fa
Feedback
Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015

Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015

کانال بسته

Dr. Morris Setudega استاد دانشگاه، رواندرمانگر سیستمی, عضو انجمن روانشناسان APA عضو مشاوران و سوپر ویژن سویس BSO عضو انجمن systemis سویس نوشته های خودم از صفحه اصلی +Think# و مطالب آموزشی ترجمه شده از جزوات تدریس در دانشگاه #dr_morris_setudegan

نمایش بیشتر
567
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-27 روز
-430 روز
آرشیو پست ها
آیا این ادعا درسته 👇 مادری گفته من پوشک دخترم رو جلوی پسرم (سن پسر حدود 6 _ 7 ساله) عوض میکنم  که پسرم از همین کودکی متوجه بشه اندام جنسی دختران و پسران چه شکلیه و براش عادی بشه ✨خلاصه پاسخ من: این ادعا هم درسته و هم نیست. این عمل میتونه هم مزایایی داشته باشه و هم آسیب‌هایی. اجرای اون کاملاً به شیوه اجرا، فرهنگ و ارزش های اجتماعی، فرهنگ خانواده و آمادگی شناختی کودک بستگی داره. چند تا نظریه موافق و مخالف براتون تو وویس توضیح میدم. Think+ Setudegan

#اثر_پلاتو #plateau_effect 👈دلایل اتفاق اثر پلاتو ۱. عوامل شناختی یادگیری ۲. عوامل انگیزشی ۳. عوامل فیزیولوژیک ۴. اشباع مهارتی 👈راهکار عبور از اثر پلاتو 👈مثال اثر پلاتو در روان درمانی و راه حل آن Think+ Setudegan

این ویدئو رو حتما ببینین در باره تکنیک دوانلو ISDTP و مفید هست https://youtu.be/A9dZYY5J1qM?si=-Y-pZLTrEBhaFM4f

حالا همین سناریویی که بالا نوشتم رو روی مدل سه‌ضلعی تعارض (Triangle of Conflict) دوانلو ترسیم می‌کنم تا نشون داده بشه دقیقاً
حالا همین سناریویی که بالا نوشتم رو روی مدل سه‌ضلعی تعارض (Triangle of Conflict) دوانلو ترسیم می‌کنم تا نشون داده بشه دقیقاً در کدام لحظه مراجع در احساس (Feeling)، اضطراب (Anxiety) یا دفاع (Defense) بوده. 📍 مدل Triangle of Conflict در این سناریو [احساس] 🔻 ↓ [اضطراب] 🔻 ↓ [دفاع] ۱. نقطه شروع – دفاع فعال جمله ماریا: "پدرم همیشه می‌خواست بهترین باشم… ولی خب… مهم نیست… (لبخند)" موقعیت در مدل: دفاع خندیدن = مکانیزم دفاعی (شوخی / کوچک‌نمایی) برای نرفتن به سمت احساس خشم یا غم. ۲. درمانگر چالش را اغاز می‌کند جمله درمانگر: "این خنده شاید راهیه برای فاصله گرفتن از احساستون… اگر اینو کنار بذاریم، الان چه احساسی دارین؟" حرکت در مدل: از دفاع به سمت اضطراب دفاع کمی کنار می‌رود، اضطراب بالا می‌آید چون تماس با هیجان نزدیک‌تر شده. ۳. اضطراب ظاهر می‌شود جمله ماریا: "اممم… نمی‌دونم… انگار کمی خشمگینم." موقعیت: اضطراب هنوز خشم کامل ابراز نشده، مراجع حس "عصبی بودن" داره بیشتر. ۴. فشار به سمت احساس جمله درمانگر: "این  خشم و عصبانیت به سمت چه کسی هست؟ حرکت: از اضطراب به سمت احساس سؤال مستقیم برای نام‌گذاری و هدف‌گذاری هیجان. ۵. تجربه بدنی اضطراب جمله مراجع: "سینه‌ام سنگین شده… نفس کشیدن سخت‌تره." موقعیت: باز اضطراب نشانه‌های جسمی فعال شدن هیجان. درمانگر باید کمک کند اضطراب به احساس تبدیل شود. ۶. عبور از اضطراب به احساس جمله ماریا: "یاد روزی میفتم که مریض بودم ولی مجبورم کرد برم خونه عمو…" (گریه) موقعیت: احساس تصویر و خاطره باعث شکستن دفاع‌ها و تجربه هیجان می‌شود. ۷. اوج احساس جمله ماریا: "خشم… خیلی زیاد… و همزمان غم…" (گریه شدید) موقعیت: احساس خالص دفاع‌ها کنار رفته، اضطراب کاهش یافته، هیجان اصلی تجربه و آزاد می‌شود. ✨ خلاصه مسیر در این جلسه: دفاع (خنده) ↓ چالش و فشار اضطراب (عصبی بودن / فشار سینه) ↓ هدایت به سمت هیجان احساس (خشم و غم) تصویر در زیر 👇 #مثلث_تعارض #تحلیل_درمان #ISDTP ۳-۳ [تهیه شده در +Think در سال ۲۰۲۰ با تغییرات و تصویر ۲۰۲۵] Think+ Setudegan

