پیکسلهایی که زندگیست
رفتن به کانال در Telegram
4 063
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
-1330 روز
در حال بارگیری داده...
جذب مشترکین
آوریل '26
آوریل '26
+4
در 0 کانالها
مارس '26
+7
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '26
+86
در 2 کانالها
Get PRO
ژانویه '26
+20
در 1 کانالها
Get PRO
دسامبر '25
+127
در 7 کانالها
Get PRO
نوامبر '25
+83
در 4 کانالها
Get PRO
اکتبر '25
+121
در 10 کانالها
Get PRO
سپتامبر '25
+87
در 11 کانالها
Get PRO
اوت '25
+114
در 7 کانالها
Get PRO
ژوئیه '25
+88
در 7 کانالها
Get PRO
ژوئن '25
+88
در 3 کانالها
Get PRO
مه '25
+211
در 10 کانالها
Get PRO
آوریل '25
+208
در 9 کانالها
Get PRO
مارس '25
+217
در 9 کانالها
Get PRO
فوریه '25
+144
در 4 کانالها
Get PRO
ژانویه '25
+143
در 3 کانالها
Get PRO
دسامبر '24
+215
در 5 کانالها
Get PRO
نوامبر '24
+242
در 10 کانالها
Get PRO
اکتبر '24
+239
در 11 کانالها
Get PRO
سپتامبر '24
+325
در 12 کانالها
Get PRO
اوت '24
+364
در 11 کانالها
Get PRO
ژوئیه '24
+252
در 10 کانالها
Get PRO
ژوئن '24
+175
در 10 کانالها
Get PRO
مه '24
+316
در 15 کانالها
Get PRO
آوریل '24
+186
در 9 کانالها
Get PRO
مارس '24
+204
در 8 کانالها
Get PRO
فوریه '24
+341
در 6 کانالها
Get PRO
ژانویه '24
+339
در 9 کانالها
Get PRO
دسامبر '23
+283
در 6 کانالها
Get PRO
نوامبر '23
+357
در 15 کانالها
Get PRO
اکتبر '23
+237
در 11 کانالها
Get PRO
سپتامبر '23
+92
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '23
+92
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '23
+72
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '23
+65
در 0 کانالها
Get PRO
مه '23
+64
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '23
+96
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '23
+386
در 0 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 06 آوریل | 0 | |||
| 05 آوریل | +3 | |||
| 04 آوریل | 0 | |||
| 03 آوریل | +1 | |||
| 02 آوریل | 0 | |||
| 01 آوریل | 0 |
پستهای کانال
ای سرزمین خائنان.
من که به دیدن گُلی میمیرم، چرا به رگبار میکشیام؟ وطن آن قوطی شکستهی پر از باران و زنگ، وطن آن کاسهی خالی پر از تهمانده زهر. فریاد برمیآرم: وطن این سنتور را شکست و سوناتهای وحشتزده را کشت.
من پیانوی گل را مینواختم. ملودی گیاه را در پهندشتها میساختم، صبحگاهانِ بهار از درون مزرعهی گندمزار میگذشتم و سنبلان خفته را برای عشق آماده میکردم، وطن مرا به همراه غنچهها بیرون کرد. من که ضرباهنگ باد را با روح، صدای گرداب را با تپش قلب موزون میکردم.
...
ای سرزمین بیشرفان.
من که به آواز میمیرم، چرا به خنجر میکشیام؟
بختیار علی
خنده غمگینترت میکند
ترجمهی مریوان حلبچهای
| 2 | انگار تبدیل شدم به یک برگ — آن لحظه همهچیز امن بود اما منتظر بودم تا با ملایمترین نسیمی روی زمین بیفتم.
لوسی جونز
فراق بهشت (چرا ذهنمان به آغوش طبیعت نیاز دارد؟)
ترجمهی مریم خدادادی
| 0 |
| 3 | وقتی هرگز آرامش قدمزدن در جنگل را تجربه نکردهاند یا آواز بلبل را نشنیدهاند، چه چیزهایی را بهخاطر این بیخبریشان از دست میدهند؟ نمیتوانیم کسی را دوست داشته باشیم وقتی هیچ شناختی از او نداریم، توجهی به او نمیکنیم یا با او وقت نمیگذرانیم.
