fa
Feedback
هذیان

هذیان

رفتن به کانال در Telegram
5 640
مشترکین
-924 ساعت
-457 روز
-20330 روز
آرشیو پست ها
مدت زیادیه دارم به شمع‌سازی فکر می‌کنم، نه شمع‌های جینگول‌گلگلی بازاری، شمع‌های مشکی و مشابه رنگ خون. اصلاً از این شمع‌های قالب آماده خوشم نمیاد. شروع کردم گشتن توی منابع، نقاشی‌های مختلف از شمع‌های مدنظر توی ذهنم، حتی دادم به AI تبدیل به شمع واقعی‌شون کنه، از جاهایی که شمع‌سازی می‌کنن هم رفتم سر زدم، در نهایت تصمیم خودم رو گرفتم، برم وسایل و رنگ‌های مورد نیاز بخرم و شمع‌هایی که توی ذهنم هست رو بسازم، عکسش توی کپشن می‌ذارم.

بیایید بوسم کنید قبل خواب.

من الان فهمیدم که در واقع دو سال دارم تو «بچه فضایی» پر حرفی میکنم، و فقط هم آدم های خوشگل رو اکسپت میکنم. https://t.me/+mRMdhnGJRsc4ZDI0 پرحرفی که میگم به معنا واقعی هستش، هر موضوعی که هست می‌تونه روزانه پیش بیاد یا اشتراک گذاری چیز میز ها باشه، خیلی وقت ها پشت صحنه و حین کشیدن نقاشی ها، و و و.

داشتم به این فکر می‌کردم که آخرین بار کی و کجا دستم رو گرفت و مراقب بود که سر به هوا از خیابون رد نشم، به این فکر کردم از آخرین باری که کسی برام قصه گفت چقدر گذشته، حتی داستان تخته‌سنگ سفید کودکی رو هم دیگه درست یادم نیست، از آخرین باری که بچه بودم چقدر گذشته.

به چت‌جی‌پی‌تی گفتم چیکار کنم آدما ناراحتم نکنن، گفت: بخواب.

فعلا بیایید فیلم ببینیم فیلم سینمایی بی‌ داد | BIDAD (OUTCRY) – نسخه اصلی | A Film by Soheil Beiraghi

من اینجا غر زدم، ناراحت بودم، ادبی نوشتم، ولی تازه متوجه شدم هیچ‌وقت از فعالیت‌های روزانه‌ی خودم کامل نگفتم، فعالیت حرفه‌ای منظورمه. احتمالاً خیلی زیاد در مورد ارتباطات انسانی، احساسات، این‌که آدم بغلی هستم، بوس دوست دارم، متن‌های تابوشکن، سکس، زیبایی‌گرایی و این چیزا نوشتم، ولی نه موضوعاتی که فعالیت تخصصی دارم داخلشون. حس می‌کنم آدم‌ها هر جایی یهو می‌تونن کمی تغییراتی بدن به خودشون و روندشون، پس اگر از امروز، از کامپیوتر، برنامه‌نویسی، تجربیات شخصی حرف زدم تعجب نکنید، یا حتی اگر حس می‌کنید دوست ندارید، می‌تونید بی‌واکنش بمونید، ولی زندگی من در ده سال گذشته ترکیبی از فعالیت‌های هنری، شرکت کردن توی گالری‌های اروپایی، نقاشی کشیدن برای گالری‌های آنلاین آسیایی، تلاش برای ارسال آثار برای گالری‌های ژاپنی و گاهاً تلاش برای برنامه‌نویسی صرفاً جهت یادگیری بوده، پس باید بگم سلام، احتمالاً اینا موضوعات محتواهای جدید باشن. تجربیات و روزمره‌ی حرفه‌ای رو بیشتر به اشتراک خواهم گذاشت، قلب.

sticker.webp0.05 KB

من همینایی که گفتی رو هم نمی‌دونستم و فقط با چت‌جی‌پی‌تی کار می‌کردم :))))))))))))

من نیاز به هوش مصنوعی دارم که تو برنامه نویسی کمک دستم باشه، اگر به جز موارد زیر چیزی میشناسید خوشحال میشم بهم بگید. Copilot / Cursor / Claude / Continue

تو دوره‌ای که دیگه آدم‌ها کم‌حوصله شدن، توهم «بذار دست‌نیافتنی باشم» آدم‌ها رو از اون‌ور بوم انداخته.

