Bamdad Etemad بامداد اعتماد
رفتن به کانال در Telegram
instagram.com/bamdadetemad twitter.com/BamdadEtemad این کانال فقط برای بازنشر مطالب بامداد اعتماد در تلگرام ایجاد شده و ارتباطی با نویسنده ندارد.
نمایش بیشتر297
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-17 روز
-530 روز
در حال بارگیری داده...
کانالهای مشابه
ابر برچسبها
هیچ دادهای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
دسامبر '24
دسامبر '24
+5
در 3 کانالها
نوامبر '24
+16
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '24
+71
در 2 کانالها
Get PRO
سپتامبر '24
+21
در 1 کانالها
Get PRO
اوت '24
+12
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '24
+91
در 2 کانالها
Get PRO
ژوئن '24
+90
در 3 کانالها
Get PRO
مه '24
+16
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '24
+9
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '24
+17
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '24
+34
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '24
+60
در 4 کانالها
Get PRO
دسامبر '23
+8
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '23
+221
در 0 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 21 دسامبر | 0 | |||
| 20 دسامبر | 0 | |||
| 19 دسامبر | 0 | |||
| 18 دسامبر | 0 | |||
| 17 دسامبر | 0 | |||
| 16 دسامبر | 0 | |||
| 15 دسامبر | 0 | |||
| 14 دسامبر | 0 | |||
| 13 دسامبر | 0 | |||
| 12 دسامبر | +1 | |||
| 11 دسامبر | 0 | |||
| 10 دسامبر | 0 | |||
| 09 دسامبر | +1 | |||
| 08 دسامبر | 0 | |||
| 07 دسامبر | 0 | |||
| 06 دسامبر | 0 | |||
| 05 دسامبر | 0 | |||
| 04 دسامبر | +3 | |||
| 03 دسامبر | 0 | |||
| 02 دسامبر | 0 | |||
| 01 دسامبر | 0 |
پستهای کانال
🖌 نوروز تکتک شمایی که در پیدا و پنهان با جمهوریاسلامی همراه نشدید، مسئولانه رفتار کردید و منافع جمعی این جامعه را مقدم بر آرزوهای ایدئولوژیک، بلندپروازیهای شخصی یا هویتهای اغراقشده خویش قرار دادید، سرشار از شادی و پیروزی باشه.
@BamdadEtemaad
| 2 | کارزار «ما سلیطهایم»: نقد و بررسی
🔺نسخه کم حجم
@JokerNejad
Twitter Instagram YouTube | 233 |
| 3 | 🔸تجربه دمکراسی در ایران؟
#یادداشت_مهمان
▪️تاریخ نویسان چپ و مصدقی از دو دوره طلایی دمکراسی و آزادی در تاریخ معاصر ایران سخن میگویند و حسرت این دو دوره را میخورند، یکی دورهی بعد از استبداد صغیر (۱۲۸۸) که با کودتای اسفند ۱۲۹۹ و برآمدن سردارسپه، این دمکراسی سرکوب و پایمال شد. دومی بعد از تبعید رضاشاه از شهریور ۱۳۲۰ تا سال ۳۲ یعنی یک فرجه ۱۲ ساله شکوفایی دمکراسی و آزادی که آن هم به دیکتاتوری محمدرضاشاه ختم شد!
▪️اما آیا واقعا این دو برهه در ایران دمکراسی و آزادی برقرار بود؟ آیا ایران در این دو مقطع حداقل به سمت دمکراسی میرفت ؟ در فاصله ۱۲ ساله مشروطه قبل از آمدن رضاشاه، ۴۲ نخستوزیر پشت سر هم سرکار آمدند و عمر هر دولت بین ۳ تا ۴ ماه بود. قدرت دولت از دروازههای تهران فراتر نمیرفت. در گیلان و خراسان و آذربایجان غربی و کردستان و خوزستان و مازندران، قدرتهای محلی شکل گرفتهبود که داعیه جدایی و خودسری داشتند.
▪️در بوشهر و بندر عباس انگلیسیها پلیس جنوب تشکیل دادهبودند و ماموران دولت ایران را راه نمیدادند. در این دوره طلایی آزادی نه دولتی به معنای واقعی وجود داشت، نه ارتشی و نه قانونی. حتی انتخاباتی هم برگزار نمیشد. نخبگان سیاسی آن دوره به این اجماع رسیدند که تشکیل دولت نیرومند و کارآمد بر دمکراسی اولویت دارد و ادامه هرج و مرج، ایران را تجزیه و تکهپاره میکند. تقریبا همه نخبگان آن زمان از برآمدن سردارسپه استقبال کردند.
▪️دوره دوم دمکراسی ۱۳۲۰ تا ۳۲ هم این وضعیت بیدولتی و بیقانونی و هرج و مرج تکرار شد. روس و انگلیس ایران را اشغال کردند. روسها سال ۱۳۲۰ حزب توده و سال ۱۳۲۴ فرقه دمکرات آذربایجان و جمهوری مهاباد را تاسیس کردند. هدف روسها تجزیه ایران بود. فداییان اسلام تاسیس و ترور مخالفان آغاز شد. به دستور نواب صفوی احمدکسروی را در کاخ دادگستری با تفنگ و چاقو کشتند و چند روز بعد قاتلین (برادران امامی) بدون مجازات آزاد شدند. چون دولت ضعیف بود و نمی توانست قانون را اجرا کند.
