World Zoroastrian NEWS
Ir al canal en Telegram
این کانال مراسم و برنامه های دینی زرتشتیان جهان را به اطلاع همکیشان زرتشتی میرساند . This channel publishes ceremonies and religious information of Zoroastrians around the world. 👇🏻 @newswz #زرتشت #زرتشتیان #world_zoroastrian_news #اخبار_زرتشتیان_جهان
Mostrar más2 530
Suscriptores
+524 horas
+267 días
+6730 días
Archivo de publicaciones
Repost from World Zoroastrian NEWS
✅گزارش دیدبان ایران از زیارت پیرسبز توسط زرتشتیان
@didebaniran
🟢#پیرسبز، یکی از شناخته شده ترین زیارتگاه زرتشتیان جهان است که هنگامه زیارت همگانی آن برای زرتشتیان همه ساله از ۲۴ تا ۲۸ خورداد ماه می باشد.
بقیه روزهای سال به جز این چهار روز و روز سیزده بدر ، بازدید از این زیارتگاه در بین ساعات ۷ صبح تا ۱۹ پسین برای عموم امکان پذیر است . پاکی تن و جامه یکی از شرایط اساسی بازدید از این مکان سپندینه است .
🟢نسب این زیارتگاه به نیک بانو، دختر یزدگرد سوم باز می گردد که برای فرار از حمله اعراب و دوری از دست درازی آنان به او به کوهی در اردکان یزد پناه میبرد و در همان جا ناپدید می شود و به عبارتی جان میسپارد تا پاکدامن بماند.
🟢امیدکاجیان خبرنگار دیده بان ایران در روزهای زیارت زرتشتیان در پیر سبز به آن جا رفته و دراینباره گزارشی تهیه کرده است.
👈در ضمن شماره کارت بانکی پیرسبز بنام انجمن زرتشتیان شریف آباد یزد به شرح زیر است 🤝
👉6037997599196426
https://t.me/newswz
Repost from World Zoroastrian NEWS
نیایشگاه پیر سبز
پیرسبز، یکی از مکانهای مهم و سپندینه برای #زرتشتیان است و به عنوان یک مرکز ایینی و فرهنگی برای پیروان زرتشت در ایران و جهان شناخته میشود. تاریخچه این مکان به دوران باستان برمیگردد و به عنوان محلی برای عبادت و تجمع زرتشتیان در #یزد مورد استفاده قرار گرفته است.
پیرسبز به احتمال زیاد به درختان سبز و سرسبز در این منطقه اشاره دارد که نماد زندگی و پاکی در فرهنگ زرتشتی محسوب میشوند.آبیاری این مکان سرسبز، از چکه های آبی است که از کوه می چکد و حتا در تابستان گرم و کویری آن منطقه، ریزش آب قطع نمیشود این مکان به دلیل اهمیت ایینی و فرهنگیاش، هر ساله میزبان مراسمهای نیایش های روزانه و دید و بازدید است که توسط زرتشتیان ایران و جهان برگزار میشود.
علاوه بر این، یزد به عنوان یکی از مناطق تاریخی و فرهنگی ایران، دارای آثار باستانی و معماریهای زیبایی است که نشاندهنده تاریخ غنی این منطقه و پیروان آیین #زرتشت است، نمونه آن #آتشکده یزد است که #آتش آن هزار و پانصد سال است خاموش نشده، زرتشتیان یزد به حفظ سنتها و آداب و رسوم خود ادامه میدهند و #پیرسبز (چک چک) یکی از نمادهای این تلاش است
https://t.me/newswz
Repost from World Zoroastrian NEWS
ترانه : #پیرسبز
خواننده : روانشاد اردشیر جمشیدیان
با گویش : زرتشتی
https://t.me/newswz
دوشآرمه در پیوند با واژهٔ پهلوی دوشارم و مفهوم مهر و دوستی بررسی میشود و کاربرد آیینی آن در نیایش برای تندرستی و نیکزیستی همکیشان معنا پیدا میکند.
هازمان در نوشتههای زرتشتی امروز برای بیان مفهوم جامعه و پیوندهای فرهنگی به کار میرود، هرچند تعیین ریشهٔ تاریخی آن به پژوهش تخصصی بیشتری نیاز دارد.
شوند نیز واژهای فارسی با معنای ثبتشدهٔ سبب و علت است که سابقهٔ لغوی آن را میتوان در فرهنگهای فارسی پی گرفت.
پاسداشت زبان و فرهنگ ایرانی تنها به استفاده از واژههای کهن محدود نمیشود؛ ثبت صورتهای گوناگون، شناخت معنای درست، بررسی شواهد تاریخی و پرهیز از ریشهسازی بیسند نیز بخشی از این کوشش است.
منابع
۱. لغتنامهٔ دهخدا، مدخل «شوند»، واژهیاب:
https://vajehyab.com/dehkhoda/شوند
۲. امرداد، «ویژگی هازمان گاهانی»:
https://amordadnews.com/3344/
۳. پارسیانجمن، «نامهای ایرانشهری»، مدخل «دوشارم»؛ این منبع معنای محبت، عشق و دوستی را برای واژهٔ پهلوی یاد میکند:
https://www.parsianjoman.ir/cyr/wp-content/uploads/2016/05/NamhayeIranshahriParsiAnjoman.pdf
۴. ایرانبوم، «چرا جشن مهرگان را نمیتوان جشن عشق ایرانی نامید»؛ دربارهٔ ریشهٔ «زوش» و واژههای پهلوی مرتبط با عشق و دوستی:
https://www.iranboom.ir/jashnha/75-mehr/10495-jashn-mehregan-esfandgan.html
۵. امرداد، «آیین گهنبار ایاسرم گاه دو نوبت در خانه نرگس برگزار میشود»؛ نمونهای از کاربرد صورت «دوشآرمه» در گزارش آیینی:
https://amordadnews.com/311236/
۶. امرداد، «جشن شادی و تندرستی با اوستاخوانی موبد مهربان فیروزگری»؛ نمونهای از کاربرد عبارت «دوش آرامی» در گزارش آیینی:
https://amordadnews.com/28113/
۷. یادداشتهای گاتها، صفحهٔ ۱۹؛ منبعی که در برخی نوشتههای واژهشناختی برای توضیح ساخت و معنای «دوشارم» به آن ارجاع داده شده است.