من نمی‌دونم از کجا شروع شد، ولی آدم‌ها رو نمی‌تونم جدی بگیرم، حرف‌های آدم‌ها رو اون‌قدر که باید باور نمی‌کنم تا ببینم واقعاً به مرور زمان حرفشون اعتبار پیدا می‌کنه یا از روی مودی بودن اون لحظه و اون مکان حرف رو زدن. هنوز هم با وجود نفرت از آدمیزاد، خیلی وقت‌ها با آدم‌های رندوم مهربون‌تر از چیزی که باید رفتار می‌کنم، این می‌تونه از روی حماقت باشه، چون طبق میلیون‌میلیون تجربه‌ای که هست می‌دونم اگر زیادی قربون‌صدقه‌ی آدمی بری، یه جوری هوا برش می‌داره که روز بعد آدم حسابت نکنه، ولی خب با همه‌ی این وجود من همچنان یاد اون چند بیت مولانا می‌افتم: «دلا یاران سه قسمند ار بدانی، زبانی‌اند و نانی‌اند و جانی، به نانی نان بده از در برانش، محبت کن به یاران زبانی، ولیکن یار جانی را نگه دار، به پایش جان بده تا می‌توانی.» به هر حال آدمیزاد، جنبش در کجا و چه مقدار باشه و کجا تموم بشه یا حفظش کنه، به خودش ربط پیدا می‌کنه در نهایت، منم دست از عادت‌های خودم برنمی‌دارم.

نظریه‌ی احتمالاً نامحبوبی دارم که طبق تجربه‌ی خودم بوده، در مورد هوش مصنوعی‌هایی که تا الان باهاشون کار کردم. با چت‌جی‌پی‌تی شروع می‌کنم چون خیلی‌هاتون دارید ازش استفاده می‌کنید. چت‌جی‌پی‌تی شبیه ماشین‌های مکانیکی قدیمی می‌مونه، کارت رو انجام می‌ده ولی خیلی دلش می‌خواد اصولی باشه. گاهی خطاهای قابل توجهی داره، توی اکثر موضوعات حتی متن‌خوانی از روی عکس که ساده‌ترین چیز می‌تونه باشه. کاربردش تا به امروز برای من؟ اگه پرامپت خوب بهش بدی، برات کار خوب انجام می‌ده، ولی گاهی برای یک کار ساده مجبور می‌شی دو صفحه پرامپت بهش بدی، به‌اصطلاح باید خر فهمش کنی. بسیار قانون‌محور عمل می‌کنه، وجودیتی خشک داره، شبیه به برج زهرماری که وقتی ازش می‌پرسی «خب فلان راه که آسون‌تر بود، چرا اون بهم نگفتی؟» جواب می‌ده «خب تو نخواستی.» تجربه‌ی بعدی من در مورد جمینای هستش که خب محصول گوگله. با وجود این‌که می‌تونه با اکوسیستم بزرگی که در اختیار داره کار کنه، احتمالاً توی زمینه‌های اطلاعاتی خیلی بهتر عمل می‌کنه؛ سؤال‌های عمومی، تحقیقات، آشنایی با منابع زیاد، اطلاعات تازه. یعنی نیاز نیست حتماً بهش بگی برو سرچ بزن، وقتی درخواستی داری خیلی وقت‌ها خودش این کار رو می‌کنه و تلاش داره محتوای منبع‌دار بهت بده. در تجربه‌ی بعدی‌ام باید در مورد گروک بگم، هوش مصنوعی توییتر یا همون X که آقای ایلان ماسک زحمتش رو کشید و تغییرش داد. این هوش مصنوعی خیلی جالبه، از لحاظ ارتباطی توی یک اکوسیستمه که کاربرها روزانه فعالیت دارن، می‌نویسن، جوک می‌سازن، میم و ترند و هر چیز تعاملی، اکثراً متنی. خیلی خودمونی‌تر و جامعه‌ی اینترنتی‌تری عمل می‌کنه. حتی توی برنامه‌نویسی این تجربه رو داشتم باهاش که خیلی دوست داره تمیزترین کد و حتی بی‌دردسرترین کد رو برات آماده کنه یا توی دیباگ کردن اصلاً اذیت نمی‌کنه. فکر می‌کنم اون‌قدر با انسان آشنایی گرفته که می‌دونه موجودی هستیم تنبل، در عین حال به دنبال بهترین. یه هوش مصنوعی دیگه هم هست که دوست دارم نظرم رو در موردش بگم، به اسم کلاد. می‌تونم بگم یه چیزی ترکیبی از زمختی چت‌جی‌پی‌تی با درصد ۷۰ و به دنبال آسونی، بهترین و باکیفیتی گروک با ۳۰ درصد هستش. اگر کار روزمره دارید که شاید حس خوبی ازش نگیرید، ولی اگه به دنبال یه چیز یه مقدار تخصصی هستید، بهش سر بزنید. تمامی این نسخه‌هایی که گفتم ورژن رایگان هم دارن، ولی خب محدودیت‌های خاص خودشون رو دارن، از میزان حرف زدن در روز گرفته تا محدودیت چت کردن توی هر ساعت. با گرفتن اشتراک هم محدودیت‌ها یا کمتر یا نامحدود می‌شن. ولی Anyway، می‌تونه حتی نسخه‌های رایگانشم کلی جذاب باشه برای استفاده‌ی روزانه.