یک سناریوی کامل و آموزشی ISDTP از دوانلو که هم روند درمان رو نشون میده، هم تکنیک‌ها خط به خط توضیح داده میشه. ✨مراجع ما ماریا ۲۹ ساله پرستار تک فرزند، با شکایت از اضطراب، فشار قفسه سینه و سردردهای مکرر. مشکل اصلی: رابطه پرفشار و انتقادی با پدر. سناریو و تحلیل درمان [جلسه درمان – دقیقه ۱۲ از ویدیو برای سوپرویژن] ماریا: پدرم همیشه می‌خواست بهترین باشم… ولی خب… مهم نیست… (لبخند میزنه) 🟠تکنیک: Defense Identification درمانگر لبخند را به‌عنوان دفاع علامت‌گذاری می‌کند (خندیدن = اجتناب از احساس واقعی). درمانگر: متوجه شدم وقتی از فشار پدرتون گفتین، خندیدین. این خنده شاید کمک میکنه از حس اصلی فاصله بگیرین. اگه این خنده رو کنار بذاریم، الان چه احساسی دارین؟ 🟠تکنیک: Defense Challenge + Pressure دفاع را با ملایمت به چالش کشید و فشار ایجاد کرد تا به احساس نزدیک شود. ماریا:‌ اممم… نمی‌دونم… انگار کمی خشمگینم. 🟠درمانگر: این خشم به سمت چه کسی هست؟ تکنیک: Pressure toward Feeling سؤال مستقیم برای جهت‌دهی هیجان به سمت منبع آن. ماریا: "به پدرم… چون همیشه ازم ایراد می‌گرفت." درمانگر: وقتی این رو می‌گین، توی بدنتون چه حس می‌کنین؟ 🟠تکنیک: Focusing on Somatic Experience توجه را به تجربه بدنی می‌آورد تا هیجان عمیق‌تر فعال شود. ماریا: سینه‌ام سنگین شده، نفس کشیدن سخت‌تره… درمانگر: این نشونه‌ی فعال شدن احساساتونه. اجازه بدین باهاش بمونیم… تصویر یا خاطره‌ای تو ذهنتون میاد؟ 🟠تکنیک: Linking Anxiety to Feeling اضطراب بدنی را به هیجان پیوند می‌دهد تا مراجع ارتباط را درک کند. ماریا: یاد روزی میفتم که… مریض بودم ولی پدرم مجبورم کرد برم خونه عموم که ازش متنفر بودم…» (اشک میریزه) درمانگر: وقتی اون تصویر رو میبینین، چه حسی به پدرتون دارین؟ 🟠تکنیک: Deepening the Feeling او را تشویق می‌کند احساس را با شدت کامل تجربه کند. ماریا: خشم… خیلی زیاد… و همزمان غم… که چرا دوستم نداشت… (گریه شدید) درمانگر: همین‌طور باشین… بگذارین این غم و خشم کامل بیاد… 🟠تکنیک: Allowing Full Emotional Breakthrough حمایت برای تجربه کامل هیجان‌ های سرکوب‌شده. ✔️نتیجه لحظه‌ای: اضطراب و فشار سینه کاهش می‌یابد، تماس چشمی مراجع با درمانگر قوی‌تر می‌شود، و احساس سبکی را گزارش می‌کند. 📌 جمع‌بندی تکنیک‌ها در این سناریو: Defense Identification – دیدن دفاع (لبخند، تغییر موضوع) Defense Challenge – به چالش کشیدن با ملایمت Pressure – سوق دادن به سمت احساس واقعی Somatic Focus – توجه به تجربه بدنی هیجان Linking Anxiety to Feeling – اتصال اضطراب به هیجان سرکوب‌شده Deepening – تشویق به تجربه عمیق هیجان Breakthrough – اجازه به انفجار هیجانی و رهایی #ISDTP ۲-۳ Think+ Setudegan

ISDTP (Intensive Short-Term Dynamic Psychotherapy) که توسط دکتر حبیب دوانلو توسعه داده شده، یک رویکرد روان‌درمانی کوتاه‌مدت و پویشی است که با شدت و تمرکز بالا روی رفع موانع ناخودآگاه برای تجربه و ابراز هیجان‌های سرکوب‌شده کار می‌کند. 🍀1. داستان کوتاه (سناریوی درمان) فرض کنید مراجع مرد الکس، ۲۳ ساله که از اضطراب شدید، دل‌دردهای مزمن و احساس خشم فروخورده نسبت به مادرش شکایت دارد. در ابتدا وقتی درمانگر به رابطه با مادرش می‌پردازد، الکس شروع به خندیدن عصبی و تغییر موضوع می‌کند. درمانگر متوجه می‌شود که این مکانیزم دفاعی (شوخی و اجتناب) مانع دسترسی به هیجان اصلی است. در چند جلسه‌ی اول، درمانگر با تکنیک‌های فشرده‌سازی و مواجهه‌ی مستقیم، دفاع‌ها را شناسایی و به چالش می‌کشد. به الکس گفته می‌شود:
«الان وقتی از مادرتون میگین، لبخند میزنین و موضوع رو عوض میکنین. فکر میکنم این یک راه برای نرفتن به سمت احساستونه. اگه الان این دفاع رو کنار بذاریم، چه حسی به مادرتون دارین؟»
پس از مقاومت زیاد، الکس بالاخره با خشم شدید و غم عمیق روبه‌رو می‌شود. او گریه می‌کند و احساس می‌کند گویی "یک بار سنگین" از روی سینه‌اش برداشته شده. علائم جسمی‌اش هم شروع به کاهش می‌کند. 🍀2. تکنیک‌های کلیدی دوانلو 👈ردیابی دفاع‌ها Defense Tracking شناسایی دقیق الگوهای دفاعی در گفتار، بدن و هیجانات لحظه‌ای مراجع. 👈چالش دفاع‌ها Defense Challenge درمانگر با لحن قاطع اما همدلانه، مراجع را به دیدن و کنار گذاشتن دفاع‌ها دعوت می‌کند. 👈فشار Pressure پرسش‌های مستقیم برای سوق دادن مراجع به سمت هیجان اصلی: "تو این لحظه دقیقا چه حسی داری؟" "این حس رو به چه کسی داری؟" 👈مواجهه Head-on Collision زمانی که  مراجع بارها به دفاع برمی‌گردد، درمانگر به‌طور مستقیم با مقاومت مقابله می‌کند: "اگه همچنان پشت این دفاع‌ها بمونی، درمان جلو نمیره. آماده‌ای که با این حس رو‌به‌رو شیم یا میخوای فرار کنی؟" ✨پویایی‌های سه‌گانه دوانلو Triangle of Conflict ✔️احساس (Feeling): هیجان اصلی؛ خشم، غم، عشق... ✔️اضطراب (Anxiety): علامت فعال شدن احساس سرکوب‌شده ✔️دفاع (Defense): راه‌های اجتناب از احساس ✔️تمرکز روی تجربه بدنی احساس چون هیجان‌ها در بدن احساس می‌شوند، درمانگر توجه بیمار را به نشانه‌های بدنی جلب می‌کند. 🍀3. یک مثال کوتاه از دیالوگ درمانی الکس: آره مامانم همیشه به من فشار میآورد که بهترین باشم… ولی خب… (میخنده) حالا مهم نیست. درمانگر: الان خندیدین. این خنده به نظرم راهی برای دور شدن از احساستون نسبت به مادرتون بود. اگه نخندین، در این لحظه چه حسی دارین؟ الکس: نمی‌دونم… انگار یه کم عصبی می‌شم. درمانگر: عصبی… یعنی کمی خشم هست. اجازه بدین بمونیم با این حس… این خشم به چه کسیه؟ الکس: به مادرم… چون هیچ‌وقت از من راضی نبود. درمانگر: وقتی میگین هیچ‌وقت راضی نبود، چه تصویری میآد؟ الکس: یاد روزی می‌افتم که… (گریه میکنه) … من مریض بودم ولی مجبورم کرد به مدرسه برم… #تکنیک_کلیدی_دوانلو #ISTDP ۱-۳ Think+ Setudegan

