World Zoroastrian NEWS
رفتن به کانال در Telegram
این کانال مراسم و برنامه های دینی زرتشتیان جهان را به اطلاع همکیشان زرتشتی میرساند . This channel publishes ceremonies and religious information of Zoroastrians around the world. 👇🏻 @newswz #زرتشت #زرتشتیان #world_zoroastrian_news #اخبار_زرتشتیان_جهان
نمایش بیشتر2 468
مشترکین
+124 ساعت
+97 روز
+5330 روز
در حال بارگیری داده...
کانالهای مشابه
ابر برچسبها
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
سپتامبر '26
سپتامبر '26
+54
در 3 کانالها
اوت '26
+126
در 6 کانالها
Get PRO
ژوئیه '26
+144
در 7 کانالها
Get PRO
ژوئن '26
+160
در 2 کانالها
Get PRO
مه '26
+37
در 1 کانالها
Get PRO
آوریل '26
+18
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '26
+21
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '26
+75
در 12 کانالها
Get PRO
ژانویه '26
+31
در 6 کانالها
Get PRO
دسامبر '25
+97
در 15 کانالها
Get PRO
نوامبر '25
+67
در 11 کانالها
Get PRO
اکتبر '25
+89
در 10 کانالها
Get PRO
سپتامبر '25
+74
در 7 کانالها
Get PRO
اوت '25
+77
در 10 کانالها
Get PRO
ژوئیه '25
+73
در 7 کانالها
Get PRO
ژوئن '25
+51
در 8 کانالها
Get PRO
مه '25
+92
در 7 کانالها
Get PRO
آوریل '25
+81
در 6 کانالها
Get PRO
مارس '25
+133
در 10 کانالها
Get PRO
فوریه '25
+196
در 13 کانالها
Get PRO
ژانویه '25
+205
در 11 کانالها
Get PRO
دسامبر '24
+161
در 10 کانالها
Get PRO
نوامبر '24
+95
در 9 کانالها
Get PRO
اکتبر '24
+130
در 9 کانالها
Get PRO
سپتامبر '24
+122
در 6 کانالها
Get PRO
اوت '24
+129
در 8 کانالها
Get PRO
ژوئیه '24
+167
در 13 کانالها
Get PRO
ژوئن '24
+146
در 11 کانالها
Get PRO
مه '24
+291
در 20 کانالها
Get PRO
آوریل '24
+316
در 12 کانالها
Get PRO
مارس '24
+290
در 7 کانالها
Get PRO
فوریه '24
+102
در 4 کانالها
Get PRO
ژانویه '24
+86
در 8 کانالها
Get PRO
دسامبر '23
+67
در 1 کانالها
Get PRO
نوامبر '23
+45
در 5 کانالها
Get PRO
اکتبر '23
+242
در 7 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 14 سپتامبر | +1 | |||
| 13 سپتامبر | +6 | |||
| 12 سپتامبر | +5 | |||
| 11 سپتامبر | +4 | |||
| 10 سپتامبر | +2 | |||
| 09 سپتامبر | 0 | |||
| 08 سپتامبر | +3 | |||
| 07 سپتامبر | +7 | |||
| 06 سپتامبر | +6 | |||
| 05 سپتامبر | +4 | |||
| 04 سپتامبر | +5 | |||
| 03 سپتامبر | +3 | |||
| 02 سپتامبر | +3 | |||
| 01 سپتامبر | +5 |
پستهای کانال
| 2 | بدون متن... | 15 |
| 3 | 🌎 به خشنودی اهورامزدا
🌸 امروز به روز فیروز و فرخ روز زامیاد ایزد از ماه شهریور به سال ۳۷۶۴ گاهشمار زرتشتی (مزدیسنا)
📅 دوشنبه ۲۳ شهریور ۱۴۰۵ خورشیدی، برابر با ۱۴ سپتامبر ۲۰۲۶ میلادی
🌍 زامیاد ایزد
زامیاد بیستوهشتمین روز در گاهشمار زرتشتی است. نام او در اوستا به صورت زَم (Zam) آمده و با زمین پیوند دارد. «زامیاد» در سنت ایرانی با زمین، استواری و گستردگی جهان مادی ارتباط دارد و یادآور جایگاه زمین بهعنوان یکی از آفریدههای نیک اهورامزدا است.
📜 در اوستا، زامیادیشت یا زامیاد یشت از یشتهای مهم اوستایی است که با زمین و نیز فرّه و شکوه مینوی پیوند دارد. در این یشت از فرّه ایزدی و جایگاه آن در جهان آفرینش سخن گفته شده است.
🌼 گل یا گیاه منسوب در بُندهِشن: نوعی ریحان
در فهرست گیاهان و گلهای بُندهِشن بزرگ، گیاهی که در برخی ترجمهها «ریحان بانویی» نامیده شده، به زامیاد نسبت داده شده است. شناسایی دقیق گونه امروزی آن قطعی نیست؛ ازاینرو بهتر است آن را بهصورت نوعی ریحان یا گیاه معطر مشابه ریحان معرفی کنیم و برابر دانستن آن با یک گونه مشخص امروزی را قطعی ندانیم.
🌸 زامیاد ایزد بر همهٔ دوستداران فرهنگ ایران و آیین اشوزرتشت فرخنده باد. | 247 |
| 4 | به یاد آوا؛ مهری برای کودکان ایران / پویش لوازمالتحریر گروه همیاران
🔷 گروه همیاران زرتشتی و غیرزرتشتی، با همراهی دوستان نیکاندیش، سالهاست در کنار هممیهنان نیازمند، بهویژه در مناطق آسیبدیده از زلزله و سیلاب، گام برمیدارد.
🔗 مشاهده کامل خبر
🆔 @Berasad | 140 |
| 5 | sticker.webp | 123 |
| 6 | sticker.webp | 115 |
| 7 | بدون متن... | 124 |
| 8 | بنابراین دورهٔ کوتاه فرمانروایی نرسی را باید در چارچوبی بزرگتر دید: او ابتدا درگیر بحران جانشینی در خاندان ساسانی شد، سپس قدرت خود را تثبیت کرد و پس از آن وارد یکی از مهمترین رویاروییهای ساسانیان با روم شد.