https://t.me/newswz
برای نمونه، در مقالهٔ «ویژگی هازمان گاهانی» که در تارنمای امرداد منتشر شده، این واژه در بررسی پیوند میان راستی، نیکاندیشی، داد و زندگی اجتماعی به کار رفته است.
این کاربرد نشان میدهد که هازمان در ادبیات فرهنگی زرتشتیان، مفهومی فراتر از یک جمعیت آماری دارد و به چگونگی زندگی و رفتار اعضای جامعه نیز مربوط میشود.
هنگامی که از هازمان زرتشتیان سخن میگوییم، تنها به افرادی اشاره نداریم که در یک شهر یا کشور زندگی میکنند؛ بلکه پیوند میان خانوادهها، انجمنها، آیینها، یادگارهای تاریخی و کوششهای مشترک برای پاسداشت فرهنگ زرتشتی نیز در نظر است.
ریشهٔ واژهٔ هازمان
کاربرد امروزی «هازمان» در نوشتههای زرتشتی روشن و مستند است؛ اما برای تعیین ریشهٔ تاریخی آن باید به فرهنگهای تخصصی زبانهای ایرانی و پژوهشهای زبانشناختی مراجعه کرد.
برای اثبات ریشهٔ باستانی یک واژه، صرفِ کاربرد آن در جامعهٔ زرتشتی کافی نیست. باید صورتهای کهن آن در متنهای تاریخی پیدا شود، معنای آن در هر دوره بررسی گردد و تحول آوایی و معناییاش با قواعد زبانشناسی تاریخی سازگار باشد.
در منابعی که برای این مقاله بررسی شدهاند، شاهد کافی برای تعیین قطعی ریشهٔ هازمان و نسبتدادن آن به یک واژهٔ مشخص اوستایی یا پهلوی به دست نیامده است. ازاینرو، نمیتوان بدون مدرک روشن، آن را مستقیماً بازماندهٔ یک واژهٔ اوستایی دانست.
بااینحال، معنای امروزی آن روشن است:
هازمان به جامعهای اشاره میکند که اعضای آن با پیوندهای اجتماعی و فرهنگی مشترک به یکدیگر وابستهاند.
هازمان و مسئولیت اجتماعی
در فرهنگ زرتشتی، اندیشهٔ نیک، گفتار نیک و کردار نیک تنها به رفتار فردی محدود نمیشوند؛ بلکه در زندگی جمعی نیز معنا پیدا میکنند. داد، همکاری، خردورزی و یاریرسانی، زمینهٔ پایداری و پیشرفت جامعه را فراهم میکنند.
از این دیدگاه، هازمان جامعهای است که اعضای آن در نگهداری فرهنگ، پاسداشت آیینها، حفظ یادگارهای تاریخی و فراهمکردن آیندهای بهتر برای نسلهای بعد نقش دارند.
پایداری چنین جامعهای تنها به شمار افراد آن وابسته نیست؛ بلکه به میزان همکاری، همبستگی و احساس مسئولیت اعضای آن نیز بستگی دارد.
به همین دلیل، هازمان در نوشتههای فرهنگی زرتشتیان واژهای سودمند برای بیان پیوند میان هویت فرهنگی و زندگی اجتماعی است.
۳. شوند؛ سبب و علت
«شوند» واژهای فارسی است که در لغتنامهٔ دهخدا به معنای «باعث و سبب و مادهٔ هر چیز» ثبت شده است.
دهخدا در این مدخل به فرهنگهایی مانند برهان قاطع، انجمن آرا و آنندراج ارجاع میدهد و صورت جمع «شوندان» را نیز یاد میکند.
در فارسی امروز، این واژه در گفتار عمومی چندان رایج نیست؛ اما در نوشتههای تخصصی و واژهگزینی فارسی میتوان آن را دید.
یکی از نمونههای آن «شوندشناسی» است که برای بیان بررسی علتها و عاملهای پدیدآمدن یک پدیده به کار میرود و در برخی کاربردها برابر اصطلاح «اتیولوژی» (Etiology) قرار میگیرد.
در پزشکی، شوندشناسی به بررسی علت بیماریها میپردازد. در دیگر حوزهها نیز میتوان از آن برای بررسی عاملهایی استفاده کرد که در پدیدآمدن یا دگرگونی یک رویداد نقش داشتهاند.
ریشه و پیشینهٔ شوند
برای شناخت پیشینهٔ این واژه، نخست باید به فرهنگهای فارسی مراجعه کرد.
لغتنامهٔ دهخدا «شوند» را با معنای سبب و باعث ثبت کرده و خواننده را به مدخل «شَوه» نیز ارجاع داده است.
بنابراین، معنای ثبتشدهٔ شوند روشن است: سبب، علت یا عامل پدیدآمدن یک چیز. اما نسبتدادن قطعی آن به یک ریشهٔ مشخص اوستایی یا پهلوی، بدون شاهد زبانشناختی معتبر، درست نیست.