مدل روان‌درمانگر ساندویچی 📌 مدل سوپرویژن از دکتر موریس ستودگان – ۲۰۱۵ فرآیند روان‌درمانی فقط به گفت‌وگو میان مراجع و درمانگر محدود نمی‌شود. درمانگر در طول کار، در میان لایه‌های گوناگونی از انتظارات، فشارها و محدودیت‌ها قرار دارد؛ برخی از این فشارها از سوی مراجع یا خانواده اوست، برخی از نهادهای حرفه‌ای و سازمانی، و برخی هم از درون خود درمانگر سرچشمه می‌گیرد. ✨ "مدل روان‌درمانگر ساندویچی" این فشارها را به‌صورت شفاف دسته‌بندی می‌کند تا در سوپرویژن و آموزش، بتوان راهکارهای مؤثر برای مدیریت آن‌ها یافت. در این مدل، هر کادر در اطراف، یک منبع فشار یا انتظار بیرونی است که بر فرآیند درمان اثر می‌گذارد. برای هر فشار، عوامل و نمونه‌های رایج معرفی شده‌اند. ✔️ انتظار مراجع 🟠عوامل فشار انتظار بهبود سریع ("تو چند جلسه حلش کنید") تمایل به راه‌حل آماده یا نصیحت مستقیم مقاومت در برابر مواجهه با بخش‌های دردناک خود توقعات غیرواقعی از توانایی درمانگر نیاز به تأیید مداوم از سوی درمانگر ✔️ انتظار درمانگر از خودش 🟠عوامل فشار (فشارهای درونی و خودتحمیلی) حفظ اثربخشی درمان حتی در شرایط پیچیده یا با مراجعان مقاوم همیشه آرام و متعادل بودن در جلسات پرفشار خودبهبودی مداوم (مطالعه، آموزش، سوپرویژن) حساسیت اخلاقی بالا و پرهیز از خطا مدیریت کامل هیجانات شخصی داشتن پاسخ برای هر مشکل (کمال‌گرایی) رضایت همه مراجعان و احساس شکست در صورت نارضایتی حتی یک نفر ✔️ انتظار خانواده مراجع 🟠عوامل فشار فشار برای تغییر سریع رفتار مراجع مداخله خانواده در محتوای جلسات ترس از برملا شدن رازها مقایسه با سایر اعضای خانواده اصرار بر اهداف خانواده به جای نیازهای مراجع ✔️ انتظار حرفه از درمانگر 🟠عوامل فشار (چارچوب‌ها و اصول حرفه‌ای) رازداری و حفظ محرمانگی مرزگذاری حرفه‌ای و پرهیز از روابط دوگانه پایبندی به اخلاق حرفه‌ای (صداقت، شفافیت، عدم سوءاستفاده) تداوم یادگیری و به‌روز ماندن دانش کار مبتنی بر شواهد علمی حفظ سلامت روان و جسم درمانگر احترام به حقوق و کرامت انسانی مراجع ثبت و مستندسازی صحیح جلسات ✔️ انتظار سازمان یا محل کار درمانگر 🟠عوامل فشار محدودیت زمانی جلسات محدودیت تعداد جلسات (بیمه یا سیاست مرکز) الزامات گزارش‌نویسی و بوروکراسی اجبار به رعایت پروتکل‌های خاص تضاد اهداف سازمانی با نیاز درمانی ✔️ انتظار سیستم حقوقی یا بیمه 🟠عوامل فشار الزام به گزارش رسمی و محرمانگی محدود درخواست تشخیص سریع برای امور حقوقی محدودیت پوشش بیمه‌ای ثبت دقیق پیشرفت برای توجیه هزینه‌ها فشار برای نتیجه‌گیری در قالب‌های رسمی ✔️ انتظار همکاران یا تیم درمانی 🟠عوامل فشار نگاه قضاوت‌گر یا انتقادی به سبک درمانگر رقابت یا مقایسه بین همکاران فشار برای استفاده از رویکرد خاص نیاز به هماهنگی با سایر متخصصان اختلاف نظر درباره تشخیص یا روش درمان ✔️ انتظار جامعه یا فرهنگ 🟠عوامل فشار کلیشه‌های فرهنگی درباره سلامت روان («مشکل روانی یعنی ضعف») فشار هنجاری بر مراجع و درمانگر انتظارات مبتنی بر نقش جنسیتی یا سنتی انگ‌زنی به مراجع یا حتی درمانگر دخالت ارزش‌های اجتماعی در قضاوت درمان ✔️ انتظار نهادهای آموزشی یا علمی 🟠عوامل فشار رعایت استانداردهای آموزشی و پژوهشی الزام به مداخلات شواهد‌محور شرکت در آموزش‌های مداوم و کارگاه‌ها فشار برای انتشار مقاله یا پژوهش رعایت اخلاق حرفه‌ای طبق چارچوب رسمی 📍 این مدل به درمانگران کمک می‌کند تا منابع فشار بیرونی و درونی را شناسایی کند و در سوپرویژن، راهکارهای مدیریت آن‌ها را بررسی نماید. #مدل_ساندویچ Think+ Setudegan

