Dr. Onion's lonely hearts club band.
📈 تحلیل کانال تلگرام Dr. Onion's lonely hearts club band.
کانال Dr. Onion's lonely hearts club band. (@heartree) در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 12 282 مشترک است و جایگاه 3 084 را در دسته کتب و رتبه 26 124 را در منطقه إيران دارد.
📊 شاخصهای مخاطب و پویایی
از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 12 282 مشترک جذب کرده است.
بر اساس آخرین دادهها در تاریخ 21 ژوئن, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر -177 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر -19 بوده و همچنان دسترسی گستردهای حفظ شده است.
- وضعیت تأیید: تأیید نشده
- نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 4.27% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً 5.81% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب میکند.
- دسترسی پستها: هر پست به طور میانگین 524 بازدید دریافت میکند. در اولین روز معمولاً 713 بازدید جمعآوری میشود.
- واکنشها و تعامل: مخاطبان بهطور فعال حمایت میکنند؛ میانگین واکنش به هر پست 0 است.
- علایق موضوعی: محتوا بر موضوعات کلیدی مانند کلمه, برف, روز, آفتاب, چیز تمرکز دارد.
📝 توضیح و سیاست محتوایی
نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاههای شخصی توصیف میکند:
“Too weird to live, too rare to die.
@charonmoonbot 🌳”
به لطف بهروزرسانیهای پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 22 ژوئن, 2026)، کانال همواره بهروز و دارای دسترسی بالاست. تحلیلها نشان میدهد مخاطبان بهطور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته کتب تبدیل کردهاند.
در حال بارگیری داده...
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 21 ژوئن | 0 | |||
| 20 ژوئن | 0 | |||
| 19 ژوئن | +2 | |||
| 18 ژوئن | +2 | |||
| 17 ژوئن | 0 | |||
| 16 ژوئن | 0 | |||
| 15 ژوئن | 0 | |||
| 14 ژوئن | 0 | |||
| 13 ژوئن | 0 | |||
| 12 ژوئن | 0 | |||
| 11 ژوئن | 0 | |||
| 10 ژوئن | 0 | |||
| 09 ژوئن | 0 | |||
| 08 ژوئن | 0 | |||
| 07 ژوئن | 0 | |||
| 06 ژوئن | 0 | |||
| 05 ژوئن | +95 | |||
| 04 ژوئن | +437 | |||
| 03 ژوئن | 0 | |||
| 02 ژوئن | 0 | |||
| 01 ژوئن | 0 |
| 2 | راستش نمیدونم من The song of Achilles رو تموم کردم یا اون من رو تموم کرده. | 684 |
| 3 | صبحا که از خونه توی این هوا میام بیرون حس یه خون آشامی دارم که انگشتر محافظشو ننداخته. | 1 346 |
| 4 | صبح به خیر. ( اصلا نخوابیدم) 🧀 | 1 483 |
| 5 | There is a bluebird living in my heart. No one has ever seen it. Perhaps they have only heard its name through my poems, or caught a glimpse of its wings hidden inside one of my pockets or resting quietly in my wallet.There is a bluebird living in my heart whose song has never awakened anyone. It sounds more like a lullaby— the kind that pulls you gently into a deeper sleep. There is a bluebird living in my heart that longs for the sky, yet the sky does not know its name.My little bluebird, I promise you: my soul will be at least as vast as one of the seven heavens. So dance there, without fear.
And I will call your name.
— Aida, 13 June. | 1 476 |
| 6 | There is a bluebird living in my heart. No one has ever seen it.
Perhaps they have only heard its name through my poems, or caught a glimpse of its wings hidden inside one of my pockets or resting quietly in my wallet.There is a bluebird living in my heart whose song has never awakened anyone. It sounds more like a lullaby— the kind that pulls you gently into a deeper sleep.
There is a bluebird living in my heart that longs for the sky, yet the sky does not know its name.My little bluebird, I promise you: my soul will be at least as vast as one of the seven heavens. So dance there, without fear.
