عتائق
رفتن به کانال در Telegram
802
مشترکین
+124 ساعت
+27 روز
+230 روز
آرشیو پست ها
801
Repost from أدَبِسْتان
✍ با تأمل بخوانیم:
بِقَدرِ لُغاتِ المَرءِ يَكثُرُ نَفعُهُ
فَتِلكَ لَهُ عِندَ المُلِمّاتِ أَعوانُ
تَهافَت عَلى حِفظِ اللُغاتِ مُجاهِداً
فَكُلُّ لِسانٍ في الحَقيقَةِ إِنسانُ
▫️ صفیالدین حلّی
🏷 ترجمه فارسی
«به اندازهی زبانهایی که انسان میداند، سودمندی و کارآمدیاش فزونی مییابد؛ چرا که آن زبانها به گاهِ پیشامدهای سخت و دشوار، یاور و مددکار او خواهند بود. پس با تمام توان و مجاهدت در آموختن و پاسداشتِ زبانها بشتاب، زیرا در حقیقت هر زبانی [که فرا میگیری]، خود به مثابهی انسانی دیگر است.»🏷 ترجمه منظوم
به هر اندازه دانی تو زبانها فزاید نفعِ تو در این جهانها بکوش اندر زبانآموزیِ خویش که هر یک گویشی، فردیست از پیش #لغویات #ادبیات 🍃 @Adab_estaan
801
"من دوست دارم دوستان یه مقدار کتابهای حوزه رو هم بشناسند و ببینند چه کارهایی داره انجام میشه. واقعیتش اینها خاطرات بنده است دیگه. من این کتابها رو چنان که میبینید خیلیهاش رو یا خواندهام یا اینکه این نسخهی دومی است که تهیه کردهام. آن نسخه کلاً تکه پاره شده و دوستان دیدهاند که اتاق کار ما که به چه نحوی است"❇️ سخنانی از سنخ سنت علمورزی دانشیمردان روزگاران کهن، که در این ایام عدیم النظیر است. پ.ن. شنیدن این فقرات و مرور خاطرات توفیق تورق همان تکه پارهها، آتشی را منتعش کرد، که زیر کوه خاکستر دلمردگی حاصل از سیزده ماه رزیدنتی مدفون شده بود. کانال عتائق 📝 @ataeq
801
Repost from نُسخۀ خطی
💠 تلنگر
#نسخه_خوانی
یک جو اَگَرَت کم زِ دِرَم میگردد
زان خاطر عاطرت دُژَم¹ میگردد
وین فکر نمی کنی که هر شب روزی
از عمر گرامی تو کم میگردد
ــــــ
ای گُم شده در تیه ضلالت شب و روز
از کردۀ خود برده خجالت شب و روز
ما بی خبریم و میکند هر نَفَسی
بر رفتن عمر ما دلالت شب و روز
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔸 شاعر/شاعران: در این نسخه مشخص نیست.
📕 مجموعه خطی عربی، ترکی و فارسی محفوظ در دانشگاه پرینستون به شماره 9975186303506421
✍️ ¹- دژم. [ دُ ژَ / دِ ژَ ] ( ص ): افسرده و غمگین و اندوهناک و آشفته. (دهخدا)
#️⃣ #حکمت #ادبیات_تعلیمی #غفلت_از_زندگی #عمر_گذران #محاسبه_نفس #تلنگر #نقد_حال
@manuscript_ir
〰️🍃🌺
801
دل ز هاما یار و هاما صبرمون ادگا ز دل
دل کژ ادگا ای خدا هاما چیامون ادگوا
دِر هزه رامون به مین مِجّتی بیکفت و شیخ
توبَژ از هاما و هاما زژ دعامون ادگوا
بی اثر به ذکر شیخ و توبهی هاما بله
این نَبه اون رایِ خیری کِز خدامون ادگوا
[دل ز ما دلدار را میجست و ما از دل شکیب
دل کرا میجست یارب ما چه را میخواستیم
دی ز مستی راه ما در مسجدی افتاده بود
شیخ از ما توبه ما از وی دعا میخواستیم
ذکر شیخ و توبهی ما هر دو بیتاثیر بود
این نبود آن راه تقوایی که ما میخواستیم]
📚 شعر و ترجمهی منظوم آن هر دو از مرحوم یوسف بخشی
کانال عتائق 📝 @ataeq
801
Repost from تالار آینه
🔹🔷🔹
ملّا احمدِ نراقی، فقیهِ بزرگِ عصرِ قاجار، فرموده است:
إنصاف کُجا رفت؟! ببین مدرسه کردند
جایی که دَر آن میکده بُنیاد توان کرد!
