fa
Feedback
تنهاوَش

تنهاوَش

رفتن به کانال در Telegram

-بعد از تو باز عاشقی و باز... آه نه! ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌ این داستان به نام تو اینجا تمام شد. ⁺◦🧾 نامه های سُهاوش @popcornshiney

نمایش بیشتر
727
مشترکین
-324 ساعت
-107 روز
-2230 روز
آرشیو پست ها
دیر می فهمم کسی دارد با من بدرفتاری می‌کند همیشه جا می‌خورم انگار شر به نظرم غیر واقعی‌ست.

-

کلام می‌شدم ای کاش در تکلم تو!.

کلام می‌شدم ای کاس در تکلم تو!.

تو آبدیده می‌شوی و می‌آموزی از جاده‌های ناشناس نهراسی و تنها بروی و بروی و بروی.

photo content

از این پس به شکل ناراحت کننده‌ای ناتوان از هیجان‌زده شدن خواهم بود. -خاطرات سوگواری رولان بارتو

.

رَکیذ: یعنی به خود از اندوه آهسته آهسته سخن گفتن.

رَکیذ: یعنی به خود از اندوه آهسته آهسته سخن گفتن.

هیچ چیز آنقدرها عجیب نیست که راست نباشد هیچ چیز آنقدرها عجیب نیست که پیش نیاید هیچ چیز آنقدرها عجیب نیست که دیر نپاید.

هست.

photo content

در من همیشه بی نهایت امید واهی هست.

سِر نشدم؛ تنها حسی که در من باقی مونده فقط غمه.

مشکل روحیه دادن به خودت در این است که در اعماق قلبت می‌دانی تمامش چرت و پرت است.

هنوز هم شب ها ترس برم می‌دارد. می‌دانم که قبلا اینگونه نبود به شب و هرچه در آن است روزگاری تعلق خاطر داشتم فارغ از اینکه چه جهنمی در آن پنهان است حس آشنای زخمی را می‌داد که سالهاست چرکین است و به دردش خو گرفته‌ام و الان روزهاست که شب با من غریبی می‌کند. و مدادی که سرمه می‌شود وقتی از چشمانت می‌نویسم؛ و نمی‌دانم و نمی توانم تمرکزم را روی قندی بگذارم که ساعت هاست انتهای لیوان حل نمی‌شود گویی منتظرست خودم را غرق در استکانی کنم که سرخ گون است تا جایش را با من عوض کند. چرا در چایی حل نمی‌شوم؟. رد انگشتم روی جوشی که با ناخن کندم زیر چانه‌ام ماند و به آینه نگاه کردم و دیدم هیچکدام را نمی خواهم. نمی خواهم چیزی ببینم، نمی خواهم بخوانم و نمی خواهم هیچ صدایی بشنوم. نمی خواهم مدام ببینم او چه می گوید و آن یکی چی جوابش را می دهد و هردو شبیه بخشی از ماجرا باشند که فقط از خودش دفاع می کند و کسی این میان برای پیدا کردن حقیقت قدم بر نمیدارد و زمین تا همیشه اشغال می ماند. کاش می توانستم محو شوم. شجاعت شعاریست که همه آن را روی زبان زیبا می‌خوانند و روی گوش به آن باور دارند. راست می گفت وقایع هرچه بزرگ تر باشند بی صدا ترند و من این سکوت کر کننده را نمی‌خواهم. این جای زخم چرکین و و آن جای جوش قرمز را هم نمی خواهم. اما می دانم چه می خواهم. می خواهم هیچ چیز نگویم مگر آنان که حرف نمی زنند و وانمود می کنند چیزی نشده چطور زندگی خود را ادامه می دهند؛ بار این عذاب وجدان چقدر می تواند سنگین باشد؟. آزادی بهایی دارد و من سالهاست حسابم را صاف کرده‌ام.

هی میام یه چیزی بگم هی میگم ولش کن چی بگم والا

پست برتر سالی که گذشت.

photo content