رویای ایرانی - جوادی یگانه
رفتن به کانال در Telegram
1 328
مشترکین
+424 ساعت
+237 روز
+7130 روز
آرشیو پست ها
Repost from سیاستگذاری اجتماعی
«بازار بهمثابه خدا» عنوان کتابی است بحثبرانگیز از هاروی کاکس؛ استاد الهیات دانشگاه هاروارد، که در سال ۲۰۱۶ توسط انتشارات این دانشگاه منتشر شده است. ایدۀ اصلی کاکس در این کتاب این است که بازار آزاد مدرن عملاً از سطح ابزار فراتر رفته و نقش یک دین را پیدا کرده است، با آیینها و مناسک خاص که باید به آن ایمان آورد و قوانینش را مقدس فرض کرد! بازار به نهادی تبدیل شده که مرجع نهایی حقیقت و نجات است، و جهانیسازی دعوتی همگانی است به وحدانیت این خدا.
او در این کتاب دربارۀ الهیات بازار بحث میکند و به این پرسش میپردازد که چرا سیاستمدارها در برابر بازار تسلیم هستند و این چه پیامدهای اخلاقی و انسانی در پی داشته است. او نشان میدهد که اقتصاددانان دیگر فقط تحلیلگر نیستند، بلکه کاهنان یک نظام اعتقادی هستند؛ دست نامریی همان دست خدا است که همه چیز را تقدیر و تدبیر میکند. این خدا خشمگین میشود، پاداش میدهد، و تنبیه میکند. کاکس میگوید الهیات بازار خدایی دارد که بیش از خدای ادیان کهن قربانی میطلبد و رنجهای انسان را بهعنوان جراحی ناگزیر برای مصلحت بازار توجیه میکند.
از ترکمانچای تا اسلامآباد راه درازی طی شده تا ایران از جنگ با قدرتهای بزرگ جهانی نترسد و همزمان شجاعت مذاکره با آنها را هم داشته باشد، پیشاپیش خود را مغلوب نبیند و نداند، و چاره را در انزوا نداند، زمین ندهد و وا ندهد، و تحقیر نشود.
چند نفر همیشه مخالفخوان و صداوسیما را رها کنید که آمریکا برایشان هنوز ابرقدرت است. دوره مناسبات استعماری گذشته.
مبارک ایران باشد.
جنگ تمام شد، بیآنکه تصویر ایران خراشی بردارد. جانهای عزیزی از دست رفت، و جامعه و صنعت و دانشگاه خسارت دید؛ اما ایران سربلند ماند.
میدان و خیابان و دیپلماسی و زنجیره تامین مایحتاج عمومی به کمک هم موجب این پیروزی شدند.
و اکنون زمان توجه به ایران است، همه ایران؛ و شنیدن صداهای ناشنیده.
Repost from تحولات اجتماعی
روایت نامرئی از جنگ رمضان
متین رمضانخواه
🟢در جنگ تحمیلی سوم نیز، که بار دیگر در حین مذاکرات کشورمان مورد حمله دشمن قرار گرفت، کشور بهخوبی مدیریت شد، واقعیت ماجرا این است که تجربه جنگ ۱۲ روزه در مدیریت کشور در جنگ تحمیلی سوم به ما کمک کرد.
🟢 روایت نامرئی اما مهمی از جنگ است؛ روایتی که نشان میدهد در کنار دفاع نظامی، تلاش مستمر برای حفظ برق، گاز، کالاهای اساسی و زندگی عادی مردم هم بهصورت پیوسته و برنامهریزیشده ادامه داشت در طول جنگ تحمیلی سوم، کنار دفاع نظامی، تلاش مستمر دولت برای حفظ برق، گاز، کالاهای اساسی و زندگی عادی مردم هم بهصورت پیوسته و برنامهریزیشده ادامه داشت. اگر کتابی مثل یادداشتهای بغداد را بخوانید، میبینید که در جنگ آمریکا علیه عراق، زندگی عادی خیلی سریع مختل شد؛ برق و گاز قطع شد و مردم این کشور درگیر شرایطی سخت شدند. اما در ایران، در آن شب دهشتناک هم که موضوع حمله به زیرساختهای اساسی مطرح بود، همکاران ما بهصورت مستمر برنامهریزی کردند تا روشنایی خانهها و گاز و کالاهای اساسی مردم حفظ شود.
#تحولات_اجتماعی
#متین_رمضانخواه
#ایرنا
#جنگ_رمضان
✒️ @matinramezankhah
Repost from مشق نو
📝📝📝جانهای ماه دی
🔺اینستاگرام ایرانی چه روایتی از رخدادهای دیماه ۱۴۰۴ بهدست میدهد؟
✍️ابوالفضل حاجیزادگان | پژوهشگر اجتماعی
🖊کیفیتهایی در زندگیهای انسانها جریان دارند که در «شش رقم آخر کد ملی» آنها نوشته نمیشوند. البته که میدانم بخشهای مهمی در صفحههای اینستاگرامشان هم نمایان نمیشوند؛ اما من راه مناسبتر و کمخطاتری برای شناختن این انسانها سراغ نداشتم.