✨مدل ساندویچی روان‌درمانگر <—> مراجع یک مدل سوپرویژنی از دکتر موریس ستودگان‌ ۲۰۱۵ #مدل_ساندویچ Think+ Setudegan
مدل ساندویچی روان‌درمانگر <—> مراجع یک مدل سوپرویژنی از دکتر موریس ستودگان‌ ۲۰۱۵ #مدل_ساندویچ Think+ Setudegan

توضیح تصویر بالا ✨مدل ساندویچی روان‌درمانگر <—> مراجع یک مدل سوپرویژنی از دکتر موریس ستودگان‌ ۲۰۱۵ #مدل_ساندویچی Think+ Setudegan

✨مدل ساندویچی روان‌درمانگر &lt;—&gt; مراجع یک مدل سوپرویژنی از دکتر موریس ستودگان‌ ۲۰۱۵ ⭕️ بعد ppt رو آماده میکنم میفرستم #مد
مدل ساندویچی روان‌درمانگر <—> مراجع یک مدل سوپرویژنی از دکتر موریس ستودگان‌ ۲۰۱۵ ⭕️ بعد ppt رو آماده میکنم میفرستم #مدل_ساندویچ Think+ Setudegan

✨تکنیک فِینمن Feynman Technique یکی از مؤثرترین روش‌ها برای یادگیری عمیق و واقعی مفاهیم که به اسم فیزیک‌دان مشهور ریچارد فِین
تکنیک فِینمن Feynman Technique یکی از مؤثرترین روش‌ها برای یادگیری عمیق و واقعی مفاهیم که به اسم فیزیک‌دان مشهور ریچارد فِینمن اسم‌گذاری شده رو میخوام معرفی کنم. این تکنیک ساده ولی بسیار قدرتمنده، مخصوصاً برای درک مفاهیم پیچیده. ای تکنیک چند تا مرحله داره و با مثال سعی میکنم کمی شفاف‌ترش کنم. ✔️ مراحل تکنیک فِینمن: 1. انتخاب موضوع یک مفهوم یا موضوع که میخوایم یاد بگیریم رو انتخاب میکنیم،  مثلاً «نورون»، «اقتصاد کلان»، «نسبیت خاص»، یا حتی «اضطراب اجتماعی». 2. توضیح دادن با زبان ساده فرض کنیم داریم اونو به یک کودک ۱۲ ساله یا حتی دوستمون بدون پیش‌زمینه علمی توضیح میدیم. با زبان ساده، شفاف، و بدون استفاده از اصطلاحات فنی مینویسیم یا با صدای بلند میگیم. 🔍 این مرحله خیلی کمک میکنه بفهمیم واقعاً موضوع رو فهمیدیم یا فقط واژه‌ها رو حفظ کردیم. 3. شناسایی نقاط ضعف هر جایی که گیر کردیم، فراموش میکنیم یا نمی‌تونیم به‌سادگی توضیح بدیم، یعنی هنوز کامل یاد نگرفتیم. برمیگردیم به منبع (کتاب، ویدیو، مقاله...) و دوباره میخونیم تا اون قسمت رو خوب بفهمیم. 4. ساده‌سازی و استفاده از مثال بعد از چک کردن منابع و رفع ابهام‌ها، دوباره سعی میکنیم با زبان حتی ساده‌تر و همراه با مثال توضیح بدیم. استفاده از قیاس (تشبیه) خیلی مفیده. مثلاً:
نورون مثل یک سیم برق هست که پیام‌های مغزی رو منتقل میکنه، ولی به‌جای جریان برق، از مواد شیمیایی استفاده میکنه.
5. مرور و آموزش به دیگران در نهایت، اگر میتونیم اون مفهوم رو به دیگران یاد بدیم و اون‌ها هم بفهمند، یعنی واقعاً اونو فهمیدیم. آموزش دادن به دیگران بهترین آزمون درک برای ماست. 📌 حالا چرا این تکنیک مؤثره؟ 👈جلوی حفظ‌کردن بدون فهمیدن رو میگیره. 👈باعث یادگیری فعال و عمیق میشه. 👈ضعف‌ها رو سریع‌تر آشکار میکنه. 👈ذهن رو مجبور میکنه ارتباط‌ها رو پیدا کنه. این روش بسیار کاربردی برای یادگیری مفاهیم علمی، فلسفی، روان‌شناسی، زبان و... میتونه باشه. اجازه بده تکنیک فِینمن رو با یک موضوع از روان‌شناسی اجرا کنیم. 