And I will call your name.
— Aida, 13 June. | 1 |
| 7 | There is a bluebird living in my heart. No one has ever seen it.
Perhaps they have only heard its name through my poems, or caught a glimpse of its wings hidden inside one of my pockets
or resting quietly in my wallet.There is a bluebird living in my heart whose song has never awakened anyone. It sounds more like a lullaby— the kind that pulls you gently into a deeper sleep.
There is a bluebird living in my heart that longs for the sky, yet the sky does not know its name.My little bluebird, I promise you: my soul will be at least as vast as one of the seven heavens. So dance there, without fear.
And I will call your name.
— Aida, 13 June. | 1 |
| 8 | There is a bluebird living in my heart. No one has ever seen it.
Perhaps they have only heard its name through my poems, or caught a glimpse of its wings hidden inside one of my pockets
or resting quietly in my wallet.There is a bluebird living in my heart whose song has never awakened anyone. It sounds more like a lullaby— the kind that pulls you gently into a deeper sleep.
There is a bluebird living in my heart that longs for the sky, yet the sky does not know its name.My little bluebird, I promise you: my soul will be at least as vast as one of the seven heavens. So dance there, without fear.
And I will call your name.
— Aida, 13 June. | 1 |
| 9 | There is a bluebird living in my heart.
No one has ever seen it.
Perhaps they have only heard its name
through my poems,
or caught a glimpse of its wings
hidden inside one of my pockets
or resting quietly in my wallet.
There is a bluebird living in my heart
whose song has never awakened anyone.
It sounds more like a lullaby—
the kind that pulls you gently
into a deeper sleep.
There is a bluebird living in my heart
that longs for the sky,
yet the sky does not know its name.
My little bluebird,
I promise you:
my soul will be at least as vast
as one of the seven heavens.
So dance there,
without fear.
And I will call your name.
— Aida, 13 June. | 1 |
| 10 | بهم گفتی من شبیه به همون شعر blue bird از چارلز بوکوفسکی ام. وقتی خوندمش، خودم رو درونش دیدم. بعدش ورژن خودم رو از blue bird نوشتم. ولی تو اون پرنده ی آبیِ نامرئی توی وجودم رو قبل از هرچیزی، دیده بودی. | 1 162 |
| 11 | I know there’s a blue bird in your heart, I can see it
I can see you. | 1 094 |
| 12 | Indigo Night.mp3 | 1 128 |
| 13 | Indigo Night.mp3 | 1 |