🖊از طرفی، شاید این دردناکترین راه برای شناختن نگرشها، نظرها، آرزوها و آمال جانباختگان باشد. اما علاوه بر ملاحظات پژوهشی، بهلحاظ فردی نیز پیمودن چنین مسیری برایام ضرورت داشت. قرار گرفتن در معرض این تجربهی دردناک، میتواند به ما یادآوری کند که «یک» چه عدد بزرگی است؛ تا شدت ابتذال در مناقشهی اصطلاحاً «سیاسی»ای را که دربارهی تعداد جانباختگان در جریان است، بهتر درک کنیم.
🖊برای انجام این مطالعه، ابتدا باید به یک نمونهی معرّف میرسیدم که بهلحاظ تعداد و تنوع، یافتهها را تعمیمپذیر کند. برای شناسایی صفحههای اینستاگرامی کشتهشدگان و نیز اکانتهای نزدیکانِ همفکرشان، از یک راهبرد چندمسیره برای کشف شبکه استفاده کردم.
🖊صفحات شخصی کشتهشدگان، کانون اصلی این جستوجو بودند. بررسی پستها، استوریهای هایلایتشده، کامنتها، تعاملات تکرارشونده، روابط دوستانهی قابل مشاهده و شناسایی گروههای سیاسی و اجتماعیِ مرجع در بین این اکانتها، امکان شناخت بخشی از جهان اجتماعی، فرهنگی و سیاسی آنان را فراهم میکند.
🔸متن کامل این نوشتار را در لینک زیر بخوانید یا روی Instant View کلیک کنید
mashghenow.com/?p=6405
#ابوالفضل_حاجیزادگان #ایران #اینستاگرام
🔸نشانی تلگرام «مشق نو»:
t.me/mashghenowofficial
Repost from خبرگزاری بین المللی شفقنا
🔴 آیتالله فیاض؛ نقش آفرینی در عقل جمعی تشیع
✍ ابوالفضل فاتح
⬅️ جوامع از نوعی عقل جمعی برخوردارند؛ عقلی که دیده نمیشود، اما جامعه را هدایت میکند، به آن جهت میدهد و در بزنگاههای تاریخی، مسیر آینده آن را رقم میزند.
⬅️ در جوامع شیعی، مراجع تقلید از مهمترین ارکان این عقل جمعی محسوب میشوند. آنان صرفاً پاسخگوی مسائل شرعی نیستند؛ بلکه با نوع نگاه خود به انسان، جامعه، قدرت، دین و جهان، سهم و مسئولیت بزرگی در ساماندهی افقهای فکری جامعه دارند.
⬅️ حضرت آیتالله فیاض را باید در همین دایره و جایگاه فهم نمود. او تنها یک مرجع تقلید یا استاد برجسته فقه و اصول نبود؛ ایشان را باید بخشی از عقلانیت معاصر تشیع دانست و در این ترازو سنجید؛ ترازویی که در آن وزن اشخاص نه با قدرت سیاسی، بلکه با سهم آنان در شکلدهی به افقهای فکری و اخلاقی جامعه سنجیده میشود.
⬅️ از دل روستایی دورافتاده در غزنی افغانستان و از خانوادهای ساده و کشاورز و اهل ایمان برخاست. نوجوانی که برای تحصیل علوم دینی راه هجرت در پیش گرفت، غربت را تجربه کرد، به مشهد و سپس نجف اشرف رسید، در محضر آیتالله العظمی خویی پرورش یافت و سرانجام به یکی از مراجع بزرگ نجف اشرف تبدیل شد.
⬅️مشقات فقر و غربت، تجربه زیستن در میان سه ملت افغانستان، ایران و عراق، تحمل دشواریهای دوران صدام و سپس اشغال و نهایتاً حاکمیت شیعی عراق و بازگشت عظمت حوزه نجف، از او شخصیتی برجسته و مرجعی متفاوت ساخته بود که تجربه زیستهاش به اندازه درس و بحثش آموزنده بود.
⬅️ در چند نوبت که توفیق دیدار و گفتوگو با ایشان حاصل شد، هر بار که وارد دفتر ساده و بیپیرایه ایشان در نجف شدم، این پیوستگی میان گذشته و سبک و سلوک زندگی اجتماعی بیشتر احساس می شد. نه نشانی از نمایش قدرت و نه آن حجاب مرئی و نامرئی که معمولاً میان صاحبان منزلت و مردم شکل میگیرد.
⬅️ با رجوع به مجموعه گفتوگوها، سهم آیتالله فیاض در عقل معاصر تشیع را میتوان در تأکید بر سه محور بنیادین تبیین کرد: استقلال، اعتدال و کرامت انسانی.
⬅️ آیتالله فیاض استقلال را صرفاً یک ضرورت اداری یا مالی نمیدانست، بلکه بخشی از فلسفه معرفتی اجتهاد و ضامن اعتماد مردم میدید. تا جایی که میگفت: «علمای ما شهادت را قبول میکنند، اما کمک دولت را قبول نمیکنند». او هشدار میداد: «اگر استقلال حوزه در خطر افتاد، امکان دارد در نهایت الازهری دیگر شود». این جمله بیش از آنکه یک داوری تاریخی باشد، دفاع از یکی از مهمترین بنمایههای عقل جمعی تشیع است.