👈«مفهوم اضطراب از دید فروید» ✳️ مرحله 1: انتخاب موضوع ما موضوع را انتخاب کردیم: اضطراب از نگاه فروید. ✳️ مرحله 2: توضیح با زبان ساده؛ مثل توضیح به یک نوجوان ۱۵ ساله؛ فروید میگفت که اضطراب یک علامت هشداره. یعنی وقتی چیزی درون ما به‌هم میریزه، اضطراب به ما خبر میده. ⭕️درون ذهن ما سه قسمت داره: نهاد (id) که فقط دنبال لذت و خواسته‌های فوری‌ هست؛ مثل یه بچه لوس. من (ego) که بین خواسته‌ها و واقعیت پل میزنه و تعادل برقرار میکنه. فرامن (superego) که مثل یک قاضی سخت‌گیر، عمدتا میگه "این کار درسته یا غلطه". حالا فرض کنیم نهاد یه چیزی میخواد که فرامن اجازه نمیده. این وسط 'من' گیر میکنه، نمیدونه چی‌کار کنه. وقتی فشار زیاد میشه، اضطراب به‌وجود میاد. اضطراب یه جوریه که انگار مغز میگه: «🚨خطر! یه چیزی درست نیست!» ✳️ مرحله 3: شناسایی نقاط ضعف اینجا باید مطمئن بشیم که تفاوت بین انواع اضطراب فروید رو درک کردیم. فروید سه نوع اضطراب معرفی میکنه: 🟠1. اضطراب واقعی: ترس از خطرات واقعی بیرونی؛ مثلاً ترس از آتش. 🟠2. اضطراب روان‌نژند؛ نوروتیک: ترس از اینکه خواسته‌های نهاد بیرون بریزه و دردسر درست کنه. 🟠3. اضطراب اخلاقی: وقتی احساس گناه یا شرمندگی میکنیم چون فکر میکنیم داریم برخلاف وجدان (فرامن) رفتار میکنیم. ✳️ مرحله 4: ساده‌سازی بیشتر با مثال و قیاس فرض کنیم یه دانش‌آموز سر کلاس حوصله‌اش سر رفته و دلش میخواد وسط درس بخنده؛ این می‌شه نهاد. ولی میدونه اگه بخنده، معلم دعواش میکنه؛ اینجا 'من' وارد بازی میشه. از اون طرف، یادش میاد که پدرش گفته "تو باید همیشه مؤدب باشی"؛ اینجا فرامن هم فعال میشه. حالا این بچه گیج میشه، نمیدونه بخنده یا نخنده، احساس ناراحتی و فشار میکنه. اون احساس ناراحتی همون اضطرابه. ✳️ مرحله 5: آموزش به دیگران یا تمرین میتونیم این موضوع رو برای یک دوست یا همکلاسی توضیح بدیم. اگه اون فهمید که اضطراب از نظر فروید چطور ایجاد میشه، یعنی خودمون هم واقعاً فهمیدیم. 😀 ✔️منبع: "The Feynman Technique" from Farnam Street / Shane Parrish ✍ منبع اصلی معرفی این تکنیک #Feynman_Technique #تکنیک_فینمن تهیه شده در +think Think+ Setudegan

مقایسه، یکی از ریشه‌های پنهان رنج روانی ماست؛ چه زمانی که خود را با دیگری می‌سنجیم، چه زمانی که نگاه دیگران را به خویش می‌سنج
مقایسه، یکی از ریشه‌های پنهان رنج روانی ماست؛ چه زمانی که خود را با دیگری می‌سنجیم، چه زمانی که نگاه دیگران را به خویش می‌سنجیم. این رنج از ناآگاهی ما نسبت به خود واقعی‌مان نشأت می‌گیرد، زیرا اغلب تنها نمای بیرونی دیگران را می‌بینیم و از دنیای درونی خودمان دور می‌مانیم. و بخش زیادی از دردهای روانی ما از این مقایسه‌هاست که بر پایه ظاهر قضایا شکل گرفته، نه حقیقت زندگی. در این فرآیند، آنچه گم می‌شود، شناخت و پذیرش خویشتن است و آنچه پررنگ‌ می‌شود بی ارزش کردن دستاوردهای خود است. موریس ستودگان

📊مطالعات پژوهشی نشان داده‌اند که حتی قرارگیری کوتاه‌مدت افراد در معرض نظرات منفی در شبکه‌های اجتماعی می‌تواند منجر به افزایش
📊مطالعات پژوهشی نشان داده‌اند که حتی قرارگیری کوتاه‌مدت افراد در معرض نظرات منفی در شبکه‌های اجتماعی می‌تواند منجر به افزایش اضطراب و افت محسوس در خلق شود. 👨‍⚕️این اثرات خصوصاً در کاربران جوان‌تر شدیدتر گزارش شده و بیانگر آسیب‌‌پذیری بیشتر این گروه سنی در برابر محتوای منفی آنلاین است. 👇👇👇
https://www.nature.com/articles/s41598-025-10810-8
https://t.me/pharmakaplan لینک گروه 🖥@KAPLAN_SADOCKS خط به خط کاپلان 😵‍💫@oidipous خط به خط فیست و شولتز 😵‍💫@kaplansadoks_sciense_rationality سکانس روان