پایان فرمانروایی نرسی
نرسی تا سال ۳۰۲ میلادی شاهنشاه بود و پس از حدود نه سال فرمانروایی درگذشت. پس از او پسرش هرمزد دوم به تخت نشست.
با وجود کوتاه بودن دوران پادشاهی، نرسی جایگاه مهمی در تاریخ ساسانی دارد؛ زیرا دورهٔ او حلقهای میان نسل نخست شاهنشاهان ساسانی و تحولات سیاسی و نظامی سدهٔ چهارم میلادی بود.
چرا نرسی اهمیت دارد؟
شناخت نرسی بدون شناخت سنگنبشتهٔ پایکولی کامل نیست.
پایکولی تنها یادبود یک شاه نیست؛ بلکه سندی است که نشان میدهد در شاهنشاهی ساسانی، بزرگان و خاندانهای قدرتمند چه نقشی در انتقال قدرت داشتند و یک شاه چگونه میکوشید مشروعیت خود را برای آیندگان ثبت کند.
از سوی دیگر، کتیبهٔ دوزبانهٔ پایکولی برای شناخت پارسی میانه و پارتی اهمیت بسیار دارد و فهرست نامهای آن اطلاعات ارزشمندی دربارهٔ ساختار سیاسی شاهنشاهی ساسانی در اختیار پژوهشگران قرار میدهد. پژوهشهای میدانی جدید نیز از سال ۲۰۰۶ تاکنون به شناسایی قطعات تازهای از این کتیبه انجامیده است.
سخن پایانی
نرسی شاهنشاهی بود که در یکی از حساسترین بحرانهای سیاسی سدهٔ سوم میلادی به تخت رسید. او با تکیه بر تبار شاهی، تجربهٔ فرمانروایی و حمایت گروهی از بزرگان، از بحران جانشینی عبور کرد و تاج شاهنشاهی ساسانی را به دست آورد.
سنگنبشتهٔ پایکولی، که به فرمان او ساخته شد، مهمترین یادگار مستقیم این رویداد است؛ یادمانی که در دل زاگرس برجای مانده و هنوز روایت نرسی از چگونگی رسیدن او به شاهنشاهی را برای ما حفظ کرده است.
به همین دلیل، نرسی را نمیتوان تنها یکی از نامهای فهرست شاهنشاهان ساسانی دانست؛ او شاهنشاهی است که یکی از حساسترین لحظههای انتقال قدرت در تاریخ آغازین ساسانیان را خود بر سنگ ثبت کرد.
منابع
Ursula Weber, “Narseh,” Encyclopaedia Iranica.
Ursula Weber, “Narseh, King of kings of Ērān and Anērān,” Iranica Antiqua 47, 2012, pp. 153–302.
Carlo G. Cereti & Gianfilippo Terribili, “The Middle Persian and Parthian Inscriptions on the Paikuli Tower: New Blocks and Preliminary Studies,” Iranica Antiqua 49, 2014, pp. 347–412.
Carlo G. Cereti, “Narseh, Armenia, and the Paikuli Inscription,” Electrum 28, 2021, pp. 69–87.
Carlo G. Cereti, Luca Colliva & Gianfilippo Terribili, “Il monumento di Paikuli…,” Scienze dell’Antichità 25/1, 2019, pp. 3–10.
Ernst Herzfeld, Paikuli: Monument and Inscription of the Early History of the Sasanian Empire, Berlin, 1924. | 116 |
| 9 | نرسی که بود؟
شاهنشاهی که در یک بحران جانشینی به تخت ساسانی رسید
نرسی، هفتمین شاهنشاه ساسانی، از چهرههای مهم تاریخ سیاسی ایران در پایان سدهٔ سوم میلادی بود. او فرزند شاپور یکم و نوهٔ اردشیر بابکان، بنیانگذار شاهنشاهی ساسانی، بود و از سال ۲۹۳ تا ۳۰۲ میلادی فرمانروایی کرد. مهمترین منابع مستقیم برای شناخت او، سنگنبشتهٔ شاپور یکم در نقشرستم و سنگنبشتهٔ بزرگ خود نرسی در پایکولی است.
شاهزادهای با تجربهٔ فرمانروایی
نرسی پیش از رسیدن به تخت شاهنشاهی، تنها یک شاهزادهٔ درباری نبود؛ او در چند منطقهٔ مهم شاهنشاهی ساسانی فرمانروایی کرده بود.
در سنگنبشتهٔ شاپور یکم در کعبهٔ زرتشت، از نرسی با عنوان فرمانروای هند، سگستان و توران تا کرانهٔ دریا یاد شده است. بعدها نیز او به فرمانروایی ارمنستان رسید و تا هنگام حرکت برای دستیابی به تاجوتخت در سال ۲۹۳ میلادی، یکی از شخصیتهای نیرومند خاندان ساسانی بود.
از این رو، هنگامی که بحران جانشینی پدید آمد، نرسی تجربهٔ سیاسی و جایگاه لازم برای مطرح شدن به عنوان مدعی شاهنشاهی را داشت.
بحران پس از مرگ بهرام دوم
پس از مرگ بهرام دوم در سال ۲۹۳ میلادی، پسرش بهرام سوم به شاهنشاهی رسید؛ اما فرمانروایی او بسیار کوتاه بود و تنها حدود چهار ماه دوام آورد.
گروهی از بزرگان از بهرام سوم پشتیبانی میکردند، اما گروه دیگری از بزرگان خاندانهای قدرتمند و صاحبمنصبان، از نرسی حمایت کردند. آنان نرسی را که در آن زمان فرمانروای ارمنستان بود، برای به دست گرفتن شاهنشاهی فراخواندند.
در نتیجه، کشمکشی درون خاندان سلطنتی شکل گرفت؛ اما بر خلاف برخی روایتهای سادهشده، منابع موجود از یک نبرد بزرگ و تعیینکننده میان دو سپاه سخن نمیگویند. بر اساس بازخوانی جدید کتیبهٔ پایکولی، نرسی حتی برای جلوگیری از تشدید درگیری، پیشنهاد آشتی و ترک جنگ را مطرح کرده بود. سرانجام با تغییر موضع بخشی از سپاهیان بهرام سوم، او تسلیم شد و از ادعای خود نسبت به تخت دست کشید.