⬅️ آیتالله فیاض تشیع را مکتب اعتدال معرفی میکرد. حوزه نجف را حوزهای میدانست که «در این حوزه افراط و تفریط و افکار منحرفه و شاذ و افراطی جایگاهی ندارد». چنانکه «تکفیر در حوزه نجف نیست» و «هیچ عالم شیعی نیست که فتوا به کفر اهل سنت داده باشد». رسالت مرجعیت را نیز حفظ همین اعتدال تعریف میکرد. در روزگاری که بخشهایی از جهان اسلام در گرداب خشونتهای فرقهای و اندیشههای تکفیری گرفتار آمد، آیتالله فیاض یکی از صداهای آرام اما استوار سنت اعتدالی نجف باقی ماند.
⬅️ از دیگر نقاط مشارکت آیتالله فیاض در عقل معاصر تشیع را باید در نگاه او به انسان جستوجو کرد. در نگاه ایشان نوعی انسانشناسی اخلاقی نهفته بود که پیش از هر هویت دیگری، بر کرامت ذاتی انسان تأکید میکرد.
⬅️آیتالله فیاض معتقد بود زن و مرد در کرامت انسانی تفاوتی ندارند و تصریح داشت که زنان میتوانند با حفظ کرامت و موازین شرعی، مسئولیتهای مهم اجتماعی را بر عهده بگیرند. حتی درباره قضاوت، ریاست جمهوری و مرجعیت زنان نیز هیچ منع عقلانی نمیدید. هنگامی که درباره این موضوع از ایشان پرسیده شد، پاسخ داد:
«زن مگر بشر نیست؟!»
شاید کمتر جملهای بتواند به این اندازه کوتاه، مبنای یک نگاه فقهی و اجتماعی را آشکار کند.
⬅️امروز که آن فقیه وارسته در جوار مولایش امیرالمؤمنین(ع) آرام گرفته است، شاید بتوان گفت همان زیست میان فقر و جنگ و مهاجرت و استقرار، میان اقلیت و اکثریت شیعی، و تجربه سه جامعه افغانستان، ایران و عراق، در طول آموزه های کتاب و سنت، حساسیت او را نسبت به استقلال، اعتدال و کرامت انسانی فزونی بخشید.
⬅️ کارنامه ایشان نشان میدهد، اگر سهگانه «استقلال، اعتدال و کرامت» را سه مؤلفه مهم عقل جمعی تشیع بدانیم، بیتردید حضرت آیتالله فیاض را باید از حاملان و منادیان برجسته این سه میراث دانست.
⬅️ اینک مرجعیت آیتالله فیاض به پایان رسیده است، اما سلوک او، اندیشه او و پرسشهایی که پیش روی عقل جمعی تشیع نهاده است، همچنان زنده خواهد ماند.
ادامه
👇👇👇
https://fa.shafaqna.com/?p=2282085
نه با بسته نگه داشتن اینترنت سبد رایای افزایش پیدا میکند، نه با باز کردنش، رهاکردگان سیاست، متمایل به رای دادن میشوند.
فارغ از رای و شو، اینترنت را بخاطر آرامش ذهنی مردم و حذف تبعیض طبقاتی، باز کنید.
معرفی کتاب
پیامدهای ناخواسته کنش اجتماعی
نوشته ریمون بودون
ترجمه محمدرضا جوادی یگانه و علی راغب
انتشارات دانشگاه تهران. اسفند ۱۴۰۴
صفحات اولیه کتاب را در فرسته بعدی بخوانید.
کتاب را از صفحه دانشگاه تهران (اینجا) میتوانید بخرید. نسخه کتاب الکترونیکی آن را هم میتوانید از فیدبیو (اینجا) و طاقچه (اینجا) بگیرید.
در متون کلاسیک جامعهشناسی، یکی از نخستین اشارهها به پیامدهای ناخواسته و پیشبینینشدۀ کنشهای اجتماعی، گفتۀ کارل مارکس در هجدهم برومر است که میگوید: «آدمیان هستند که تاریخ خود را میسازند، ولی نه آنگونه که دلشان میخواهد، یا در شرایطی که خود انتخاب کرده باشند؛ بلکه در شرایط دادهشدهای که میراث گذشته است و خود آنان بهطور مستقیم با آن درگیرند». مهمترین نظریهپرداز این موضوع رابرت مرتون است که در دو مقالۀ «پیامدهای غیرقابل پیشبینی کنش اجتماعی هدفمند» (۱۹۳۶) و «کارکردهای آشکار و پنهان» (۱۹۵۷) بر موضوع پیامدهای پیشبینینشده تأکید میکند. اما چنانکه بودون هم در کتاب حاضر اشاره میکند، اکثر جامعهشناسان توجه بسیار اندکی به پیامدهای ناخواسته و تناقضات اثرات انحرافی مبذول داشتهاند.