JCR2024.xlsx1.20 MB

✨"L'amour, c'est donner ce qu'on n'a pas à quelqu'un qui n'en veut pas." "عشق یعنی بخشیدن چیزی که نداری به کسی که ان را نمی‌خ
✨"L'amour, c'est donner ce qu'on n'a pas à quelqu'un qui n'en veut pas." "عشق یعنی بخشیدن چیزی که نداری به کسی که ان را نمی‌خواهد." ژاک لکان، ۷ مه ۱۹۵۸ این جمله برای اولین بار تو سمینار پنجم (Séminaire V) لکان در ۲۳ آپریل ۱۹۵۸ با عنوان‌ "شکل‌گیری‌های ناخودآگاه" مطرح شد "Les formations de l'inconscienient." این گزارهٔ پارادوکسیکال، عشق رو نه به‌ عنوان یک مبادله‌ از "دارایی‌ها"، عمدتا به‌عنوان بخشیدن "فقدان" خود به دیگری تعریف میکنه. از نظر لکان: - "چیزی که نداری" (ce qu'on n'a pas) اشاره به فقدان بنیادین سوژه؛ فقدان فالوس، کاستی نمادین داره. - "کسی که آن را نمی‌خواهد" (quelqu'un qui n'en veut pas) نشون‌دهندهٔ این میشه که دیگری هم خود این فقدان رو نمیپذیره یا بهش نیازی نداره. ساده‌تر بگیم، عشق ورزیدن یعنی 'پذیرش ناتمامیِ خود و دیگری'، و بخشیدنِ همین ناتمامی به‌عنوان "هدیه‌ای" که نه قابل‌ مالکیته و نه قابل تکمیل‌کردن. این جمله‌ی لکان برای جهان یکی از گیج‌کننده‌ترین و در عین حال عمیق‌ترین جملات شد تا لکان تونست اون رو به فرمولی جهانشمول تبدیل کنه. برای درک و تفسیر این جمله، باید کمی وارد دنیای روانکاوی لکان شد، که سراسر استعاره، تناقض، و درک غیرمستقیم از میل و دیگری هست. ❖ پارت اول: "بخشیدن چیزی که نداری"، در ظاهر امر خیلی پارادوکسیکاله: چطور میشه چیزی رو که در اختیار نداریم، ببخشیم؟ ولی در منطق روانکاوی لکان، این کاملاً معنا داره. چون لکان باور داره که سوژه [subject] همیشه در دل یک کمبود [manque] شکل میگیره. همه ما به عنوان انسان، مدام چیزی رو کم داریم؛ چیزی که هویت‌ ما رو کامل کنه، چیزی که ما رو پیش دیگری خواستنی کنه. این کمبود ریشه تو ساختار زبان، جدایی از مادر؛ ابژه‌ی اولیه‌ی میل، و ورود به نظم نمادین [Symbolic Order] داره. پس ما هیچوقت مالک کامل چیزی نیستیم — نه عشق، نه معنا، نه خویشتن واقعی ما. ولی در عشق، ما تظاهر میکنیم که چیزی داریم مثلاً "خودمون رو"، "قلب‌مون"، "عشق‌مون رو" و اونو به دیگری میبخشیم. یعنی عشق، حرکتی نمادین میشه، نه واقعی؛ ما وانمود میکنیم که چیزی رو داریم تا دیگری رو جذب کنیم، در حالی که اون چیز مثلا 'تمامیت' اصلا تو دسترس ما نیست. ❖ پارت دوم: "به کسی که آن را نمی‌خواهد"؛ این بخش هم به شکلی پنهان، نقدی‌ هست به فانتزی عاشقانه. چون لکان معتقد بود، که میل ما همیشه از مسیر میل دیگری عبور میکنه. ما چیزی رو میخوایم، چون دیگری میخواد. ولی عشق واقعی، بر پایه‌ی این سوءتفاهم بناشده که ما فکر میکنیم دیگری چیزی رو از ما میخواد، یا بهش نیاز داره. در واقع، دیگری ممکنه اصلاً نخواد اون چیزی رو که ما میخوایم ببخشیم. اون ما رو اونجور که خیال میکنیم نمیبینه. این یعنی یک شکست بنیادین تو ارتباط، و در عین حال، دقیقاً همین شکست هست که عشق رو ممکن میکنه. در نتیجه عشق، تو نگاه لکانی، یک اشتباه زیباست. ما چیزی رو که نداریم، به کسی میدیم که اونو نمیخواد، ولی این عمل، سوژه رو تعریف میکنه، مارو به دیگری پیوند میزنه و امکان رابطه رو فراهم میکنه. باید بگیم که این نگاه با مفاهیم رایج عشق، مثل هم‌خوانی کامل، یکی شدن، درک کامل فرق داره. تو روانکاوی لکان، عشق با کمبود، عدم تطابق، و میل ساختار پیدامیکنه. بیایم با داستان رومئو و ژولیت از شکسپیر اینو تطبیق بدیم. رومئو، با تمام وجودش عشق و زندگیش رو به ژولیت تقدیم میکنه؛ ولی چه چیزی رو واقعاً میبخشه؟ آیا عشقش چیزی کامل و واقعیه؟ نه. اون تصویر یا یک فانتزی‌ از عشق رو میبخشه — چیزی که در واقع، خودش هم اون رو به‌طور کامل نداره. در نهایت، ژولیت هم‌ نمیتونه اونرو دریافت‌کنه؛ اون هم درگیر فانتزی خودشه. هر دو از درک متقابل ناتوانن و همین سوءتفاهم، تراژدی رو میسازه. اونها چیزی رو میبخشن که ندارن، به کسی که نیاز نداره، ولی همین حرکت عشقشون رو جاودانه کرد. یا مثلا لیلی و مجنون که مجنون همه‌چیز رو فدای لیلی میکنه — عشقش، عقلش، زندگیش. ولی آیا مجنون چیزی واقعی به لیلی میده؟ نه. اون فانتزی خودش از 'زن کامل' رو میپرسته؛ چیزی که خودش نداره مثل کمال، آرامش، معنا و اونو در لیلی میبینه. از طرفی، لیلی نه‌ فقط توان دریافت این عشق رو نداره، بلکه گاهی خودش هم نمیخواد درگیر این فانتزی بشه. مجنون با عشقش در واقع خودش رو بازسازی میکنه، چون تو پروسه 'دادن' چیزی که نداره مجنون نامی میشه. ✦ نتیجه روان‌تحلیلی تو همه‌ی این قصه‌ها، عشق نه بر پایه‌ی داشتن، عمدتا بر پایه‌ی نداشتن شکل میگیره، و نه بر اساس رضایت دو طرف، بلکه بر اساس خطا، سوتفاهم و فرافکنی میل. ولی دقیقا همین چیزها، عشق رو معنا میبخشه. به همین خاطر لکان میگه: "عشق، تلاش نافرجام ما برای پر کردن جای خالی‌ست — جایی که نه ما چیزی در دست داریم، و نه دیگری دقیقاً آن را می‌خواهد." دکتر موریس ستودگان تقدیم به م. #لکان Think+ Setudegan

