شهرزاد
رفتن به کانال در Telegram
3 289
مشترکین
-424 ساعت
+27 روز
+11730 روز
آرشیو پست ها
3 289
ازت ممنونم که برای این قاب کلمه خرج کردی. این رو نشونهای برای برگشتن به قاب خودت در نظر بگیر. مهم نیست چقدر دور شدی فقط کافیه برگردی. 💌
3 289
دارم داستان مینویسم! و جز چند برگ کاغذ و مداد و خودکار بیک چیز دیگری در دست و بالم نیست. این قابها تنها تصاویری هستند که هر روز در خانه میبینم، در واقع تنها تصاویری هستند که میخواهم در خانه ببینم.
3 289
باید ده دقیقه از خودم مینوشتم. نوشتن از خودم چنان دشوار است که مدام مترصد دستآویزی برای به تعویق انداختن این کار هستم. اول بار در پاسخ به دوستی از قلم بهمن فرسی در 'شب یک، شب دو' وام گرفتم و برایش نوشتم؛ تن° ظریف است، صدا آرام ولی قاطع است، صاحب خندهای پیروزمندانه هستم و کتاب روزها را پر کرده است، آنقدر پر که بسیار پیش میآید در هر شبانهروز یک کتاب بخوانم. حالا در نیمهی دههی بیستم زندگیام هستم و نمیتوانم چنان شاعرانه خودم را توصیف کنم؛ انگار که بزرگسالی همزمان با گذاشتن عینک بدبینی روی چشم و پوشیدن لباس اندهناکی باشد.
کتاب جدیدی شروع کردهام تحت عنوان "بیسوادی و فرقی نمیکند" به قلم آگاتا کریستوف.
"بیسوادی" یادداشتهایی پراکنده از زندگی شخصی خود آگاتاست. احساس نزدیکی زیادی با این زن دارم، حس میکنم در یک سبک مینویسیم. ممکن است اعتراف گستاخانهای باشد، میدانم، اما میان قلم ساده و پراحساس او و خودم شباهتهایی یافت میشود. شاید من هم در آینده یادداشتهای پراکندهام را کنار هم گذاشتهم و کتابی از آن درآمد.
موازی با این کتاب، با جمعیتی قریب به ۸۰۰ نفر، کتاب نوجوان "fever 1793" را میخوانم، روایتی از شیوع اپیدمی "تب زرد" که جان آدمها را میگیرد و تعداد کشتهها با به صدا درآمدن ناقوس کلیسا اعلام میگردد تا آنجا که صدا دیگر متوقف نمیشود. داستان، من را به روزهای همزیستی با ویروس کرونا میبرَد؛ روزهای خاکستری که کرهی زمین بوی مرگ و ترس میداد و به نوبت ویتامین C، سیر، لیمو و حتی عنبرنسا کلید پیشگیری و درمان تلقی میشدند. آن روزهای طویلی که از سر بیکاری در خانه انواع اقسام کیکها، نانها، رسپیهای ملل را میپختیم، تعداد جانباختگان را میشماردیم و همچنان ۲۴ ساعت از شبانهروز باقی مانده بود. روزهای عجیبی را پشت سر گذاشتهایم، روزهای عجیبی را.
3 289
انفجار بزرگ
نوشتهی هوشنگ گلشیری
با صدای نویسنده
از مجموعه داستان «نیمهی تاریک ماه»
مدت: ۲۷ دقیقه
#داستان_صوتی
#داستان_کوتاه
#هوشنگ_گلشیری
#نیمه_تاریک_ماه
@peyrang_dastan
3 289
دیروز دیدم کسی در کانال خود نوشته بود" تعطیلات برای کارمندها و پولدارهاست، هنرمندها و معمولیها همیشه کاری برای انجام دادن دارند." این خیلی هم نمیتواند درست باشد چون من کارمند معمولیایم که لذت بردن از تعطیلات را بلد نیستم. الگوی ذهنی من این بوده که اگر بیکار بمانم به مرض فکر دچار میشوم. بابا همیشه قبل از بازنشستگی، تعطیلات را با سردرد از سر میگذراند، حالا به نظر میرسد من هم جا پای جای او گذاشتهام.
خانوادهی من هرگز از آنهایی نبودهاند و نیستند که روزهای تعطیل، سریع چمدان را بگذراند پشت ماشین و ویلای شمال را مقصد قرار دهند، ما همیشه چهارچشمی نگهبان تهرانِ خلوت و خالی از سکنه در تعطیلات بودهایم؛ در تعطیلاتِ لعنتی ناتمام این مملکت.
