fa
Feedback
کوچه‌ی بی‌نام

کوچه‌ی بی‌نام

رفتن به کانال در Telegram

نگار؛ همین!

نمایش بیشتر
592
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+27 روز
-130 روز
آرشیو پست ها
به خاطر میخی نعلی افتاد به خاطر نعلی اسبی افتاد به خاطر اسبی سواری افتاد به خاطر سواری جنگی شکست خورد به خاطر شکستی مملکتی نابود شد و همه این ها به خاطر کسی بود که میخ را خوب نکوبیده بود.

هر لحظه که تسلیمم در کارگه تقدیر آرام تر از آهو بی باک تر از شیرم هر لحظه که می کوشم در کار کنم تدبیر رنج از پی رنج آید زنجیر پی زنجیر -مولانا

″میدویی به خاطر هیچی، آخر هم میمیری یک خاطره میشی″

این وضع جامعه باعث شده که به رفتارهایی که وظیفه ی هر انسانیه که رعایتش کنه و داخل یه آدم ببینی اون میشه یک آدم خوب! مثلا میرن دیت میگن پسره بهم دست نزد اولین دیت پسر خوبیه! نه عزیزم این کوچیکترین رفتار نرمالیه که هر آدمی باید داشته که به بدن دیگران از طریق لمس یا نگاه تعرض نکنن، و اگر اینکارو نکرد لزوما فرشته نیست! فقط داره اصول انسانی و رعایت میکنه. میخوام بگم انقدر شاخصه های رفتاری نزول کرده که هرکی هم نرمال رفتار کنه جدا از ابعاد دیگه ی شخصیتش میشه یه آدم پرفکت! انگار که بگیم طرف دزدی نمیکنه ها!! خیلی آدم خوبیه! طرف تجاوز و تعرض نمیکنه! پس آدم خوبیه! نهه وظیفشه!! معیارای اخلاقی و رفتاریتون و بابت چیزی که باااید رعایت بشه و لطف نیست و وظیفه است پایین نیارین! یا میگن عجب مرد خوبیه بچه اش بدنیا اومده برای اینکه زنش استراحت کنه بچه رو میخوابونه! رفتارهایی که باید باشن و نیستن و شده خوب و یک فرد آرمانی! و رفتارهایی که نیستن میشه اینکه خب بیشتریا هم همینن چیز خاصی نیست! یعنی یاد گرفتیم به کمترین اصول اخلاقی خو بگیریم و با نرمالترین هاش آدمارو آرمانی سازی کنیم.

باز هم توی این خراب شده حق زندگی از یک خانواده گرفته شد🖤. کاش منقرض بشیم و تموم بشه این کابوس‌.

هان مَشو نومید چون واقِف نِه‌ای از سِرِّ غیب باشد اندر پرده بازی‌هایِ پنهان غم مخور.
-حافظ شیرازی

Repost from N/a
اى دورى ات آزمون تلخ زنده بگورى .

Repost from ⟨اورکا⟩
Be who you need.

ببخشید ولی من فرض رو بر این می‌گیرم که تو زبون داری بنابراین حرف‌هایی که با چشم‌هات بزنی رو نمی‌فهمم.

تد لاسو: می‌دونی روپرت، آدم‌ها من رو توی تمام زندگیم دست کم می‌گرفتن. بدون اینکه دلیلش رو بدونم. قبلاً خیلی آزارم می‌داد ولی یه روز داشتم پسرم رو می‌رسوندم مدرسه که روی دیوار نوشته بودن «کنجکاو باش نه قضاوتگر». از حرفش خوشم اومد، سوار ماشینم شدم و رفتم سر کارم و یک دفعه به ذهنم خطور کرد همه آدم‌هایی که من رو تحقیر می‌کردند حتی یه نفرشون هم کنجکاو نبود. می‌دونی، فکر می‌کردن دانای کل هستند، پس همه چیز و همه کس رو قضاوت می‌کردن. فهمیدم دست کم گرفتنِ من، ربطی به شخصیت من نداره.

انسان عقیده‌اش را فریاد نمی‌زند، آن را زندگی می‌کند.

با سپاس از مریم حیدری عزیز که صفحه‌ی اول کتاب بده و بستان یادی از عزیزان پرواز ۷۵۲ کردن.

Repost from دو در یک
اگه در جواب «خوبی؟!» می‌گیم خوبیم؛ صرفا چون می‌دونیم کاری از دست‌تون برنمی‌آد، اینو می‌گیم. وگرنه پیش اونی که زورش می‌رسه، گریه هم می‌کنیم. : Her majesty

من دو هفته‌ی قبل بدون اینکه بدونم، دست خودم رو توی این هفته گرفتم و امروز از ناراحتی کشیدمش بیرون. کتاب‌هایی که سفارش داده بودم امروز رسید به دستم.

گرچه می‌سوزم از این آتش به جان، لیک بر این سوختن دل بسته ام. ـ سهراب سپهری

Repost from صادقانه
«مقصد من رفتن است.»

"جرم از تو نباشد گنه از بخت من است"

Repost from واگویه ›
‏حافظه‌ی قوی، انسان را غمگین می‌کند.
تک مصرع