🌟 دیگری؛ آینه‌ای برای درد تجربه‌نشده‌ی درون ما ✍🏻 نویسنده: دکتر موریس ستودگان – برن، مارس ۲۰۱۹ 🧠 نگاهی روان‌کاوانه، خودروا
🌟 دیگری؛ آینه‌ای برای درد تجربه‌نشده‌ی درون ما ✍🏻 نویسنده: دکتر موریس ستودگان – برن، مارس ۲۰۱۹ 🧠 نگاهی روان‌کاوانه، خودروان‌شناختی و اگزیستانسیال به پدیده‌ی حمله به دیگری 🔺 گاهی انسان به دیگری می‌تازد، بی‌آن‌که دلیل بیرونی روشنی در کار باشد. 🔺 جمله‌ی آشنا:
«گاهی حمله به دیگری، فراری‌ست از چیزی در درون خودمان» پرده از لایه‌هایی عمیق در روان آدمی برمی‌دارد.
در این نوشتار کوتاه، این پدیده با نگاهی تطبیقی در سه نظام فکری بررسی می‌شود: ✔️ ۱. روان‌کاوی کلاسیک (فروید): دفاع علیه تکانه‌ها و تعارض‌های ناخودآگاه 🔺 حمله به دیگری، اغلب بازتاب دفاع‌های روانی در برابر کشمکش‌های درونی است؛ بخصوص امیال سرکوب‌شده‌ای مانند خشم، حسادت یا میل جنسی. ✔️ مکانیسم‌های دفاعی کلیدی: 👈 فرافکنی (Projection): نسبت‌دادن احساسات غیرقابل‌پذیرش به دیگری 📍مثال: حسود بودن اما دیگری را به حسادت متهم کردن 👈جابجایی (Displacement): انتقال خشم از منبع اصلی به هدفی کم‌خطر 📍مثال: خشم از رئیس → پرخاش به شریک عاطفی 👈 سرکوب (Repression): امیال سرکوب‌شده‌ای که از مسیر دیگری بازمی‌گردند 📍مثال: تکانه‌های جنسی سرکوب‌شده → رفتار پرخاشگرانه 🟡 نتیجه: حمله به دیگری، ابزاری‌ست برای محافظت از ساختار روانی فرد. ✔️ ۲. روان‌شناسی خود (کوهات): محافظت از انسجام آسیب‌پذیر روان 🔺 در ساختارهای خودشیفته‌ی آسیب‌پذیر، احساس طرد یا تحقیر می‌تواند باعث خشم خودشیفته (Narcissistic Re) شود. ✔️ مفاهیم کلیدی: 👈 خشم خودشیفته: واکنش شدید به بی‌توجهی یا نقد 👈 شکست رابطه با ابژه‌های خودشیفته: عدم دریافت همدلی → پرخاش 🟡 هدف این حمله: تخریب دیگری نیست، حفظ انسجام درونی و اجتناب از فروپاشی روانی است. 📍 به عبارتی:
«حمله، فریاد کسی‌ست که نمی‌خواهد درونش از هم بپاشد.»
✔️ ۳. روان‌شناسی اگزیستانسیال: گریز از آزادی، مسئولیت و اضطراب هستی 🔺 آزادی انسان، همراه با مسئولیت، ترس از پوچی و مرگ است. گاهی فرد برای فرار از این اضطراب، دیگری را مقصر می‌داند. ✔️ تحلیل اگزیستانسیالیستی: 👈 حمله، راهی برای فرار از تنهایی، ترس از مرگ و فقدان معناست. 👈 به‌جای مواجهه با "منِ واقعی"، دیگری را دشمن اعلام می‌کنیم. 📍 یادآور جمله‌ی معروف سارتر:
«دیگری، جهنم است.» اما این‌بار باید گفت: «حمله به دیگری، نادیدنِ جهنم درون ماست.
✔️ تطبیق انگیزه حمله به دیگری در سه رویکرد رویکرد انگیزه‌ی پنهان پشت حمله در: 👈 روان‌کاوی کلاسیک؛ دفاع علیه تعارض‌های ناخودآگاه 👈 روان‌شناسی خود؛ (کوهات) حفظ انسجام روانی، شرم، بی‌ارزشی 👈 روان‌شناسی اگزیستانسیال؛ فرار از مسئولیت، ترس از مرگ و پوچی ✨نتیجه‌گیری: در روان‌درمانی، هرگاه با خشم یا پرخاش فردی روبه‌رو شدیم، از خود بپرسیم:
این حمله، آینه‌ی کدام رنج تجربه‌نشده است؟
🌿 آنچه از آن می‌گریزیم، بازمی‌گردد؛ اما نه به‌صورت تجربه‌ی درونی، بلکه در چهره‌ی دشمنی بیرونی. Think+ Setudegan