ریمون بودون از ساختار پیچیدۀ کنش سخن میگوید که لزوماً به اهداف مد نظر کنشگر منجر نمیشود. اصولاً کنشهای اجتماعی چون مبتنی بر تعامل با دیگر کنشگران و کنش متقابل آنها است، قابل پیشبینی دقیق نیست و به همین دلیل، لزوماً اهداف مورد انتظار محقق نمیشود. کتاب حاضر، این فکر را بسط میدهد و به تمایز میان پیامدهای ناخواسته یا پیشبینینشده و پیامدهای عمدی و پیشبینیشدۀ کنشهای انسانی میپردازد که کنشگران با آگاهی از آنها و به قصد تحقق آنها کنش خود را انجام میدهند. پیامدهای پیشبینینشده، گاه فراتر از انتظارات اولیۀ کنشگران است و گاه کاملاً متفاوت با آنچه آنها تصور کردهاند. البته این پیامدها لزوماً منفی نیستند و ممکن است نتایج مثبتی هم حاصل شود. بودون با نمونههای متعدد و از جمله نظام آموزشی فرانسه نشان دهد که کنشهای انسانی چگونه به نتایجی متفاوت با مقصود اولیه منجر میشوند.
ازآنجاکه تا کنون هیچ کتابی دربارۀ پیامدهای ناخواسته در دسترس خوانندگان فارسیزبان نبوده است، امید است که چاپ ترجمۀ فارسی این کتاب کلاسیک که چاپ نخستین آن به زبان فرانسه در سال ۱۹۷۷ و ترجمۀ انگلیسی آن در سال ۱۹۸۲ منتشر شد، فتح بابی دربارۀ مطالعات بیشتر در این زمینه باشد.
معرفی کتاب
پیامدهای ناخواسته کنش اجتماعی
نوشته ریمون بودون
ترجمه محمدرضا جوادی یگانه و علی راغب
انتشارات دانشگاه تهران. اسفند ۱۴۰۴
صفحات اولیه کتاب را در اینجا بخوانید.
کتاب را از صفحه دانشگاه تهران (اینجا) میتوانید بخرید. نسخه کتاب الکترونیکی آن را هم میتوانید از فیدبیو (اینجا) و طاقچه (اینجا) بگیرید.
در متون کلاسیک جامعهشناسی، یکی از نخستین اشارهها به پیامدهای ناخواسته و پیشبینینشدۀ کنشهای اجتماعی، گفتۀ کارل مارکس در هجدهم برومر است که میگوید: «آدمیان هستند که تاریخ خود را میسازند، ولی نه آنگونه که دلشان میخواهد، یا در شرایطی که خود انتخاب کرده باشند؛ بلکه در شرایط دادهشدهای که میراث گذشته است و خود آنان بهطور مستقیم با آن درگیرند». مهمترین نظریهپرداز این موضوع رابرت مرتون است که در دو مقالۀ «پیامدهای غیرقابل پیشبینی کنش اجتماعی هدفمند» (۱۹۳۶) و «کارکردهای آشکار و پنهان» (۱۹۵۷) بر موضوع پیامدهای پیشبینینشده تأکید میکند. اما چنانکه بودون هم در کتاب حاضر اشاره میکند، اکثر جامعهشناسان توجه بسیار اندکی به پیامدهای ناخواسته و تناقضات اثرات انحرافی مبذول داشتهاند.
ریمون بودون از ساختار پیچیدۀ کنش سخن میگوید که لزوماً به اهداف مد نظر کنشگر منجر نمیشود. اصولاً کنشهای اجتماعی چون مبتنی بر تعامل با دیگر کنشگران و کنش متقابل آنها است، قابل پیشبینی دقیق نیست و به همین دلیل، لزوماً اهداف مورد انتظار محقق نمیشود. کتاب حاضر، این فکر را بسط میدهد و به تمایز میان پیامدهای ناخواسته یا پیشبینینشده و پیامدهای عمدی و پیشبینیشدۀ کنشهای انسانی میپردازد که کنشگران با آگاهی از آنها و به قصد تحقق آنها کنش خود را انجام میدهند. پیامدهای پیشبینینشده، گاه فراتر از انتظارات اولیۀ کنشگران است و گاه کاملاً متفاوت با آنچه آنها تصور کردهاند. البته این پیامدها لزوماً منفی نیستند و ممکن است نتایج مثبتی هم حاصل شود. بودون با نمونههای متعدد و از جمله نظام آموزشی فرانسه نشان دهد که کنشهای انسانی چگونه به نتایجی متفاوت با مقصود اولیه منجر میشوند.
ازآنجاکه تا کنون هیچ کتابی دربارۀ پیامدهای ناخواسته در دسترس خوانندگان فارسیزبان نبوده است، امید است که چاپ ترجمۀ فارسی این کتاب کلاسیک که چاپ نخستین آن به زبان فرانسه در سال ۱۹۷۷ و ترجمۀ انگلیسی آن در سال ۱۹۸۲ منتشر شد، فتح بابی دربارۀ مطالعات بیشتر در این زمینه باشد.