پایکولی؛ جایی که نرسی پشتیبانی بزرگان را به دست آورد
یکی از مهمترین رویدادهای زندگی نرسی در گذرگاه پایکولی در زاگرس رخ داد.
گروهی از بزرگان و نامداران شاهنشاهی به سوی نرسی آمدند و وفاداری خود را به او اعلام کردند. در همین مکان بود که نرسی از سوی حامیانش بهطور آشکار پذیرفته شد و احتمالاً برای نخستین بار در جریان این بحران، به عنوان شاه اعلام گردید.
نرسی بعدها یادمان پایکولی را در همین محل برپا کرد و رویدادهای منتهی به رسیدن خود به شاهنشاهی را بر سنگ ثبت کرد.
سنگنبشتهٔ پایکولی؛ روایت نرسی از به قدرت رسیدنش
سنگنبشتهٔ پایکولی از مهمترین اسناد دست اول برای شناخت تاریخ آغازین شاهنشاهی ساسانی است.
این کتیبه به پارسی میانه و پارتی نوشته شده و در آن نرسی رویدادهای بحران جانشینی، چگونگی پیوستن بزرگان به او و سرانجام رسیدنش به شاهنشاهی را روایت میکند.
یکی از ویژگیهای بسیار مهم این کتیبه، فهرست نام بزرگان و صاحبمنصبانی است که از نرسی پشتیبانی کردند. این نامها برای شناخت ساختار سیاسی و خاندانهای بانفوذ ساسانی در سدهٔ سوم میلادی ارزش فراوان دارند.
البته باید به یک نکتهٔ مهم توجه داشت: پایکولی روایت خود نرسی از یک بحران سیاسی است و نه گزارشی بیطرفانه از آن رویداد. بنابراین، پژوهشگر باید هم اطلاعات تاریخی آن را بررسی کند و هم هدف سیاسی کتیبه، یعنی تثبیت مشروعیت شاهنشاهی نرسی، را در نظر داشته باشد. پژوهشهای جدید نیز بر همین جنبهٔ مشروعیتبخشی تأکید کردهاند.
مشروعیت نرسی از چه سرچشمههایی بود؟
در روایت پایکولی، مشروعیت نرسی تنها بر یک عامل استوار نیست.
او از یک سو فرزند شاپور یکم و از خاندان اردشیر بابکان بود؛ از سوی دیگر، بزرگان و نامداران شاهنشاهی از او پشتیبانی کردند و سرانجام این پشتیبانی با مفهوم تأیید ایزدی و فرّهٔ شاهی پیوند پیدا میکند.
در خود کتیبه نیز نرسی با عنوان رسمی «شاهنشاه ایران و انیران» معرفی میشود و تبار او به خاندان شاهی و ایزدان پیوند داده میشود.
این موضوع نشان میدهد که اندیشهٔ شاهنشاهی ساسانی، در نگاه رسمی آن دوره، ترکیبی از تبار شاهی، پشتیبانی سیاسی و مشروعیت دینی ـ ایدئولوژیک بود.
نرسی و جنگ با روم
فرمانروایی نرسی تنها به بحران جانشینی محدود نشد. یکی از مهمترین رویدادهای دوران او، جنگ با امپراتوری روم بود.
این جنگ در نهایت برای نرسی با شکست همراه شد و به پیمانی انجامید که در سال ۲۹۸ میلادی میان ایران ساسانی و روم بسته شد. این پیمان از رویدادهای مهم تاریخ روابط ایران و روم در اواخر سدهٔ سوم میلادی بود. | 99 |
| 10 | نیم تنه تندیس نرسی | 100 |
| 11 | چرا در فارسی میگوییم آتش را «کُشتند»؟
نگاهی به یک تعبیر کهن در زبان و فرهنگ ایرانی
در زبان فارسی برای خاموش کردن آتش، تنها از «خاموش کردن» استفاده نمیکنیم؛ تعبیرهایی مانند «کشتن آتش» و «کشتن چراغ» نیز در زبان و ادبیات فارسی سابقه دارند.
این کاربرد، نمونهای از جانبخشی به پدیدههای طبیعی در زبان است؛ شعله تا زمانی که روشن است، گویا «زنده» است و با خاموش شدن، «کشته» میشود.
سعدی در گلستان از همین تعبیر استفاده کرده است:
«چنان از جای برجستم
که چراغم به آستین کشته شد.»
در اینجا «کشته شدن چراغ» به معنای خاموش شدن آن است. همین کاربرد را میتوان در ادبیات دورههای بعد نیز مشاهده کرد و نشان میدهد که این شیوه بیان، ساخته و پرداخته زبان امروز نیست.
«کشتن» در زبان آتش
چنین تعبیری را نباید الزاماً به معنای باور به زنده بودن واقعی آتش دانست. زبان فارسی مانند بسیاری از زبانهای دیگر، برای توصیف پدیدههای طبیعی از فعلهای انسانی استفاده کرده است.
نمونههای مشابه فراواناند: میگوییم آتش جان گرفت، شعله زبانه کشید، آتش خوابید یا آتش مُرد. این ترکیبها به شعله ویژگیهایی انسانی میدهند و تصویری زنده از آن در ذهن پدید میآورند.
اما دربارهٔ آتش، این شیوهٔ بیان با پیشینهٔ فرهنگی آن در ایران نیز همخوانی جالبی دارد.
آتش در فرهنگ ایرانی
آتش از عناصر بنیادین زندگی انسان در ایران باستان بود؛ وسیلهای برای گرما، روشنایی و پختوپز و عنصری مهم در فضای خانه و زندگی اجتماعی.
در سنت زرتشتی نیز آتش جایگاهی ویژه دارد. آتشکده محل نگهداری و پاسداری از آتش است و آتش در آیین زرتشتی با مفاهیمی همچون روشنایی، پاکی و راستی پیوند یافته است.
از این منظر، حضور گستردهٔ واژهها و تعبیرهای مربوط به آتش در زبان فارسی تنها یک موضوع ادبی نیست؛ بلکه بخشی از میراث فرهنگی و زبانی چندین نسل است.
از «کشتن چراغ» تا «آتشکش»
جالب آنکه این تصویر در نامگذاری ابزارهای مرتبط با خاموش کردن شعله نیز بازتاب یافته است. آتشکش واژهای است که برای وسیلهٔ خاموش کردن آتش یا شعله به کار رفته و از نظر ساخت واژه، مستقیماً با همین مفهوم ارتباط دارد.