من توی زندگیم فقط یک ترس داشتم که واقعاً همیشه ناراحت بودم ازش. من از عقب افتادن توی حوزه‌ی فناوری و تکنولوژی، حتی توی سال‌های اخیر با AI، می‌ترسم. همش می‌ترسم اگه یه چیز جدید بیاد و من یاد نگیرم چی؟ من همیشه آدم‌های دهه‌های قبل رو سر این‌که هیچ‌وقت خودشون رو آپدیت نکردن و حالا گاهاً به اجبار یا از روی عادت راضی هستن با ابزارهای سخت‌تری کار کنن، ولی چیز جدیدی یاد نگیرن، سرزنش می‌کنم. از این می‌ترسم اگه سنم بیشتر بشه، یه نوجوان ۱۵/۱۶ ساله توی فناوری اطلاعات و حتی نرم‌افزارها چیزهای بیشتری از من بلد باشه. با افرادی که سن بیشتری ازم دارن یا توی کل عمرشون توی یک زمینه‌ای متخصص بودن کاری ندارم. منظورم استفاده‌ی روزمره است. توی دوره‌ی AI آدم باید توی هر زمینه‌ای بتونه حداقل‌ها رو انجام بده. ولی شرطش اینه که اون AI بتونه درک کنه، بتونه بفهمه بین هزاران غول هوش مصنوعی که اومده، کدومش واسه چه کاری بهتره، کدومش چی رو بهتر می‌تونه یادت بده. قدیم آموزشگاه مورد علاقه‌ی من یوتیوب بود، الان شده ترکیبی از یوتیوب و انواع هوش مصنوعی. از طرفی همیشه توی دلم می‌گم کاش این دغدغه‌ای که من دارم رو بقیه‌ی آدم‌ها هم داشته باشن. چون اگر واقعاً آدم‌ها یاد بگیرن که در تمام عمر باید بیاموزن، وگرنه نوجوانان ۱۵/۱۶ ساله احتمالاً چند سال دیگه توی دلشون بهشون می‌گن کودن. و اگر به این مرحله برسی، دیگه واقعاً عقب افتادی و سخت‌تر می‌شه خودت رو آپدیت کنی.

لینک اشتباه بود:)) درست شد

شب ها از دوازده که میگذره واقعا لوس میشم.

برید تست بگییرییید 💀 نتیجه تست شخصیت بدبختی من: 🧠 بیش‌فکر حرفه‌ای نمره بدبختی: 40٪ قدرت: ساختن ۲۰ راه حل برای یک مشکل ضعف: شروع کردن دشمن: فکرهای ساعت ۳ شب تست توسط سایت https://xixtelegram.github.io/Badbakhti_Tools/

واقعا انتظار داشتم افراد بدبخت بیشتری جوین بدن از دیشب:)

چنل زدم واسه چیز میز هایی که اماده کنم معرفی و اپدیت ها رو میذارم اینجا https://t.me/Xixalien