کاربرد شوند در فارسی امروز
شوند میتواند در نوشتههای تحلیلی و علمی به معنای سبب یا عامل به کار رود.
برای نمونه، «بررسی شوندهای یک رویداد» یعنی بررسی علتها و عاملهایی که در پدیدآمدن آن رویداد نقش داشتند
شناخت و بهکارگیری سنجیدهٔ چنین واژههایی میتواند به گسترش توانایی زبان فارسی در بیان مفاهیم علمی و تحلیلی کمک کند.
این کار زمانی سودمندتر است که معنای واژه روشن باشد و در جای مناسب به کار رود.
۴. اهمیت شناخت درست واژهها
بررسی این سه واژه نشان میدهد که شناخت زبان به دانستن معنای امروزی واژهها محدود نمیشود. برای شناخت کاملتر یک واژه باید میان سه موضوع تفاوت گذاشت: معنای امروز، سابقهٔ ثبتشده و ریشهٔ تاریخی.
معنای امروزی را میتوان از کاربردهای زنده و فرهنگهای لغت شناخت.
سابقهٔ ثبتشده به متنها و اسناد تاریخی نیاز دارد.
ریشهشناسی نیز باید با بررسی صورتهای کهن، قواعد تحول آواها و دگرگونی معنا انجام شود.
سه واژه در زبان و فرهنگ ایرانی و زرتشتی؛
👈 دوشآرمه،
👈 هازمان،
👈شوند
زبان هر ملت، گنجینهای از تاریخ، اندیشه و فرهنگ آن ملت است. بسیاری از واژههایی که امروز در گفتار و نوشتار به کار میبریم، پیشینهای کهن دارند؛ برخی در گذر زمان معنای تازهای یافتهاند و برخی دیگر در آیینها و نوشتههای فرهنگی زنده ماندهاند. شناخت این واژهها، افزون بر گسترش دانش زبانی، به ما کمک میکند پیوند میان زبان امروز و میراث فرهنگی ایران را بهتر بشناسیم.
«دوشآرمه»، «هازمان» و «شوند»
سه واژه با کاربردها و پیشینههای متفاوتاند.
دوشآرمه در پیوند با آیینها و مفهوم مهر و دوستی اهمیت دارد؛ هازمان برای بیان مفهوم جامعه و پیوندهای اجتماعی به کار میرود؛ و شوند واژهای فارسی به معنای سبب و علت است. بررسی آنها نشان میدهد که برای شناخت درست یک واژه باید هم معنای آن را بدانیم و هم پیشینه و زمینهٔ کاربردش را بررسی کنیم.
۱. دوشآرمه؛ واژهای کهن در پیوند با مهر و دوستی
در برخی آیینها و گردهماییهای زرتشتی، هنگام نیایش و اوستاخوانی برای تندرستی همکیشان، عبارتی با مضمون
«به دوشآرمه و تندرستی همهٔ بهدینان»شنیده میشود. این عبارت در گزارشهای آیینی زرتشتیان نیز ثبت شده است؛ هرچند در برخی نوشتهها صورت «دوش آرامی» به جای «دوشآرمه» دیده میشود. برای شناخت معنای این واژه، باید به صورت پهلوی آن، یعنی «دوشارم» (Dušārm)، توجه کنیم. در منابع واژهشناختی فارسی، این واژهٔ پهلوی با معانی «مهر»، «عشق»، «دوستی»، «محبت» و «علاقه» معرفی شده است. برخی منابع، مفاهیمی چون خوشی، دلپذیری و آسایش را نیز برای آن آوردهاند. در نوشتههای مربوط به واژههای ایرانی، ریشهٔ این واژه را با واژههای کهن مرتبط با دوستداشتن و پسندیدن پیوند دادهاند. در این بررسیها، ریشهٔ اوستایی «زوش» (Zuš / zūš) با مفهوم دوستداشتن و پسندیدن مطرح شده و صورت پهلوی «دوشارم» نیز در پیوند با مهر و عشق دانسته شده است. در برخی تحلیلها، جزء دیگری از این واژه را با «آرَم» در اوستا و مفهوم آسودن و آرامگرفتن مرتبط دانستهاند. این تحلیل در نوشتههایی که به کتاب یادداشتهای گاتها، صفحهٔ ۱۹، ارجاع میدهند، آمده است. بنابراین، معنای شناختهشدهٔ پهلویِ «دوشارم» را میتوان در حوزهٔ مهر، عشق، دوستی و محبت دانست؛ و در برخی توضیحها، مفهوم آسایشبخشی و دلپذیری نیز برای آن آمده است. چرا دوشآرمه در نیایش تندرستی به کار میرود؟ هنگامی که در یک آیین زرتشتی برای «دوشآرمه و تندرستی همکیشان» نیایش میشود، مقصود را نباید تنها به سلامت جسمانی محدود کرد. با توجه به معنای مهر و دوستی در واژهٔ پهلوی «دوشارم»، این عبارت در فضای آیینی، آرزوی مهر، محبت، نیکزیستی و تندرستی برای بهدینان را بیان میکند. تندرستی، آسایش و مهر به یکدیگر پیوند دارند: آرزوی سلامت برای دیگران، همراه با خواستِ زندگی خوش و سرشار از دوستی، معنایی گستردهتر از درخواست سلامت جسمانی دارد. ازاینرو، کاربرد این عبارت در گردهماییهای زرتشتی با فضای نیایش برای خیر و نیکزیستی همکیشان تناسب دارد. دربارهٔ صورت نوشتاری نیز باید توجه داشت که «دوشآرمه» در گزارشهای آیینی دیده میشود و «دوش