پ.ن.:
باز «مِهر» آمد و خاطرهٔ عُمرِ عَزیزی که در ایّامِ مدرسه تلف شد و استعدادهایِ فراوانی که تباه گردید، تجدید شد. ... .
آن روزهایِ دوزخی را با اُمیدواری تاب آوردیم؛ و امروز بیشینهٔ آن اُمیدها را واهی و کثیری از آرزوهامان را بربادرفته مییابیم.
... این نیز بگذرد!
ج.ج.
@talar_ayne
801
Repost from نُسخۀ خطی
💠 ذهق الدّولة ببولة.
#نسخه_خوانی
حکایت تاریخی
گویند مروان حمار، آخرین خلیفۀ اموی، در هنگام جنگ، پیاده شد که بول [یا ادرار] کند. لشکریانِ او [ با ندیدن او بر روی اسبش] به توهّمِ آنکه [او] کُشتهشد، از هم پاشیده [و] رو به هزیمت نهادند!
ظریفی گفت:
ذهق الدّولة ببولة.
دولتی به شاشی رفت!
و این عبارت، ضربالمثل شد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
📕 یک مجموعه دستنوشتههای محفوظ در کتابخانه ملی.
#️⃣ #حکایت #مروان_حمار #قدرت_شکننده #ضربالمثل
@manuscript_ir
〰️🍃🌺
801
Repost from N/a
#یاداشت۶۶
صبحی ندمد ز آخر هیچ شبی
تا تازه به رویم نرساند تعبی
حاصلْ منِ بیدولتِ حرمانروزی
دارم ز تر و خشکِ جهان چشم و لبی
الامام ظهیرالدین ولی النسوی
به نقل از لباب الالباب عوفی به تصحیح ادوارد جی. براون با مقدمه محمد قزوینی و تصحیحات جدید و حواشی و تعلیقات سعید نفیسی، چاپ اول، انتشارات هرمس:۱۳۸۹، ص۲۶۴
https://t.me/palize_parsi
801
ترجمه:
[ادبیات در کاسه نمیتوان ترید کرد. آشپز را گفتم از جیمیه شمّاخ چیزی برای من بپزد، نپخت، بر قصاب ادب الکتّاب را فروخواندم گوش نداد، بر حمامی ابی تمام را خواندم، فایدت نبخشید، مقطعات لجّام را به حجّام دادم دشنامم داد، در خانه زیت نبود هزار بیت از کُمیت خواندم، آتشی فراهم نشد، دانم که اگر ارجوزه عجّاج در ادویه سکباج به کار می آمد! فراوان داشتم، اما چه سود؟!]
📚معجم الادباء، ج۲
کانال عتائق 📝 @ataeq
801
🪙سیم🥈
[نحو مبرَّد را به نانوا عرضه کردم، و کتابهای نفیس خلیل بن احمد را
و تعبیر خواب ابن سیرین را، و خط مهلهل را، و توحید جهم بن صفوان را پس از فقه محمد
و شعر کمیت بن زید، و جرول بن اوس را برایش خواندم. و آواز ابومروان غریض و مَعبَد بن وهب را برایش سرودم.
هیچ کدام به کارم نیامد تا اینکه گفت این دایرهی سفیدی را ببین که در دست صدا میدهد (کنایه از سکهی نقره)]
📚البدائع، شیخ محمدتقی تستری
کانال عتائق 📝 @ataeq
801
Repost from ایبنا (خبرگزاری کتاب ایران)
🔰گفتوگو با حامد آرضائی، پژوهشگر تاریخ علم دانشگاه تهران
ابنسینا؛ فراتر از چهره آشنای یک طبیب
🔸حامد آرضائی: ابنسینا با «قانون فی طب»، دانش پراکنده پزشکی را در قالبی منظم و ماندگار سامان داد. این فیلسوف-پزشک ایرانی، با پیوند دادن تجربه بالینی و استدلال فلسفی، الگویی ساخت که قرنها در جهان اسلام و اروپا مرجع آموزش پزشکی بود.
