود در چهارچوبی بسته باقی نماند و کوشید اندیشه و فرهنگ زرتشتی را به جهان گسترده‌تری معرفی کند. زندگی او از ایران آغاز شد و در بیرون از ایران ادامه یافت، اما ایران، تاریخ ایران و آیین اشوزرتشت همواره در بخش مهمی از اندیشه و فعالیت او حضور داشتند. امروز، یاد فرهنگ مهر تنها یاد یک استاد دانشگاه یا یک مدیر پیشین نیست. یاد مردی است که در چندین عرصه مهم زندگی ایران معاصر حضور داشت و در کنار مسئولیت‌های ملی و دانشگاهی، نام خود را با کوشش برای شناساندن فرهنگ و آیین اشوزرتشتی نیز پیوند زد. یاد نیک دکتر فرهنگ مهر، یکی از برجسته‌ترین ایرانیان زرتشتی روزگار معاصر، گرامی باد. به روان و فروهر پاکش درود باد. منابع منابع زندگی و کارنامه یادنامه رسمی دانشگاه بوستون درباره درگذشت و کارنامه دکتر فرهنگ مهر، ۹ مارس ۲۰۱۸: دانشگاه بوستون؛ یادنامه دکتر فرهنگ مهر معرفی زندگی و کارنامه فرهنگ مهر در بخش نویسندگان Mazda Publishers: معرفی فرهنگ مهر در Mazda Publishers آثار و اندیشه زرتشتی Mehr, Farhang. The Zoroastrian Tradition: An Introduction to the Ancient Wisdom of Zarathushtra. Element Books, 1991؛ چاپ دوم، Mazda Publishers، 2003. مشخصات کتاب در Google Books معرفی کتاب و فهرست موضوع‌های آن در Mazda Publishers: The Zoroastrian Tradition در Mazda Publishers معرفی مجموعه مطالعات زرتشتی و جایگاه کتاب فرهنگ مهر در این مجموعه: Zoroastrian Studies Series برای پژوهش تکمیلی مجموعه تاریخ شفاهی ایران دانشگاه هاروارد و اسناد مربوط به شخصیت‌های تاریخ معاصر ایران، از جمله فرهنگ مهر.

یک زندگی میان دو جهان زندگی فرهنگ مهر را می‌توان زندگی میان دو جهان دانست. از یک سو، او فرزند ایران بود؛ در ایران پرورش یافت، در دانشگاه‌ها و نهادهای ایرانی کار کرد، در صنعت نفت و امور دولتی مسئولیت داشت و ریاست یکی از بزرگ‌ترین دانشگاه‌های کشور را بر عهده گرفت. از سوی دیگر، بخش بزرگی از نیمه دوم زندگی‌اش در آمریکا گذشت. اما حتی پس از ترک ایران، موضوع ایران و آیین زرتشتی از زندگی فکری او جدا نشد. او در دانشگاه بوستون درباره تاریخ ایران تدریس می‌کرد و در کتاب‌ها و سخنرانی‌های خود نیز به معرفی اندیشه و فرهنگ زرتشتی می‌پرداخت. به همین شوند، مهاجرت برای او به معنای بریدن از پیشینه ایرانی نبود. او تجربه ایران را با خود به محیط دانشگاهی آمریکا برد و هم‌زمان کوشید بخشی از میراث فرهنگی و دینی ایران را به مخاطبان بیرون از ایران معرفی کند. زندگی خانوادگی فرهنگ مهر با پریچهر نادری ازدواج کرده بود. او سه فرزند داشت: مهرداد مهران میترا دانشگاه بوستون در یادنامه فرهنگ مهر، از همسر و فرزندان او یاد کرده است. واپسین سال‌ها و درگذشت فرهنگ مهر پس از بازنشستگی از دانشگاه بوستون، سال‌های پایانی زندگی خود را در ایالات متحده گذراند و سرانجام به کالیفرنیا نقل مکان کرد. او در ۱۴ مارس ۲۰۱۸ میلادی در ۹۴سالگی چشم از جهان فروبست. درگذشت او، پایان زندگی شخصیتی بود که بیش از هفت دهه در زمینه‌های گوناگون علمی، اجرایی، دانشگاهی و هازمانی فعالیت