آرامی» نیز در برخی نوشتهها آمده است که صحیح نیست. برای یکدستنویسی مقاله، میتوان با توجه به صورت پهلوی «دوشارم» و کاربردی که در آیین مورد نظر شنیده میشود، صورت «دوشآرمه» را به کار برد و در نخستین کاربرد، صورت پهلوی آن را نیز آورد. این واژه نمونهای ارزشمند از پیوند زبان و فرهنگ آیینی است؛ واژهای که شناخت معنای آن، مفهوم نیایش برای مهر، دوستی و تندرستی را روشنتر میکند. ۲. هازمان؛ جامعه و پیوندهای فرهنگی «هازمان» در نوشتههای معاصر زرتشتیان برای بیان مفهوم جامعه و مجموعهٔ افرادی به کار میرود که از راه فرهنگ، باورها، آیینها، تاریخ و مسئولیتهای مشترک با یکدیگر پیوند دارند. تعبیرهایی مانند «هازمان زرتشتیان ایران» و «هازمان زرتشتیان جهان» نمونههایی از این کاربردند. در این کاربرد، هازمان تنها به شمار افراد یک جامعه اشاره نمیکند؛ بلکه مجموعهای از پیوندهای اجتماعی، فرهنگی و تاریخی را نیز در بر میگیرد. خانوادهها، انجمنها، نهادهای فرهنگی، آیینهای مشترک، یادگارهای تاریخی و کوشش برای انتقال میراث به نسلهای آینده، همگی میتوانند بخشی از زندگی یک هازمان باشند. هازمان چه تفاوتی با جامعه دارد؟ «جامعه» واژهای رایج در فارسی امروز است و «همبود» نیز در برخی نوشتهها برای بیان مفهوم اجتماع و مجموعهٔ همبستهٔ افراد به کار میرود. هازمان در نوشتههای زرتشتی، بهویژه در بحث دربارهٔ ویژگیهای جامعهٔ گاهانی و آموزههای اشوزرتشت، کاربردی فرهنگی و اجتماعی پیدا کرده است.
Repost from کانال ۲ امرداد
ثبت ملی کارامد نیست
کشتن چنار 800 ساله برای ساخت سرویس بهداشتی!
چنار ۸۰۰ ساله را کشتند تا سرویس بهداشتی بسازند؛ لودر را توقیف کردند تا عدالت برقرار شود! چه نمایش باشکوهی از مدیریت میراث طبیعی! درخت را انداختند، چوبش را ضبط کردند و لودر را به پارکینگ فرستادند؛ چه کسی پاسخگوی قتل هشت سده زندگی است؟ لودر توقیف میشود، پرونده تشکیل میشود، مقامها از برخورد قاطع میگویند؛ اما چنار دیگر قد نمیکشد … گویی در این سرزمین، برای بریدن ریشهها هر بهانهای کافی است، حتی اگر آن بهانه، ساختن یک سرویس بهداشتی باشد ...
https://amordadnews.com/312129/
@IranAmordadnews
ibna.ir/x6KFX
درود
شوربختانه به شوند عدم استقبال از خرید این کتاب، نویسنده حق امتیاز فروش کتاب را به ناشر، واگذار کردند تا ناشر زیان کمتری متحمل شود
با خرید کتاب، ناشر را یاری کنید.
با بهترین درودها
مستند های زیبا و بی همتا که به کوشش حسن نقاشی اماده شده و به اینجا اورده ایم به نشانی https://www.youtube.com/@naqashitv
بوده که از ایشان سپاسگزاری میکنیم و از هموندان مان خواهش میکنیم اگر دسترسی به یوتیوپ دارید از ان پشتیبانی کنید . با سپاس مستند ، سرود ،... ،من و شما
نشان آهنربادار در سه طرح زیبا:
📍 پرسپولیس
📍 پاسارگاد
📍 فروهر
💰 قیمت: ۱۸۰,۰۰۰ تومان
📏 اندازه: ۹ × ۶ سانتیمتر
🛒 روشهای سفارش
🌐 فروشگاه امرداد: https://B2n.ir/up2155
☎️ ۰۲۱-۸۸۳۲۵۳۳۰-۳۱
#امرداد #فروشگاه_امرداد #آهنربا #مگنت #مگنت_یخچال
منابع و برای مطالعهٔ بیشتر
۱. تارنمای «درِ مهر»، «مجتمع رستم خداداد یزدآبادی»؛ شامل روایت گردآوریشده به دست رستم خسرویانی دربارهٔ پیر ریشسفید، پیشینهٔ مدرسه و مرمت مجموعه:
https://daremehr.blogfa.com/post/78
۲. نشریهٔ امرداد، «یادبود روانشاد رستم فلفلی، بنیانگذار برق نرسیآباد برگزار شد»؛ دربارهٔ آیین گاهنبارخوانی در مدرسهٔ یزدآبادی (پیر ریشسفید) و پیشینهٔ مجموعه:
https://amordadnews.com/281748/
۳. نشریهٔ امرداد، «دورههای آموزشی تابستانی نرسیآباد»؛ دربارهٔ فعالیتهای فرهنگی و آموزشی در باشگاه ریشسفید:
https://amordadnews.com/208967/
۴. تارنمای «درِ مهر»، «سوشیانتها و آموزشگاههای زرتشتیان»؛ دربارهٔ پیشینهٔ دبستان رستمی نرسیآباد:
https://daremehr.blogfa.com/post/393
اهمیت این اقدام در آن است که حفظ میراث محلی همیشه به کمکهای بزرگ مالی یا پروژههای گسترده وابسته نیست. گاه کوشش پیوستهٔ گروهی از جوانان، همراهی انجمن محلی و علاقه به تاریخ زادگاه، میتواند مکانی قدیمی را دوباره به زندگی اجتماعی بازگرداند.
