RYAN GOSLING
رفتن به کانال در Telegram
499
مشترکین
-224 ساعت
-157 روز
-5630 روز
آرشیو پست ها
499
وقتی جنگ تمام شد و برگشتم، ازدواج میکنیم و زمین مثل تو پر از گل خواهد شد. و رحم تو زیباترین دختر جهان را بدنیا خواهد آورد.
–نامهای پیدا شده در جیب یکی از سربازان کشته شده در ۱۹۳۹.
499
سخت بیمار بود اما بیشتر از نظر روحی رنج میبرد. در دوزخی وحشتناک به سر میبرد، انگار در دنیایی دیگر به حسابهای او رسیدگی میکردند. در برابر چشمانش گور باز شده ای را میدید، همیشه زندگی خود را در اطاقکی تنها در جنگل یا یک غار تصور میکرد، اما وقتی به خود میآمد خود را متقاعد میساخت همهی اینها صرفاً تصوراتی بیمعنی است. آن گاه با اندیشیدن به «هستیِ تباه شدهاش» (زندگیاش را با این عبارت بیان میکرد) دچار عذاب وجدان میشد و شرمندگی قلبش را فرا میگرفت و نمک به زخمهایش میپاشید.
رویای یک مرد مضحک – داستایوفسکی
499
میبینی چه شب ساکتی است؟
انگار هیچکسی در دنیا نیست.
یا شاید،
من در دنیای هیچکسی نیستم...
