کتابخور🍃📚
رفتن به کانال در Telegram
صفحه اینستاگرام https://instagram.com/ketabkhor_?igshid=OGQ5ZDc2ODk2ZA== ارتباط با ادمین و ثبت سفارش : @ketabkhor_admin
نمایش بیشتر2 842
مشترکین
+124 ساعت
-27 روز
-3030 روز
در حال بارگیری داده...
کانالهای مشابه
ابر برچسبها
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
سپتامبر '26
سپتامبر '26
+3
در 0 کانالها
اوت '26
+14
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '26
+20
در 1 کانالها
Get PRO
ژوئن '26
+36
در 0 کانالها
Get PRO
مه '26
+10
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '26
+5
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '26
+2
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '26
+24
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '26
+4
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '25
+36
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '25
+15
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '25
+32
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '25
+37
در 1 کانالها
Get PRO
اوت '25
+59
در 1 کانالها
Get PRO
ژوئیه '25
+18
در 1 کانالها
Get PRO
ژوئن '25
+21
در 0 کانالها
Get PRO
مه '25
+73
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '25
+21
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '25
+29
در 1 کانالها
Get PRO
فوریه '25
+72
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '25
+99
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '24
+116
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '24
+133
در 1 کانالها
Get PRO
اکتبر '24
+115
در 1 کانالها
Get PRO
سپتامبر '24
+153
در 1 کانالها
Get PRO
اوت '24
+56
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '24
+167
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '24
+139
در 1 کانالها
Get PRO
مه '24
+275
در 2 کانالها
Get PRO
آوریل '24
+103
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '24
+253
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '24
+2 409
در 0 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 05 سپتامبر | 0 | |||
| 04 سپتامبر | +1 | |||
| 03 سپتامبر | 0 | |||
| 02 سپتامبر | 0 | |||
| 01 سپتامبر | +2 |
پستهای کانال
| 2 | چکارش کنم این زندگی گه را که شب و روز یخهم را گرفته و ولم نمیکند؟… دیگر تا کی آخر؟…
مرگ قسطی
لویی فردینان سلین | 804 |
| 3 | آنجا توی خانهش مینشیند و هی برای خودش هیولا درست میکند!… سرتاسر روز تنهای تنها!… اینقدر فکر… همهٔ ذهنش را میگیرد… در نهایت بهاش غلبه میکند… این است که عصبی میشود!… دیگر خودش هم نمیفهمد چکار میکند!… چیزهایی میبیند و میشنود که وجود خارجی ندارند!…
مرگ قسطی، لویی فردینان سلین | 713 |
| 4 | باورنکردنی ست!… هولناک است! داریم کجا میرویم آخر؟… من که دارم عقلم را از دست میدهم!… وای چه نکبتی!… افتادهایم توی منجلاب حماقت! من دیگر نمیتوانم! دیگر دارم خفه میشوم!…
مرگ قسطی، لویی فردینان سلین | 927 |
| 5 | بابا میگفت: «قبول، با کمال میل حاضرم زخممعدهتان مال من باشد! به هر ترتیبی، فقط به شرطی که از دست پسرم خلاص بشوم! نمیخواهیدش؟»
مرگ قسطی، لویی فردینان سلین | 1 032 |
| 6 | اگر جای شما بودم، اگر واقعا جای شما بودم میشاشیدم به این دنیا! به همهٔ دنیا! میشنوید! آقا شما زیادی شُلید! تنهای چیزی که بهنظر من میرسد این است! همین!
مرگ قسطی، لویی فردینان سلین | 918 |
| 7 | عجب وضعیست وقتی که تنها جاهایی که برای نفس کشیدن آدم مانده یکی از یکی هولناکتر شده…
مرگ قسطی، لویی فردینان سلین | 1 210 |
| 8 | میتوانی گاهبهگاهی چیزهای خوب و خوشایند تعریف کنی… زندگی همیشه هم نکبت نیست.
مرگ قسطی، لویی فردینان سلین | 1 322 |
| 9 | دلم میخواهد توفان از این هم بیشتر قشقرق بکند، سقف خانهها بریزد پایین، بهار دیگر نیاید، خانهمان محو بشود.
مرگ قسطی، لویی فردینان سلین | 1 386 |
| 10 | در عمق آدم خوشقلبی بود.
من هم خوشقلب بودم.
اما زندگی مسالهاش قلب نیست.
مرگ قسطی، لویی فردینان سلین | 1 447 |
| 11 | ادبیات باید راهنما باشد یا تسلابخش؟ | 1 465 |
| 12 | چطور میشود مانع دوست داشتن جاهایی شد که رنجمان دادهاند؟
کلیا
چهارگانه اسکندریه | 1 044 |
| 13 | ممکن است دورتادور جهان را بزنی و هر دو سرِ زمین را با سطورِ خود به تسخیر درآوری و با این حال خودت هرگز صدای آواز را نشنوی.
کلیا
چهارگانه اسکندریه | 1 175 |
| 14 | از بین همهی اعمال به نظرم درآمیختن تنها مهمترین است، همانی که روحمان را بیش از همیشه برملا میسازد.
کلیا
چهارگانه اسکندریه | 1 212 |
| 15 | نیمه بیدار بودن هم میان خوابگردها اولش ترسناک است. بعدها یاد میگیری تظاهر کنی!
کلیا
چهارگامه اسکندریه | 1 091 |
| 16 | ما همهمان در چنگال حصار عاطفهای هستیم که دور یکدیگر میکشیم. خودت این را گفتی. شاید تنها مرض ما این باشد که مشتاق حقیقتی هستیم خارج از طاقتمان، به جای آنکه به قصههایی قانع باشیم که برای همدیگر میبافیم.
کلیا
چهارگانه اسکندریه | 1 048 |
| 17 | زندگی واقعی از کدام نقطه شروع میشود؟
کلیا | 938 |
| 18 | در رنج کشیدن، آن چنان که من میکشیدم، هیچ سودی نیست؛ بلاهتبار، مثل حیوانی بارکش در عذابی طاقتفرسا بهخاطر زخمهایی که زبانش به آنها نمیرسد.
کلیا
جلد چهارم چهارگانه اسکندریه | 972 |
| 19 | در رنج کشیدن، آن چنان که من میکشیدم، هیچ سودی نیست؛ بلاهتبار، مثل حیوانی بارکش در عذابی طاقتفرسا بهخاطر زخمهایی که زبانش به آنها نمیرسد.
کلیا
جلد چهارم چهارگانه اسکندریه | 1 |
| 20 | ناگهان حس کرد دیگر هیچ مقصد مشخصی ندارد. هر انگیزهای، هر میلی ته کشیده و از میان رفته بود.
مونت آلیو
چهارگانه اسکندریه | 801 |