مرمت مجموعهٔ رستم یزدآبادی همچنین نشان میدهد که پیر ریشسفید در فضایی جداافتاده از جامعه قرار ندارد؛ این جایگاه در دل مجموعهای زنده است که مردم برای نگهداری و استفاده از آن تلاش کردهاند.
پیر ریشسفید در زندگی امروز نرسیآباد
امروزه مجموعهٔ رستم خداداد یزدآبادی با عنوان باشگاه زرتشتیان نرسیآباد نیز شناخته میشود و برای فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی مورد استفاده قرار میگیرد. در گزارش امرداد دربارهٔ دورههای آموزشی تابستان ۱۴۰۳ خورشیدی، از برگزاری دورههایی مانند نقاشی، آموزش دیندبیره و گاتها، خیاطی، گلدوزی و زرتشتیدوزی در باشگاه «ریشسفید» یاد شده است. همچنین برای شاهنامهخوانی در فضای درمهر نرسیآباد برنامهای در نظر گرفته شده بود.
این فعالیتها نشان میدهد که نام ریشسفید تنها در داستانی از گذشته باقی نمانده است؛ نام آن همچنان در زندگی روزمرهٔ محله حضور دارد و با آموزش، هنر، فرهنگ و گردهمایی مردم پیوند خورده است.
در مهرماه ۱۴۰۴ خورشیدی نیز آیین گاهنبارخوانی و بزرگداشت روانشاد رستم کیخسرو فلفلی، بنیانگذار برق نرسیآباد، و همسرش بانو مروارید بمان در مدرسهٔ یزدآبادی، معروف به پیر ریشسفید، برگزار شد. بر پایهٔ گزارش امرداد، آیین با اوستاخوانی موبدان مهربان آفرین و ایرج دهموبد آغاز شد و کورش نوایزدان، فرنشین انجمن زرتشتیان نرسیآباد، دربارهٔ روانشاد رستم فلفلی سخن گفت. در پایان نیز از باشندگان پذیرایی شد.
این نمونهها نشان میدهد که مجموعهٔ رستم یزدآبادی و پیر ریشسفید، در کنار ارزش تاریخی و روایی خود، همچنان در زندگی فرهنگی زرتشتیان نرسیآباد جایگاهی فعال دارند.
معنا و ارزش روایت پیر ریشسفید
داستان پیر ریشسفید را میتوان از چند دیدگاه خواند. نخست، روایت مردی است که دانایی و آموزش را ارزش میدانست و مردم را به آموختن و دفاع از حقوق خود تشویق میکرد. دوم، داستانی دربارهٔ نیایش و رهایی است که پیوند مرد سپیدموی با اهورامزدا را در مرکز روایت قرار میدهد. سوم، سرگذشت یک جایگاه محلی است که پس از از میان رفتن محل نخستین، به روایت مردم در مکانی دیگر ادامه یافته است.
در این داستان، آموزش و آگاهی در برابر زورگویی قرار میگیرد و نیایش، بخش مهمی از سرگذشت مرد ریشسفید میشود. همین پیوند میان دانایی، دادخواهی و ایمان است که روایت را برای شناخت فرهنگ محلی نرسیآباد ارزشمند میکند.
نباید ارزش چنین روایتهایی را تنها با معیار اسناد مکتوب سنجید. تاریخ شفاهی از راه یادآوری، نقل نسلبهنسل و پیوند مردم با مکانها حفظ میشود. این روایتها نشان میدهند که یک جامعه چگونه گذشتهٔ خود را به خاطر میسپارد، برای مکانهایش معنا میسازد و ارزشهایی را که مهم میداند به نسلهای بعد منتقل میکند.
ثبت روایت پیر ریشسفید، در کنار نگهداری از ساختمان و فضای پیرامون آن، فرصتی برای پاسداری از بخشی از میراث ناملموس زرتشتیان نرسیآباد است. گفتوگو با سالمندان محله، گردآوری روایتهای گوناگون، نگهداری عکسهای قدیمی و ثبت خاطرات کسانی که پیش از مرمت در این مجموعه رفتوآمد داشتهاند، میتواند تصویر پربارتری از تاریخ این مکان فراهم آورد.
پاسداشت پیر ریشسفید؛ پیوند گذشته و آینده
پیر ریشسفید نرسیآباد تنها نام یک اتاق در مدرسهای قدیمی نیست. این نام، روایت مردی سپیدموی و دانا را با داستان نیایش و رهایی، خاطرهٔ یک جایگاه محلی و پیشینهٔ مدرسهای پیوند میدهد که نسلهای گوناگون در آن آموزش دیدهاند، ورزش کردهاند و گرد هم آمدهاند.
روایت محلی پیر ریشسفید، یادآور ارجنهادن به دانش، آموزش و ایستادگی در برابر ستم است. مدرسهٔ رستم یزدآبادی نیز نمونهای از تلاش نیکاندیشان برای گسترش آموزش و فراهمکردن فضایی برای رشد کودکان و نوجوانان نرسیآباد به شمار میرود. مرمت این مجموعه به دست جوانان محله و استفادهٔ امروزین از آن برای برنامههای فرهنگی، نشان میدهد که میراث گذشته میتواند در زندگی امروز نیز حضور داشته باشد.