▪️جالب اینکه یکی از برادران امامی چند سال بعد عبدالحسین هژیر وزیر دربار را ترور کرد! سال ۲۷ یک عضو مخفی حزب توده در دانشگاه تهران به شاه تیراندازی کرد. سال ۲۹ فداییان اسلام در تبانی با جبهه ملی سپهبد حاجعلی رزم آرا نخست وزیر وقت را به قتل رساندند. در کشوری که در روز روشن افرادی با هویت مشخص نخست وزیر و وزیر و نویسنده ترور میکنند و راست راست میگردند و با سیاستمداران فالوده می خورند آیا دمکراسی برقرار است؟
▪️نمایندگان جبهۀ ملی در مجلس شورای ملی، بعد از قتل رزم آرا ماده واحدهای با قید سه فوریت برای آزادی و عفو ضارب رزمآرا ارائه و نمایندگان مجلس از ترس قرار گرفتن در لیست ترور آن را تصویب کردند. مصوبهای کمسابقه که دو استاد برجستۀ حقوق دانشگاه تهران دکتر کریم سنجابی و دکتر سید علی شایگان هم طرح آن را امضا کرده بودند.
▪️متن ماده واحده پیشنهادی که به تصویب رسید چنین بود : «چون جنایت حاجعلی رزمآرا و حمایت از اجانب بر ملت ایران ثابت است، بر فرض که قاتل او استاد خلیل طهماسبی باشد از نظر ملت ایران بیگناه شناخته و تبرئه میشود».
در چنین فضایی مصدق به نخست وزیری رسید .
▪️عزتالله سحابی در کتاب خاطرات خود از جلسهای با حضور نواب صفوی، دکتر فاطمی، دکتر بقایی، حسین مکی، دکتر شایگان و چند تن دیگر از رهبران جبهه ملی خبر میدهد که در آن حضار بر سر این که خطر واقعی رزمآراست و نه شاه، توافق داشته اند و نواب در آن جلسه میگوید: «فرض کنید همین امروز رزمآرا ساقط شد و میپرسد: «بعد از ساقط شدن او قول میدهید احکام اسلام را اجرا کنید؟» این جلسه یکی دو ماه قبل از 16 اسفند 1329 روز قتل رزم آرا برگزار شده بود.
▪️سومین تلاش برای آزادی و دمکراسی را در سال ۱۳۵۵ تجربه کردیم که به انقلابی منجر شد که تمام دستاوردهای مشروطه را بر باد داد و پیروان شیخ فضل الله نوری را به قدرت رساند. دموکراسی بدون دولت نیرومند پایدار نخواهد بود و به هرج و مرج و آشوب کشانده خواهد شد و هرج ومرج و ناامنی زمینه را برای برآمدن نظامی دیکتاتوری هموار خواهد ساخت.بنابراین برای توسعه سیاسی اولویت با دولت نیرومند و کارآمد است.
▪️امروز نگاه انقلابیون ۵۷ به دمکراسی از جنس نگاه آنها در دهه ۵۰ به دیکتاتوری پرولتاریا و جامعه بی طبقه توحیدی و مبارزه با امپریالیسم است. همان اندازه دگم و شعاری. در فردای بعد از جمهوری اسلامی اگر گرفتار بیدولتی یا دولت ضعیف شویم، به جای آزادی، هرج و مرج حاکم می شود، اگر تجزیه طلبان مسلح قومی بر مناطقی از کردستان و خوزستان و ترکمن صحرا و آذربایجان مسلط شوند، بعد از چند سال جنگ داخلی و ترور و غارت (اگر ایرانی بماند) به طور طبیعی دوباره یک دیکتاتور ظهور خواهد کرد.
📎 @NejatBahrami | 362 |
| 4 | 🖌 فریادهای این زن را شنیدید! صدای ما بود، نفرت انباشته شده ما بود که از حنجره به تنگ آمده او فریاد زده میشد. ما از شما متنفریم. ما با بند بند وجودمان از شما آخوندها متنفریم. از هر آنچه رنگ و نشانهای از شما دارد متنفریم. دیر نیست آن روزی که این نفرت را از دهان جمعیتهای بزرگ بشنوید.
@BamdadEtemaad | 762 |
| 5 | 🖌 مهسا امینی بخاطر حجاب کشته شد. قتل او بر روی دو سوژه اساسی در جامعه ما رخ داد؛ مساله زنان و مساله اقوام. این جنایت بخش بزرگی از جامعه ایران را به فضای براندازی پرتاب کرد بیآنکه هیچ اطلاعی از نیروهای موجود در این فضا داشته باشند، بیآنکه تفاوتها و گذشته این نیروها را بشناسند.