در زبان انگلیسی نیز وسیلهای که برای خاموش کردن شعلهٔ شمع به کار میرود، snuffer نامیده میشود؛ ابزاری ساده که با پوشاندن شعله، آن را خاموش میکند.
این شباهت، بیش از آنکه نشاندهندهٔ ارتباط میان دو زبان باشد، نمونهای جالب از نیاز مشترک انسان به نامگذاری ابزارهای مربوط به آتش است.
یک تعبیر کوچک با پیشینهای بزرگ
«کشتن آتش» شاید در ظاهر تنها یک اصطلاح باشد، اما بررسی آن ما را به رابطهٔ دیرینهٔ انسان با شعله و روشنایی میرساند.
در زبان فارسی، آتش فقط چیزی نیست که روشن یا خاموش شود؛ در بسیاری از تعبیرها جان میگیرد، میمیرد و حتی کشته میشود.
همین ویژگی، زبان را به آینهای برای شناخت بخشی از نگاه فرهنگی ایرانیان به آتش تبدیل کرده است؛ عنصری که هم در زندگی روزمره حضور داشته و هم در ادبیات و آیین، جایگاهی ویژه یافته است.
شاید به همین دلیل، خاموش شدن یک شعله در زبان فارسی گاهی نه «پایان آتش»، بلکه «کشته شدن آتش» نامیده میشود؛ تعبیری کوتاه که قرنها در زبان ما باقی مانده است. | 112 |
| 12 | بدون متن... | 106 |
| 13 | https://t.me/newswz | 1 |
| 14 | بابا لنگر و چهارطاقی میر مظفر؛ یادمانی از روزگار ساسانی در خراسان
در میان چشماندازهای کوهستانی خراسان رضوی و در محدوده شهرستان خوشاب، در نزدیکی روستای بابا لنگر، مجموعهای تاریخی قرار دارد که از نظر معماری، تاریخ و ویژگیهای طبیعی منطقه اهمیت ویژهای دارد. در میان آثار این مجموعه، بنایی چهارطاقی به نام میر مظفر قرار گرفته که در فهرست آثار ملی ایران با شماره ۱۱۷۷۴ ثبت شده و تاریخ آن به دوره ساسانی نسبت داده شده است.
چهارطاقی میر مظفر
چهارطاقی از گونههای شناختهشده معماری ایران در دوره ساسانی است. این بناها معمولاً بر چهار پایه اصلی استوار بوده و فضای مرکزی آنها با طاق و گنبد پوشانده میشده است.
میر مظفر در منابع محلی با عنوان آتشکده نیز شناخته میشود؛ با این حال، از دیدگاه پژوهش باستانشناختی، صرف چهارطاقی بودن یک بنا بهتنهایی برای اثبات کاربری آن به عنوان آتشکده کافی نیست و برای تعیین دقیق کاربری، باید مجموعه شواهد معماری و باستانشناختی آن بررسی شود.
مجموعه تاریخی بابا لنگر
اهمیت بابا لنگر تنها به چهارطاقی میر مظفر محدود نمیشود. در پیرامون آن آثار دیگری همچون آرامگاهها، سردابهها، حمام، آبانبار و دیگر ساختارهای تاریخی دیده میشود که نشاندهنده استمرار حضور و فعالیت انسانی در این منطقه در دورههای مختلف است.
وجود این آثار در کنار یکدیگر، بابا لنگر را به مجموعهای چندلایه تبدیل کرده است؛ مجموعهای که بخشی از تاریخ معماری، زندگی و رفتوآمد انسانها در منطقه خراسان را در خود جای داده است.
سردابههای بابا لنگر
یکی از ویژگیهای قابل توجه مجموعه، سردابههای آن است. درباره تعداد، تاریخ ساخت و کاربری دقیق همه این سردابهها دیدگاههای متفاوتی وجود دارد و نمیتوان بدون بررسیهای باستانشناختی، همه آنها را به یک دوره تاریخی نسبت داد.
همین موضوع، ضرورت پژوهش میدانی و مستند درباره این بخش از مجموعه را بیشتر نشان میدهد.
نشانههای طبیعی در کنار آثار تاریخی
در منطقه بابا لنگر، وجود سنگها و شواهد فسیلی نیز مورد توجه قرار گرفته است. همین موضوع بر جذابیت طبیعی و زمینشناختی منطقه افزوده و بابا لنگر را به نمونهای جالب از همنشینی میراث تاریخی و طبیعی تبدیل کرده است.
از یک سو معماری تاریخی و آثار برجایمانده از دورههای مختلف را میبینیم و از سوی دیگر، در ساختار طبیعی منطقه نشانههایی از گذشته زمینشناختی آن دیده میشود.
ضرورت حفاظت و پژوهش بیشتر
بابا لنگر از آن دسته مکانهایی است که ارزش آن تنها در یک بنای منفرد خلاصه نمیشود. چهارطاقی میر مظفر، آرامگاهها، سردابهها، حمام، آبانبار و دیگر آثار مجموعه، در کنار طبیعت منطقه، تصویری چندلایه از گذشته این سرزمین ارائه میکنند.
شناخت دقیقتر این مجموعه نیازمند پژوهشهای باستانشناختی، معماری و زمینشناختی و همچنین حفاظت جدیتر از آثار آن است.
سخن پایانی
بابا لنگر تنها یک بنای تاریخی نیست؛ مجموعهای است که در آن تاریخ، معماری و طبیعت در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند.
چهارطاقی میر مظفر، که در فهرست آثار ملی ایران به دوره ساسانی نسبت داده شده، یکی از مهمترین عناصر تاریخی این مجموعه است؛ بنایی که همچنان میتواند موضوع پژوهشهای بیشتری درباره معماری و تاریخ خراسان باشد.
منابع
۱. فهرست آثار ملی ایران؛ بنای چهارطاقی میر مظفر، شماره ثبت ۱۱۷۷۴.
۲. منابع و پژوهشهای منتشرشده درباره مجموعه تاریخی ـ مذهبی بابا لنگر و آثار شهرستان خوشاب.