Repost from سهند ایرانمهر
✔️سکوت معنادار؛ بحران هویت ملی در اپوزیسیون سلطنتطلب
✍🏻سهند ایرانمهر
اظهارات بنسبطی، چهره نزدیک به دستگاه رسانهای اسرائیل، درباره جزایر سهگانه ایرانی در شبکه ایران اینترنشنال نقطه اوج تناقض عمیق در بخش عمدهای از اپوزیسیون ایرانی، بهویژه جریان سلطنتطلب، است. او در گفتوگو با این شبکه مدعی شد که جمهوری اسلامی جزایر ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک را «تصاحب» کرده است؛ ادعایی که عملاً همان روایت تاریخی برخی دولتهای عربی درباره این جزایر را تکرار میکند. اهمیت ماجرا اما نه فقط در خود این ادعا، بلکه در سکوت و بیواکنشی بخش مهمی از جریان سلطنتطلب است.
این سکوت از آن جهت معنادار است که اگر به مواضع خود محمدرضا شاه رجوع کنیم، با تصویری کاملاً متفاوت روبهرو میشویم. شاه به جز کتاب « پاسخ به تاریخ» در مصاحبهای با روزنامه لوموند ۱۳۵۰، صریحاً میگوید این جزایر متعلق به ایران بودهاند و بریتانیا دههها پیش آنها را از ایران جدا کرده بود. او اقدام ایران در سال ۱۳۵۰ را نه «اشغال»، بلکه «بازپسگیری» سرزمین ایرانی توصیف میکند و حتی توضیح میدهد که تهران عمداً یک روز پیش از خروج انگلیس از خلیج فارس وارد عمل شد تا روشن باشد که ایران این جزایر را از قدرت استعماری پس گرفته است، نه از کشورهای عربی منطقه.
در واقع، برای حکومت پهلوی مسئله جزایر سهگانه بخشی از مفهوم «حاکمیت ملی» و اقتدار دولت ایران بود؛ موضوعی که فراتر از اختلافات سیاسی داخلی تعریف میشد. اما امروز بخشی از همان جریانی که خود را وارث پهلوی میداند، در برابر روایتی که اساساً حاکمیت ایران بر این جزایر را زیر سؤال میبرد، یا سکوت میکند یا واکنشی مبهم نشان میدهد. این فقط یک تناقض سیاسی نیست؛ نشانه نوعی دگرگونی عمیق در هویت سیاسی است.
اپوزیسیون، در معنای کلاسیک آن، میتواند مخالف حکومت باشد اما همچنان نسبت به منافع تاریخی و تمامیت ارضی کشور حساس بماند. در بسیاری از کشورها، نیروهای اپوزیسیون تندترین نقدها را به دولت وارد میکنند اما در موضوعات مربوط به حاکمیت ملی، مرز خود را با بازیگران خارجی حفظ میکنند. مشکل زمانی آغاز میشود که مخالفت با حکومت به تنها عنصر هویت سیاسی تبدیل شود. در چنین وضعیتی، هر نیروی خارجی که در تقابل با حکومت قرار گیرد، بهتدریج از دایره نقد بیرون میرود؛ حتی اگر ادعاهایی مطرح کند که مستقیماً با منافع تاریخی کشور در تضاد باشد.
سلطنتطلبان امروز دقیقاً در چنین وضعیتی قرار گرفتهاند. آنها بهتدریج به جریانی تبدیل شدهاند که مشروعیت و قدرت رسانهای خود را بیش از آنکه از جامعه ایران بگیرد، از پیوند با دشمنان ژئوپلتیک ایران کسب میکند. نتیجه چنین وضعیتی این است که حساسیت نسبت به مفاهیمی مانند استقلال سیاسی، حافظه تاریخی و تمامیت سرزمینی کاهش پیدا میکند. به همین دلیل است که سخنان بنسبطی، که حتی با روایت رسمی محمدرضاشاه پهلوی نیز در تضاد است، واکنش جدی و فراگیری در میان این طیف برنمیانگیزد.
در این میان، نقش نیز قابل توجه است. مسئله صرفاً پخش یک مصاحبه نیست؛ بلکه نوعی چارچوب رسانهای شکل گرفته که در آن، «مخالفت با جمهوری اسلامی» به محور مطلق همه چیز تبدیل شده است. وقتی چنین منطقی حاکم شود، بسیاری از مرزهای سنتی سیاست ملی از میان میروند. در این فضا، ایران دیگر نه بهعنوان یک موجودیت تاریخی مستقل، بلکه صرفاً بهعنوان صحنه نبرد با جمهوری اسلامی دیده میشود. طبیعی است که در چنین فضایی، حساسیت نسبت به ادعاهای ارضی یا روایتهای ضدایرانی نیز تضعیف شود.
تناقض تلخ ماجرا اینجاست که محمدرضا شاه، که سلطنتطلبان خود را ادامهدهنده راه او معرفی میکنند، در مسئله جزایر سهگانه موضعی بهمراتب سختگیرانهتر از هواداران امروزیاش داشت. او علیرغم تحفظش در جالش با غرب در اینمورد حاضر بود بر سر این موضوع با بریتانیا و دولتهای عربی وارد تنش شود، اما امروز «هواداران پهلوی» حتی در برابر توصیف این جزایر بهعنوان سرزمین «تصاحبشده» نیز موضع روشنی نمیگیرند.