🔸تردیدی نیست که ابنسینا در مباحث «نظریِ» پزشکی فوقالعاده توانمند بود. این تسلط تئوریک، ریشه در مقام او به عنوان یک فیلسوف و اندیشهورز نامدار دارد. مجلد نخست کتاب قانون که به مباحث پایهای و نظری اختصاص دارد، بعدها بهشدت مورد توجه پزشکانی قرار گرفت که با رویکردی فلسفی و تئوریک به دنبال درک ماهیت بیماریها و سلامت بودند.
🔸دربارهی سنت علمی او نیز باید گفت که ابنسینا، همچون سایر حوزههای اندیشهاش، از آزادی فکری ویژهای برخوردار بود. او ضمن تسلط بر اصول و مبانی پزشکی پیشینیان نظیر جالینوس و پزشکان پیش از خود، در صورت لزوم به نقد جدی آرای آنها میپرداخت و دیدگاههای نوین و مستقل خود را پیش میکشید.
🔸 او مهمترین کتاب فلسفی خود را که شاید تأثیرگذارترین کتاب فلسفی قرون میانه باشد، با نامی پزشکی مینامد؛ «الشّفاء»؛ و متقابلاً مهمترین کتاب پزشکی خود را با نامی که بار حقوقی، منطقی و نظرورزانه دارد نامگذاری میکند؛ القانون.
🔸ابنسینا در گزارش دوران کودکی و نوجوانی خود میگوید پس از فراگیری ادبیات و قرآن، در حدود دهسالگی به ریاضیات و هندسه روی آورده است. او اصول اقلیدس در هندسه و مجسطی بطلمیوس در نجوم را نزد استادش ابوعبدالله ناتلی خواند و خیلی زود از استاد خود پیشی گرفت. این برآمده از یک سنت کهن بود که آموزش ریاضیات را مقدم بر سایر علوم میدانستند.
ibna.ir/x6JDf
@ibna_official
801
Repost from نُسخۀ خطی
#نسخه_خوانی
حضرت میرزا حبیبالله!
گر نیایَم بَرِ تو معذورم
دارویَت بُرده نورِ چشم مرا
چه کنم؟ از خجالتت کورم
ــــ
ایضا نقل قولی است منتسب به حکیم لعلی تبریزی: ملک الموت رفت پیش خدا گفت سبحان ربّی الاعلی یک طبیبی است در فلان کوچه من یکی قبض و او کند صد تا یا بفرما که جان او گیرم یا مرا خدمتی دگر فرماــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 🔸 شاعر: نامشخص. 📕 یک مجموعۀ خطی مجلس #️⃣ #طبیب #طبابت @manuscript_ir 〰️🍃🌺
801
Repost from أدَبِسْتان
🪶 نمیدانم چرا هرچه به روز پزشک نزدیکتر میشویم، تمایل بیشتری برای بهاشتراکگذاری اینگونه ابیات مییابم. 😊
💠 با عرض احترام صمیمانه و ارادت قلبی خدمت همکاران ارجمند پزشک ام، اینبار دردِ دل فتیانِ شاغوری شاعر عصر ایوبی، از پزشکی نصر نام را میخوانیم:
نَصرٌ طَبيبٌ وَلَكِن لَم يَعُد أَحَداً
إِلا وَساقَ إِلَيهِ طِبُّهُ الأَجَلا
فَظَلَّ يُنشِدُ وَالأَسقامُ تَنهَبُهُ
أَحيا وَأَيسَرُ ما قاسَيتُ ما قَتَلا
كَم قائِلٍ قال لَولاهُ لما وَجَدَت
لَها المَنايا إِلى أَرواحِنا سُبُلا
طبیبی است «نصر» و در این روزگار
نرفته به بالینِ یک بیقرار،
مگر آنکه درمان و دارویِ او
اجل را کشاندهست در کویِ او!
مریضی که از طبِّ او خسته شد
به تاراجِ امراض پیوسته شد،
بنالید: «حیرانم از کارِ جان!
که جان بُردهام زِین بلایِ گران؛
که آسانترین رنجِ او قاتل است،
چو دارویِ او زهرِ هلاهل است!»
