fa
Feedback
داستان شما:

داستان شما:

رفتن به کانال در Telegram

اعترافات و داستان های دهه هشتادیا 🔥👁 ارسال اعتراف و داستان های شما از طریق لینک ناشناس : 👇🏼 https://telegram.me/BChatsBot?start=sc-DastanShuma

نمایش بیشتر

📈 تحلیل کانال تلگرام داستان شما:

کانال داستان شما: (@dastanshuma) در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 206 014 مشترک است و جایگاه 135 را در دسته شوخی و سرگرمی و رتبه 1 123 را در منطقه إيران دارد.

📊 شاخص‌های مخاطب و پویایی

از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 206 014 مشترک جذب کرده است.

بر اساس آخرین داده‌ها در تاریخ 27 ژوئن, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر 8 067 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر 294 بوده و همچنان دسترسی گسترده‌ای حفظ شده است.

  • وضعیت تأیید: تأیید نشده
  • نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 3.30% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً 3.61% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب می‌کند.
  • دسترسی پست‌ها: هر پست به طور میانگین 6 787 بازدید دریافت می‌کند. در اولین روز معمولاً 7 427 بازدید جمع‌آوری می‌شود.
  • واکنش‌ها و تعامل: مخاطبان به‌طور فعال حمایت می‌کنند؛ میانگین واکنش به هر پست 164 است.
  • علایق موضوعی: محتوا بر موضوعات کلیدی مانند ملی, v2rayng, کانفیگ, شکن, سـرور تمرکز دارد.

📝 توضیح و سیاست محتوایی

نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاه‌های شخصی توصیف می‌کند:
اعترافات و داستان های دهه هشتادیا 🔥👁 ارسال اعتراف و داستان های شما از طریق لینک ناشناس : 👇🏼 https://telegram.me/BChatsBot?start=sc-DastanShuma

به لطف به‌روزرسانی‌های پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 28 ژوئن, 2026)، کانال همواره به‌روز و دارای دسترسی بالاست. تحلیل‌ها نشان می‌دهد مخاطبان به‌طور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته شوخی و سرگرمی تبدیل کرده‌اند.

206 014
مشترکین
+29424 ساعت
+3 2157 روز
+8 06730 روز
آرشیو پست ها
Repost from N/a
😤میخوای جام جهانی پیش بینی کنی؟! 🔹پس نیاز داری به یه سایت بین المللی و معتبر🔹 ⛔دربی بت همون انتخاب 100% 💎ویژگی های سایت ج
😤میخوای جام جهانی پیش بینی کنی؟! 🔹پس نیاز داری به یه سایت بین المللی و معتبر🔹 ⛔دربی بت همون انتخاب  100% 💎ویژگی های سایت جهانی Derby Bet: ⬅️امکان شارژ امن با کارت بانکی ⬅️واریز اول دوبل شارژ می شوید(بونوس۱۰۰٪) ⬅️پر اپشن ترین سایت فعال در ایران ⬅️تسویه حساب کمتر از 5 دقیقه ⬅️برگشت بخشی از باخت به صورت هفتگی ⭐دارای لایسنس و مجوز anjuan 🚨کد هدیه ثبت نام:GG007 ⚠️برای دانلود اپلکیشن کلیک کنید👉 🔔کانال دربی بت :👇 g21🅰 ✅https://t.me/+kpFvLD9kaeJhYTI0

داستان شما یه بار یکی از رفیقام شوگر مامی زد عاقا کلی خوشحال و پر ذوق که من دیگه پولدار شدم و خدا شدم و ازین حرفا روز بعد اولین شبی که با هم بودن دیدیم این رفیق ما موقع راه رفتن پاهاش یک کیلومتر از هم فاصله داره کاشف به عمل اومد که زنه قرص خواب آور دوز بالا ریخته تو شربتش و موقعی که خوابش برده دستو پاشو بسته و کونش گذاشته😂😂😂 • @DastanShuma

داستان شما: سلام دخترم 15 اقااا مننن کلاس چهارم بودم یه دختر همسایه هم داشتیم کلاس پنجم بود این دختره اون زمان زیاد فیلما خاک برسری میدید خلاصه ما رفتیم خونشون گفت بیا زن و شوهر بازی تو باید شوهر من باشی اقا ماهم از دنیا بیخبر گفتیم باش بیا بازی. خلاصه وسطای بازی هی میومد لبشو نزدیک بهم میکرد هنگ کرده بودم که این چه مرگشه نمیدونستم میخاد چه کثیف کاری کنه پدرسگ دیدم اوضاع داره قاراشمیش میشه گفتم من میخام برم خونمون درو گرفته بود میگفت نههه یه بار لب بگیریم بعد برو با زور منو گرفت ماچ کرد🤢(الانم که یادم میاد حالم به هم میخوره) رفتم خونه با مایع ظرفشویی و شامپو دهنمو شستم • @DastanShuma