این دگرگونی نشان میدهد که اپوزیسیون سلطنتطلب ایرانی از کارکرد طبیعی یک اپوزیسیون ملی فاصله گرفته است. اپوزیسیون زمانی معنا دارد که میان مخالفت با حکومت و وفاداری به منافع پایدار کشور تعادل برقرار کند. وقتی این تعادل از میان برود، جریان سیاسی بهتدریج از یک نیروی ریشهدار ملی به ابزاری درون آرایشهای ژئوپلیتیک منطقه تبدیل میشود؛ کما اینکه امروز نه تنها در موضوع جنگ و بمباران زیرساختها و حتی اعلام همسویی با ائتلاف آمریکایی، اماراتی و اسراییلی که حتی از مواضع تاریخی رهبران و سنت سیاسی مورد ادعای خودش نیز عبور کرده است.
@sahandiranmehr
Repost from سهند ایرانمهر
آخرین سنگر اخلاق: تخیل علیه شر
✍🏻سهند ایرانمهر
دردر زندگی گاهی تشخیص درست و غلط از همیشه سختتر میشود. حقیقت زیر حجم صداها، تبلیغات و ترس گم میشود؛ قدرت خودش را جای اخلاق جا میزند و خستگی و فشار زندگی، توان قضاوت را از آدم میگیرد. اما مشکل اصلی تازه بعد از فهمیدن حقیقت شروع میشود؛ وقتی انسان با خودش میگوید: «حتی اگر بفهمم حق با کیست و ظلم کجاست، چه کاری از من برمیآید؟ من که نه قدرتی دارم، نه نفوذی، نه توان تغییر دنیا.»
شاید برای همین است که این ویدیوهای عجیب و گاهی طنزآلودِ ساختهشده با هوش مصنوعی اینقدر آدمها را جذب میکنند؛ ویدیوهایی که در آن یک آدم معمولی وارد دنیای یک فیلم یا سریال میشود، جلوی شخصیت شرور میایستد، کسی را نجات میدهد یا سرنوشتی را عوض میکند که در داستان اصلی تغییرناپذیر بود. ما میدانیم این صحنه واقعی نیست و جهان بیرون با آن تغییر نمیکند، اما باز هم چیزی درون ما به آن واکنش نشان میدهد. چون این خیال، فقط سرگرمی نیست؛ یک نیاز اخلاقی پنهان در آن وجود دارد.
اخلاق فقط به «توانستن» مربوط نیست؛ به این هم مربوط است که انسان در دلش طرف چه چیزی بایستد. حتی تصور ایستادن مقابل ظلم، وقتی در واقعیت ناتوانیم، نشانه این است که وجدان هنوز کاملاً شکست نخورده. کسی که حتی در ذهنش حاضر نیست با خشونت، جنگ، تحقیر یا شرارت همراه شود، هنوز مهمترین چیز را حفظ کرده است، توان تشخیص خیر و شر.
از این زاویه، تخیل اخلاقی فرار از واقعیت نیست؛ شاید آخرین شکل مقاومت در برابر عادیشدن شر باشد. بسیاری از فجایع تاریخ زمانی ممکن شدند که آدمها دیگر حتی در ذهن خودشان هم نمیتوانستند شکل دیگری از جهان را تصور کنند. وقتی تخیل اخلاقی از بین برود، تسلیم واقعی آغاز میشود.
اما انسانی که هنوز در ذهنش صحنه را متوقف میکند، روبهروی شر میایستد یا آرزو میکند ایکاش میتوانست کسی را نجات دهد یا از شرارت یا جنگ و کشتاری جلوگیری کند، در واقع دارد از چیزی در درون خودش محافظت میکند؛ از این باور که حقیقت و اخلاق نباید کاملاً زیر پای قدرت له شوند.
شاید این تخیل دنیا را فوراً عوض نکند، اما خود انسان را عوض میکند. چون اخلاق، قبل از آنکه یک عمل بیرونی باشد، یک وفاداری درونی است؛ وفاداری به این اصل ساده که «اگر میتوانستم، سمت درست میایستادم.» از این زاویه که نگاه کنید همه اتفاقهای خوب دنیا از جایی شروع شده که تخیلی این تصور که «من که کسی نیستم» را در هم پیچیده و بعد جاپای خودش را در واقعیت هم پیدا کرده است.
@sahandiranmehr
سخنرانی در همایش امر ملی و جنگ (صوت)
دانشگاه شهید بهشتی. ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
سخنرانی در همایش امر ملی و جنگ
دانشگاه شهید بهشتی. ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
به نقل از ایسپامدیا (لینک)
Repost from ایسنا مدیا
🎥 جوادییگانه: برای نخستینبار در برابر قدرتهای بزرگ عقبنشینی نکردیم
🔹 استاد علوم اجتماعی دانشگاه تهران، در همایش «امر ملی و جنگ» که چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت در دانشگاه شهید بهشتی برگزار شد، گفت: برای نخستینبار در تاریخ معاصر، ایران نه با یک همسایه همتراز، بلکه با بزرگترین قدرتهای نظامی جهان مواجه شد و با وجود فشارها، عقبنشینی نکرد و تسلیم نشد.
isna.ir/xdWpwT
@isnamediaa
Repost from روزنوشتههای سمیه توحیدلو
تابآوری خریدنی نیست، ساختنی است.
