[خَلَاء]
رفتن به کانال در Telegram
خَلَاء: تُهی، پوچ، خالی از هوا، خلوتگاه. گاهی میرم و بینِ ابرها زندگی میکنم. پس اینجا محتوایِ منظمِ روزانه نداریم. • دانشجو • نقاشی، عکاسی، موسیقی، ادبیات • نیمچه محصّلِ شیفتهی علمِ طب http://t.me/HidenChat_Bot?start=5182966885 [☁️🌲📚🧋🕊️]
نمایش بیشتر226
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-17 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
آرشیو پست ها
226
یه وقتها تجربهی ارتباط با آدم سمی توی زندگی برای یه برههی خاص نیست و توی همون زمان هم نمیمونه، یه ترس ناخودآگاه همیشگی از بروز احساسات بهت میده و باعث میشه خودت رو درست ابراز نکنی.
226
تو محیط شغلی (راستش اصلا منظورم مشاغل خصوصی نیست)، یه سری تجربه پیدا میکنی، یه سری شناخت نسبت به آدمها، زندگی، آدمهای یک صنف یا شغل، که اگه اونجا نبودی هیچ وقت متوجهشون نمیشدی. آدمهایی که شیوهی دولتی شغل خودشون رو تجربه کردن، میتونن بالغتر از آدمهایی باشن که فقط به صورت خصوصی کار کردن. چه از لحاظ شخصیتی و چه از لحاظ تجربهای.
226
Repost from Nirvana
🎨 Morning Bite – Yuri Bondarenko (Russian, b. 1952)كار و بارِ من این است، هر صبح آسمان را رنگ میكنم، وقتی كه همهتان در خوابید. بیدار میشوید و میبینید كه آبیست.
– اورهان ولی، شهرام شیدایی✓
226
من و زخمهای تنم اینجاییم و کلمات انگلیسی بدون هیچ رمز عبوری از درهای قلبم رد میشن و از چشمم سُر میخورن.
226
توی هر داستان مشابهی بیشتر از همه خودم رو زیر سوال میبرم، من سالها زندگی کردم برای اینکه بتونم یک جان رو لحظهای بیشتر حفظ کنم. نمیخوابم، گرسنه میمونم، خسته میشم، درد میکشم و میدوم برای اینکه یک نفر، حتی یک لحظه بیشتر زندگی کنه و بتونه یدونه بیشتر نفس بکشه، یک نفر بتونه قدم به این دنیا بذاره و هربار، احساس میکنم دارم چه خیانت بزرگی رو در حق آدمها انجام میدم. و باز چه خیانتی در حق آدمهای کوچولویی که میتونستن این دنیا رو نبینن و شاید من بعنوان یکی از چرخ دندهها باعث شدم ببینن.
226
توی هر داستان مشابهی بیشتر از همه خودم رو زیر سوال میبرم، من سالها زندگی کردم برای اینکه بتونم یک جان رو لحظهای بیشتر حفظ کنم. نمیخوابم، گرسنه میمونم، خسته میشم، درد میکشم و میدوم برای اینکه یک نفر، حتی یک لحظه بیشتر زندگی کنه و بتونه یدونه بیشتر نفس بکشه، یک نفر بتونه قدم به این دنیا بذاره و هربار، احساس میکنم دارم چه خیانت بزرگی رو در حق آدمها انجام میدم. چه خیانتی در حق آدمهای کوچولویی که میتونستن این دنیا رو نبینن و شاید من بعنوان یکی از چرخ دندهها باعث شدم ببینن.
226
Repost from pourquoi pas?
«انسان هرگز نباید ناچار شود هر چیزی را تاب بیاورد که میتواند تاب بیاورد، و هرگز نباید مجبور شود ببیند که رنج، وقتی تا نهایت افراط پیش میرود، دیگر هیچچیز انسانیای در خود ندارد»
226
هرچقدر بیشتر خوابم میگیره، بیشتر به پایهای ترین حالتم و به خودم نزدیکتر میشم و این خیلی جالبه:))
226
Repost from Club of thinking
حس میکردم که این دنیا برای من نبود.
برای یک دسته آدمهای بیحیا، پررو، گدامنش، معلوماتفروش، چاروادار، و چشم و دلگرسنه بود...
صادق هدایت
226
حالا جدای از اینکه یکی از شیوههای بامزهی نشون دادن محبت و قدردانی خوراکیه، بحثم خود خوراکی نیست، این قدردانی کلامیای که هربار دیر میام یا خستهام یا تو هم رفتهام ازم میکنه باعث میشه با حال بهتر برم خونه و انرژی بیشتری برای ادامه دادن داشته باشم:))
226
یه درصدی از چیزی که باهاش نفس میکشم و توی ریههامه مهربونیِ آدماست:))
تا کارهام تموم شه و بیام پایین الآن به ناهار رسیدم، آقای مهربون سلف از سالاد امشب برامون ریخت و گفت بعد غذا بخورید تا الآن بالا بودید خسته اید:))
