fa
Feedback
گیلاسِ ناناس.

گیلاسِ ناناس.

رفتن به کانال در Telegram
373
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+47 روز
+530 روز
آرشیو پست ها
Repost from Journées de SAY
پاریسِ سلطه طلب و زیبایِ من! امروز برای چند ثانیه ای در ایستگاه مترو میخکوب شدم،سه دخترک با لباس های رنگارنگ که یکی ازآنهاموهای بلندِ مشکی رنگش را دوتایی بافته بود وکتابِ انقلابِ گوتیک هنر در دست داشت؛ اشناپنداری عجیبی ست مگرنه؟! یاچقدر شبیه توسخن میگفت دخترکِ کتابفروشِ خیابانِ لیم که باعث شد چند دقیقه ای بیهوده اورا به حرف بگیرم تاصدایش رابشنوم ودلم تنگترشودبرایت؛ پاریسِ قلبم،از زمانی که رفته ای انارهای درختِ کوچکِ حیاط دارند بیقراری میکنند و میوری دلتنگِ توست؛ کاش بودی وباقلمِ بلوط برایمان مینوشتی« دائما یکسان نباشد حالِ دوران،غم مخور»ومن دراغوش میکشیدمت ودستانم بین گیسوانت راه گم میکرد؛ راستی پیچکِ شادی راهنوز‌به دورِ کمرمیبندی؟! هنوز میرقصی؟!هنوزمیخندی؟! راستی همراه این نامه پوست پرتغال های سوخته ای درپاکت نهاده ام که بویش رادوست داری ومربای پرتغالی که لازم نیست بگویم چرا ان را درکابینت پنهان کرده ام وبرایت نمیفرستم،هردویمان ازاخرین بارخاطره ی خوشی نداریم؛ کتابت را درنزدیکترین نقطه به تختم گذاشته ام وقبل ازخواب همیشه میخوانمش،نوری شده درتاریکی این شب ها؛ برایم نقاشی بکش یاقلم بزن بازهم اگرنشد عطرت رابفرست،گاهی حتی دلتنگ عطرت هم میشوم. باعشقِ فراوان:خواهرِ کوچکت:ویک

photo content

غروب است، آسمان رو به خاموشی می‌رود و تنهایی شهر را در آغوش گرفته، اینجا اما من و گربه ای شعر می‌خوانیم.

1.63 MB

پاکت نامه را خالی بفرست، کلمات احساسات را محدود می‌کند.

کاش میشد گرمای نگاهت رو پس انداز کرد، برای تمامی زمستانم.

که در چشمانت دوباره متولد شدم.

این یکی رو خودم خیلی خیلی دوست دارم.
این یکی رو خودم خیلی خیلی دوست دارم.

و تلفن ساکت شد، قلبش هم همینطور

photo content
+1

یکی اینجا نرفته درس بخونه و رفته دنبال ایده های ذهنش

گفت:ﭼﻪ ﺟﻮﺭﯼ ﻋﻮﺍﻃﻒ ﻭ ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﺭﺍ ﻗﻮﺭﺕ ﺩﺍﺩﯼ؟ ﻫﺴﺘﻪ ﯼ ﺁﻟﺒﺎﻟﻮ ﮐﻪ ﻧﺒﻮﺩ.

07 Pretty When You Cry.mp39.03 MB

photo content
+1

باید عرض کنم که دیگه نمیرم سمت استایل های محبوبم، بلکه قاطیشون میکنم و میرم به سمت استایل های عجیب

در آسمان آبی خیال بدون بال پرواز کن
+1
در آسمان آبی خیال بدون بال پرواز کن

آبی امروز آسمون رو میبوسم

photo content

کاش الان روی انحنای ماه دور از زمین دراز کشیده بودم و به سکوت جهان گوش میدادم و فکر هایم را فکر میکردم

داشتن پیام ناشناس و بسته ی پستی از لذت های بهشتی اسپویل شده تو این دنیاست.