fa
Feedback
أدَبِسْتان

أدَبِسْتان

رفتن به کانال در Telegram

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
223
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+77 روز
+1130 روز

در حال بارگیری داده...

کانال‌های مشابه
هیچ داده‌ای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
ابر برچسب‌ها
هیچ داده‌ای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
سپتامبر '26
سپتامبر '26
+9
در 0 کانال‌ها
اوت '26
+27
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '260
در 2 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '26
+1
در 1 کانال‌ها
Get PRO
مه '260
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '26
+3
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '260
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '260
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '26
+9
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '250
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '25
+7
در 1 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '25
+2
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '250
در 3 کانال‌ها
Get PRO
اوت '250
در 4 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '250
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '25
+22
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '250
در 1 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '25
+7
در 2 کانال‌ها
Get PRO
مارس '250
در 2 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '250
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '250
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '240
در 2 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '24
+17
در 1 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '240
در 1 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '24
+20
در 1 کانال‌ها
Get PRO
اوت '240
در 2 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '240
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '240
در 1 کانال‌ها
Get PRO
مه '240
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '240
در 1 کانال‌ها
Get PRO
مارس '240
در 1 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '24
+110
در 0 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
11 سپتامبر0
10 سپتامبر0
09 سپتامبر0
08 سپتامبر0
07 سپتامبر+1
06 سپتامبر+1
05 سپتامبر+5
04 سپتامبر0
03 سپتامبر+1
02 سپتامبر+1
01 سپتامبر0
پست‌های کانال
💠 «یکی از خاندان نوبخت روایت کرد که روزی ابراهیم بن سیّار نظّام بیامد و نشانِ سرای #ابونواس از ما بازجُست. بدو گفتیم: در آن