وقتی شما گذشته این گروهها را ندانید، تفاوتهای بنیادینی که دارند را نشناسید، آنوقت کل مساله برایتان به یک راهحل ساده و البته بظاهر بسیار بدیهی فرو کاسته میشود. اینکه چرا این گروههای مخالف جمهوریاسلامی اختلافاتشان را کنار نمیگذارند و مثل مردم عادی با یکدیگر متحد نمیشوند.
در چنین فضایی، رسانهها بجای اینکه تصویر واضحی از گذشته، ارزشها و اهداف این گروهها به این بخش تازه برانداز شده جامعه نشان دهند، تلاش کردند یک طرف ماجرا را حذف کنند، و در عوض گذشته و آرزوهای سوی دیگر را جوری به تصویر بکشند که در تضادی جدی با ذائقه جامعه ایران قرار نداشته باشد.
آنها از احزابی که مشخصا آرزوهای تجزیهطلبانه داشتند گروههای سیاسی پیشرویی ساختند که مسالهشان اسیتفای حقوق مردم کُرد در دل جغرافیای ایران است. و البته این تصویر برای برخی که گذشته این گروهها را نمیدانستند قابل باور بود، چون آنها این گروههای افراطی را از نزدیک ندیده بودند.
برای آنها دشوار بود که تصور کنند این چهرههای سیاسی کُرد مثل دوستان و همسایگان کُردشان در داخل کشور نیستند. آنها اهداف و آرزوهای متفاوتی دارند. همان شکافی که میان باقی مردم ایران با مثلا مجاهدین وجود دارد، میان عموم کُردهای ساکن ایران و احزاب کُرد در خارج کشور هم وجود دارد.
کاری که این رسانهها انجام دادند به نظر من خائنانه بود. نه به این خاطر که مساله تمامیت ارضی ایران در میان بود. نه! به این خاطر که مردم حق داشتند گذشته این گروهها را بدانند. بدانند چه فرقی مثلا بین حدکا با پژاک وجود دارد، چه آرزوهای متفاوتی این گروهها را از هم جدا کرده است.
کار رسانه پرسیدن سوالات درست است،در حالی که رسانهای نظیر ایران اینترنشنال عملا به ابزاری بدل شد برای خفه کردن این سوالات. کارشناسان دائمی این شبکه پرسیدن این سوال که این احزاب قدرتمند اصلا به تمامیت ارضی ایران اعتقاد دارند یا نه را به عنوان توهین به مردم کُرد توصیف میکردند.
واین جای دشواری بود. کسی نمیخواهد مردم کردستان را ناراحت کند. مخصوصا اینکه همه میدانیم که در کردستان ظلم مضاعف وجود دارد. فقر بیداد میکند. تبعیض بر ضد سنیها امری واضح است. اما اینکه شما احزاب قدرتمندی که اسلحه دارند را پشت مردم کردستان پنهان کنید کاری به غایت بیشرفانه بود.
فشار اصلی در آن فضا اتفاقا به شکل هدفمندی به سمت شاهزاده رضا پهلوی هدایت شد. آدمی که ۴۵ سال از زندگیاش را گذاشته است تا شلعه یک ایران بدون جمهوریاسلامی را زنده نگه دارد، به عنوان فردی معرفی شد که به خاطر تاج و تخت خویش، به سد راه اتحاد مخالفان جمهوریاسلامی بدل شده است.
فضا وقتی واضحتر شد که فایلهای صوتی عبدالله مهتدی شنیده شد، وقتی واضحتر شد که خبر رسید در یک درگیری داخلی در کومله، آدمها دست به اسلحه بردند و دو نفر کشته شدند. آنجا بود که مشخص شد این گروهها چندان هم دموکراتیک و صلحطلب نیستند. و خوب اینگونه برملا شدن واقعیت هم تبعاتی دارد.
نگرانی اصلی، نه این اشخاص و احزاب، که تبعاتیست اینگونه برملا شدن واقعیت دارد. تاثیریست که در ذهنیت بخشهای مختلف جامعه میگذارد. باید مراقب بود که پیوندهای ما آسیب نبیند. ایرانیِ کُرد به دیگری بدل نشود. یادمان نرود دشمنان ما اتفاقا بدنبال همین دیگری شدن ایرانی کُرد هستند.
در این روزها که رسانهای نظیر ایران اینترنشنال عملا به ارگان حزبی یک فرقه سیاسی خاص بدل شده است، باید بیشتر و بیشتر بر همبستگی اجتماعی تاکید کرد. باید بیشتر و بیشتر بر این واقعیت تاکید کرد که ایران بنا بر ماهیتش سرزمین اقوام و مذاهب گوناگون است. ماهیتی که دشمنان فراوانی دارد.
@BamdadEtemaad | 691 |
| 6 | 🖌 این آمار بیهیچ تردیدی دروغ است. همیشه دروغ بوده، این بار هم دروغ است. ما در فضایی زندگی میکنیم که جمعیتی اندک، زندانبانان ۸۵ میلیون ایرانیاند. زندانبانان کمشمار مردمی خشمگین، عصبانی، آمادهٔ انقلاب! در چنین فضایی، این زندانباناناند که در وحشتاند. آنها اعداد درست را دیدهاند!