۳. گزارشها و مطالب منتشرشده درباره ظرفیتهای تاریخی و زمینشناختی منطقه بابا لنگر و سبزوار. | 119 |
| 15 | بدون متن... | 123 |
| 16 | اندیشه را نمیتوان حذف کرد؛ باید آن را نقد کرد
اینکه تصور کنیم هر مطلبی که در یک سایت خبری نامدار منتشر میشود، الزاماً درست و بینیاز از بررسی و نقد است و در مقابل، نوشتهها و مقالههایی که بیرون از این رسانهها منتشر میشوند باید حذف شوند، دیدگاهی درست، علمی و سازنده نیست.
اعتبار و شناختهشدگی یک رسانه میتواند نشانهای از پیشینه و جایگاه آن باشد، اما هیچ رسانهای از خطا، برداشت نادرست، کمبود اطلاعات یا حتی جانبداری مصون نیست. بنابراین، نباید نام یک رسانه را معیار نهایی حقیقت دانست.
از سوی دیگر، مقاله و پژوهش تنها در انحصار سایتهای خبری، روزنامهها یا رسانههای شناختهشده نیست. هر انسانی حق دارد اندیشه، پژوهش، برداشت و دیدگاه خود را بیان کند؛ البته این حق با مسئولیت همراه است و نویسنده نیز باید بکوشد نوشته خود را بر پایه خرد، پژوهش، منابع معتبر و صداقت علمی استوار کند.
اما در نهایت، خواننده نیز تنها دریافتکنندهای خاموش نیست. هر خواننده حق دارد مقالهای را بخواند یا نخواند، با آن موافق یا مخالف باشد، آن را بپذیرد یا رد کند و در صورت دیدن اشتباه، با دلیل و سند آن را نقد کند. هیچکس مجبور نیست نوشتهای را که نمیپسندد بخواند یا آن را درست بداند.
اگر مقالهای نادرست، ناقص یا دارای برداشتهای اشتباه باشد، بهترین راه برخورد با آن حذف کردن نیست. باید با پژوهش بهتر، اسناد معتبرتر و استدلال روشنتر به آن پاسخ داد. نقدِ مستدل، هم به نویسنده کمک میکند که کاستیهای کار خود را بشناسد و هم به خوانندگان فرصت میدهد دیدگاههای گوناگون را بررسی کنند و با خرد خود به داوری برسند.
حذف یک نوشته تنها به این دلیل که نویسنده آن وابسته به یک رسانه مشهور نیست یا دیدگاهش با نظر گروهی دیگر تفاوت دارد، نمیتواند معیار درستی باشد. حقیقت نباید در انحصار نامها، رسانهها یا گروههای خاص قرار گیرد.
جامعهای پویا و آگاه، جامعهای نیست که در آن تنها یک صدا اجازه سخن گفتن داشته باشد. پویایی فرهنگی و فکری زمانی شکل میگیرد که دیدگاههای گوناگون امکان بیان داشته باشند و هر دیدگاه در برابر پرسش، نقد و بررسی قرار گیرد.
راه مقابله با یک اندیشه، خاموش کردن آن نیست؛ راه درست، پاسخ دادن به آن با اندیشهای نیرومندتر است. اگر نوشتهای نادرست است، باید نادرستی آن را نشان داد. اگر سندی ناقص است، باید سند کاملتری ارائه کرد. اگر برداشتی اشتباه است، باید با استدلال آن را اصلاح کرد. حذف کردن، آسانترین راه است، اما نقد کردن و پاسخ دادن، راه خردمندانهتر و سازندهتر است.
البته آزادی اندیشه به معنای آزادی انتشار آگاهانه دروغ، تهمت یا آسیب رساندن به دیگران نیست. در چنین مواردی نیز باید میان نقد، اصلاح، مسئولیتپذیری و قانون تفاوت گذاشت. اما در حوزه اندیشه، پژوهش، تاریخ، فرهنگ و دیدگاههای قابل بحث، اصل باید بر گفتوگو و نقد باشد، نه حذف.
حذف اندیشهها تنها به دلیل تفاوت دیدگاه، میتواند راه را به سوی نوعی انحصار و دیکتاتوری فکری باز کند؛ جایی که گروه یا فردی خود را معیار نهایی تشخیص حقیقت بداند و برای دیگران تصمیم بگیرد که چه چیزی باید خوانده شود و چه چیزی نباید دیده شود.
خواننده حق انتخاب دارد، نویسنده مسئول نوشته خویش است و منتقد حق دارد با دلیل و احترام نقد کند. این سه، در کنار یکدیگر، میتوانند به رشد اندیشه و آگاهی جامعه کمک کنند.
حقیقت از گفتوگو و نقد نمیترسد. آنچه از پرسش و بررسی هراس دارد، بیش از هر چیز نیازمند بررسی است.
پس به جای حذف اندیشهها، باید فرهنگ خواندن، سنجیدن، پرسیدن و نقد کردن را گسترش دهیم؛ زیرا جامعهای که اندیشههای گوناگون را میشنود و با خرد به داوری مینشیند، راه رشد و آگاهی را هموارتر میکند. | 168 |
| 17 | از این رو، درست نیست که برای پررنگتر کردن داستان، جزئیاتی بدون سند به آن افزوده شود.
اما همین نکته که دکتر مهر، موضوع تهرانکاخ را بزرگترین کار دوران نمایندگی خود میدانست، اهمیت تاریخی این پرونده را آشکار میکند.
این موضوع همچنین نشان میدهد که نمایندگی هازمان زرتشتی در مجلس، تنها به حضور در نشستهای قانونگذاری محدود نمیشد. نماینده زرتشتیان باید در برخی مسائل مهم اجتماعی، حقوقی و هازمانی نیز نقش پیگیرانه داشته باشد.
پرونده تهرانکاخ نمونهای از همین مسئولیت بود؛ مسئولیتی که دکتر بوذرجمهر مهر آن را از مهمترین بخشهای کارنامه نمایندگی خود میشمرد.
پیوند هویت زرتشتی و ایراندوستی
شاید مهمترین ویژگی زندگی دکتر بوذرجمهر مهر، پیوند میان هویت زرتشتی و عشق به ایران بود.
او دانش پزشکی را در ایران و اروپا آموخت، اما سالهای بلند زندگی خود را صرف آموزش و خدمت در ایران کرد.
