مأوا.
رفتن به کانال در Telegram
گوشهی خاموشِ فراموش شده. https://t.me/BiChatBot?start=sc-5dd9e77e65
نمایش بیشتر394
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-17 روز
-1030 روز
آرشیو پست ها
393
هر روز به خودم یادآوری میکنم،
که منم باید یه داستانی از زندگیم برای تعریف کردن داشته باشم؛ حتی به عنوان یه بازنده!
393
"چه خوب است که انسان روحی را یافته باشد تا در میان آشوبِ طوفانها بتواند در دامنش بخزد. پناهگاهی اطمینانبخش که در آن به انتظار آرامش ضربان قلب خود نفسی برآورد. بزرگترین شادی را در آن بیابد, که خود را به اختیار او گذارد. احساس کند که رازدارش اوست, زیباییهای جهان را با حواس او در آغوش کشد, با قلب او از زندگی کام گیرد, حتی با او رنج ببرد. آه، رنج کشیدن با دوست، شادیست."
📚 ژان کریستف
✍🏻 رومن رولان
393
من رو با تاریکیهام دوست داشته باش، با نقصهام؛
من رو زمانی دوست داشته باش که
فکر میکنم آدم خوبی نیستم،
زمانی که احساس میکنم کافی نیستم.
بهم امید داشته باش وقتی از خودم ناامیدم.
گاهی از خودم غافل میشم،
من رو به خودم یادآوری کن.
393
نمیدانم آیا میتوانم سرم را بر شانههای شما بگذارم و اشک بریزم؟ با دستهای فرو افتاده و رخوت خوابآوری که از پسِ آن همه خستگی به سراغ آدم میآید به شما پناه بیاورم، در حالی که سخت مرا بغل زدهاید و گرمای تنِ خود را به من وا میگذارید؟
گاهی با دو انگشت میانی هر دو دست نوازشم کنید و دندههام را بشمارید که ببینید کدامش یکی کم است و گاه که به خود میآیید با کف دستها به پشتم بزنید آرام، بیآنکه کلامی حرف بزنید یا به ذهنتان خطور کند که من چرا گریه میکنم، چه مرگم است؟
عباس معروفی
393
نمیدانم آیا میتوانم سرم را بر شانههای شما بگذارم و اشک بریزم؟ با دستهای فرو افتاده و رخوت خوابآوری که از پسِ آن همه خستگی به سراغ آدم میآید به شما پناه بیاورم، در حالی که سخت مرا بغل زدهاید و گرمای تنِ خود را به من وا میگذارید؟
گاهی با دو انگشت میانی هر دو دست نوازشم کنید و دندههام را بشمارید که ببینید کدامش یکی کم است و گاه که به خود میآیید با کف دستها به پشتم بزنید آرام، بیآنکه کلامی حرف بزنید یا به ذهنتان خطور کند که من چرا گریه میکنم، چه مرگم است؟
عباس معروفی
393
من رو با تاریکیهام دوست داشته باش، با نقصهام.
من رو زمانی دوست داشته باش که فکر میکنم آدم خوبی نیستم،
زمانی که احساس میکنم کافی نیستم.
بهم امید داشته باش وقتی از خودم ناامیدم.
گاهی از خودم غافل میشم، من رو به خودم یادآوری کن.
393
من رو با تاریکیهام دوست داشته باش، با نقصهام. من رو زمانی دوست داشته باش که فکر میکنم آدم خوبی نیستم، زمانی که احساس میکنم کافی نیستم. بهم امید داشته باش وقتی از خودم ناامیدم. گاهی از خودم غافل میشم، من رو به خودم یادآوری کن.
393
همچو نی مینالم از سودای دل
آتشی در سینه دارم جای دل
من که با هر داغ پیدا ساختم
سوختم از داغ ناپیدای دل
همچو موجم یک نفس آرام نیست
بس که طوفانزا بود دریای دل
دل اگر از من گریزد وای من
غم اگر از دل گریزد وای دل
ما ز رسوایی بلندآوازهایم
نامور شد هرکه شد رسوای دل
خانهی مور است و منزلگاه بوم
آسمان با همت والای دل
گنج منعم خرمن سیم و زر است
گنج عاشق گوهر یکتای دل
در میان اشک نومیدی رهی
خندم از امیدواریهای دل
رهی معیری غزلها رسوای دل
اکنون در دسترس! پژوهش تلگرام ۲۰۲۵ — مهمترین بینشهای سال 