@BamdadEtemaad | 640 |
| 7 | 🖌 این آمار بیهیچ تردیدی دروغ است. همیشه دروغ بوده، این بار هم دروغ است. ما در فضایی زندگی میکنیم که جمعیتی اندک، زندانبانان ۸۵ میلیون ایرانیاند. زندانبانان کمشمار مردمی خشمگین، عصبانی، آمادهٔ انقلاب! در چنین فضایی، این زندانباناناند که در وحشتاند. آنها اعداد درست را دیدهاند!
@BamdadEtemaad | 1 |
| 8 | 🖌 به عقل و قضاوت این مردم اعتماد کنید. صحنه آنقدر واضح است که نیازی به توضیح ندارد. هیچ انسان عادی در این انتخابات شرکت نخواهد کرد.
#سیرک_انتخابات
@BamdadEtemaad | 645 |
| 9 | 🖌 آنچه آدمها را غالبا متحول میکند تجربهٔ زیسته است. کتاب نهایتا به آن درکی که در پس آن تجربه بوجود آمده قدرت بیان میدهد، استدلال میبخشد. صرف کتابخواندن اگر میتوانست کسی را متحول کند خامنهای را متحول میکرد، بیش از بسیاری از شما کتاب خوانده است، بیش از تمامی شما آدم کشته است.
@BamdadEtemaad | 767 |
| 10 | 🖌 صدای شاه در آن سالها یک صدای ضدمذهبی شنیده میشود. بسیاری از او انتقاد میکنند که چرا به اعتقادات مردم احترام نمیگذارد. در ایران دهه۵۰ روشنفکرانی چون کسروی، نویسندگانی چون هدایت، رهبرانی چون تقیزاده وجود نداشتند که به شاه این امکان را بدهند که بیش از پیش از مذهب فاصله گیرد.
در این فضا، روشنفکرانی هم دست به تقدیس خشونت، جنون و ویرانگری زدند. اینگونه نبود که این جنون تنها در قالب هنر باقی بماند. امروز ممکن است بسیاری بخندند به آنهاکه به سیاهکل رفتند تا از آنجا ایران را فتح کنند. اما این کاری بود که رفقای آنها واقعا در کوبا انجام دادند و موفق شدند.
چپها واقعا نیروی ترسناکی بودند. نگاهی به سرنوشت کوبا یا کامبوج بما نشان میدهد که ترس شاه از چپها معقول و منطقی بود. مخصوصا اینکه او پادشاه مملکتی بود که در یکی از کشورهای همسایهاش چپگراها فیصل دوم را تکه تکه کرده بودند و در آن یکی کشور همسایه داوودخان و اعضای خانوادهاش را.
فضای فکری آن عصر را نه روایات امروزی دشمنان شاه که متون و بیانیهها و نوارهای بجا مانده از آن دهه میتواند به ما نشان دهد. روایت امروزی دشمنان شاه سراسر دروغ و غیرواقعیست. چون جهان ذهنی اینها تغییر کرده است. چون نظام ارزشی این جامعه در این نیم قرن تغییرات بنیادینی داشته است.
کسر بسیار محدودی از آنهاییکه در آن دهه شیفته «امت و امامت» شریعتی بودند، امروز میتوانند آن کتاب را بخوانند و از خشم بخود نپیچند. شریعتی صراحتا در آن کتاب، دو نوع حکومت را در مقابل یکدیگر قرار میدهد؛ حکومتی که بدنبال رفاه مردم است و حکومتی که مردم را رنج میدهد تا هدایت کند.
آنچه از محبوبیت «امت و امامت» میشود فهمید این است که در ارزشهای آن نسل، میل بیمارگونهای به رنج بردن و فدا شدن در جهت امر والا وجود دارد. گیرم آن امر والا در نگاه امروزی ما نه تنها والا نیست، که خود شر است. چنین نسلی نمیتوانست شاهی را درک کند که با آمار و ارقام صحبت میکرد.
شاه وارث انقلاب مشروطه بود. او از دل ارزشهایی که روشنفکران مشروطه پرورانده بودند به ایران نگاه میکرد و معتقد بود ایران باید ساخته شود تا مردم زندگی بهتری داشته باشند. منتهی او رهبر ایرانی بود که روشنفکران و تحصیلکردگانش زندگی بهتر را نمیخواستند، بدنبال زندگی «والاتر» بودند.
اینجاست که تضاد بنیادین انقلابمشروطه و انقلاباسلامی واضح میشود. مسئله انقلاباسلامی ساختن ایران نبود. مسئله این بود که چگونه میشود این مملکت را انقلابی کرد. شاه برای مردمش لذت بردن از زندگی این جهانی را آرزو میکرد، دشمناناش اما دائما جنگیدن را برای این مردم میپسندیدند.