حفظ نام پیر ریشسفید، نگهداری از جایگاه آن و ثبت روایتهایی که دربارهاش نقل شده، به معنای پاسداری از حافظهٔ یک محله و بخشی از میراث فرهنگی زرتشتیان یزد است. این یادمان، با داستان مردی که مردم را به دانایی و دادخواهی فرامیخواند، همچنان میتواند یادآور ارزشهایی باشد که از نسلی به نسل دیگر منتقل میشوند.
در فرهنگهای محلی، داستانهای مربوط به رهایی از خطر، نیایش و یاری مینوی میتوانند به یک مکان معنایی ویژه ببخشند. در روایت نرسیآباد نیز سرگذشت مرد سپیدموی از یک خاطرهٔ شخصی فراتر میرود و به داستانی دربارهٔ پیوند ایمان، دانایی و ایستادگی در برابر ستم تبدیل میشود.
پیدایش جایگاه نخستین پیر ریشسفید
در ادامهٔ همین روایت گفته شده است که پس از آن ماجرا، در سر سهراه کوچه و در دیوار خانهٔ مرد سپیدموی، جایگاهی به نام «پیر ریشسفید» پدید آمد. نام پیر با همان مرد زرتشتی پیوند یافت و یاد او در آن محل باقی ماند.
با گذشت سالها، خانهٔ یادشده نوسازی شد. بر پایهٔ داستان، صاحب خانه اجازه نداد جایگاه پیر به شکل پیشین بر روی دیوار ساخته شود و بهتدریج آن محل از یادها دور شد.
بااینحال، روایت پیر ریشسفید در همین نقطه پایان نمییابد. داستان از خانهای سخن میگوید که دیگر جایگاه پیشین در آن وجود نداشت، اما یاد آن همچنان در روایت مردم باقی مانده بود. در ادامه، ماجرای خوابی نقل میشود که زمینهٔ پیوند دوبارهٔ این یادمان با محله را فراهم کرد.
خواب بانوان سبزپوش و انتقال پیر به مدرسهٔ رستم یزدآبادی
بخش دیگری از روایت پیر ریشسفید، دربارهٔ فردی است که نه اهل نرسیآباد بود و نه از وجود چنین جایگاهی در محله آگاهی داشت. بنا بر داستان، این فرد در خواب چند بانو با پوشش سبز را دید که از اتاق چاه خانهای در مدرسهٔ رستم یزدآبادی بیرون میآمدند.
در روایت آمده است که بانوان در خواب از ویرانشدن خانهٔ پیشین خود سخن گفتند و خواستند پیامشان به مردم رسانده شود: مردم نباید از ویرانشدن آن خانه اندوهگین باشند؛ هرکس نذری دارد، میتواند به این مکان بیاید، زیرا آنان در آنجا حضور دارند.
بر پایهٔ همین داستان، خواب یادشده سبب شد که جایگاه پیر ریشسفید به محل کنونی خود در مجموعهٔ مدرسهٔ رستم یزدآبادی پیوند بخورد و یاد آن در نرسیآباد ادامه یابد.
این بخش از روایت، حضور بانوان سبزپوش، خواب و انتقال جایگاه را در کنار یکدیگر قرار میدهد و توضیحی محلی برای شکلگیری جایگاه امروزی پیر ارائه میکند. داستان، افزون بر شرح یک جابهجایی مکانی، بیانگر آن است که چگونه باورها و روایتهای مردم میتوانند به حفظ یاد یک مکان کمک کنند؛ حتی هنگامی که جایگاه نخستین آن دگرگون شده باشد.
مدرسهٔ رستم خداداد یزدآبادی؛ خانهٔ آموزش و گردهمایی نسلها
برای شناخت پیر ریشسفید، باید به مجموعهای نیز پرداخت که امروزه این جایگاه در آن قرار دارد. مدرسهٔ رستم یزدآبادی از آموزشگاههای قدیمی نرسیآباد بود که به کوشش و هزینهٔ روانشاد رستم خداداد فرامرز نرسیآبادی، از نیکاندیشان این محله، ساخته شد.
در نوشتههای مربوط به آموزشگاههای زرتشتیان، از دبستان رستمی نرسیآباد بهعنوان مدرسهای یاد شده است که در سال ۱۲۸۶ خورشیدی بنیاد نهاده شد و با سرمایهای که بانی آن برای ادارهٔ مدرسه فراهم کرده بود، سالها به آموزش کودکان و نوجوانان پرداخت. در نوشتهٔ تارنمای «درِ مهر» نیز آمده است که این مدرسه حدود یک قرن پیش ساخته شده بود و برای سالهای طولانی، محل سوادآموزی دانشآموزان نرسیآباد بود.
با کاهش شمار دانشآموزان، فعالیت آموزشی مدرسه متوقف شد؛ اما ساختمان آن از زندگی اجتماعی محله کنار نرفت. در دهههای بعد، نوجوانان و جوانان نرسیآباد از این مجموعه برای ورزش و گذران اوقات فراغت بهره میبردند. به این ترتیب، مکانی که زمانی با آموزش و سوادآموزی شناخته میشد، در دورهای دیگر به فضای گردهمایی و فعالیت نسل جوان تبدیل شد.
در یکی از اتاقهای این مجموعه، جایگاه پیر ریشسفید قرار دارد. حضور این جایگاه در مدرسه، دو بخش از حافظهٔ محله را در کنار هم نگه داشته است: از یک سو یادمان و روایت محلی پیر ریشسفید و از سوی دیگر خاطرهٔ آموزش و تلاش برای باسوادشدن فرزندان نرسیآباد.
