«آبنبات هل دار »
رفتن به کانال در Telegram
1 410
مشترکین
-324 ساعت
-87 روز
-4030 روز
آرشیو پست ها
1 410
المرء يشعر بكل شيء في أعماقه، يشعر بمن توقف عن حبه، ويشعر أيضًا بمن ينتظر منه مجرد كلمة.انسان همه چیز را در اعماقِ خود احساس میکند، احساس میکند چه کسی دیگر دوستش ندارد و همچنین احساس میکند چه کسی فقط منتظر یک کلمه اوست.🌿🤎🗒
1 410
تعلیم و تربیت از نگاه جان دیویی :شاید بزرگترین اشتباه ما دربارهٔ آموزش این باشد که آن را تنها به انتقال دانش محدود کنیم آقای جان دیویی فیلسوف و نظریهپرداز باور داشت آموزش چیزی فراتر از حفظ کردن کتابها و پاسخ دادن به پرسشهای امتحانی است و از نگاه او تعلیم و تربیت زمانی معنا پیدا میکند که انسان فرصت زیستن تجربه کردن و ساختن اندیشه را داشته باشد همچنین مدرسه را نه ساختمانی پر از نیمکت و تخته، بلکه تصویری کوچک از جامعه میدانست جایی که کودک پیش از اینکه ریاضی و علوم یا ادبیات را بیاموزد زندگی کردن را تمرین میکند او معتقد بود کودکان در دل تجربه رشد میکنند زمانی که سؤال میپرسند اشتباه میکنند دوباره میآزمایند با دیگران همکاری میکنند و پاسخ را با تلاش خود کشف میکنند. به همین دلیل یادگیری واقعی از نظر او هرگز محصول تکرار و حفظ کردن نبود بلکه نتیجهٔ تجربهای زنده و معنادار بود در اندیشهٔ دیویی، معلم نیز جایگاه متفاوتی دارد او صرفا انتقالدهندهٔ اطلاعات نیست بلکه راهنمایی است که فرصت اندیشیدن را برای دانشآموز فراهم میکند کلاس درس از نگاه او محلی برای سخنرانی یکطرفه نیست بلکه فضایی برای گفتوگو و پرسشگری و همکاری و حل مسئله است جایی که هر کودک میتواند استعدادها و تواناییهای خود را در تعامل با دیگران کشف کند همچنین بر این باور بود که آموزش زیربنای شکلگیری یک جامعهٔ سالم است. مدرسه باید ارزشهایی مثل احترام، مسئولیتپذیری، مشارکت، تفکر انتقادی و همدلی را در کودکان پرورش دهد زیرا هدف نهایی تعلیم و تربیت تنها تربیت دانشآموزان موفق نیست بلکه پرورش انسانهایی آگاه خلاق مسئول و توانمند برای ساختن آیندهای بهتر است شاید به همین دلیل است که اندیشههای جان دیویی با گذشت بیش از یک قرن همچنان الهامبخش نظامهای آموزشی نوین در سراسر جهان است. «آموزش آمادگی برای زندگی نیست ، آموزش خود زندگی است.» پ.ن : از خوندن درس مورد علاقه ام روانشناسی یادگیری اقای سیف🚶🏻♀️🪴📚
1 410
از تهی سرشار
جویبار لحظهها جاری ست
چون سبوی تشنه کاندر خواب بیند آب، واندر آب بیند سنگ
دوستان و دشمنان را میشناسم من
زندگی را دوست میدارم
مرگ را دشمن
وای، اما با که باید گفت این؟ من دوستی دارم
که به دشمن خواهم از او التجا بردن
_اخوان ثالث🌱✨️
1 410
شاید بزرگترین جلوهی والایش که بهش بالغ ترین هم میگویند این باشه که انسان حتی وقتی با اندیشهای موافق نیست کرامت صاحب آن اندیشه را فراموش نکند یعنی پذیرفتن این حقیقت که انسانها میتوانند متفاوت بیندیشند و همچنان شایستهی ادب انصاف و گفتوگو باشند
جامعهای که والایش را تمرین کند اختلاف را به اندیشه تبدیل میکند، خشم را به آگاهی و رنج را به مسئولیت در چنین جامعهای پیروزی واقعی آن نیست که صدای مخالف خاموش شود پیروزی آن است که هیچ صدایی برای شنیده شدن، ناچار به فریاد نباشد.
شاید جهان، بیش از آنکه به انسانهای همیشه همعقیده نیاز داشته باشد، به انسانهایی نیاز دارد که بتوانند در اوج تفاوت باهم زندگی کنن و این یکی از زیباترین نشانههای بلوغ روانی است آنجا که انسان، پیش از آنکه دیگری را تغییر دهد شیوهی پاسخ دادن خود را انتخاب میکند.
در فضای دوقطبی، افراد معمولاً گرفتار تفکر همه یا هیچ Black and White Thinking میشوند نوعی خطای شناختی که جهان را فقط در دو دستهی «کاملاً درست» یا «کاملاً غلط» یا «خوب» یا «بد» میبیند در چنین فضایی، احتمال گفتوگو کاهش مییابد و هیجانهای شدید، جای تأمل و استدلال را میگیرند
والایش میتواند راهی برای شکستن این چرخه باشد زیرا به فرد کمک میکند انرژی خشم، ناامیدی یا اختلاف را به فعالیتی سازنده تبدیل کند، بدون آنکه لازم باشد کرامت خود یا دیگری را زیر پا بگذارد
البته والایش بهتنهایی همه مشکلات اجتماعی را حل نمیکند، اما میتواند یکی از عوامل مهم در شکلگیری گفتوگویی سالمتر باشد.
آبنبات هل دار 🪴☕️
