𝘚𝘪𝘯𝘨𝘶𝘭𝘢𝘳𝘪𝘵𝘺
رفتن به کانال در Telegram
در جستجوی خویش Playlist Daily : @calffee Movies Daily : @FAINALYSISS https://t.me/BiChatBot?start=sc-ac573e501f
نمایش بیشتر1 364
مشترکین
-124 ساعت
-27 روز
-2530 روز
آرشیو پست ها
1 364
با هر انسانی که دچار نزدیکی و اختلاط میشویم، با او دنیایی شخصی میسازیم که فقط میان ما در جریان است و گاهی این دنیاها با هم تداخل دارند. این را بهتر از همه، زمانی میفهمم که کسانی را دوست دارم و نمیتوانم همراه تمامشان باشم.
1 364
Repost from MoonLight
"Some days I’m Van Gogh’s starry night, other days I’m his suicide letter."
1 364
باید یاد بگیریم به همه اونایی که با ما اختلاف نظر دارن احترام بزاریم و بعد از پنجره پرتشون کنیم بیرون.
1 364
دوباره در لبهی احوالی قدم میزنم که میخواهم ربطی به باقیمانده جامعه انسانی نداشته باشم.
میخواهم بیشتر برای خودم احترام قائل باشم.
راستش این نیز از دلایل کمحرفی های من است.
اینک ترجیحم بر سکوت بیش از پیش است زیرا
نه این آدمها قادر به درک من هستند و نه من قادر
به پذیرش هرگونه خرافه و جهالتی.سکوت میکنم
زیرا مفاهیم به انسانی که بیدلیل پذیرفته است
قدرت انتقالشان را از دست میدهند.اما خوب نگاه
میکنم، خوب گوش میدهم و بعد در دل میگویم:
نوع بشر به طور غریزی خودخواه و بیرحم است،
و از هر تلاشی برای ساختن موجوداتی شبیه به
خود دریغ نمیکند.دیر زمانیست سرم را در زندگی خود فرو کردهام اما نمیدانم اینهمه سر در زندگیام چکار میکنند!
1 364
مردم عادت دارند از حرفها دیوار بسازند، و سپس بهش تکیه بدن، بدون توجه به اینکه اون دیوار پوکه و به زودی فرومیریزه.
1 364
گاهی پیش میاد وضع بدتر ازونی بشه که انتظار میرفت. برای چیزهای غیرقابل پیشبینی نباید شرمنده بود.
1 364
Repost from در جستوجوی آلاسکا
دلم میخواهد پا شوم بروم، بروم به جایی که در آن بهراستی در جای خودم باشم، جایی که با آن جور در بیایم ...
- ژان پل سارتر
1 364
برگزیده بودن یک مفهوم دینی است و معنایش این است که شخص بی آنکه لیاقتی ابراز کرده باشد به حکم قدرتی فوق طبیعی و به خواست آزادانه ، یا حتی بلهوسانه خداوند ، انتخاب میشود تا مقامی ویژه و بالاتر از دیگران بیابد . تنها چنین باوری بود که مقدسین را قادر میساخت تاب تحمل سنگدلانه ترین آزارها را داشته باشند . مفاهیم دینی در ابتذال زندگی ما به طنز شباهت پیدا میکنند . هرکدام از ما کم وبیش رنج میبریم از اینکه زندگی ما تا این اندازه معمولی است . ما میخواهیم از همانند دیگران بودن بگریزیم و خود را به درجه عالیتری ارتقاء بدهیم . هریک از ما با شدت و ضعف متفاوت به این وهم دچار شده ایم که لایق این ارتقاء هستیم ، که از پیش تعیین و برگزیده شده ایم . مثلا احساس برگزیده بودن جزئی از هر رابطه عاشقانه است . چنانکه در تعریف هم ، عشق هدیه ای است که به ما ارزانی میشود ، بی آنکه برایش لیاقتی نشان داده باشیم . دوست داشته شدن بدون دلیل ، حتی خود دلیلی تلقی میشود بر خالص بودن عشق.شاید انسان احساس برگزیده بودن را نخستین بار در نوزادی تجربه میکند ، وقتی که از مهر مادرانه ، بی آنکه خود را لایق آن نشان داده باشد بهره مند میشود و باز آن را بیشتر و بیشتر طلب میکند . وارد مدرسه شدن میبایست انسان را از این توهم برهاند و برایش معلوم کند که در زندگی باید برای هر چیزی بهایی پرداخت . اما معمولا دیگر آن موقع خیلی دیر است .
1 364
بافت زمان حلّـال نیست که مصاعب و مسائل رو حل کنه اما شاید روندی باشه برای ترمیم ، بهبودی!
1 364
زمانی که پاییز داشت فرا میرسید، به تهران آمدی،
بنابراین نمیتوانستم بگویم این خلائی که درونم ایجاد شده، به خاطر توست یا تغییر فصل.گاهی وقتی تنها هستم گریه میکنم.سروش میگوید این که میتوانم گریه کنم خوب است.اما احساس تنهایی واقعاً دردناک است.شبها وقتی تنها هستم، مردم از درون تاریکی با من حرف میزنند، مثل درختی که شبها در باد ناله میکند.شبها وقتی تنها درد می کشم نامه ات را بارها و بارها در ذهنم مرور میکنم. خیلی چیزهای دنیای بیرون مرا گیج میکند،اما توصیفات تو درباره زندگی آرامش فوقالعادهای برایم به ارمغان میآورد. خیلی عجیب است!
بهتر از این نمیتوانم توضیح دهم اما فکر میکنم احتمالاً تو میتوانی احساسم از چیزی که سعی دارم بگویم را بفهمی. اکنون کمتر از همیشه به تو فکر میکنم.اکنون هوا آلوده و نفس گیر است،بسیار نفس گیر ، نمیتوانم در ها را باز بگذارم.نمیتوانم برای قدم زدن به بیرون بروم و نمیتوانم روی نیمکت قدیمی دراز بکشم.تنها کاری که میتوانم بکنم آن است که ظبط را روی تکرار خودکار تنظیم کنم و
به سمفونی شماره چهار برامس گوش میدهم. همانطور که قبلاً هم برایت گفته بودم جمعهها هیچ انگیزهای برای زندگی ندارم.حس عجیبی دارم به قول نائوکو:نمیدانم،بیست ساله شدن خیلی احمقانه است.من هنوز آماده نیستم.احساس عجیبی دارم. انگار کسی از درون هُلم میدهد.