داستان شما: سلام دخترم ۱۷ سالمه هنوز که هنوزه یادم نمیره ۱۲ سالم بود رفته بودم خونه فامیلمون بعد دخترش هم سنم بود گفت شب بخواب پیشم من شب خوابیدم  قبلش باهم بازی کردیم فیلم دیدیم اتاقشو مرتب کردیم. بعد من کلا بد خوابم شب که خواستیم بخوابیم اون خوابید اما من تو جام بیدار بود داشتم فکر میکردم و اینا اون موقع هم خیلی نمی دونستم از این چیزا ولی می دونستم دیدم از اتاق مادر پدرش صدای آه و ناله میاد شدید مادره داشت می‌گفت محکم تر منم فهمیدم. بعد از لای در معلوم بود تو اتاق داشتن ..... بعد چند هفته بعد فهمیدم زنه حاملس 😂 • @DastanShuma

داستان شما: سلام پسرم ۱۹ آقا سرتونو درد نیارم یه بار توی یه تاکسی بودم راننده رفته بود بیرون منه بدبختم جلو نشسته بودم داشتم با گوشیم ور میرفتم یه دفه دیدم یه خانومی سوار ماشین شد.منم مودب سلام کردمو اینا و اونم خب جواب سلام دادو این کصشرا بعد ۲دقیقه اومد خیلی رندوم در گوشم گفت که جنده نمیخوای و از این چرت و پرتا بعد منم پشمام ریخته بود خب این قضیه برای ۱۸ سالگیم بود منم که بچه مثبت و اینا ولی خب گفتیم اولین تجربه رو بدست بیاریم دیگه بعد یه یه ربی راننده اومد با دو تا مسافر و حرکت کردیم بعد ۵ دقیقه رسیدیم خونه ما و این خانومم با ما پیاده شد و خونمونم خالی بود و در مجموع خیلی خوش گذشت ۱ ساعت شد و یه پولیم دادیمو چون از همدیگه خوشمون اومد الانم باهم در ارتباطیم😁 • @DastanShuma

Repost from N/a
😤میخوای جام جهانی پیش بینی کنی؟! 🔹پس نیاز داری به یه سایت بین المللی و معتبر🔹 ⛔دربی بت همون انتخاب 100% 💎ویژگی های سایت ج
😤میخوای جام جهانی پیش بینی کنی؟! 🔹پس نیاز داری به یه سایت بین المللی و معتبر🔹 ⛔دربی بت همون انتخاب  100% 💎ویژگی های سایت جهانی Derby Bet: ⬅️امکان شارژ امن با کارت بانکی ⬅️واریز اول دوبل شارژ می شوید(بونوس۱۰۰٪) ⬅️پر اپشن ترین سایت فعال در ایران ⬅️تسویه حساب کمتر از 5 دقیقه ⬅️برگشت بخشی از باخت به صورت هفتگی ⭐دارای لایسنس و مجوز anjuan 🚨کد هدیه ثبت نام:GG007 ⚠️برای دانلود اپلکیشن کلیک کنید👉 🔔کانال دربی بت :👇 r21🅰 ✅https://t.me/+kpFvLD9kaeJhYTI0

بحث امشب: چیو دوست داری تجربه کنی ولی از گفتنش احساس شرم میکنی؟ • @DastanShuma

داستان شما: سلام دخترم ۱۷ من وقتی کلاس اول بودم یادمه یک دوستی داشتم همکلاسیم بود. این یکم چاق بود بعد زمستون بود برف های سقف ها آب شده بود ریخته بود زمین بعد رو زمین یخ زده بود منم شیطونیم گرفت گفتم بیا روی یخ ها لیز بخوریم کیف میده. دیدم زیاد لیز نمی خورم رفتم پامو کردم تو برف بعد دیگه خیلی لیز شد خوردم زمین این دوستم وقتی خندش می گیره دیگه نمیشه جمعش کرد آقا من لیز خوردم اینم افتاد روم از خنده پاره شده بود نمی تونستم جمعش کنم بزور از زیرش اومدم بیرون. بعد خداحافظی کردیم رفتم خونه گفتم چیزی نشده نگو کلم خورده به یخ ها باد کرده کنار چشم بعد به مامانم گفتم اومدیم یخ گذاشتیم روش بعد از فردا روی چشم کم کم کبود میشد. بعد یک روز کلا کبود شد رفتم مدرسه می گفتن کی زده تو چشمت کبود شده هرچی بهشون می گفتم خوردم زمین باور نمی کردند مکافاتی بود 😂 • @DastanShuma

