«آبنبات هل دار »
رفتن به کانال در Telegram
1 396
مشترکین
-624 ساعت
-147 روز
-4530 روز
آرشیو پست ها
1 394
بزار یه چیزی رو بهت بگم،هیچوقت باور کسی رو ازش نگیر حتی تو بدترین و سخت ترین روزها.ما آدما از درون هم بی خبریم کسی چه میدونه چقدر باید بگذره تا یه باور دوباره زنده بشه یه سال سه سال شایدم هرگز . آدما با باورهاشون زندگی میکنن نفس میکشن میخندن گریه میکنن.هیچوقت هیچ کجا باور کسی رو ازش نگیر. . .
حاتمه_ابراهیم_زاده
1 394
Repost from «آبنبات هل دار »
بچگیهام، یک دوچرخهی صورتی کوچک داشتم که از وقتی یادم میآمد، داشتمش و زیاد به حضورش اهمیتی نمیدادم فقط میدانستم که یک دوچرخهی صورتی دارم که همیشه هست و میتوانم هر زمان که دلم خواست با آن بازی کنم...
یک روز به خودم آمدم و هرچه سر چرخاندم، دوچرخه را ندیدم و بیتفاوت به ادامهی شیطنت و بازیام پرداختم و فراموشم شد که دیگر دوچرخهی همیشگیام را ندارم.
گذشت و گهگاه یادم میافتاد که یک روزی دوچرخهای داشتم که حالا نیست و به جای خالیاش نگاه میکردم و دلم هوایش را میکرد و این فرایند و این احساس نیازِ من به دوچرخهی از دست رفته، با گذشت زمان و هر بار، شدیدتر میشد و هربار بیشتر حسرت روزهایی را میخوردم که داشتمش و قدرش را نداشتم!
گذشت تا اینکه یک روز بابا از انباری دوچرخه را بیرون کشید و همین که دوچرخه را دیدم، انگار دنیا را توی دستهای بابا دیدم و پریدم سمتش و آن را با ولع به سمت خودم کشیدم و معطل نکردم و با خوشحالی و اشتیاقی کودکانه سوارش شدم و تمام حیاط را با شادمانی چرخیدم، جوری که انگار سالهاست هیچ دوچرخهای نداشتهام و این اولین مواجههی من با این موجود دوچرخ دوستداشتنیست.
این حکایت، حکایتِ داشتههای ارزشمندیست که داریم و قدرشان را نداریم و تا از دستشان ندهیم، متوجه نمیشویم که فقدانشان چقدر آزاردهنده است.
این حکایت آدمهاست، آدمهای مهربان و ارزشمندی که حوالیمان هستند و به حضورشان آنقدر عادت کردهایم که حواسمان نیست چقدر متفاوت و نازنین و دوست داشتنیاند.
اصلا گاهی پس از یک تکرار و حضور متوالی، کمی فاصله گرفتن و از هم دور شدن، الزامیست!
آدمها از کنار هم ماندن، بیشتر هم را گم میکنند! لازم است گاهی دور شوند و دنبال هم بگردند و فقدان حضور همدیگر را تجربه کنند و با جای خالی همدیگر کنار نیایند و به ارزش همدیگر پی ببرند و همدیگر را که باز یافتند، قدردان باشند و مهربان باشند و به هم توجه کنند و زود به زود، برای دلگرفتگیهای هم، کاری کنند...
گاهی ارزشمندترین داشتهها و آدمها را کنارمان داریم و از فرط بودن و داشتن و حضور داشتنشان، نمیفهمیم و قدردانشان نیستیم!!!!
همین الآن سری بچرخان و ببین چه چیزها و آدمهایی برای تو، خارج از مرز توجهت ماندهاند درحالی که حتی تصور نداشتنشان هم دنیای تو را بههم میریزد؟!
سری بچرخان و ببین کدامین داشته یا انسان، ارزشمندترین دارایی جهان تو بوده و بر اثر سم تکرار و عادت، از آن غافل بودهای؟!
1 394
این پست شاید موقتی باشه…
ولی وسط روزهایی که بیحوصلهم، یا از زندگی هزار تا غر دارم،
یهو یه پیام از بچههای مدرسه میرسه...
همینجوری، ساده، بیخبر،
و انقدر پرانرژی و قشنگه که انگار یکی توی قلبم نوشیدنی انرژیزا ریخته باشه 🥹🩵
اونقدری خوشحال میشم که دلم میخواد تا آخر شب فقط بشینم قربونصدقه اشون برم :)))
بماند به یادگار از کلاس پر انرژی و سخت ترین بچه های علوم انسانی 😆
1 394
امروز که بخشی از کتاب فنون مشاوره رو برای روز جمعه مرور میکردم، دلم خواست چیزی رو باهاتون در میان بگذارم؛
اینکه پروسه ی بازسازی روان بازگرداندن شادی، و چیدن دوباره تکههای فروپاشیدهٔ جان، چقدر زمانبر و دشوار است
اون وقت شاید بهتر همدیگه درک میکردید که چرا بعضی آدمها با کوچکترین تلنگر عقب مینشینند، چرا در راه رو میبندند فاصله میگیرند، و در انتخاب کسانی که اجازه میدهند در زندگیشان بمانند سختگیر و محتاطاند.
این سختگیری نه از خودخواهی، بلکه از جاییست که برایشان جنگی خاموش و همیشگیست خواهش میکنم اگر کسی را میشناسید که از دور سرد یا بیاحساس بهنظر میرسد، او را بهسادگی قضاوت نکنید
گاهی همینها زخمیتریناند
کنارشان بمانید؛ نه با حرفهای بزرگ بلکه با دلگرمیهای کوچک و گوشی که واقعاً میشنود
در دنیایی که آدمها گاه حتی طاقتِ همدیگر را ندارند، همین همدلی ساده میتواند نجاتبخش باشد✨️🌱
1 394
ادمین های اینجا هم به ترتیب رشته های روانشناسی، ادبیات فارسی و تصویر سازی و انیمیشن میتونن کمکتون کنن 🩷😌✨️
@Fernwehlilo_bot
1 394
Repost from N/a
من یادم نبود که زودتر پیام بذارم اینجا امسال، اما مثل سالای گذشته اگر قراره کنکور زبان فرانسه بدید و به کمک یا رفع اشکال نیاز دارید میتونید به بات یا این اکانت پیام بدید
@fateme_zarea
من سوالاتونو جواب میدم❤️
اگر فکر میکنید این پیام به درد کسی میخوره و فردا آزمون داره، براش بفرستید :>