💠 «یکی از خاندان نوبخت روایت کرد که روزی ابراهیم بن سیّار نظّام بیامد و نشانِ سرای #ابونواس از ما بازجُست. بدو گفتیم: در آن بالاخانه (غُرفه) می‌نشیند؛ و اشاره کردیم به حجره‌ای که در آن اقامت داشت، و او را غلامی سیاه‌پوست و خری سیاه بود. ▫️نظّام از وی اجازتی خواست و گفت: آن سروده‌ات را بر من بازخوان که گفتی:
زِ من بنهادی آن اندک‌نشانی که از هر اندکی اندک‌تر آمد چنان جزئی که نپذیرد تجزّی به گفتن از دمِ «لا» کمتر آمد! «[از جور خویش] از من اندکی برجای نهادی، که از هر اندکی، اندک‌تر است؛ آن‌چنان ناچیز که گویی بخش‌پذیر نیست، و در واژه، از لفظِ «لا» (نه) نیز کوتاه‌تر است.»
▫️ پس ابونواس شعر را برایش خواند. نظّام بدو گفت: تو در این معنی، سخن‌ورترینِ مردمان هستی! ما روزگاری است که اندر مسئلهٔ «جزء لایتجزّأ» غوطه می‌زنیم و دادِ سخن می‌دهیم، لیکن آنچه از گفتار بر ما حاصل شد، هرگز به آنچه تو در یک بیت فراهم آورده‌ای نرسید.» #طبیعیات #ادبیات 🍃 @Adab_estaan

2
«حَدَّثَ بَعْضُ آلِ نَوْبَخْتَ، قَالَ: جَاءَ النَّظَّامُ يَوْماً فَسَأَلَنَا عَنْ مَنْزِلِ أَبِي نُوَاسٍ، فَقُلْنَا لَهُ: إِن
«حَدَّثَ بَعْضُ آلِ نَوْبَخْتَ، قَالَ: جَاءَ النَّظَّامُ يَوْماً فَسَأَلَنَا عَنْ مَنْزِلِ أَبِي نُوَاسٍ، فَقُلْنَا لَهُ: إِنَّهُ يَسْكُنُ تِلْكَ الْغُرْفَةَ، وَأَوْمَأْنَا إِلَى غُرْفَةٍ كَانَ يَنْزِلُهَا، وَكَانَ لَهُ غُلَامٌ أَسْوَدُ وَحِمَارٌ أَسْوَدُ. قَالَ: فَاسْتَأْذَنَ عَلَيْهِ وَقَالَ لَهُ: أَنْشِدْنِي قَوْلَكَ: تَرَكْـتَ مِنِّـي قَلِيــلاً مِنَ الْقَلِيـلِ أَقَـلَّا يَكَــادُ لَا يَتَجَــزَّأْ أَقَـلَّ فِي اللَّفْظِ مِنْ «لَا» فَأَنْشَدَهُ، فَقَالَ لَهُ النَّظَّامُ: أَنْتَ أَشْعَرُ النَّاسِ فِي هَذَا الْمَعْنَى، وَ«الْجُزْءُ الَّذِي لَا يَتَجَزَّأُ» مُنْذُ دَهْرِنَا نَخُوضُ فِيهِ، مَا خَرَجَ لَنَا فِيهِ مِنَ الْقَوْلِ مَا جَمَعْتَهُ أَنْتَ فِيهِ فِي بَيْتٍ وَاحِدٍ.» #جوهر_فرد #حکایات 🍃 @Adab_estaan
25
3
sticker.webp
22
4
🍃 🪶 بله، دقیقا درست فهمیدید؛ نکتهٔ طلایی این شعر صنعت تدویر و پارادوکسِ فرمی است که شاعر در بیت دوم گنجانده است. او با ظراف
🍃 🪶 بله، دقیقا درست فهمیدید؛ نکتهٔ طلایی این شعر صنعت تدویر و پارادوکسِ فرمی است که شاعر در بیت دوم گنجانده است. او با ظرافتی رندانه، کلمهٔ «الفرد» را بین دو مصراع شکسته است؛ یعنی «الفر» در پایان مصراع اول و حرف «د» در ابتدای مصراع دوم قرار گرفته است. می‌دانيم به‌ این تکنیک در علم عروض «تدوير» می‌گویند. تا اینجا همه چیز روشن است؛ امّا نبوغِ ابن رحمت در اینجاست که او کلمه‌ای را که به معنای «غیرقابل‌تقسیم» است، در فرمِ عروضی «تقسیم و دوپاره» کرده است! این یک پارادوکسِ بصری و شنیداریِ خیره‌کننده بین «معنا» و «فرم» است. از صد صد 😊👍 #آرایه‌ها #صنعت_ادبی 🍃 @Adab_estaan
30
5
sticker.webp
1
6
✍ امان از وقتی که محبوب، فلسفه و کلام خوانده باشد! 🔻این تصویر ادیبانه را خیال طناز ابن‌رحمت به ارمغان آورده است: قُلْتُ: هَل