داستان شما: سلام دخترم ۱۷ یادمه یبار خیلی بچه بودم در حد ۵ ساله اینا بعد من فقط با پسرا بازی میکردم یعنی من یه همبازی دختر ندارم،آقا من با یکی از این پسرا خیلی صمیمی بودم یسری نشوندم ترک دوچرخش رفتیم کوچه بغلی واسه دعوا😂 این لامصب اونموقعه دوسدختر داشت...بهش میگفت شوهرم دختره..دختره ام همون کوچه بغلی بود زدو دختره ما دوتارو دیدم ...دیدم یهو دختره از پشت دوچرخه موهامو کشید،منم افتادم رو زمین تا جا داشتم زدم،من تا جا داشت زدمش الان اون دختر دوست صمیمیه و اون پسره دوسپسرشه😂😂😂 • @DastanShuma

داستان شما: ی شب دوست پسرم فاز گرفت ک میخام ببینمت  بپیچون ۱۰ دقیقه بیا پایین منم ک دلم تنگ شده بود خلاصه با کلی استرس پاشدم رو تختم بالش گذاشتم پتو گذاشتم گوشیمو بالا سرم زدم شارژ ک طبیعی رفتار شه اگ کسی اومد اتاقم من رفتم ۱۰ دقه شد ۴۰ دقه😂😭 کارای بد بدو این داستانا اومدم بالا رفتم اتاق پتو رو زدم کنار دیدم داداششششششم با چشم باز داره نگام میکنه انقد حس بدی بود • @DastanShuma

Repost from N/a
🦁پرتغال🔹 نیجریه🦁 🏆پیشبینی مسابقات فوتبال در بری‌بت🏆 🤩🤩😀 دریافت سود برد برای کاربران سایت 🎲 با بیش از ٣٠٠ نوع آپشن پی
🦁پرتغال🔹 نیجریه🦁 🏆پیشبینی مسابقات فوتبال در بری‌بت🏆 🤩🤩😀 دریافت سود برد برای کاربران سایت 🎲 با بیش از ٣٠٠ نوع آپشن پیش‌بینی‌ 👑بالاترین سرعت انتقال برداشت‌ 💲۷٪ شارژ بیشتر برای شارژ با روش رمزارز 👑مجهز به سیستم پی اس ووچر👑 👨‍💻ادرس سایت: 📱 https://huewfjisud.shop 🦁 کانال تلگرام: g20🅰 📱https://t.me/BerryBetOfficial

داستان شما: درودی بی کران پسرم ۱۶ امسال سر کلاس فیزیک بود ، معلممون داشت با آزمایشی که سر لوله ای که تو آب بود رو فوت میکرد ، اصل برنولی رو توضیح میداد. طی اون آزمایش خیلی از کلمه "سرش" استفاده می‌کرد. یکی از بچه های کلاس به بغل دستیش هی داشت میگفت برو سرشو بخور برو سرشو بخور آخرسر معلممون برگشت گفت : آقای فلانی اگر خیلی علاقه داری خودت بیا سرشو بخور ببین چجوریه💀😂 • @DastanShuma

داستان شما دو هفته پیش تو مدرسه المپیاد ورزشی داشتیم یکی از برنامه هاش داژبال بین مدیر و ناظم و معلما بود. آقا تو دبیرستان هیچوقت نمیشه اینارو از بقیه بچه ها تشخیص داد همه مانتو شلوار سورمه ای می‌پوشن. من مشغول تشویق بودم داستان جذاب شده بود که یکی اومد جلوم وایستاد هرچی گفتم برو کنار نشنید از آخر داد زدم مگه کرییی میگم بورو کناررررررر وقتی برگشت دیدم ناظممونه خلاصه الفاتحههه..😂💔 • @DastanShuma

داستان شما: آقا ما ترم اول رو یه پسری کراش بودیم از اونایی بود که خیلی معروفه و اکثر دخترا دنبالشن. خلاصه من با کلی دردسر دیت جور کردم باهاش تو سینما. رفتیم سینما و تا فیلم شروع شد و همه جا تاریک شد اینم دستمالیاش شروع شد. منم چون خیلی خوشم میومد ازش چیزی نمیگفتم تا اینکه به خودم اومدم دیدم دستش تو شورتمه. یذره که گذشت خیس شدم اونم فهمید و گفت زود ارضا میشی شیطون دیدم که نه این دست بردار نیست همچنان داره ادامه میده. آخرش که فیلم تموم شد اومدیم بیرون دیدم دستاش قرمزه و خونیه گفتم دستت زخم شده؟ یه نگاه به دستش کرد و یه نگاه به من فقط دویید سمت دستشویی منم تازه دوزاریم افتاده بود که چیشده (پریود شده بودم)😂😂😂 از اون به بعد هر وقت تو دانشگاه منو میدید راشو کج میکرد • @DastanShuma

