تقدسِ چایخانههایِ زمستانزده؛
رفتن به کانال در Telegram
406
مشترکین
-124 ساعت
-87 روز
-1630 روز
در حال بارگیری داده...
کانالهای مشابه
ابر برچسبها
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
سپتامبر '26
سپتامبر '260
در 0 کانالها
اوت '26
+10
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '26
+21
در 2 کانالها
Get PRO
ژوئن '26
+15
در 2 کانالها
Get PRO
مه '26
+16
در 2 کانالها
Get PRO
آوریل '26
+2
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '260
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '26
+18
در 1 کانالها
Get PRO
ژانویه '26
+6
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '25
+40
در 2 کانالها
Get PRO
نوامبر '25
+23
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '25
+72
در 22 کانالها
Get PRO
سپتامبر '25
+77
در 13 کانالها
Get PRO
اوت '25
+116
در 7 کانالها
Get PRO
ژوئیه '25
+59
در 9 کانالها
Get PRO
ژوئن '25
+115
در 7 کانالها
Get PRO
مه '250
در 1 کانالها
Get PRO
آوریل '250
در 1 کانالها
Get PRO
مارس '250
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '25
+11
در 2 کانالها
Get PRO
ژانویه '250
در 1 کانالها
Get PRO
دسامبر '24
+21
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '240
در 1 کانالها
Get PRO
اکتبر '24
+7
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '24
+218
در 2 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 11 سپتامبر | 0 | |||
| 10 سپتامبر | 0 | |||
| 09 سپتامبر | 0 | |||
| 08 سپتامبر | 0 | |||
| 07 سپتامبر | 0 | |||
| 06 سپتامبر | 0 | |||
| 05 سپتامبر | 0 | |||
| 04 سپتامبر | 0 | |||
| 03 سپتامبر | 0 | |||
| 02 سپتامبر | 0 | |||
| 01 سپتامبر | 0 |
پستهای کانال
| 2 | امروز اگه رنگ بودم، از چکه کردن و جاری شدن سیر نمیشدم. | 60 |
| 3 | [امروز بود.] | 3 |
| 4 | بدون متن... | 61 |
| 5 | «آخرین برگِ سفرنامهی باران، این است:
که زمین چرکین است.» | 61 |
| 6 | وای... امان از باد پاییزی و چای سیب روز جمعه! | 126 |
| 7 | بدون متن... | 224 |
| 8 | توی شاهنامه رسیدیم به زال و رودابه. هرچیزی که امروز گذشت جداً غیرقابل توصیفه... | 180 |
| 9 | دیگه از اینکه ریکشنها رند نباشن اذیت نمیشم، انگار همینجوری که هستن خوبن؛ با تمام ناهمگون بودن و فراز و نشیب داشتنشون، مثل آدمهان شاید | 36 |
| 10 | روزایی که بین رنگ و شعر غرق میشم، حضور آرومی داریم؛ هم من و هم زندگی. یه مدته خاک کتاب شعرهای گوشهی پنجره رو تکوندم. آفتاب روی دیوار افتاده، حس میکنم امروز اگه شبنم بودم، بخار میشدم. | 194 |
| 11 | بوی پاییز میاد و من هنوز رها کردن با این ایده رو دوست دارم. | 187 |
| 12 | بدون متن... | 170 |
| 13 | و «باور مکن که ابر...
باور مکن که باد...
باور مکن که خندهی خورشیدِِ بامداد...» | 149 |
| 14 | بدون متن... | 165 |
| 15 | «ز خشک سال چه ترسی!
که سد بسی بستند:
نه در برابرِ آب
که در برابرِ نور
و در برابرِ أواز
و در برابرِ شور...» | 172 |
| 16 | بدون متن... | 163 |
| 17 | «آب است و آب و آبیِ بیابر» | 132 |
| 18 | نمیدونم چطور بگم امروز کاملاً اینشکلی بود که: «دنیا پر از رنج است با اینحال درختان گیلاس شکوفه میدهند» | 202 |
| 19 | امروز از لحظهای که همو دیدیم فقط حرف زدیم. رفتیم کافه نشستیم حرف زدیم، بعد راه رفتیم حرف زدیم و دم رفتن هم باز مدت طولانی توی مترو نشستیم و دلمون نمیومد بریم خونه و حرف زدیم:))) امروز از اون روزایی بود که فراموشش نمیکنم. | 158 |
| 20 | بدون متن... | 147 |
