«آبنبات هل دار »
رفتن به کانال در Telegram
1 396
مشترکین
-624 ساعت
-147 روز
-4530 روز
آرشیو پست ها
1 396
صبح، آهسته میآید
با دستهایی پر از نور
بر برگِ خوابزدهی گلها مینشیند
و در نگاهِ پنجره، رؤیای روشن میکارد
بادِ ملایم، پردهها را بیدار میکند
و گنجشکها
ترانهی زندهبودن را با خوشحالی میخوانند
ای صبحِ لطیف
چه آرام، جهان را دوباره متولد میکنی...
شهرنوش پارسی پور
1 396
«دل آدم عین یک باغچهست؛ اگر با محبت غنچهها را آب بدهی، باز میشوند. اگر نفرت بورزی، غنچهها پلاسیده میشوند.»
سیمین دانشور
1 396
دلم یه چیزی میخواد که خودمم نمیدونم چیه...
یه آغوش شاید، یا فقط یکی که بفهمه، بدون اینکه چیزی بگم یکی که وقتی نگاهم خیرهست به سقف،
بتونه عمق اون سکوت رو بفهمه
مغزم خستهست
پُر از سؤالهای بیجواب، خاطراتی که هزاربار مرور شدن
و آدمهایی که هنوز یادشون،
مثل خنجر توی سینه آدم میمونه
هیچکس نمیفهمه شب با یه آدم دلگرفته چه میکنه
اون حس بیارزشی که یه لحظه از خودت میپرسی:
"واقعاً قراره بهتر بشه؟ یا فقط دارم وانمود میکنم که بهتر شده؟"
امشب هم مثل شبهای قبل
مینویسم، میریزم بیرون
شاید این واژهها بتونن اون حرفهایی بشن
که هیچکس هیچوقت نخواست بشنوه...
نامههای ونگوگ به برادرش تئو
1 396
خبر خوب برای بچه های کتاب دوست چنل😍
مثل هر سال قرار بر این است این جمع کتابخوانی بزرگتر کنیم و این دفعه دبیر مهربان و دوست داشتنی ادبیات فارسی دوران راهنمایی ام باشگاه کتابخونی خفن رو برگذار میکنن 🤍😎
1 396
Repost from N/a
باشگاه کتابخوانی روجا
شروع از ۱ مرداد
نخستین کتاب «تهران مخوف» اثر مشفق کاظمی
به امید دیدارتان
https://t.me/+Dqkogi41zCc5NDM0
1 396
زن ، بام نیست
تا برای هواخوری به سراغش بروی
آسمان است پرواز را بیاموز
سیگار نیست
که بکشی و تمامش کنی
اکسیژن است او را نفس بکش
روزنامه نیست که بخوانی و
روی نیمکتی جا بگذاری
کتاب است او را زندگی کن
او یک «زن» است اگر میتوانی «مرد» باش
سیمین بهبهانی
1 396
عمیقترین احساس تنهایی زمانی به انسان دست میدهد که هدف اصلی در زندگی، رسیدن به امنیت فردی باشد. بدون تردید بسیاری از ما در پشت چهرههای شاد و بذله گوییهایمان، غرق در وحشتیم. میترسیم مبادا شغل، پول یا زیبایی خود را از دست بدهیم. از پیر شدن میترسیم و از تنها ماندن و زندگی کردن و مردن و به این خاطر است که رفتارهایمان این چنین جنون آساست؛ و دوای دردمان چیست؟ محبت دیدن، دوست داشته شدن ...
اندرو متیوس
1 396
Repost from N/a
من قَبْلِكِ كان العالمُ نثراً ثم أتيتِ فكان الشِّعْرْ.
«پیش از تو جهان نثر بود؛ آمدی شعر شد.»