کرده بود. اما میراث او تنها در سمت‌ها و عنوان‌های رسمی خلاصه نمی‌شود. زندگی فرهنگ مهر، نمونه‌ای از یک مسیر چندبُعدی است: از آموزش تا مدیریت؛ از حقوق تا اقتصاد؛ از نفت تا روابط بین‌الملل؛ از دولت تا دانشگاه؛ و از هازمان زرتشتی ایران تا جامعه جهانی زرتشتیان. جایگاه فرهنگ مهر در تاریخ معاصر اگر بخواهیم کارنامه فرهنگ مهر را در چند بخش خلاصه کنیم، می‌توان گفت او در شش عرصه برجسته بود: ۱. حقوقدان و اندیشمند امور عمومی دانش حقوق و اقتصاد، پایه اصلی ورود او به عرصه مدیریت و سیاست‌گذاری بود. ۲. مدیر اقتصادی و کارشناس نفت فعالیت در شرکت ملی نفت، امور مالی و نمایندگی ایران در اوپک، او را با یکی از مهم‌ترین میدان‌های اقتصاد و سیاست جهانی ایران پیوند داد. ۳. مسئول بلندپایه دولتی معاونت نخست‌وزیری و سرپرستی وزارت دارایی، جایگاه او را در بالاترین سطوح مدیریت اجرایی کشور نشان می‌دهد. ۴. مدیر دانشگاهی هشت سال ریاست دانشگاه پهلوی شیراز، یکی از مهم‌ترین فصل‌های زندگی حرفه‌ای او بود. ۵. استاد و پژوهشگر پس از ترک ایران نیز زندگی علمی خود را ادامه داد و شانزده سال در دانشگاه بوستون به آموزش روابط بین‌الملل، تاریخ ایران و سیاست نفت پرداخت. ۶. کنشگر و نویسنده زرتشتی ریاست انجمن زرتشتیان تهران، حضور در کنگره‌های جهانی زرتشتیان و نگارش کتاب‌هایی درباره آیین اشوزرتشت، بخش مهمی از زندگی او را تشکیل می‌دهد. فرهنگ مهر و معنای مسئولیت شاید مهم‌ترین نکته در زندگی فرهنگ مهر، گستردگی میدان‌هایی باشد که در آن‌ها فعالیت کرد. او در یک حوزه باقی نماند. آموخت، تدریس کرد، مدیریت کرد، در امور اقتصادی و نفتی مسئولیت داشت، در دولت حضور یافت، دانشگاهی را اداره کرد، پس از ترک ایران دوباره استاد دانشگاه شد و در کنار همه این‌ها، با هازمان زرتشتی پیوند خود را حفظ کرد. البته زندگی او نیز مانند زندگی هر شخصیت تاریخی دیگری باید در زمینه زمانه خودش بررسی شود. فرهنگ مهر فرزند دوره‌ای از تاریخ ایران بود که در آن دولت مدرن، اقتصاد نفتی، گسترش دانشگاه‌ها و پیوند با جهان غرب، با سرعت در حال دگرگونی بودند. او در بسیاری از این روندها حضور داشت و به همین سبب، شناخت زندگی او تنها بررسی زندگی یک فرد نیست؛ بلکه بخشی از تاریخ ایران در سده بیستم نیز در کارنامه او بازتاب یافته است. از هازمان زرتشتی تا ایران و جهان برای هازمان زرتشتی، زندگی فرهنگ مهر از یک جهت دیگر نیز اهمیت دارد. او نشان داد که می‌توان هم‌زمان به هویت زرتشتی وفادار بود و در گسترده‌ترین میدان‌های زندگی ملی و جهانی حضور داشت. در کارنامه او، هویت زرتشتی مانعی برای فعالیت در دانشگاه، اقتصاد، نفت و مدیریت نبود. برعکس، او در کنار مسئولیت‌های ملی و بین‌المللی، برای هازمان خود نیز فعالیت کرد. ریاست انجمن زرتشتیان تهران، حضور در کنگره‌های جهانی زرتشتیان و نگارش درباره آیین اشوزرتشت، نشان‌دهنده همین پیوند است. از این رو، فرهنگ مهر را می‌توان یکی از نمونه‌های برجسته ایرانیان زرتشتی دانست که زندگی شخصی و هویتی خود را با فعالیت در گستره ملی و جهانی پیوند دادند.