fa
Feedback
MOYAN

MOYAN

رفتن به کانال در Telegram
341
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
-230 روز
آرشیو پست ها
Hichkas-Ye-Rooze-Khoob-Miad-128.mp34.07 MB

photo content

به راننده گفتم به مردم حق بده عصبانی باشن. گفتم حق بده نگران باشن وقتی اتفاقات بد دائم میفته و اسنپ حتی لازم نمی‌دونه عذرخواهی کنه. گفت گناه من چیه؟ گفتم گناهات که زیاده، مردی، فقیری، ایرانی‌ای، تو تهران با لهجه کردی کار و زندگی می‌کنی، کمه؟ خندید. گفت من خودمم بچه دارم، دردم میاد وقتی همه راننده‌ها رو فحش میدن. گفتم منم دردم میاد برادر. چاره چیه؟ وسط آشوب و خشم که کسی دنبال منطق و رفتار درست نمی‌گرده. گفت راسته میگن هرکی باید تو شهر خودش کار کنه؟ گفتم نمی‌دونم. گفت اگه تو شهر من کار بود این‌جا چی می‌خواستم... موقع خداحافظی دستم رو بردم سمتش. گفتم اگه یه شب یه دختر جوون، یه زن قشنگ سوار ماشینت بود یه کاری کن آب تو دلش تکون نخوره. گفت همون هم پیاده میشه فحشمون میده. خندید. گفتم اون به تو فحش نمیده، به اونایی فحش میده که باعث شدن امثال من و تو هم فحش بخوریم. نخندید. سفت دست دادیم. دختر کوچولوی همسایه برای گربه‌ی حیاط غذا آورده‌بود. دویید سمتم و گفت اسم گربه جدید حیاط رو گذاشته هندونه. با حنا و هندونه نشستیم تو حیاط و بازی کردیم. حنا رفت و من موندم و به الهه فکر کردم. و به قاتلش. و به زنانی که دوست داشتم. و به زنانی که کشتم، و به زنانی که مرا کشتند. با کلمه‌ای یا نوازشی یا خشمی... شب از همه‌ی ما رد می‌شد، اما ما شبیه هم نبودیم. @hamid59salimi

پیام صوتی01:00

nonvocal @moyanch

photo content

و این منم خسته از زمانه‌‌ای که زن را فقط مجسمه‌ای مرمرین می‌خواهد ‌ به ملاقاتم که می‌آیی با من سخن بگو چرا مردانِ شرقی به‌وقتِ دیدارِ زن نیمی از کلام‌شان را از یاد می‌برند؟ و زن را فقط یک شاخه‌نبات یا کبوتربچه می‌بینند؟ ‌ چرا مردِ مشرق زمین سیب را از شاخه می‌چیند و سپس به خواب می‌رود؟ ‌ ‌ #سعاد_الصباح @moyanch

اگر با کسی آشنا شوم٬ به خودم یادآوری میکنم او هم یک انسان عادی است و سعی میکند راهش را در جهان بیابد. نیاز به قهرمانی ندارم تا مرا نجات دهد. از کتاب «از عشق گفتن» @moyanch

پیام صوتی01:00

photo content
+1

پیام صوتی01:00

تو چشای خودم شادی قاچاقه ! @moyanch

photo content

پیام صوتی01:00

photo content

از همان اول دقیقا می‌دانستم که این هوا و هوس نیست. از همین هم ترسیدم. می‌دانستم که احساسم نسبت به تو حقیقی است. تو حقیقت من بودی و هیچ کاریش نمی‌توانستم بکنم. 🌻 شوخی #میلان_کوندرا

پیام صوتی01:00