مرمت مجموعه و کوشش جوانان نرسیآباد
یکی از رویدادهای مهم در تاریخ معاصر این مجموعه، مرمت و بهسازی آن در تابستان ۱۳۹۰ خورشیدی بود. بر پایهٔ نوشتهٔ منتشرشده در تارنمای «درِ مهر»، نوجوانان نرسیآباد به سرپرستی رستم خسرویانی و با همکاری انجمن زرتشتیان نرسیآباد، کار مرمت را آغاز کردند. در آن نوشته آمده است که آنان هر روز از ساعت چهار بامداد به کار میپرداختند و پس از چند ماه، مجموعه برای بازگشایی دوباره آماده میشد.
در جریان بازسازی، تلاش شد شکل سنتی بنا حفظ شود و با استفاده از وسایل قدیمی، حالوهوای پیشین آن نیز باقی بماند. این شیوهٔ مرمت، تنها به نگهداری یک ساختمان محدود نبود؛ جوانان محله میکوشیدند فضایی را حفظ کنند که با خاطرات کودکی، ورزش، دوستی و زندگی اجتماعی چندین نسل پیوند داشت.
پیر ریشسفید نرسیآباد؛ داستان مرد سپیدموی، نیایش و یادگاری ماندگار در فرهنگ زرتشتیان یزد
یادمانی که روایت یک محله را از نسلهای گذشته به امروز پیوند میدهد
در میان محلههای کهن زرتشتینشین یزد، یادمانهایی وجود دارند که ارزش آنها تنها به ساختمان و پیشینهٔ کالبدیشان محدود نیست؛ داستانهایی که مردم دربارهٔ آنها نقل کردهاند نیز بخشی از میراث فرهنگی و حافظهٔ جمعی جامعه را تشکیل میدهد. «پیر ریشسفید» در نرسیآباد یزد، یکی از این یادمانهاست؛ جایگاهی که روایت پیدایش آن با مردی زرتشتی، سپیدموی و دانشمند پیوند خورده است؛ مردی که در داستان محلی، به آموزش مردم، آگاهیبخشی و ایستادگی در برابر ستم شناخته میشود.
پیر ریشسفید امروزه در مجموعهٔ مدرسهٔ رستم خداداد یزدآبادی قرار دارد؛ مجموعهای که در گذر زمان، از یک آموزشگاه به فضایی برای فعالیتهای اجتماعی، فرهنگی و ورزشی جوانان نرسیآباد تبدیل شده است. در یکی از نوشتههای قدیمی تارنمای «درِ مهر»، روایت این پیر به نقل از نوشتهای گردآوریشده به دست رستم خسرویانی و با ذکر منبع برساد آمده است. این روایت، دریچهای به جهان باورها، خاطرات و روایتهای محلی زرتشتیان نرسیآباد میگشاید.
مرد سپیدموی؛ دانایی که مردم را به آموختن فرامیخواند
بر پایهٔ روایت محلی پیر ریشسفید، در روزگاران گذشته مردی زرتشتی با ریش و موی سپید در محلهٔ نرسیآباد زندگی میکرد. زمان زندگی او در روایت مشخص نشده است، اما از او بهعنوان مردی بزرگ، دانا و برخوردار از دانش یاد میشود؛ کسی که مردم او را میشناختند و برای داناییاش ارج مینهادند.
در داستان، این مرد تنها به دانش خود بسنده نمیکرد، بلکه میکوشید دیگران را نیز باسواد سازد و زمینهای فراهم آورد تا مردم در برابر زورگویی بایستند و نگذارند حقی از آنان پایمال شود. از این دیدگاه، جایگاه او در روایت محلی فقط جایگاه یک مرد سالخورده و دانشمند نیست؛ او آموزگاری است که آگاهی مردم را راهی برای رهایی از ستم میدانست.
در روزگاری که دسترسی به آموزش برای همهٔ مردم آسان نبود، سوادآموزی میتوانست زندگی فرد و جامعه را دگرگون کند. آگاهی به مردم امکان میداد حقوق خود را بهتر بشناسند، در برابر زورگویی خاموش نمانند و برای بهبود زندگی خویش تصمیمهای سنجیدهتری بگیرند. به همین دلیل، در روایت پیر ریشسفید، دانشاندوزی با دادخواهی و ایستادگی در برابر ستم پیوند خورده است.
این تصویر از مردی که دانش را تنها برای خود نمیخواست و دیگران را نیز به آموختن فرامیخواند، از بخشهای برجستهٔ داستان است. یاد او در حافظهٔ محلی با آموزش، دانایی و دفاع از حق مردم همراه شده است.
رویارویی با زورمندان و تصمیم به کشتن مرد دانا
در ادامهٔ روایت آمده است که رفتار و اندیشهٔ این مرد برای حاکمان ستمگر و کسانی که منافعشان را در ناآگاهی مردم میدیدند، خوشایند نبود. آنان نمیخواستند مردم باسواد شوند و در برابر زورگویی بایستند؛ ازاینرو تصمیم گرفتند آن مرد دانا را از سر راه خود بردارند.
بر پایهٔ داستان، مأمورانی را به خانهٔ او فرستادند تا وی را به مکانی نامعلوم ببرند و به قتل برسانند. مرد سپیدموی، که در روایت به خردمندی و نزدیکی معنوی به اهورامزدا شناخته میشود، در مسیر انتقال دریافت که جانش در خطر است.