بسا کَس که گفتا زِ رویِ خِرَد
(که جان از دمِ تیغِ نصرت بَرَد؟):
«گر این نصرِ درمانکُش اینجا نبود،
اجل راه بر جانِ ما کِی گشود؟!»
#طبیات
#هجویات
🍃 @Adab_estaan
801
Repost from أدَبِسْتان
✍ اگر پزشک هستید بسیار مراقب باشید که شاعری همچون این بلبل عاشق، بیدرمانِ نتیجهبخش از حضورتان مرخص نشود.
🪶 این شاعر خوش لفظ شیرین سخن، آبرو برای پزشک همدوره اش ابن شمعون باقی نگذاشته است:
أَفْنَی ابْنُ شَمْعُونَ جَمِیعَ الْوَرَی
فَلَیْتَ لَوْ یُعْدِمُنَا طِبَّهُ
لَسْتُ أُطِیلُ الشَّرْحَ فِی وَصْفِهِ
لَوْ عَالَجَ الْخِضْرَ قَضَی نَحْبَهُ
#بلبل_الغرام_حاجری
جهان را کُشت طِبِّ ابنِ شمعون
دریغا کاش دست از کار بستی!
سخن کوتاه، در توصیفِ دستش:
اگر بر خضر رفتی، جان گسستی!
🏷 مضمون بیت واپسین، معرکه است!
#طبیات
#خضریات
🍃 @Adab_estaan
801
😳محالات سهگانه🤯
لَمَّا رَأَيْتُ بَنِي الزَّمَانِ وَمَا بِهِمْ
خِلٌّ وَفِيٌّ لِلشَّدَائِدِ أَصْطَفِي
أَيْقَنْتُ أَنَّ الْمُسْتَحِيلَ ثَلَاثَةٌ:
الْغُولُ وَالْعَنْقَاءُ وَالْخِلُّ الْوَفِيُّ
[وقتی مردم روزگار را دیدم و آنچه در ایشان است،
تا دوستِ وفاداری برای سختیها برگزینم.
یقین کردم که سه چیز محال است:
غول و سیمرغ و دوستِ وفادار.]
📚صفي الدين حلّي
کانال عتائق 📝 @ataeq
801
🫀دل و دماغ ندارم!🧠
در اندیشهی پیشینیان، وجه ممیّز حیوانات از گیاهان، حس و حرکت است. و در باب اینکه مبدأ و منشأ این نیرو، کدام اندام است، بین فلاسفه و پزشکان قدیم، بحثهای بسیاری درگرفته است؛ تا جاییکه پای این مشاجره به کتاب قانون ابن سینا هم باز شده است.
نگارنده احتمالاً بخاطر سرککشیدن بیجا به این نزاع، ناخواسته وارد درگیری شده و عبارتی را که دو سال پیش به مناسبت آزمون ارتقای دوستی نوشته بود که احتمالاً به پیروی از ارسطو تخصص قلب میخواند؛ امروز به مناسبت آزمون ارتقای فردای خودش مرور میکند، درحالیکه دستیار جراحی مغز و اعصاب است و موافق جالینوس.
از خوانندگان استدعا دارم برای توفیق همهی شرکت کنندگان در آزمون ارتقای دستیاران، دعا فرمایند؛ بیآنکه بین تابعان جالینوس و ارسطو تفاوتی قائل شوند.
کانال عتائق 📝 @ataeq
801
Repost from نُسخۀ خطی
💠 ای هیچ! برای هیچ، بیهوده مپیچ.
#نسخه_خوانی
گیتی بُنِ خار و بختِ من چون خرگوش
دوران، سگ تیزپا و من، بار به دوش
دندانِ سگ است و لاشِ خَر آخرِ کار
بر خویش مگیر سخت و بیهوده مکوش
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔸 شاعر: که در این کتیبه ذکر نشدهاست، حکیم عارف ایگی، از شاعران مهاجر به هند و متوفی در 1028 قمری در بنگاله است. (ر.ک: تذکره میخانه ، ص 628 )
✍️ خوشنویس: محمدشریف (خوشنویس قرن یازدهم).
📕 مجموعه ( Supplément Persan 392 ) کتابخانه ملی فرانسه.
#️⃣ #حکمت #ادبیات_تعلیمی #پند_و_اندرز #فلسفه_زندگی #جهان_فانی #قناعت
@manuscript_ir
〰️🍃🌺