نیمه دوم سال۱۳۵۷ جایی بود که آنچه شریعتی کاشته بود بالاخره ثمر داد. چپها و اسلامگرایان با هم متحد شدند. طبقات تحصیلکرده و روشنفکران جامعه از این اتحاد حمایت کردند. و در سکوت اکثریتی خاموش، اقلیتی مصمم توانستند نظامی را شکست دهند که شمشیرهایش را انداخته بود تا دموکراتیک شود.
در مواجه با آن انقلاب دو رویکرد متفاوت میشود اتخاذ کرد. یکی آنچه در این ۴۳سال مدام تکرار شده است. اینکه چیزی از شاه بیابیم و به کمک آن تقصیر انقلاب را به گردن شاه بیاندازیم. اتفاقا روشنفکران مقصر در آن انقلاب شیفته این مسیرند. چون بار سنگین مسئولیت را از دوش آنها برمیدارد.
مشکل این مسیر آنجاست که در این سالها و به مدد دسترسی ما به اسناد، هر روز دارد بیشتر معلوم میشود که آنچه دشمنان شاه درباره او گفتند چقدر دروغ بوده است. انتهای این مسیر جاییست که تنها یک انتقاد از شاه باقی میماند. چرا وقتی دید ایران با چنین خطراتی مواجه است دست به کشتار نزد؟
اما مسیر دیگری هم برای خوانش انقلاب وجود دارد. اینکه از روشنفکران بپرسیم که شما چرا مسئولیت خویش را نپذیرفتید؟ چرا صدای خیرخواهانه شاه را نشنیدید و با زندگی این مردم بازی کردید؟ اینگونه مجبور نیستیم شاه را بخاطر اینکه معتقد بود سلطنت نمیتواند بر خون ملت بقا یابد مقصر بدانیم.
درباره انقلاباسلامی این نکته مهم است که این بار دیگر حمله اقوام خارجی نبود که به یک عصر ثبات و پیشرفت در تاریخ ایران خاتمه داد. این بار نیرویی از درون ما بود که چنین بلایی را بر سر ما آورد. ما از خودمان شکست خوردیم. بهتر است این شکست را بپذیریم، از آن بیاموزیم و بکار ببندیم.
بخش پایانی
@BamdadEtemaad | 1 666 |
| 11 | 🖌 شاه از ابتدای سال۵۶ بصورت عمومی هم در این باره صحبت میکند. در هر سخنرانی درباره اینکه قرار است کشور به سمت یک دموکراسی اروپایی و اعطای آزادیهای سیاسی پیش برود حرف میزند. با آغاز سال ۵۷ این صحبتها واضحتر و صریحتر میشود. پیام نوروزی شاه در سال ۵۷ بر همین مطلب متمرکز است.
یکی از مهمترین نطقهای شاه، سخنرانی او در ۱۴مرداد۱۳۵۷ است. انقلاب هنوز آغاز نشده است. او در این سخنرانی نخست تصویری از دستاوردهای نظام پهلوی ارائه میدهد و در ادامه درباره آینده صحبت میکند، درباره انتخابات سال۱۳۵۸، درباره اینکه ایران باید به سمت یک دموکراسی واقعی گام بردارد.
شاه در این نطق که به مناسبت سالگرد مشروطیت ایران ایراد شده نخست اوضاع ایران پس از مشروطه را تشریح میکند. در نگاه شاه، مشروطه نتوانست مشکلات ایران را حل کند. ضعف دولت مشروطه باعث شد که ایران عملا بین دو دولت روس و انگلیس تقسیم شود و در آستانه اسفند۱۲۹۹ تا مرز فروپاشی پیش رود.
شاه برای توصیف اوضاع کشور در سال۱۳۰۰ آمار و ارقام ارائه میدهد. سپس اوضاع ایران در سال۱۳۰۰ را با وضع کشور در آستانه انقلاب سفید و آخرین آمار در سال۱۳۵۷ مقایسه میکند تا نشان دهد که ایران چقدر پیشرفت کرده است، و در ۱۵سال آخر سلطنت او این تغییرات گسترده چه میزان شتاب گرفتهاند.
در نهایت درباره مسیری که از ۱۳۵۵ آغاز کرده صحبت میکند. او میگوید: «مملکتی که زارعش آزاد است، کارگرش صاحب سهم است، تعداد باسوادش به این حد رسیده، مملکتی که یک طبقه متوسط مرفه پیدا کرده، در چنین مملکتی ما باید وسائلی فراهم کنیم که مردم در سرنوشت خودشان شرکت بیشتری بکنند.»
او تصریح میکند که انتخابات مجلس شورا و سنا که قرار است در سال۵۸ برگزارشود کاملا آزاد خواهدبود. تاکید میکند که «آنهایی که میل دارند مملکت به سوی تمدن بزرگ حرکت کند میدانند چه شکلی رای دهند. اگر عدهای هم باشند که به این موضوع علاقهای ندارند باز هم رای آنها خوانده خواهدشد.»