در این بخش از داستان، رویارویی میان دانایی و ستم به اوج میرسد. مردی که مردم را به سوادآموزی و پاسداری از حق تشویق میکرد، اکنون خود در برابر نیرویی قرار گرفته بود که قصد خاموشکردن صدای او را داشت. بااینحال، روایت سرگذشت او را با شکست و خاموشی پایان نمیدهد؛ بلکه نیایش و رهایی، مسیر بعدی داستان را شکل میدهند.
نیایش به درگاه اهورامزدا و ناپدیدشدن در سهراه کوچه
بر پایهٔ روایت محلی، مرد ریشسفید در راهی که او را به سوی قتلگاه میبردند، از خطر پیش روی خود آگاه شد و به درگاه اهورامزدا راز و نیاز کرد. او از اهورامزدا یاری خواست و در داستان، ایمان پاک و بیآلایش او زمینهساز رهاییاش معرفی میشود.
روایت میگوید هنگامی که مأموران به سر سهراه کوچهٔ مدرسهٔ رستم یزدآبادی رسیدند، مرد سپیدموی ناگهان از دید آنان ناپدید شد. مأموران به جستوجو پرداختند، اما او را نیافتند و سرانجام ناچار شدند دستخالی نزد اربابان خود بازگردند.
در همان روایت آمده است که مرد ریشسفید توانست به خانهٔ خود بازگردد و به زندگی ادامه دهد. این بخش از داستان، نقطهٔ محوری پیدایش پیر ریشسفید است؛ جایی که نیایش، رهایی و پیوند معنوی مرد با اهورامزدا در حافظهٔ مردم به یکدیگر گره میخورند.
🌎 به خشنودی اهورامزدا 🌎
گاهشمار زرتشتی؛ اردیبهشت امشاسپند
امروز به روز فیروز و فرخ روز اردیبهشت امشاسپند از ماه آبان در گاهشماری مزدیسنا.
سال ۳۷۶۴ گاهشماری زرتشتی (مزدیسنا)
دوشنبه، ۲۷ مهرماه ۱۴۰۵ خورشیدی
برابر با ۱۹ اکتبر ۲۰۲۶ میلادی
🔹 اردیبهشت امشاسپند
اردیبهشت، سومین روز از ماه در گاهشماری زرتشتی و نام دومین امشاسپند است. نام او در اوستا «اَشَهوهیشته» (Asha Vahishta) آمده و به معنای «بهترین راستی» است.
اردیبهشت امشاسپند با راستی، پاکی و سامان درست جهان پیوند دارد و آتش از آفریدههای گیتیانهای است که با او ارتباط دارد. این روز یادآور اهمیت راستگویی، درستکرداری و پاکیزگی در اندیشه و رفتار است.
در گاهان اشوزرتشت، «اَشَه» از مفاهیم بنیادین است؛ مفهومی که راستی، درستی و هماهنگی با سامان درست هستی را در بر میگیرد. پیروی از راه اَشَه، انسان را به اندیشه، گفتار و کردار نیک فرامیخواند.
گل منسوب به اردیبهشت امشاسپند: مرزنگوش
در برخی فهرستهای سنتی گلهای منسوب به روزهای زرتشتی، مرزنگوش به اردیبهشت امشاسپند نسبت داده شده است.
اردیبهشت امشاسپند بر همهٔ بهدینان و دوستداران فرهنگ ایرانزمین و آیین اشوزرتشت فرخنده و خجسته باد.
🌎 به خشنودی اهورامزدا 🌎
گاهشمار زرتشتی؛ اردیبهشت امشاسپند
امروز به روز فیروز و فرخ روز اردیبهشت امشاسپند از ماه آبان در گاهشماری مزدیسنا.
سال ۳۷۶۴ گاهشماری زرتشتی (مزدیسنا)
دوشنبه، ۲۷ مهرماه ۱۴۰۵ خورشیدی
برابر با ۱۹ اکتبر ۲۰۲۶ میلادی
🔹 اردیبهشت امشاسپند
▪️ اردیبهشت، سومین روز از ماه در گاهشماری زرتشتی و نام دومین امشاسپند است. نام او در اوستا «اَشَهوهیشته» (Asha Vahishta) آمده و به معنای «بهترین راستی» است.
▪️ اردیبهشت امشاسپند با راستی، پاکی و سامان درست جهان پیوند دارد و در جهانبینی مزدیسنا، آتش نماد مادی او بهشمار میرود. این روز یادآور اهمیت راستگویی، درستکرداری و پاکیزگی در اندیشه و رفتار است.
▪️ در گاهان اشوزرتشت، «اَشَه» از مفاهیم بنیادین است؛ مفهومی که راستی، درستی و هماهنگی با سامان درست هستی را در بر میگیرد. پیروی از راه اَشَه، انسان را به اندیشه، گفتار و کردار نیک فرامیخواند.
▪️ گاهنبار ایاسرمگاه: امروز در روزهای برگزاری گاهنبار ایاسرمگاه قرار دارد؛ گاهنباری که از ۲۶ تا ۳۰ مهر در گاهشماری مورد استفادهٔ این تقویم برگزار میشود و با آفرینش گیاهان و رُستنیها پیوند دارد.
▪️ گل منسوب به اردیبهشت امشاسپند: مرزنگوش
در برخی فهرستهای سنتی گلهای روزهای زرتشتی، مرزنگوش به اردیبهشت امشاسپند نسبت داده شده است.
اردیبهشت امشاسپند بر همهٔ بهدینان و دوستداران فرهنگ ایرانزمین و آیین اشوزرتشت فرخنده و خجسته باد.