در دانشگاههای ایران تدریس کرد.
در بیمارستانهای ایران خدمت کرد.
در انجمن شهر تهران حضور یافت.
نمایندگی زرتشتیان را در مجلس شورای ملی بر عهده گرفت.
و در همه این سالها، پیوند خود را با هازمان و فرهنگ زرتشتی نگاه داشت.
در زندگی او، زرتشتی بودن و ایرانی بودن در برابر یکدیگر قرار نداشتند.
او فرزند هازمان زرتشتی بود، اما خدمت خود را به ایران و مردم ایران محدود به یک گروه نمیدانست.
شاید به همین شوند بود که در سالهای واپسین زندگی، با وجود همه تجربهها و فرازوفرودهای زندگی، هنگامی که از او پرسیده شد، پیش از هر سخنی گفت:
«من به این کشور و مردمش عشق میورزم.»
این جمله را میتوان چکیدهای از منش و زندگی او دانست.
بزرگداشتی در فیروزبهرام
در مهرماه ۱۳۸۷ خورشیدی، آیینی برای بزرگداشت دکتر بوذرجمهر مهر در تالار گردهمایی دبیرستان فیروزبهرام برگزار شد.
در این برنامه، شماری از همکیشان زرتشتی، همکاران، دانشجویان و دوستداران او حضور داشتند. برگزاری این بزرگداشت در دبیرستان فیروزبهرام، آموزشگاهی که دکتر مهر روزگاری در آن تحصیل کرده بود، پیوندی نمادین میان سالهای نوجوانی و کارنامه بلند زندگی او پدید آورد.
سالهای پایانی و بدرود با جهان
دکتر بوذرجمهر مهر پس از سالها فعالیت علمی، آموزشی، پزشکی و اجتماعی، سرانجام در ۲۲ شهریورماه ۱۳۹۳ خورشیدی در ونکوور کانادا چشم از جهان فروبست.
اما زندگی انسانهایی که بخش بزرگی از عمر خود را به آموزش و خدمت اختصاص دادهاند، با پایان زندگی جسمانی آنان پایان نمیگیرد.
میراث یک پزشک در بیمارانی که از دانش و تجربه او بهره بردهاند باقی میماند.
میراث یک استاد در دانشجویانی که آموزش داده است ادامه پیدا میکند.
و میراث یک شخصیت اجتماعی، در یاد و تجربهای که از مسئولیتپذیری او برای جامعه برجای میماند.
بوذرجمهر مهر در هر یک از این زمینهها، نشانی از خود برجای گذاشت.
یاد نیک او و راهی که برجای ماند
دکتر بوذرجمهر مهر را میتوان پزشکی دانشمند، استادی دیرپا، پژوهشگری علمی، کنشگری اجتماعی و واپسین نماینده زرتشتیان در مجلس شورای ملی دانست.
اما شاید هیچیک از این عنوانها بهتنهایی برای شناخت او کافی نباشد.
آنچه این عنوانها را به هم پیوند میدهد، احساس مسئولیت در برابر مردم و ایران است.
او پزشکی را برای خدمت برگزید.
دانش خود را به نسلهای جوان آموزش داد.
در نهادهای اجتماعی و شهری حضور یافت.
مسئولیت نمایندگی هازمان خود را بر دوش گرفت.
و در پایان یک زندگی بلند، همچنان بزرگترین احساس خود را با مهر به ایران و مردمش بیان میکرد.
یاد کردن از دکتر بوذرجمهر مهر، تنها یادآوری زندگی یک پزشک یا نماینده پیشین مجلس نیست.
یادآوری راه و منش نسلی از ایرانیان زرتشتی نیز هست که هویت خود را با دانش، آموزش، خدمت اجتماعی و میهندوستی درآمیختند.
نام نیک، تنها با عنوان و مقام برجای نمیماند.
نام نیک در اثر نیک، در آموزش، در خدمت، در مسئولیتپذیری و در مهری که انسان به مردم و سرزمین خود نشان میدهد، ماندگار میشود.
دکتر بوذرجمهر مهر چنین زندگیای داشت.
او پزشکی بود که به آموزش نسلهای جوان پرداخت.
استادی بود که بیش از نیمسده در دانشگاه حضور داشت.
نمایندهای بود که مسئلههای هازمان خود را پیگیری میکرد.
و ایرانیای بود که با همه وجود به کشور و مردمش مهر میورزید.
یاد نیک دکتر بوذرجمهر مهر، یکی از برجستگان هازمان زرتشتی، گرامی باد.
به روان و فروهر پاکش درود باد.
منابع
گزارش «بوذرجمهر مهر؛ پزشک و واپسین نماینده زرتشتی در مجلس شورای ملی»، ایرانوایر.
گزارش «یادی از نامآوران هازمان زرتشتی»، امرداد.
مذاکرات مجلس شورای ملی، ۱۲ تیرماه ۱۳۵۲، تصویب نمایندگی دکتر بوذرجمهر مهر در انتخابات مجدد دوره بیستوسوم.
مذاکرات مجلس شورای ملی، ۲۵ شهریورماه ۱۳۵۴، تأیید نمایندگی دکتر بوذرجمهر مهر در دوره بیستوچهارم.
اطلس اقلیتهای دینی ایران، زندگینامه دکتر بوذرجمهر مهر. | 153 |
| 18 | از موسیقی تا پزشکی
در زندگی دکتر بوذرجمهر مهر، هنر نیز جایگاهی داشت.
او پیش از آنکه همه توان خود را به پزشکی اختصاص دهد، به موسیقی علاقهمند بود و ویولن مینواخت. او مدتی نزد استاد ابوالحسن صبا به فراگیری این ساز پرداخت و سپس زمانی نیز به آموختن پیانو روی آورد.
اما گستردگی و دشواری آموزش پزشکی، فرصت ادامه جدی موسیقی را از او گرفت و سرانجام پزشکی، مهمترین راه زندگی حرفهایاش شد.
این بخش از زندگی او، تصویری دیگر از شخصیتش به دست میدهد؛ پزشکی که در کنار دانش و پژوهش، با هنر نیز پیوند داشت.
از مسئولیت اجتماعی تا انجمن شهر تهران
دکتر مهر تنها در دانشگاه و بیمارستان فعالیت نداشت.
