دقایق زبانی
رفتن به کانال در Telegram
در این کانال، با نگاه از دریچهٔ زبانهای دیگر، به نکتههای ظریف زبان فارسی میپردازم Ph.D. in TEFL (applied linguistics), English teacher, translator, editor, writer, copywriter @A_parsazadeh
نمایش بیشتر567
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-27 روز
-430 روز
آرشیو پست ها
567
کدام گزینه را برای معادل «برانکار / برانکارد» بیشتر میپسندید؟
(انتخاب بیش از یک گزینه ممکن است.)
567
چیستان
چیست آن موجودِ ناموجودِ جمع که نام خانوادگیاش مؤنث است و نام کوچکش برابر است با ویژگی ماه تمامعیار؟
پاسخ:
چیستان پنجم
طراح: نگارنده
#چیستان
567
تا آنجا که میدانم «شهین» (نام زن) و «شاهین» (نام مرد) هر دو معنایش یکی است. در واقع، شهین صورت کوتاهشدهٔ شاهین است. پ.ن. تصویر از وبگاه name farsi.com گرفته شده است.
#اسم #نام #ریشهشناسی
567
دوستانی که هیچکدام از این واژهها را زیباترین نمیدانند، میتوانند پیشنهادشان را مطرح کنند تا در نظرسنجیهای آینده افزوده شود.
567
از لحاظ مفهوم، زیباترین واژه کدام است؟
(انتخاب بیش از یک گزینه ممکن است.)
567
بهنام خدای زبانآفرین
در فارسی، معادل روشن و همهپسندی برای lane وجود ندارد. ظاهراً دستکم با پنج برابر تقریبی ناپارسی روبهروییم:
مسیر، مانند مسیر دوچرخه (bicycle lane)؛
خط، مانند خط ویژه (exclusive lane)؛
باند، مانند بزرگراه چهاربانده (four-lane highway)؛
بین دو خط، مانند از بین دو خط برانید (drive in the lane)؛
لاین (بهاشتباه بهجای lane استفاده میشود)، مانند چرا لاین عوض کرد؟
(Why did he switch lanes?)
🔷 گفتنی است که lane علاوهبر جاده (برای ماشین و دوچرخه)، در مسیر دو و میدانی و استخر شنا نیز دیده میشود. بدیهی است برابرهای پیشنهادی بهتر است این کاربردهای متفاوت را نشان دهند.
🔷 برای معادل lane، پیشنهاد همراهان بهقرار زیر است:
راستک، نوارک، روانره، رانره (استاد شکرچی)؛ نواره (کاربر Ms L)؛ گذرک (کاربر Radi)؛ گذر (آقای رجایی)؛ رهک، رانک، راهچه، رهجا، خطراه، راهران، خطران (دکتر پاژین).
🔷 پیشنهادهای نگارنده بهترتیب اولویت بهقرار زیر است:
پهنک،
میانک،
میانا،
باریکا،
راهک،
رهمیان.
.
#لاین #لین #نوواژه #میانا #میانک #اشتباه_رایج
#lane
Telegram: https://t.me/language_niceties
Instagram: https://instagram.com/language_niceties
A. Parsazadeh
567
آیا «فَرنوشت» (کوتاهشدهٔ فرنوشته) و «فرنوشتکار» میتوانند برابرهای درخوری برای copy و copywriter باشند؟
567
آیا «فَرگفت» (کوتاهشدهٔ فرگفته) و «فرگفتنویس» میتوانند برابرهای درخوری برای copy و copywriter باشند؟
567
آیا «فَرگویه» و «فرگویهنویس» میتوانند برابرهای درخوری برای copy copywriter باشند؟
567
آیا «گزارک» و «گزارکنویس» میتوانند برابرهای درخوری برای copy و copywriter باشند؟
567
Repost from انگلیسی زیر ذرهبین🔎
«نخستین عبارت دیباچهی کتاب [دُن کیشوت]، به قلم خود نویسنده و خطاب به خواننده، چنین آغاز میشد: (Lecteur inoccupé) – ای خوانندۀ فارغالبال.
برای واژهی (inoccupé) در فرهنگهای فرانسه به فارسی چندین معنی نوشته شده بود، از قبیل "غیر مشغول"، "بیکار"، "غیر گرفتار"، "آزادوقت"، "بدون مشغله"؛ ولی هیچیک از این معادلها منظور مرا برنمیآورد. تا آخر واژهی بسیار آهنگین و متناسب "فارغالبال" بهذهنم آمد و نزدیک بود ارشمیدسوار به کوچه بزنم و فریاد بردارم که: "یافتم...یافتم".
ترجمه تنها با سواد داشتن و زبان بیگانه دانستن میسر نیست، و علاوه بر آنها که البته شرایط لازمند ولی کافی نیستند، مترجم باید ذوق و قریحهی ترجمه و استعداد خاص این کار را توأم با ذوق سلیمِ شعرشناسی و زیباپسندی داشته باشد.»
- محمد قاضی (۱۳۷۶-۱۲۹۲)
(خاطرات یک مترجم/صص ۳۱۱ و ۳۱۲/نشر زندهرود/۱۳۷۱)
@Englishnutsbolts