| 14 | هروقت به حرف رها فکر میکنم که میگه زندگی ارزشش رو داره، با خودم میگم خیلی خوبه که اون اینطور فکر میکرد. ولی من؟ راستش خیلی وقت ها بوده که میخواستم فقط تموم بشه، تموم بشه یا اصلا از اولش هم شروع نمیشد. ولی دیدم تموم نمیشه، با تموم دردی که میکشیدم تموم نمیشد. بعد دیدم که من هنوز دارم نفس میکشم، با تموم سختی هایی که راه نفس کشیدنم رو میبندن، هنوز هم بخار نفس هام رو میبینم، هنوز هم انعکاس صدام رو میشنوم، هنوز هم آفتاب رو روی رگ های دستم حس میکنم، که زنده ام و این زندگیمه که توی دست هامه! تنها چیزی که دارم. به قول آدم آهنی حلبی توی جادوگر شهر اُز Now I know I've got a heart, because it's breaking راستش من نمیدونم واقعا ارزشش رو داره یا نه، چون زندگی ها مثل هم نیست، خیلی فرق هست بین درد و تنهایی و غصه های آدم ها با هم، حتی بین نوع شکستن قلب ها و باور کن حتی نمیتونی حدس بزنی مال من یکی چقدر تراژدیک بوده. ولی خب باز هم با تموم این ها این زندگیه. این زندگی منه که توی دست هامه، که نمیخوام بدون اینکه بفهمم چی میشه، از بین دست هام لیز بخوره و بره. آره، من توی یه برکه گیر افتادم، ولی یه ماهی سیاه کوچولو ام که حالا که زنده است میره دنبال دریای خودش. حتی با اینکه هرشب توی آرواره های کوسه ها گیر میکنه، ولی صبح روز بعدش میبینه که هنوز زنده است و پولک های خونیش روی تنش چسبیدن، حتی با اینکه تنهاست، باز هم میره دنبال دریای خودش. این تنها چیزیه که ماهی سیاه کوچولو داره، با اینکه حتی نمیدونه زندگی ارزشش رو داره یا نه. | 1 192 |
| 15 | Indigo Night.mp3 | 1 |
| 16 | هروقت به حرف رها فکر میکنم که میگه زندگی ارزشش رو داره، با خودم میگم خیلی خوبه که اون اینطور فکر میکرد. ولی من؟ راستش خیلی وقت ها بوده که میخواستم فقط تموم بشه، تموم بشه یا اصلا از اولش هم شروع نمیشد. ولی دیدم تموم نمیشه، با تموم دردی که میکشیدم تموم نمیشد. بعد دیدم که من هنوز دارم نفس میکشم، با تموم سختی هایی که راه نفس کشیدنم رو میبندن، هنوز هم بخار نفس هام رو میبینم، هنوز هم انعکاس صدام رو میشنوم، هنوز هم آفتاب رو روی رگ های دستم حس میکنم، که زنده ام و این زندگیمه که توی دست هامه! تنها چیزی که دارم. به قول آدم آهنی حلبی توی جادوگر شهر اُز Now I know I've got a heart, because it's breaking راستش من نمیدونم واقعا ارزشش رو داره یا نه، چون زندگی ها مثل هم نیست، خیلی فرق هست بین درد و تنهایی و غصه های آدم ها با هم، حتی بین نوع شکستن قلب ها و باور کن حتی نمیتونی حدس بزنی مال من یکی چقدر تراژدیک بوده. ولی خب باز هم با تموم این ها این زندگیه. این زندگی منه که توی دست هامه، که نمیخوام بدون اینکه بفهمم چی میشه، از بین دست لیز بخوره و بره. آره من توی یه برکه گیر افتادم، ولی یه ماهی سیاه کوچولو ام که حالا که زنده است میره دنبال دریای خودش. حتی با اینکه هرشب توی آرواره های کوسه ها گیر میکنه، ولی صبح روز بعدش میبینه که هنوز زنده است و پولک های خونیش روی تنش چسبیدن، پس باز هم میره دنبال دریای خودش. این تنها چیزیه که ماهی سیاه کوچولو داره، با اینکه حتی نمیدونه زندگی ارزشش رو داره یا نه. | 1 |
| 17 | هروقت به حرف رها فکر میکنم که میگه زندگی ارزشش رو داره، با خودم میگم خیلی خوبه که اون اینطور فکر میکرد. ولی من؟ راستش خیلی وقت ها بوده که میخواستم فقط تموم بشه، تموم بشه یا اصلا از اولش هم شروع نمیشد. ولی دیدم تموم نمیشه، با تموم دردی که میکشیدم تموم نمیشد. بعد دیدم که من هنوز دارم نفس میکشم، با تموم سختی هایی که راه نفس کشیدنم رو میبندن، هنوز هم بخار نفس هام رو میبینم، هنوز هم انعکاس صدام رو میشنوم، هنوز هم آفتاب رو روی رگ های دستم حس میکنم، که زنده ام و این زندگیمه که توی دست هامه! تنها چیزی که دارم. به قول آدم آهنی حلبی توی جادوگر شهر اُز Now I know I've got a heart, because it's breaking راستش من نمیدونم واقعا ارزشش رو داره یا نه، چون زندگی ها مثل هم نیست، خیلی فرق هست بین درد و تنهایی و غصه های آدم ها با هم، حتی بین نوع شکستن قلب ها و باور کن حتی نمیتونی حدس بزنی مال من یکی چقدر تراژدیک بوده. ولی خب باز هم با تموم این ها این زندگیه. این زندگی منه که توی دست هامه، که نمیخوام بدون اینکه بفهمم چی میشه، از بین دست لیز بخوره و بره. آره من توی یه برکه گیر افتادم، ولی یه ماهی سیاه کوچولو ام که حالا که زنده است میره دنبال دریای خودش. حتی با اینکه هرشب توی آرواره های کوسه ها گیر میکنه، ولی صبح روز بعدش میبینه که هنوز زنده است و پولک های خونیش روی تنش موندن، پس باز هم میره دنبال دریای خودش. این تنها چیزیه که ماهی سیاه کوچولو داره، با اینکه حتی نمیدونه ارزشش رو داره یا نه. | 1 |
| 18 | هروقت به حرف رها فکر میکنم که میگه زندگی ارزشش رو داره، با خودم میگم خیلی خوبه که اون اینطور فکر میکرد. ولی من؟ راستش خیلی وقت ها بوده که میخواستم فقط تموم بشه، تموم بشه یا اصلا از اولش هم شروع نمیشد. ولی دیدم تموم نمیشه، با تموم دردی که میکشیدم تموم نمیشد. بعد دیدم که من هنوز دارم نفس میکشم، با تموم سختی هایی که راه نفس کشیدنم رو میبندن، هنوز هم بخار نفس هام رو میبینم، هنوز هم انعکاس صدام رو میشنوم، هنوز هم آفتاب رو روی رگ های دستم حس میکنم، که زنده ام و این زندگیمه که توی دست هامه! تنها چیزی که دارم. به قول آدم آهنی حلبی توی جادوگر شهر اُز Now I know I've got a heart, because it's breaking راستش من نمیدونم واقعا ارزشش رو داره یا نه، چون زندگی ها مثل هم نیست، خیلی فرق هست بین درد و تنهایی و غصه های آدم ها با هم، حتی بین نوع شکستن قلب ها و باور کن حتی نمیتونی حدس بزنی مال من یکی چقدر تراژدیک بوده. ولی خب باز هم با تموم این ها این زندگیه. این زندگی منه که توی دست هامه، که نمیخوام بدون اینکه بفهمم چی میشد، از بین دست لیز بخوره و بره. آره من توی یه برکه گیر افتادم، ولی یه ماهی سیاه کوچولو ام که حالا که زنده است میره دنبال دریای خودش. حتی با اینکه توی آرواره های کوسه ها گیر میکنه، ولی صبح بعدش هنوز زنده است و پولک های خونیش روی تنش موندن، پس باز هم میره دنبال دریای خودش. این تنها چیزیه که ماهی سیاه کوچولو داره، با اینکه حتی نمیدونه ارزشش رو داره یا نه. | 6 |
| 19 | از اونموقع که زندگی رو یادم رفته بود و بعدش این آهنگ او و دوستانش اون رو به یادم آورد، تا وقتی که گردنبندش رو برای تولدم هدیه گرفتم و هربار نگاه کردن بهش زندگی رو یادم میاره، تا تموم لحظاتی که مرگ دورم رو گرفته بود ولی دیگه یادم نمیرفت که زنده ام، یادم نمیرفت زندگی. | 934 |
| 20 | از اونموقع که زندگی رو یادم رفته بود و بعدش این آهنگ او و دوستانش اون رو به یادم آورد، تا وقتی که گردنبندش رو برای تولدم هدیه گرفتم و هربار نگاه کردن بهش زندگی رو یادم میاره، تا تموم لحظاتی که مرگ دورم رو گرفته بود ولی دیگه یادم نمیرفت که زنده ام، یادم نمیرفت زندگی. | 1 |
اکنون در دسترس! پژوهش تلگرام ۲۰۲۵ — مهمترین بینشهای سال 