او دو دوره از سوی مردم تهران به عضویت و نمایندگی انجمن شهر تهران برگزیده شد. حضور در چنین نهادی، نشانه دیگری از علاقه او به مسائل اجتماعی و زندگی عمومی مردم بود.
او همچنین برای دو سال مدیریت مجله دانشکده پزشکی دانشگاه تهران را بر عهده داشت و در زمینههای علمی و فرهنگی نیز فعال بود.
این تجربهها، زمینهای برای حضور او در مهمترین مسئولیت اجتماعی و تاریخی زندگیاش، یعنی نمایندگی ایرانیان زرتشتی در مجلس شورای ملی، فراهم کرد.
واپسین نماینده زرتشتیان در مجلس شورای ملی
پس از درگذشت دکتر اسفندیار یگانگی، انتخابات مجدد برای نمایندگی حوزه اقلیت دینی زرتشتیان برگزار شد.
در انتخابات ۱۸ خرداد ۱۳۵۲ خورشیدی، دکتر بوذرجمهر مهر با کسب اکثریت آرا به نمایندگی زرتشتیان در دوره بیستوسوم مجلس شورای ملی برگزیده شد و اعتبارنامه او در مجلس تصویب شد. بر پایه گزارش رسمی مجلس، او از ۵۹۶۵ رأی، ۳۵۸۰ رأی به دست آورد.
او سپس در انتخابات دوره بیستوچهارم مجلس شورای ملی نیز بار دیگر نماینده زرتشتیان شد. در آن انتخابات، از ۸۸۴۰ رأی، ۸۲۵۳ رأی به او تعلق گرفت و اعتبارنامهاش تأیید شد.
بدینگونه، بوذرجمهر مهر واپسین نماینده ایرانیان زرتشتی در مجلس شورای ملی شد.
این عنوان، جایگاه ویژهای در تاریخ سیاسی و اجتماعی هازمان زرتشتی دارد؛ زیرا نمایندگی زرتشتیان در مجلس شورای ملی، بخشی از تاریخ مشروطه و حضور رسمی ایرانیان زرتشتی در ساختار قانونگذاری کشور بود.
نمایندگی؛ مسئولیتی فراتر از یک عنوان
دکتر مهر درباره جایگاه نمایندگان اقلیتهای دینی، دیدگاهی روشن داشت.
او باور داشت که نماینده اقلیتهای دینی، افزون بر وظایف قانونی مشترک با دیگر نمایندگان، با مسئولیتهای ویژهای نیز روبهروست؛ مسئولیتی که از شرایط و دشواریهایی برمیخیزد که پیروان ادیان گوناگون ممکن است در جامعه با آن روبهرو شوند.
این نگاه نشان میدهد که او نمایندگی زرتشتیان را تنها یک عنوان سیاسی نمیدانست.
نماینده میبایست در مجلس حضور داشته باشد، از حقوق مردم دفاع کند، در امور قانونگذاری مشارکت داشته باشد و در همان حال، دشواریها و نگرانیهای ویژه هازمان خود را نیز بشناسد و پیگیری کند.
یکی از مهمترین نمونههای این مسئولیت، پروندهای بود که خود دکتر مهر از آن بهعنوان بزرگترین کار دوران نمایندگیاش یاد کرده است.
تهرانکاخ؛ پروندهای مهم در دوران نمایندگی دکتر مهر
از مهمترین موضوعهایی که نام دکتر بوذرجمهر مهر با آن پیوند خورده است، مشکل زمینهای تهرانکاخ است.
بر پایه گزارشی که از زندگی و گفتههای او منتشر شده، دکتر مهر یافتن راهکاری برای حل مشکل زمینهای تهرانکاخ را بزرگترین کار دوران نمایندگی خود میدانست.
همین گفته، بهخوبی نشان میدهد که این موضوع برای او و برای هازمان زرتشتی، مسئلهای ساده و کماهمیت نبوده است.
داراییها و زمینهای وابسته به نهادهای هازمانی، در زندگی اجتماعی زرتشتیان تنها ارزش اقتصادی ندارند. چنین داراییهایی میتوانند پشتوانه آموزشگاهها، نهادهای فرهنگی، امور اجتماعی، خدمات عمومی و دیگر نیازهای یک هازمان باشند. از این رو، هرگونه مشکل در وضعیت حقوقی، اداره یا بهرهبرداری از این داراییها، میتواند به مسئلهای عمومی برای هازمان تبدیل شود.
از دید دکتر مهر نیز، پرونده تهرانکاخ چنان اهمیت داشت که حل آن را در میان کارهای دوران نمایندگیاش برجستهتر از دیگر مسئولیتها میدانست.
با این همه، درباره جزئیات تاریخی و حقوقی این پرونده باید با دقت و احتیاط سخن گفت.
منابعی که در دسترس است، اهمیت مسئله و نقش دکتر بوذرجمهر مهر در پیگیری و یافتن راهحلی برای آن را تأیید میکنند، اما اطلاعات کافی و مستند درباره همه جزئیات پرونده، از جمله پیشینه کامل زمینها، حدود و موقعیت دقیق آنها، روند حقوقی اختلاف و همه مراحل راهحل به دست آمده، در منابع عمومی در دسترس نیست. | 124 |
| 19 | یاد نیک یکی از برجستگان هازمان زرتشتی در سالگرد درگذشت او
بوذرجمهر مهر و مهر بیپایان به ایران
به خشنودی اهورامزدا
برخی انسانها را نمیتوان تنها با یک عنوان و جایگاه شناخت. زندگی آنان چنان با دانش، مسئولیت، خدمت و مهر به مردم درآمیخته است که یک نام یا یک پیشه، برای شناساندنشان بسنده نیست. دکتر بوذرجمهر مهر از همین شمار بود؛ پزشکی دانشمند، استاد دانشگاه، پژوهشگر، کنشگر اجتماعی و واپسین نماینده ایرانیان زرتشتی در مجلس شورای ملی.
هنگامی که در سالهای واپسین زندگی، پس از گذر از فرازوفرودهای بسیار، از او درباره زندگی و کارهایش پرسیده بودند، پیش از هر پاسخی گفته بود:
«من به این کشور و مردمش عشق میورزم.»