(بخش دوم)
۲۳ اردیبهشت
🖊سمیه توحیدلو
۵. انعطاف؛ شرطِ اولِ بقا
انعطافپذیریِ نخبگان و گذار از «آرمانمحوریِ صلب» به «امنیتِ مردممحور»، پیششرطِ انسجام است. امروز، وقتِ دمیدن بر شکافهایِ کهنه نیست. مردم زیرِ فشار، گوششان بدهکارِ دعواهایِ سیاسیِ تاریخگذشته نیست؛ آنها به دنبالِ راهی برایِ صیانت از «تنِ ایران» هستند.
۶. پرهیز از تصمیمهایِ عجیب و شوکدرمانی
هرگونه شوکدرمانی و تصمیمهای عجیبی که دولتها میگیرند سم مهلک این فضاست. اینکه بخواهند چیزی را از ابتدای زنجیره به انتهایش برسانند (مانند کاری که در دیماه انجام شد) تنها نتیجهاش از بین رفتن قطعیتها و ناتوانی از پذیرش است. اقتصاد در شرایط فعلی به مجموعهای از فعالیتهای موقت و ناپایدار تقلیل یافته و بخش بزرگی از جامعه ما بخاطر از دست دادن شغل صرفا برای زنده ماندن میجنگند. هرمیزان کمبود در هر بخش از انرژی نمیتواند بهانهای برای افزایش قیمت برای مدیریت مصرف باشد. حتما سهمیهبندی و بهرهبری یکسان طبقات مختلف حس تبعیض و اثر تورمی کمتری بر دهکهای درآمدی پایینتر خواهد داشت.
۷. بازگشت به سنگرِ علم و تخصص
پاشنه آشیلِ ما، حذفِ متخصصان به بهانه گزینشهایِ ناعادلانه بوده است. برای بازسازی ایران، به فراخوانِ تمامِ وطندوستانِ متخصص نیاز داریم. بازگشتِ علم به جایگاهِ اصلیاش و نبضِ تپنده دانشگاه، همان چیزی است که میتواند چشماندازِ آینده را روشن کند. ایران را متخصصانش میسازند، نه همفکرانِ بیتخصص.
۸. حکمرانیِ واقعگرا؛ شجاعت در برابرِ درون
حاکمیتی که شجاعانه در برابر دشمن بیرونی میایستد، نباید نسبتش با مردمِ خودش «ترس و سرکوب» باشد. حکمرانیِ واقعگرا یعنی پیوند زدنِ روایتهایِ مذهبی، ملی و مدرن حولِ محورِ «بقایِ وطن». ما نیازمندِ آشتی با مردمی هستیم که ثابت کردهاند پایِ این نقشه ایستادهاند.
❤️🩹ایرانِ فردا، ثمرهیِ تصمیمهایِ امروزِ ماست. تابآوری، خریدنی نیست؛ ساختنی است.
#روزنوشتههای_سمیه_توحیدلو
@smtohidloo
Repost from روزنوشتههای سمیه توحیدلو
تابآوری خریدنی نیست، ساختنی است.
(بخش اول)
۲۳ اردیبهشت
🖊سمیه توحیدلو
❤️🩹همکارمان با نگرانی وارد اتاق میشود: «ایکاش این پنجشنبه و جمعه بگذرد و جنگ نشود.» این جمله، واگویه درونیِ میلیونها ایرانی در این روزهاست. وقتی «گمانهزنی» جایِ «اطمینان» را میگیرد، ردپایش را نه در تحلیلهای سیاسی، که در صفهای بنزین و خروجیهای شهر نشان میدهد. زندگیهایی که از تعادل خارج شده و هر لحظه منتظرِ سقوطِ خبری بد است. اما پرسش اصلی این است: با جامعهای که کارکردهایش زیرِ آوارِ عدمقطعیت له شده، چه باید کرد؟
پاسخ در یک مفهومِ حیاتی نهفته است: تابآوری. اما تابآوری نه به معنایِ «تحملِ منفعلانه»، بلکه به مثابه یک «سازه ملی». برای رسیدن به این معنا، باید هشت گامِ راهبردی را بازخوانی کنیم:
۱. تابآوری، یک کلِ تجزیهناپذیر است
سالهاست از «بازسازی سرمایه اجتماعی» میگوییم، اما راهِ آن در بحران، تنها از مسیر «فراگیری» (Inclusion) میگذرد. در لحظهی بحران، هر کسی که حس کند «شهروند درجه دو» است، خود را از دایره انسجام خارج میبیند. ایرانِ تابآور، محصولِ سیستمی است که در آن هیچکس احساسِ غریبگی نکند. تابآوری ملی میانگین تابآوری تمام گروههای اجتماعی است نه فقط حامیان یا حاضران در خیابان، اینترنت سفیدها، اینترنت پروها، متمولان و ... . خلاصه باید حواسمان به فراگیری باشد.
