✧Tales of Tata✧
رفتن به کانال در Telegram
You can call me Tata<3 ✧COMMISSIONS OPEN!!✧ ✧20y.o ✧Graphic designing major ✧ Software: Clip Studio Paint ✧ Pen Tablet: Huion HS611 Tiktok: @talesoftata ناشناس: http://t.me/Chevalet_bot?start=3tKFvF2nxdyu دیلی: https://t.me/+NuXboXJNTLI4YjQ0
نمایش بیشتر1 832
مشترکین
-124 ساعت
+167 روز
+7330 روز
آرشیو پست ها
1 830
واوووو چه خوب شدهه
چه استف باحالی براش کشیدی وایب ترسناک و جالبی میده
خوشم اومد آقا خیلی خلاقید
به شما ۲۰۰ میدم⚡️⚡️
1 830
این چالش رو تمدید میکنم تا شنبه
اگه کسی انجام داده تو فورواردها ندیدم لطفاً لینکش رو توی کامنت یا ناشناس برام بفرستید✨
1 830
Repost from Hao。:゚(;´∩`;)゚:。
+1
بالاخره تموم شد D: با تنشی یکم هموایب بودن گفتم کنارهم بکشمشون😭 امیدوارم اوسیت و درست کشیده باشم و دوستش داشته باشیD:
#fanart
#oc
#tenshi
1 830
Repost from Hao。:゚(;´∩`;)゚:。
کارم برا دتیز دکی :» امیدوارم درست کشیده باشم و خوشت بیادددD:
#fanart
1 830
یه نقاش نیستم اما دلم خواست تو چالش شرکت کنممم
***
باد کلاهم رو همراه با خودش برد... پس من هم با تلاش های بیوقفه همراه با باد وارد بازی گرگم به هوا شدم، البته که گرگ منم!
همونطور که مثل یک مرغ پر کنده این طرف و اون طرف میپرم ناخوداگاه به سمت صخره های کنار دریا میرم.
" نرو نرو نرو نرو... گرفتمش!"
در اخرین لحظه روی لبه ی یه صخره بلاخره تونستم کلاهم رو بگیرم، با افتخار خودم رو برنده ی بازی گرگم به هوا معرفی میکنم!
"خداروشکر..."
همونطور که دارم با خوشحالی از غم کلاهم، که نتونست به سمت ازادی و رویاهای فراوانش پرواز کنه، برای خودم سوت و هورا میکشم، از گوشه چشمم فردی رو میبینم.
به نظر میرسه اون هم متوجه هیاهوی من و کلاهم شده بود.
پسر سرش رو به سمت من برگردوند و وای...
پوستش به قدری شفافه که احساس میکنم، میتونم موج های دریا رو از روی پوستش ببینم، که دارن خلاف جریان حرکت میکنن
اون موهای آبی... مثل دسته ای از درخشان تر ابریشم ها که روی شونه هاش پخش شدن.
لب هاش با ته رنگ سبز روشن و پشت پلک هاش سایه هایی از ابی روشن تا تیره...
دو مروارید بزرگ، سفید، پاک و درخشان که زیر پلک هاش پنهان شدن و در زیر نور خورشید مثل دو تا ماه کوچیک میدرخشن، به قدر درخشان که میل شرورانه هر انسانی به فتح رو برانگیخته میکنن...
نه نه صبر کن... اونا چشمن؟!!
توی چهره اش وحشت بود؟ ترس؟ گیج شدن یا احساس گناه؟
من نمیدونم...
1 830
Repost from Hebe Sugar 🎨
روی این فن آرت که طرحشو خیلی وقت پیش تو ذهنم داشتم یکسره تا تموم شدن شارژ قلمم کار کردم، حدود ۳ ساعت. (متاسفانه نوک قلمم رو باید عوض کنم چون زیادی صفحه رو خراش می ده و با سوهان کردن بهتر نشد.)
این فن آرت بسیار پرکار خواهد بود و حالاها طول می کشه، ولی امیدوارم بتونم حق خدای عشق رو ادا کنم 🍏.
#fanarts
#tsaritsa
#wip
@hebesugargallery