«در آزادیهای سیاسی به اندازه ممالک اروپایی آزادی خواهیم داشت و مثل آنها حدود آزادی هم تعیین خواهد شد. آزادی قلم نیز مطابق قانون مطبوعات خواهدبود که آن هم ممکن است از هرجا اقتباس شود. این فصلی که شروع کردهایم که حداکثر آزادی در حدود قانون است، امیدوارم که به نتایج خوبی برسد.»
تنها دو هفته بعد از این نطق سینما رکس آبادان به آتش کشیده شد و امواج انقلابی آغاز گشت که نگذاشت برنامههای شاه برای دموکراتیک کردن ایران به نتیجه برسد. شاه بدنبال برقراری دموکراسی بود. نه تنها آرمانهای حکومتش با این مسیر هماهنگ بود بلکه به برقراری دموکراسی در ایران نیاز داشت.
در آنسو اما روشنفکران و تحصیلکردگانی نبودند که حاضر باشند بخشی از قدرت را در دست گیرند و از نابودکردن نظام پهلوی صرفنظر کنند. نیروهایی که از هر موفقیت شاه برآشفته میشدند، طبیعتا حاضر نبودند شریک مسیری شوند که ایران را دموکراتیک میکرد و پادشاهی مشروطه پهلوی را بقا میبخشید.
هر چقدر بیشتر درباره شاه میخوانید بیشتر به این نتیجه میرسید که او بر روی چه مرز باریکی راه میرفت و این مرز باریک چقدر شکننده بود. او یک ایران اشغالی را در شهریور۱۳۲۰ تحویل گرفت و به قدرتمندترین کشور منطقه بدل کرد. اما بدون کمک مردم نمیتوانست این کشور را دموکراتیک هم بکند.
اما چرا مردم سخنان خیرخواهانه شاه را نشنیدند؟ این چه جنونی بود که بدان گرفتار شدند؟ در سطح جامعه مسئله همان چیزی بود که کم و بیش در همه جای جهان در حال رخ دادن بود. دهه۴۰ و ۵۰ خورشیدی عصر گسترش چپ در سراسر جهان است. در ایران هم جامعه روشنفکری در تسخیر اندیشههای چپ قرار داشت.
در چنین فضایی، چهرههایی نظیر شریعتی هم برای جوانان مذهبی یک چپ بومی ساختند. آنها قرائت چپگرایانهای از شیعه را بخورد جامعه دادند. این چیزی نبود که شاه آنرا نبیند. اما آنچه دست شاه را میبست این بود که روشنفکران هم در آغوش روحانیت بودند و به چنین درکی از چپ حقانیت میبخشیدند.
شاه، شاه ایران بود. شاه مملکتی بود با اکثریت شیعه. شاه مجبور بود در مرکز فضای سیاسی قرار گیرد. در فضایی که همه نیروهای سیاسی در آغوش روحانیت هستند، شاه چگونه میتوانست بیش از آنچه انجام داد با مذهب زاویه بگیرد؟! شاه در فضای آن دهه به اندازه کافی غیرخودی و بیگانه دیده میشد.
بخش ۲ از ۳
@BamdadEtemaad | 1 343 |
| 12 | 🖌 انقلاب آنجایی پیروز شد که قدرت مخالفان بر قدرت نظام پهلوی چربید. چنین معادلهای دو سو دارد. از یک سو باید به این سوال پاسخ داد که چه شد که حکومت توان لازم برای حفظ قدرت را از دست داد؟ و از سوی دیگر چه تحولاتی قدرت مخالفان را آنچنان افزایش داد که بتوانند نظم مستقر را ساقط کنند؟
در سطح نظام پهلوی، مشکل ریشه در بیماری شاه و سن کم ولیعهد داشت. برای واضحتر شدن مسئله باید برگردیم به دهه۴۰. شاه معتقد بود کشورهایی نظیر ایران برای اینکه به دام کمونیسم نیفتند باید دست به اصلاحات گسترده بزنند. یادمان نرود در آن زمان تصور میشد که کمونیسم جریان پیروز تاریخ است.
انقلاب سفید همان اصلاحاتی بود که قرار بود از غلطیدن ایران به دام کمونیسم جلوگیری کند. شاه امیدواربود که طبقه متوسط، تحصیلکردگان و زنان که از این اصلاحات منتفع میشدند به صف حامیان او بپیوندند. او باور داشت که در یک ایران پیشرفته، سلطنت باید بر روی حمایت این طبقات استوار باشد.
اما این اتفاق نیفتاد. شاملو شعری دارد بنام «با چشمها». در این شعر، شاعر در نیمه شب با خورشیدی در آسمان روبرو میشود. مردم که خورشید را دیدهاند صبح را باور میکنند. شاعر اما تلاش میکند به اتکای ساعت خود مردم را متقاعدکند که شب تمام نشده و خورشید واقعی در آنسوی کره زمین است.
در نگاه روشنفکران آن دوره، انقلاب سفید آن خورشید دروغینِ شاملو بود. خورشید واقعی در یک انقلاب کمونیستی خونین ظهور میکرد، و نه در یک اصلاحات مسالمتآمیز سفید. این نگاه روشنفکران در طبقه متوسط تحصیلکرده هم سرریز شد، و حامیان انقلاب سفید در میان تحصیلکردگان را به حاشیه راند.