شاید همین جمله کوتاه، بهترین راه برای شناخت او باشد؛ زیرا آنچه در زندگی دکتر بوذرجمهر مهر میبینیم، تنها گردآیهای از عنوانها و مسئولیتها نیست. دانش او در پزشکی، سالهای بلند آموزش دانشگاهی، حضورش در نهادهای اجتماعی و شهری و کوشش او در نمایندگی هازمان زرتشتی، همگی در پیوند با یک باور بزرگتر معنا پیدا میکنند: خدمت به مردم و ایران.
امروز، ۲۲ شهریورماه ۱۴۰۵ خورشیدی، دوازدهمین سالگرد درگذشت دکتر بوذرجمهر مهر است؛ فرصتی برای یادکردن از یکی از برجستگان هازمان زرتشتی و پزشکی که بیش از نیمسده از زندگی خود را به آموزش و خدمت اختصاص داد.
زاده شدن و سالهای آموزش
بوذرجمهر مهر در ۱۱ مهرماه ۱۳۰۱ خورشیدی در تهران دیده به جهان گشود. پدرش مهربان مهر و مادرش پریدخت مهر بودند و برادرش نیز دکتر فرهنگ مهر، استاد دانشگاه و چهره شناختهشده علمی و اجرایی ایران، بود.
مهربان مهر سالهای بسیاری در مجلس شورای ملی کار کرد و در امور اداری و حسابداری مجلس مسئولیت داشت. او همچنین در دورهای زیر نظر ارباب کیخسرو شاهرخ، نماینده نامدار زرتشتیان در مجلس، فعالیت میکرد. از همین رو، بوذرجمهر مهر از کودکی و نوجوانی با فضای مسئولیت اجتماعی و زندگی عمومی کشور بیگانه نبود.
او آموزش ابتدایی خود را در دبستان جمشیدجم گذراند و سپس در دبیرستان فیروزبهرام، یکی از آموزشگاههای نامدار و ماندگار وابسته به کوششهای فرهنگی زرتشتیان، تحصیل کرد و در سال ۱۳۱۹ خورشیدی دیپلم گرفت.
راهی که به پزشکی رسید
بوذرجمهر مهر پس از پایان تحصیلات متوسطه، برای ادامه آموزش در رشته پزشکی به فرانسه رفت. اما آغاز جنگ جهانی دوم، مسیر زندگی او را دگرگون کرد و ناچار به ایران بازگشت.
او دوره ششساله پزشکی را در دانشگاه تهران گذراند و از دوران دانشجویی نیز تجربه کار در دستگاه بهداری را به دست آورد. پس از پایان تحصیلات پزشکی، برای ادامه آموزش تخصصی به انگلستان رفت و در لندن، در Post Graduate Medical School of London به تحصیل پرداخت.
پس از پایان آموزشهای تخصصی در رشته بیماریهای داخلی، به ایران بازگشت و در سال ۱۳۴۵ خورشیدی به مقام استادی تمام در دانشگاه تهران رسید. این آغاز دورهای بلند از زندگی دانشگاهی و پزشکی او بود.
بیش از نیمسده آموزش و خدمت پزشکی
دکتر بوذرجمهر مهر از آن پزشکانی بود که دانش خود را تنها در محیط درمانی به کار نگرفت. آموزش نسلهای جوان دانشگاهی بخش بزرگی از زندگی او را تشکیل میداد.
او ۵۱ سال در دانشگاههای تهران، شهید بهشتی و دانشگاه آزاد اسلامی کرج تدریس کرد و در کنار آن، سالها مسئولیت بخش داخلی بیمارستان نفت را بر عهده داشت. او همچنین بهعنوان پزشک مشاور در بیمارستانهای تهران فعالیت میکرد.
این سالهای بلند تدریس، بخش مهمی از میراث دکتر مهر است. اثر یک استاد تنها در کتاب و مقاله باقی نمیماند؛ بلکه در دانشجویانی ادامه پیدا میکند که دانش و تجربه خود را از او گرفتهاند و بعدها راه خویش را در پزشکی و دانشگاه پیمودهاند.
او افزون بر بیماریهای داخلی، در زمینه بافتشناسی نیز تخصص و فعالیت داشت و کتابهایی از او برجای مانده است؛ از جمله:
بافتشناسی عملی
بافتشناسی و جنینشناسی غدد مترشحه داخلی
مقالهها و پژوهشهای او نیز در نشریههای علمی، از جمله British Medical Journal و نشریههای پزشکی ایران منتشر شد.
پزشکی فراتر از درمان یک بیمار
نگاه دکتر مهر به پزشکی تنها به درمان بیماری محدود نبود. او به مسئلههای گستردهتری چون تغذیه، سلامت عمومی، رفاه دانشجویان و پشتیبانی از افراد دارای معلولیت و گروههای آسیبپذیر اجتماعی نیز توجه داشت.
از جمله اندیشهها و پیشنهادهایی که از او یاد شده، تأکید بر ایجاد نهادهای تخصصی در زمینه تغذیه، افزودن ید به نمک و توجه به کمبود آهن و دیگر نیازهای مرتبط با سلامت عمومی بوده است.
این نگرش، نشاندهنده پزشکی است که سلامت انسان را تنها در اتاق معاینه و بیمارستان نمیدید. برای او، سلامت با آموزش، تغذیه، زندگی اجتماعی و کیفیت زندگی مردم نیز پیوند داشت. | 142 |
| 20 | یاد نیک یکی از برجستگان هازمان زرتشتی در سالگرد درگذشت او
بوذرجمهر مهر و مِهر بیپایان به ایران
هنگامی که از دکتر بوذرجمهر مهر در سالهای واپسین زندگی و پس از گذر از فرازوفرودهای بسیار، دربارهی زندگی و کارهایش پرسیده بودند، پیش از هر پاسخی، گفته بود: «من به این کشور و مردمش عشق میورزم». بهراستی هر آنچه او انجام داد از آن دلبستگی و مهرورزی ریشه میگرفت. بیسبب نیست که یادهایی که از او در ذهنها مانده است همه گواه میهندوستی و بزرگمنشی اوست.
امروز 22 شهریورماه 1405 خورشیدی، دوازدهمین سالی است که بوذرجمهر مهر چشم از جهان برگرفته است.
🔗 ادامه نوشتار
https://amordadnews.com/306169/ | 205 |
