fa
Feedback
خانه‌ی کتاب

خانه‌ی کتاب

رفتن به کانال در Telegram

نمایش بیشتر

📈 تحلیل کانال تلگرام خانه‌ی کتاب

کانال خانه‌ی کتاب (@thebluelibrary) در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 16 434 مشترک است و جایگاه 2 220 را در دسته کتب و رتبه 20 117 را در منطقه إيران دارد.

📊 شاخص‌های مخاطب و پویایی

از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 16 434 مشترک جذب کرده است.

بر اساس آخرین داده‌ها در تاریخ 01 اکتبر, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر 192 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر -7 بوده و همچنان دسترسی گسترده‌ای حفظ شده است.

  • وضعیت تأیید: تأیید نشده
  • نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 5.95% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً 4.52% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب می‌کند.
  • دسترسی پست‌ها: هر پست به طور میانگین 978 بازدید دریافت می‌کند. در اولین روز معمولاً 743 بازدید جمع‌آوری می‌شود.
  • واکنش‌ها و تعامل: مخاطبان به‌طور فعال حمایت می‌کنند؛ میانگین واکنش به هر پست 14 است.
  • علایق موضوعی: محتوا بر موضوعات کلیدی مانند اکتاویا, نِرو, کتاب, این‌همه, عباس تمرکز دارد.

📝 توضیح و سیاست محتوایی

توضیحی برای کانال ارائه نشده است.

به لطف به‌روزرسانی‌های پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 02 اکتبر, 2026)، کانال همواره به‌روز و دارای دسترسی بالاست. تحلیل‌ها نشان می‌دهد مخاطبان به‌طور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته کتب تبدیل کرده‌اند.

16 434
مشترکین
-724 ساعت
+1317 روز
+19230 روز
آرشیو پست ها
بهش فکر کن؛ که چطور داری توی هر ثانیه از زندگی من میدرخشي. 🌟🌟
+2
بهش فکر کن؛ که چطور داری توی هر ثانیه از زندگی من میدرخشي. 🌟🌟

|•📖تیکه_کتاب: «با هیچ منطقی نمی‌شد بر این زندگی نام زندگی گذاشت، زندگی نبود؛ صرفاً در مسیری مشخص به جلو رانده می‌شدی. تمام فکر و ذکرمان شده بود امید به آینده. تنها چیزی که به زمان حال معنا می‌داد این بود که باید به هر طریقی، به هرشکلی، از آن گذر کرد.»
📓زیر تیغ ستاره جبار ✍🏻هدا مارگولیوس کووالی

.

|•📖تیکه_کتاب: «با هیچ منطقی نمی‌شد بر این زندگی نام زندگی گذاشت، زندگی نبود؛ صرفاً در مسیری مشخص به جلو رانده می‌شدی. تمام فکر و ذکرمان شده بود امید به آینده. تنها چیزی که به زمان حال معنا می‌داد این بود که باید به هر طریقی، به هرشکلی، از آن گذر کرد.»
📓زیر تیغ ستاره جبار ✍🏻هدا مارگولیوس کووالی

آدم‌ها گیاه نیستند، که همیشه یک شکل بمانند. آدم‌ها پاسخ‌اند، به آنچه پیش‌شان میگذاری. تو مرا بشکن، تیغ می‌شوم. تو مرا بفهم، چشمه می‌شوم.

ری‌اکت‌هاتون رو ازمون دریغ نکنید🙂‍↕️🫶🏻✨

.

نیکولای استپانوویچ ، پرفسوری سرشناس، صاحب نشان ها و مدال های متعدد روسی و خارجی است که از بی خوابی و دوره های ضعف ویرانگر رنج
نیکولای استپانوویچ ، پرفسوری سرشناس، صاحب نشان ها و مدال های متعدد روسی و خارجی است که از بی خوابی و دوره های ضعف ویرانگر رنج می برد. او در مه تاریکی زندگی می کند. نیکولای سعی می کند دلایل کاهش سریع جسمی و روانی خود را در مواجهه با بیماری نامشخص و (طبق پیش فرض خودش) ، مرگ قریب الوقوع در طی شش ماه آینده تحلیل کند. او با دنیای اطرافش احساس بیگانگی می کند و قادر به برقراری ارتباط عاطفی با لیزا و کتیا (به ترتیب دختر و نامادری) اش نیست ، زیرا کاملا از هم گسیخته و از مشکلات خودش رنج می برد. این کتاب را آنتون چخوف در سال 1889 تحت تأثیر مرگ برادرش، نیکولای نوشته است. آن را به عنوان یکی از ماندگارترین آثار چخوف توصیف کرده اند: "یک مطالعه نافذ در ذهن یک استاد پزشکی مسن و در حال مرگ"
📓سرگذشت ملال انگیز✍🏻آنتون_چخوف|دریافت فایل کتاب صوتی