شاه متوجه فاصله میان نظام پهلوی و طبقه متوسط بود. شکاف را میدید. تلاش میکرد آن را کاهش دهد. اساسا رفتن عَلم از نخستوزیری و آمدن منصور، و در ادامه دولت ۱۳ساله هویدا تلاشی بود برای جذب طبقه متوسط تحصیلکرده ایران. حزب ایران نوین قراربود این طبقه نوظهور را جذب نظام پهلوی کند.
شاه بعد از ترورش در دهه۴۰ نگران وضعیت کشور در فردای مرگاش بود. ولیعهد ۵ ساله بود. شاه بخاطر داشت که وقتی خودش در ۲۲سالگی به سلطنت رسید با چه مشکلاتی روبرو شد. امید شاه این بود که عَلم، تنها چهره مورد اعتمادش، چند سالی بیشتر از او زندگی کند تا فرآیند انتقال قدرت را تسهیل بخشد.
شاه در ابتدای دهه۵۰ میفهمد که هم خودش و هم علم هر دو بیمارند. این نگرانی شاه درباره آینده ایران و مسئله انتقال قدرت را تشدید میکند. در این دوره شاه گزینههای مختلفی را بررسی میکند. اما درنهایت به تصمیمی میرسد که امروز میشود گفت ضررش بیشتر از سودش بود: تاسیس حزب رستاخیز.
رستاخیز برعکس آن چیزی که دشمنان شاه گفتند تلاشی برای بستن فضای سیاسی نبود. در ۱۳۵۳ فضای سیاسی عملا بسته بود. اتفاقا تلاشی بود برای بازکردن فضا اما به صورت کنترل شده. حرف شاه در رستاخیز این بود که هرکس که نظام پادشاهی، قانون اساسی و انقلاب سفید را قبول دارد بیاید وارد قدرت شود.
شاه در آن سخنرانی از سه گروه صحبت میکند؛ کسانی که آن سه اصل اساسی را قبول دارند، از آنها میخواهد که وارد حکومت شوند. گروهی که گرچه این اصول را قبول ندارند اما کاری هم نمیکنند، شاه حفظ حقوق آنها را مسئولیت حکومت میداند. و در نهایت گروهی که بصورت مشخص در پی ویرانی ایرانند.
لحن شاه در مورد آن گروه سوم تند است. شاه آن گروه سوم را که در واقع چپها هستند بیوطن میخواند. همین لحن ملعبهای شد در دست دشمنان شاه تا بخش مهمی از جامعه را متقاعد کنند که حزب رستاخیز به هدف بستن فضای سیاسی تاسیس شده است و نه بازکردن آن. دروغی که تا امروز هم ادامه یافته است.
شاه در میانه دهه۵۰ میفهمد که بیماریی که بدان مبتلاست سرطان است. ولیعهد ۱۶سال دارد.شاه متوجه شکاف اجتماعی هست. میداند که رستاخیز هم به نتیجه نرسیده. در اینجا شاه چارهای ندارد جز اینکه دست به قمار بزند. او تصمیم میگیرد که این نیرو در زمان خود او آزاد شود و نه در فردای مرگش.
شاه تصمیم میگیرد فضای سیاسی را باز کند. او به فرماندهان ارتش میگوید که برای اینکه رخدادهای بعد از شهریور۲۰ تکرار نشود کشور باید به سمت دموکراسی حرکت کند. این بازشدن فضای سیاسی آسان نخواهدبود. با مشکلاتی مواجه خواهدشد. اما این بهاییست که باید برای رسیدن به آزادی پرداخت شود.
بخش ۱ از ۳
@BamdadEtemaad | 1 226 |
| 13 | 🖌 هیچکس نمیتواند مردمی را نجات دهد که به سمت تباهی و نیستی بال میگشایند. نیمه دوم سال ۱۳۵۷ اثبات عینی این واقعیت بود. اما این جمله دوگانی هم دارد؛ هیچکس هم نمیتواند مانع مردمی شود که مصمم شدهاند در برابر تباهی بایستند و آیندهای بهتر بسازند. این دومی میتواند شرح حال ما باشد.
@BamdadEtemaad | 507 |
| 14 | 🖌 آن شوت جهانبخش را که خورد به تیر دروازه بگذارید به حساب مهران سماک، بگذارید به حساب سحر خدایاری، بگذارید به حساب تمام مردمی که یکسال قبل در خیابانهای ایران جان میدادند و شما سرمستانه به آنها پوزخند میزدید.
@BamdadEtemaad | 967 |
| 15 | 🖌 ابلهها! این لباس زیبا، این حمایل خوشرنگ دارد عظمتش را به کل این میدان تحمیل میکند. هر کسی این بیلبورد را ببیند زیبایی و خوشرنگی لباس شاه را میگذارد کنار عبا و عمامه کریه و چرکین شما، میگذارد کنار بیرنگی و زهوار در رفتگی این میدان، و بیشتر به شما و آن انقلابتان دشنام میدهد.