لوسی جونز
فراق بهشت (چرا ذهنمان به آغوش طبیعت نیاز دارد؟)
ترجمهی مریم خدادادی
| 0 |
| 4 | مگر میشود چیزی را که هیچوقت نشناختهایم و از آن بیخبر بودهایم از دست بدهیم؟
لوسی جونز
فراق بهشت (چرا ذهنمان به آغوش طبیعت نیاز دارد؟)
ترجمهی مریم خدادادی
| 0 |
| 5 | آیا هیچ پرندهای
از لبهی پنجرهای
به قصدِ خودکشی پریده است؟
چه قرصی مصرف میکنند اسکلهها
تا زانو در آب
نشستهاند در برابرِ غروب
که چه چیزی را به یاد بیاورند؟
آیا کسی هست که شهادت دهد
ما در نگاتیوهای سوخته میخندیدیم؟
رضا جمالی حاجیانی
چند ورقه مه
| 0 |
| 6 | تنهایی در من
چون کودکی در تونلی بلند
جیغ میکشد
رضا جمالی حاجیانی
چند ورقه مه
| 0 |
| 7 | فکر که نباشد عظمتی هم نیست و عظمت که نباشد زیبایی نیست.
گوستاو فلوبر
تربیت احساسات، ترجمهی مهدی سحابی
| 0 |
| 8 | دورانِ برف است
ردپاهایی که میروند
برنمیگردند
رضا جمالی حاجیانی
چند ورقه مه
| 0 |
| 9 | میدانی؟ میگویند در سینهی آدم قسمتی هست که محکم به آن میکوبی، به قدر کافی میکوبی؛ قلب آدم با این کوبیدن میترکد. شبیه دروغی است که باید باور کنم واقعیت دارد.
کریستین اوکیف آپتویچ
ترجمهی سینا کمالآبادی
| 0 |
| 10 | چه میشد اگر دلی به دریا میزد و آنچه را که شادکامیاش به آن وابسته بود درجا به زبان میآورد؟
گوستاو فلوبر
تربیت احساسات، ترجمهی مهدی سحابی
| 0 |
| 11 | اگر زنی دوستم داشت شاید کاری از دستم برمیآمد... چرا میخندی؟ عشق خوراک و هوای نبوغ است. آثار عالی حاصلِ عواطف خارقالعاده است. اما این که بگردم و کسی را که به دردم میخورد پیدا کنم، اصلاً خیالش را ندارم! اگر هم همچو کسی را پیدا کنم، طردم میکند. من از نسل محرومانیام که با گنجینهای از، چه میدانم، شیشهخورده یا الماس منقرض میشود.
گوستاو فلوبر
تربیت احساسات، ترجمهی مهدی سحابی | 0 |
| 12 |
@pixels_ThatAreLife | 0 |
| 13 |
روحت شاد مرد. ممنون برای زیباییای که به سهم خودت به جهان بخشیدی🖤
@pixels_ThatAreLife | 0 |
| 14 | غبار غم برود حال خوش شود
حافظ
یلدا مبارک. خوش باشید. | 0 |
| 15 | طبیعت از پسِ گردن بلندم کرد و من برای مدتی همانجا در دهانش آرام گرفتم.
لوسی جونز
فراق بهشت (چرا ذهنمان به آغوش طبیعت نیاز دارد؟)
ترجمهی مریم خدادادی
| 0 |
| 16 | درختی که ترانههایش چیده میشود
هیچ پرندهای بر شاخههای سوختهاش پر نمیزند
این را تمام فصلهای ناتمام میدانند
به پیوند شاخههایم با پنجرههای بلند فکر میکنم
و در غروب ریشههایم
کمکم از چشم تبر میافتم.
بهزاد زرینپور
ای کاش آفتاب از چهارسو بتابد
| 0 |
| 17 | اگر دوباره به آنچه بیستساله بودم فکر کنم، همهچی در من بهقدری تغییر و تبدیل و پیدا کرده، که برایم مشکل است دوباره خودم را بشناسم.
ناتالیا گینزبورگ
خانهی لب دریا، ترجمهی م. طاهر نوکنده
| 0 |
| 18 | گاهی، فراموشیِ یک خاطره، مانند حذف بخشی از یک جمله در یک متن، نهتنها مایهی گنگی نمیشود، که به رسیدن به یقینی پیشهنگام کمک میکند.
مارسل پروست
در جستجوی زمان از دست رفته
در سایه دوشیزگان شکوفا، ترجمهی مهدی سحابی
| 0 |
| 19 | معشوقها مسکیناند و در خطر. زنهار که از خود فراتر روند و بدل به عاشقان شوند. حریم عشاق امنیت محض است. کسی به ایشان شک نمیبرد و خود در موقعیتی نیستند که خود را برملا کنند. راز درونشان منزه شده است و همانند بلبلان، آن را یکریز سر میدهند، اما طبیعت سراپا با ایشان هماهنگ میشود: این ناله برای یگانهای است فناناپذیر. در طلب آن کس که از دست دادهاند سر میگذارند، اما با نخستین گام از او پیشی میگیرند.
راینر ماریا ریلکه
دفترهای مالده لائوریس بریگه
ترجمهی مهدی غبرائی
| 0 |
| 20 | معشوقبودن فناست و عاشقبودن دوام.
راینر ماریا ریلکه
دفترهای مالده لائوریس بریگه
ترجمهی مهدی غبرائی
| 0 |