داستان شما: سلام من یادم ۱۷ سالم بود یه شب خوابیده بودم تو اتاقم فرداشم امتحان داشتم و کلی استرس شب از خواب پریدم پاشدم بزور برم یه لیوان آب بخورم در اتاقمو باز کردم شنیدم داره یه صداهای ریز آه و ناله میاد رفتم دم در اتاق پدر و مادرم در زدم صدا قطع شد فوری مامان اومد بیرون گفت چی شده پسرم چرا بیداری قربونت برم؟ ! گفتم استرس فردا رو دارم. خلاصه کلی باهام حرف زد تا راضی شدم برم بخوابم. ولی اخرش نفهمیدم جریان چی بود. • @DastanShuma

Repost from N/a
🦁پرتغال🔹 نیجریه🦁 🏆پیشبینی مسابقات فوتبال در بری‌بت🏆 🤩🤩😀 دریافت سود برد برای کاربران سایت 🎲 با بیش از ٣٠٠ نوع آپشن پی
🦁پرتغال🔹 نیجریه🦁 🏆پیشبینی مسابقات فوتبال در بری‌بت🏆 🤩🤩😀 دریافت سود برد برای کاربران سایت 🎲 با بیش از ٣٠٠ نوع آپشن پیش‌بینی‌ 👑بالاترین سرعت انتقال برداشت‌ 💲۷٪ شارژ بیشتر برای شارژ با روش رمزارز 👑مجهز به سیستم پی اس ووچر👑 👨‍💻ادرس سایت: 📱 https://huewfjisud.shop 🦁 کانال تلگرام: r20🅰 📱https://t.me/BerryBetOfficial

بحث امشب: اگه قرار باشه از یکی کادو بگیرید ، دوست دارید چه چیزی باشه؟ • @DastanShuma

داستان شما دوسال پیش به زور رفتم جایی خاستگاری دختره ۷ سال از خودم کوچیکتر بود. وسط جلسه خاستگاری خواهرش اومد خونه دیدم اوووه چه هلویی.. خلاصه به تفاهم نرسیدیم و کنسل شد بعد یه مدت خواهره رو دیدم گفتم بابا اصن من اومده بودم خاستگاریه تو ولی اینا گفتن کوچیکه رو بگیر بزرگه نمیخاد شوهر کنه. هیچی دیگه. الان دوساله باهمیم و کمر برام نزاشته این دختره از بس حشریه 😂 • @DastanShuma

داستان شما: سلام دخترم ۱۹ سالمه از بچگی (۱۲) سالگی عاشق پسر همسایمون بودم  ۷سال الکی درگیر آدم اشتباهی بودم و هیچ جوره نمیتونستم فراموشش کنم چون بیست و چهاری جلوی چشمم بود اونم میدونست که من دوستش دارم ولی با یکی دیگه بود در حالی که با یه نفر دیگه بود جوری رفتار میکرد که من حس کنم اونم منو دوست داره کل فکرو ذهنم شده بود اون اونی که حتی یه بارم دستشو لمس نکرده بودم و بخاطر اون حتی جواب سلام هیچ پسریو نمیدادم حتی به نبودنشم وفادار بودم اینو خودشم میدونست ولی هیچ قدمی بر نمی‌داشت هر روز راجب رابطش با اینو اون میشنیدم ولی به روی خودم نمیاوردم ولی الان سر عقل اومدم و دیگه برام مهم نیست میخوام قیدشو بزنم خلاصه بگم خودتونو درگیر آدمای اشتباه نکنید آدمایی که تکلیفشون مشخص نیست اینا فقط وقت آدمو میگیرن🫠 • @DastanShuma

داستان شما: اقا من دخترم ۱۶ سالمه وقتی کلاس پنجم یا شیشم بودم یبار میخواستم برم بیرون کسی نبود ببرتم بابام گفت بیا با رفیق من برو حالا رفیق بابامم ی پسر داشت اون زمان همون ۱۶ یا ۱۷ سالش بود خلاصه من رفتم سوار ماشین اینا شدم پسرشم بود این بنده خدا رفیق بابام ازم پرسید عروس هلندی دوس داری گفتم اره بعد گفت واست عروس بگیریم😂 من شنیدم این چیگفت خودمو زدم ب اون راه ک مثلا نشنیدم گفت براچی جواب نمیدی (من فکر کردم ازم پرسیده که واست عروسی بگیریم) گفتم نه قصد ادامه تحصیل دارم😂😂😂 یادم نمیره چقد پسرش مسخرم کرد • @DastanShuma