۲. معنابخشی به رنج؛ در جستجویِ «زندگی معمولی»
تابآوری فقط یک مهارت روانی نیست، یک ضرورتِ وجودی است. همانطور که ویکتور فرانکل در «انسان در جستجوی معنا» روایت میکند، در اردوگاههای مرگ نازیها، کسانی زنده ماندند که برای «آینده» معنایی داشتند. جامعه ما برای ایستادگی، نیازمندِ یک چشمانداز روشن از «ایرانِ پساجنگ» و تصویری از یک «زندگی نرمال» است، حتی اگر این روزها آن را برای ما نخواسته باشند. ما میبایست با امید به آن روز گذر کنیم. آیا کسی برای فردای پساجنگ تصویری از زندگی نرمال ارائه میدهد؟
۳. شفافیت رادیکال و تابآوری سیستماتیک
تابآوری سیستماتیک از طریق جریان آزاد اطلاعات رخ میدهد. افراد باید بتوانند خود را با واقعیت تطبیق دهند. ما نیازمند شفافیت رادیکال و مدیریت عدم قطعیتها هستیم. طبیعی است که در این زمانه «هیچچیز قطعی نیست». و این قطعیترین سخنی است که میشود گفت. اما در این شرایط است که شایعه میتواند توان جامعهای را برباید. در چنین شرایط است که مرجعیت روایتها میتواند مهم باشد و حاکمیتی که رسانهاش ظرفیتهای فراگیر ندارد، حتی در روایتسازی فراگیر و نه فقط برای حامیان دچار مشکل میشود.
۴. تقویتِ «عاملیت» در برابرِ «قربانیبودگی»
احساسِ قربانیبودن، تابآوری را میکشد. ما به تقویتِ «عاملیتهای اجتماعی» نیاز داریم. تابآوری در مشارکت رخ میدهد، نه در دستور. باید فضایِ مشارکت برای همه طیفها باز شود. نهادهای مدنی باید ریههایِ تنفسِ جامعه باشند. در روزهایی که دلیل برای حالِ بد زیاد است، مشارکتِ داوطلبانه، دلیلِ ماندن و حالِ خوب است. کافیست این روزها سری به خیابانها و کسانی که در تجمع ها شرکت میکنند بزنیم. اثر در جمع بودن و با جمع بودن میانشان هویداست. فقط موضوع مهم این است که این جمعیت حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد جامعه را دربر میگیرد و بخاطر نوع مدیریت در تقابل با گروه دیگر شده است. از اینرو مدیریت این فضا بسیار مهم است. اینکه تجمعات موجود مدیریت شده، محدود و بدون تقابل باشد؛ یا اینکه خیابان برای همه گروههای اجتماعی بازگشایی شود.
#روزنوشتههای_سمیه_توحیدلو
@smtohidloo
Repost from مدرسه علوم انسانی و دینی لُباب
«امــــر ملــــ🇮🇷ــــی و جنــــ🔥ـــگ»
بزرگترین همایش علوم انسانی با محوریت ایران
1️⃣ نشست اول
با حضور:
👤سیدعطاءالله مهاجرانی
▪️استاد بازنشسته دانشگاه تربیت مدرس
▪️وزیر اسبق فرهنگ و ارشاد اسلامی
👤علی میرسپاسی
▪️استاد جامعهشناسی دانشگاه نیویورک
👤وحید شالچی
▪️استاد جامعهشناسی دانشگاه علامه طباطبایی
▪️معاون فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم
👤سعید زیباکلام
▪️استاد بازنشسته فلسفه دانشگاه تهران
👤حسین هوشمند
▪️استاد اخلاق تطبیقی دانشگاه کنکوردیا کانادا
👤سعید طاوسی
▪️استاد تاریخ دانشگاه علامه طباطبایی
👤محمدرضا جوادی یگانه
▪️استاد علوم اجتماعی دانشگاه تهران
👤متین رمضانخواه
▪️جامعهشناس و معاون مطالعات دفتر هیئت دولت
👤جواد حیدری
▪️استاد علوم سیاسی دانشگاه شاهد
👤شیرین سعیدی
▪️استاد (تعلیقی) علوم سیاسی دانشگاه آرکانزاس امریکا
➕و جمعی دیگر از اساتید مطرح کشور.
📆 چهارشنبه، ۲۳ اردیبهشتماه
⏰ ساعت ۹ لغایت ۱۸
📍دانشگاه شهید بهشتی، مقابل پژوهشکده لیزر و پلاسما
(محل مورد اصابت توسط دشمن امریکایی-صهیـونیستی)
🔻لینک ثبتنام:🔻
➡️ https://formafzar.com/form/cdr3t
🌐 لباب را در [بله] | [تلگرام] | [اینستاگرام]دنبال کنید!
اکنون در دسترس! پژوهش تلگرام ۲۰۲۵ — مهمترین بینشهای سال 