.

نیکولای استپانوویچ ، پرفسوری سرشناس، صاحب نشان ها و مدال های متعدد روسی و خارجی است که از بی خوابی و دوره های ضعف ویرانگر رنج
نیکولای استپانوویچ ، پرفسوری سرشناس، صاحب نشان ها و مدال های متعدد روسی و خارجی است که از بی خوابی و دوره های ضعف ویرانگر رنج می برد. او در مه تاریکی زندگی می کند. نیکولای سعی می کند دلایل کاهش سریع جسمی و روانی خود را در مواجهه با بیماری نامشخص و (طبق پیش فرض خودش) ، مرگ قریب الوقوع در طی شش ماه آینده تحلیل کند. او با دنیای اطرافش احساس بیگانگی می کند و قادر به برقراری ارتباط عاطفی با لیزا و کتیا (به ترتیب دختر و نامادری) اش نیست ، زیرا کاملا از هم گسیخته و از مشکلات خودش رنج می برد. این کتاب را آنتون چخوف در سال 1889 تحت تأثیر مرگ برادرش، نیکولای نوشته است. آن را به عنوان یکی از ماندگارترین آثار چخوف توصیف کرده اند: "یک مطالعه نافذ در ذهن یک استاد پزشکی مسن و در حال مرگ"
📓سرگذشت ملال انگیز✍🏻آنتون_چخوف|🎧دریافت فایل کتاب صوتی

.

استراگون: من دیگه نمی‌تونم این طوری ادامه بدم. ولادیمیر: این چیزیه که فکر می‌کنی. استراگون: اگه از هم جدا بشیم چی؟شاید برای هردومون بهتر باشه. ولادیمیر: فردا خودمون رو دار میزنیم[مکث]مگه اینکه گودو بیاد. استراگون: اگه اومد چی ؟ ولادیمیر: نجات پیدا میکنیم. و من بعد از سالها فهمیدیم گودو برای هرکسی بازتاب متفاوتی داره،گاهی گودو میتونه آغوشی باشه درست قبل از فروپاشی و گاهی دستی که آروم به پشتت زده میشه برای دووم آوردن. گودو برای شما چیه تو لحظاتی که از همه چیز خسته اید؟ 🍀✨💚

ای گل درخشان شو، نیرویی تابان شو و زندگیمو درست کن☺️🌸🌟
ای گل درخشان شو، نیرویی تابان شو و زندگیمو درست کن☺️🌸🌟

Watercolor-A4⋆˚꩜。
Watercolor-A4⋆˚꩜。

و اگر تک‌تک روزهای گذشته را هم که ورق بزنیم، میان تمام آن لحظه‌ها، تکه‌ای از من هنوز بی‌صدا باقی‌ست.
و اگر تک‌تک روزهای گذشته را هم که ورق بزنیم، میان تمام آن لحظه‌ها، تکه‌ای از من هنوز بی‌صدا باقی‌ست.

بدون تردید بسیاری از ما، در پشت چهره‌های شاد و بذله گویی هایمان؛ غرق در وحشتیم. می‌ترسیم مبادا شغل، پول یا زیبایی خود را از دست بدهیم. از پیر شدن می‌ترسیم و از تنها ماندن و زندگی کردن و مردن! و به این خاطر است که رفتارهایمان این چنین جنون آساست؛ و دوای دردمان چیست؟ محبت دیدن، دوست داشته شدن… -اندرو متیوس

.

🌹 بچها ایشون بلاگر کتاب مورد علاقه خودمه: معرفی کتاب‌هاش رو چک کنید عاشقش میشید! :) @BookLovers 📃