✍ امان از وقتی که محبوب، فلسفه و کلام خوانده باشد! 🔻این تصویر ادیبانه را خیال طناز ابن‌رحمت به ارمغان آورده است: قُلْتُ: هَلْ تَقْسِمُ لِي … جَوْهَرَ ثَغْرٍ أَشْتَهِيهِ؟ قالَ: ثَغْرِي الجَوْهَرُ الفَرْ … دُ، وَلا قِسْمَةَ فِيهِ! 🏷 برگردان فارسی: «گفتم: آیا سهمی از [مرواریدِ] دهانت که در آرزوی آنم، با من قسمت می‌کنی؟ گفت: دندانِ من همان “جوهرِ فردِ” [غیرقابل‌تجزیه] است، و هیچ تقسیم‌پذیری در آن راه ندارد!»  🏷 طبع‌آزمایی گفتمش: از جوهرِ ثَغرِ خودت، کامی بده بر منِ دلداده از آن خنده، اِنعامی بده گفت: ثَغرم «جوهرِ فرد» است در علمِ کلام کس ندیده «جوهرِ فرد»، ای پسر در انقسام!  ❓ یک آرايه ادبی منحصربه‌فرد در این دوبیت گنجانده شده است؛ اگر گفتید جایزه دارید. 🌷 #ادبیات #طبیعیات 🍃 @Adab_estaan
47
7
sticker.webp
43
8
🪶 پیش‌تر از اشعار ابن‌سناءالمُلک نمونه‌هایی تقديم نموده بودم؛ دوبیت زیر نیز در راستایِ فرسته‌های پیشین خواندنی است: وَمَنْ ق
🪶 پیش‌تر از اشعار ابن‌سناءالمُلک نمونه‌هایی تقديم نموده بودم؛ دوبیت زیر نیز در راستایِ فرسته‌های پیشین خواندنی است: وَمَنْ قالَ إِنَّ الخَيْزُرانَةَ قَدُّها فَقُولُوا لَهُ إِيّاكَ أَنْ يَسْمَعَ القَدُّ وَلَوْ أَبْصَرَ النَّظّامُ جَوْهَرَ ثَغْرِها لَما شَكَّ فِيهِ أَنَّهُ الجَوْهَرُ الفَرْدُ برگردان: «و هر آن‌کس که بگوید قامتِ یارِ من بسانِ شاخهٔ خیزران است؛ به او بگویید: بر حذر باش که قامتِ او این [قیاسِ ناروا را] بشنود! و اگر “نظّامِ معتزلی”، مرواریدِ (جوهرِ) دندان‌های او را می‌دید؛ بی‌گمان شک نمی‌کرد که آن همان “جوهرِ فرد” [ذرهٔ بنیادینِ غیرقابل‌تقسیم] است.» هر که گوید خیزران است، قامتِ زیبایِ او گو حذر کن، تا مبادا بشنود این را قَدَش! گر ببیند جوهرِ ثَغرِ ورا «نَظّامِ» دهر شک نیارد «جوهرِ فرد» است، دُرِّ مُفرَدَش! #جوهر_فرد #طبیعیات 🍃 @Adab_estaan
48
9
sticker.webp
51
10
📜 آن نقطه‌ای که بر سر تقسیم اوست بحث دلدارِ ما نمود به‌یک خنده حلّ آن #جوهر_فرد #طبیعیات 🍃 @Adab_estaan
📜 آن نقطه‌ای که بر سر تقسیم اوست بحث دلدارِ ما نمود به‌یک خنده حلّ آن #جوهر_فرد #طبیعیات 🍃 @Adab_estaan
63
11
sticker.webp
65
12
🪶 نقطه موهوم، متناظر با جوهر فرد و جزء لا يتجزأ است؛ خوش ابیاتی در باره آن سروده‌اند: ▫️ دوش از نقطهٔ موهوم سخن رفت و نشد حل
🪶 نقطه موهوم، متناظر با جوهر فرد و جزء لا يتجزأ است؛ خوش ابیاتی در باره آن سروده‌اند: ▫️ دوش از نقطهٔ موهوم سخن رفت و نشد حلّ این مسئله تا تو نگشودی دهنت ▫️ ایهام مصرع دوم بسی دل‌انگیز است. 😊 #جوهر_فرد #طبیعیات 🍃 @Adab_estaan
77
13
sticker.webp
54
14
🪶 شاعر منطقدانِ ما در اینجا به شکلی حیرت‌انگیز، مفاهیم عمیقِ بخش «معرِّف» (قول شارح) در منطق صوری را به خدمتِ شکواییه از روز