@BamdadEtemaad | 749 |
| 16 | 🖌 مردمی که قادر نباشند عمقِ خیرخواهی شاه را ببینند، طبیعتا اسیر شارلاتانهایی چون خمینی میشوند. طبیعتا جلادانی چون خلخالی و لاجوردی از راه میرسند تا فرزندانشان را به دار بیاویزد. چنین مردمی را هم هیچ کسی نمیتواند نجات دهد.
@BamdadEtemaad | 1 084 |
| 17 | 🖌 منوتو برای بیش از یک دهه مهمترین رسانه در فضای سیاسی اجتماعی ایران بود. جامعه ایران بنا بر تجربه زیستهاش میان نظام پهلوی و جمهوریاسلامی شکافی بنیادین میدید. منوتو به این درک، تصویری واضح داد. اما تاثیر منوتو محدود به این حوزه نبود. منوتو تاثیری عمیق بر ذائقه جامعه ما گذاشت.
در جامعهای مثل ایران، که فضای خصوصی و فضای عمومی دو جهان متفاوتند، براحتی امکانپذیر است که بحثی در گوشهای شکل بگیرد، اما بخشهای دیگری از جامعه بهکل از آن بیخبر باشند. منوتو این امکان را ایجاد کرد که این بحثها به سایر بخشهای جامعه هم برود، و در آنجا هم به موضع بحث بدل گردد.
به همین مساله همجنسگرایان نگاه کنید. ۲۰سال پیش تنها در میان جمعهای محدودی در ایران، ایده پذیرش گرایشات جنسی متفاوت وجود داشت. منوتو این بحث را به سایر بخشهای اجتماع برد و در آنجا هم به موضوع بحث بدل کرد. این کار را هم به شکلی انجام داد که سایر فعالان این حوزه انجام نمیدادند.
منوتو نصیحت نمیکرد، درس نمیداد، با زبان مردم عادی حرفی میزد. مجریان این شبکه تلاش نمیکردند از لابلای این بحثها ثابت کنند که آنها هستند که تنها میفهمند و باقی جامعه نفهم و عقبماندهاند. لاجرم روایت منوتو شکل همراهی و همدردی ایجاد کرد. کاری که سایرین قادر به انجامش نبودند.
این کیفیت هم بیش از هر چیز دیگری باز میگشت به پیشینه اجتماعی دستاندرکاران این شبکه. اینها متعلق به آن طبقه متوسط فرهنگی نبودند که در همه رسانهها مشغول بکارند. مثل آنها با تحقیر سایر بخشهای جامعه جایگاه خویش را نمیساختند. در تضاد با جامعه ایران هویت خویش را شکل نمیدادند.
به همین خاطر هم تاثیر منوتو عمیق شد. به جاهایی رفت که به این زودیها تصور نمیشد مثلا درباره همجنسگرایی نرمش نشان دهند. این قدرت رسانه بود. منوتو نشان داد که بسیاری از مشکلات موجود در جامعه را اگر رسانه درستی شکل بگیرد و اگر زبان درستی داشته باشد میشود در فاصله یک نسل مهار کرد.
بسته شدن منوتو اتفاق بدیست. نه به این خاطر که رویکرد کلی این شبکه نزدیک به پادشاهیخواهان بود. نه! اتفاق بدیست چون این خط ارتباطی از دست میرود. چون بخش بزرگی از جامعه بیرسانه میشوند. و این در زمانی اتفاق میافتد که ما در میانه این مسیریم و کارهای زیادی هنوز باقیماندهاند.
@BamdadEtemaad | 804 |
| 18 | 🖌 جان این ۴ نفر در خطر است. جمهوریاسلامی میخواهد آنها را بکشد. اهمیتی ندارد که گذشته اینها چه بوده است. آنچه همه ما باید بیاموزیم این است که از آدمها مستقل از گذشته و باورهای سیاسیشان در برابر چنین ماشین کشتاری دفاع کنیم.
#محسن_مظلوم
#محمد_فرامرزی
#پژمان_فاتحی
#وفا_آذربار
@BamdadEtemaad | 539 |
| 19 | 🖌 مجیدتوکلی ذهنی باز و شجاعتی مثالزدنی دارد. او در این سالها، در قامت یک مصلح اجتماعی با جامعه ایران صحبت کرد. شانههایش هم آنقدر قوی بود که چنین بار سنگینی را به دوش بکشد. در این روزهای که آنچه او میگفت به درکی عمومی بدل گردیده است، بیش از هر زمان دیگری جای خالی او احساس میشود.
@BamdadEtemaad | 716 |
| 20 | 🖌 این احترام عمومی به مجید توکلی را میبینید؟ از خودتان بپرسید که چرا این احترام نصیب شما نمیشود؟ در این ۱۶ماه چه کردید؟ چرا مردم از شما رویگردان شدند؟ چرا با همان خشمی که زمانی با اصلاحطلبان روبرو میشدند به سراغ شما میآیند؟ خودتان را فریب ندهید! همه که نمیتوانند سایبری باشند.
@BamdadEtemaad | 614 |