🪶 شاعر منطقدانِ ما در اینجا به شکلی حیرت‌انگیز، مفاهیم عمیقِ بخش «معرِّف» (قول شارح) در منطق صوری را به خدمتِ شکواییه از روزگار و قدرناشناسیِ مردمان درآورده است: لَمْ تَصِلْنِي تَصَوُّرَاتُ زَمَانِي لِي بِإِيصَالِ قَدْرِيَ الذَّاتِي لَيْتَهَا حِينَ لَمْ تُصِبْ لِي حَدّاً عَرَّفَتْنِي بِاللَّازِمِ الرَّسْمِي 💠 در «تَصَوُّر»، روزگارم قاصر از ادراک بود پِی نبرد این چرخِ کج‌رو، بر مقامِ «ذاتی»‌ام کاش وقتی درکِ او، از «حَدِّ» من عاجز بمانْد فهم می‌کردی مرا، با «لازماتِ رَسمی»‌ام! 😊 #منطقیات #ادبیات 🍃 @Adab_estaan
69
15
sticker.webp
61
16
🪶 می‌اندیشیم که بر خلاف اندیشه سیرافی و متی، منطق و ادبیات چه خوش در کنار هم نشسته‌اند: تَجِيءُ بِزُورِ الْقَوْلِ ثُمَّ تَلُ
🪶 می‌اندیشیم که بر خلاف اندیشه سیرافی و متی، منطق و ادبیات چه خوش در کنار هم نشسته‌اند: تَجِيءُ بِزُورِ الْقَوْلِ ثُمَّ تَلُومُنِي عَلَيْهِ، وَهَذَا مَطْلَبٌ غَيْرُ مَعْقُولِ وَتَرْجُو احْتِمَالِي مَا وَضَعْتَ عَلَيَّ مِنْ حَدِيثِكَ، وَالْمَوْضُوعُ لَيْسَ بِمَحْمُولِ 🌱 با کلامی پوچ و باطل، آمدی در پیشِ من سرزنش کردی مرا، کین کارِ «نامقبول» بود غافل از آنک این قضیّه، از اساسش باطل است این چنین «مطلب» سراسر پوچ و «نامعقول» بود چون تو «موضوعی» به کِذبِ خود نهادی در میان انتظارِ «حَملِ» آن بر من، کِی‌اش معمول بود؟ در قیاس و حُکمِ منطق، یک حقیقت روشن است: شأنِ «موضوع»، از رَهِ منطق، کجا «محمول» بود؟ #منطقیات #ادبیات 🍃 @Adab_estaan
67
17
sticker.webp
59
18
🪶 باز هم ابن‌رحمت را است، که رحمت خداوند بر او باد: وَمُمْتَنِعٌ عَلَى الْمَعْرُوفِ أَضْحَى مِنَ الْإِمْكَانِ حَيْرَةُ كُلِّ
🪶 باز هم ابن‌رحمت را است، که رحمت خداوند بر او باد: وَمُمْتَنِعٌ عَلَى الْمَعْرُوفِ أَضْحَى مِنَ الْإِمْكَانِ حَيْرَةُ كُلِّ عَارِفْ يُفِيدُ ضَرُورَةَ الطَّرَفِ الْمُوَالِي وَيَسْلُبُهَا عَنِ الطَّرَفِ الْمُخَالِفْ 🍃 وصـلِ او از حـیّز امـکان، دگـر بیـرون شـده امتنـاعش، عـقلِ هـر دانـنده‌ای مـفتون شـده ثابت و «واجب» کند فیضش به سویِ دوستان طَـرد سازد از مخـالـف، نـعمتِ ایـن بـوسـتان ✍ تضمین هنرمندانه اصطلاحات منطقیِ #مواد_ثلاث و #موجهات_قضایا در این ابیات شگفت‌انگیز است! #ادبیات #منطقیات 🍃 @Adab_estaan
68
19
sticker.webp
57
20
🪶 رحمت بر روان پاکِ ابن‌رحمت که نیکو سروده است: أَوْجَبْتَ لِلْقَلْبِ الجَوَى وَسَلَبْتَهُ صَبْرًا يُدَافِعُ سَوْرَةَ الإِلْ
🪶 رحمت بر روان پاکِ ابن‌رحمت که نیکو سروده است: أَوْجَبْتَ لِلْقَلْبِ الجَوَى وَسَلَبْتَهُ صَبْرًا يُدَافِعُ سَوْرَةَ الإِلْهَابِ فَنَتَجْنَ أَشْكَالَ السُّرُورِ سَوَالِبًا لِقَضِيَّتَيْنِ: السَّلْبِ وَالإِيجَابِ ▫️ کردی ایجاب ای صنم! بر جان من سوزِ نهان سلب کردی صبرم از آشوبِ این آتش‌فشان چون به دست آمد یکی ایجاب و آن دیگر سلب گشت در منطق، نتایج از سرورم بی‌نشان 🏷 آرایه زیبای توجیه و براعت استخدام در این دو بیت، تنها با دانستن کیفیت قضایا در منطق (تقسیم قضیه به موجبه و سالبه) و قاعدهٔ «النتيجة تتبع أخسّ المقدّمتين» رخ می‌نمايد. #ادبیات #منطقیات 🍃 @Adab_estaan
66