🌟 دیگری؛ آینه‌ای برای درد تجربه‌نشده‌ی درون ما ✍🏻 نویسنده: دکتر موریس ستودگان – برن، مارس ۲۰۱۹ 🧠 نگاهی روان‌کاوانه، خودروا
🌟 دیگری؛ آینه‌ای برای درد تجربه‌نشده‌ی درون ما ✍🏻 نویسنده: دکتر موریس ستودگان – برن، مارس ۲۰۱۹ 🧠 نگاهی روان‌کاوانه، خودروان‌شناختی و اگزیستانسیال به پدیده‌ی حمله به دیگری 🔺 گاهی انسان به دیگری می‌تازد، بی‌آن‌که دلیل بیرونی روشنی در کار باشد. 🔺 جمله‌ی آشنا:
«گاهی حمله به دیگری، فراری‌ست از چیزی در درون خودمان» پرده از لایه‌هایی عمیق در روان آدمی برمی‌دارد.
در این نوشتار کوتاه، این پدیده با نگاهی تطبیقی در سه نظام فکری بررسی می‌شود: ✔️ ۱. روان‌کاوی کلاسیک (فروید): دفاع علیه تکانه‌ها و تعارض‌های ناخودآگاه 🔺 حمله به دیگری، اغلب بازتاب دفاع‌های روانی در برابر کشمکش‌های درونی است؛ بخصوص امیال سرکوب‌شده‌ای مانند خشم، حسادت یا میل جنسی. ✔️ مکانیسم‌های دفاعی کلیدی: 👈 فرافکنی (Projection): نسبت‌دادن احساسات غیرقابل‌پذیرش به دیگری 📍مثال: حسود بودن اما دیگری را به حسادت متهم کردن 👈جابجایی (Displacement): انتقال خشم از منبع اصلی به هدفی کم‌خطر 📍مثال: خشم از رئیس → پرخاش به شریک عاطفی 👈 سرکوب (Repression): امیال سرکوب‌شده‌ای که از مسیر دیگری بازمی‌گردند 📍مثال: تکانه‌های جنسی سرکوب‌شده → رفتار پرخاشگرانه 🟡 نتیجه: حمله به دیگری، ابزاری‌ست برای محافظت از ساختار روانی فرد. ✔️ ۲. روان‌شناسی خود (کوهات): محافظت از انسجام آسیب‌پذیر روان 🔺 در ساختارهای خودشیفته‌ی آسیب‌پذیر، احساس طرد یا تحقیر می‌تواند باعث خشم خودشیفته (Narcissistic Re) شود. ✔️ مفاهیم کلیدی: 👈 خشم خودشیفته: واکنش شدید به بی‌توجهی یا نقد 👈 شکست رابطه با ابژه‌های خودشیفته: عدم دریافت همدلی → پرخاش 🟡 هدف این حمله: تخریب دیگری نیست، حفظ انسجام درونی و اجتناب از فروپاشی روانی است. 📍 به عبارتی:
«حمله، فریاد کسی‌ست که نمی‌خواهد درونش از هم بپاشد.»
✔️ ۳. روان‌شناسی اگزیستانسیال: گریز از آزادی، مسئولیت و اضطراب هستی 🔺 آزادی انسان، همراه با مسئولیت، ترس از پوچی و مرگ است. گاهی فرد برای فرار از این اضطراب، دیگری را مقصر می‌داند. ✔️ تحلیل اگزیستانسیالیستی: 👈 حمله، راهی برای فرار از تنهایی، ترس از مرگ و فقدان معناست. 👈 به‌جای مواجهه با "منِ واقعی"، دیگری را دشمن اعلام می‌کنیم. 📍 یادآور جمله‌ی معروف سارتر:
«دیگری، جهنم است.» اما این‌بار باید گفت: «حمله به دیگری، نادیدنِ جهنم درون ماست.
✔️ تطبیق انگیزه حمله به دیگری در سه رویکرد رویکرد انگیزه‌ی پنهان پشت حمله در: 👈 روان‌کاوی کلاسیک؛ دفاع علیه تعارض‌های ناخودآگاه 👈 روان‌شناسی خود؛ (کوهات) حفظ انسجام روانی، شرم، بی‌ارزشی 👈 روان‌شناسی اگزیستانسیال؛ فرار از مسئولیت، ترس از مرگ و پوچی ✨نتیجه‌گیری: در روان‌درمانی، هرگاه با خشم یا پرخاش فردی روبه‌رو شدیم، از خود بپرسیم:
این حمله، آینه‌ی کدام رنج تجربه‌نشده است؟
🌿 آنچه از آن می‌گریزیم، بازمی‌گردد؛ اما نه به‌صورت تجربه‌ی درونی، بلکه در چهره‌ی دشمنی بیرونی. Think+

دوستان گرامی، پس از هک شدن گروه و حذف پیام‌ها، به یاری ادمین‌های پرتلاش، گروهی تازه و پربار با نام گنجینه +Think بنیان نهادیم
+1
دوستان گرامی، پس از هک شدن گروه و حذف پیام‌ها، به یاری ادمین‌های پرتلاش، گروهی تازه و پربار با نام گنجینه +Think بنیان نهادیم؛ فضایی پویا که اکنون شامل ۱۳ زیرمجموعه‌ تخصصی است. در ادامه، نگاهی کوتاه به بخش‌های مختلف این مجموعه خواهیم داشت: 🔹 جنرال: نوشته‌های عمومی، معرفی سایت‌های هوش مصنوعی، ابزارهای تحقیق و منابع روز دنیا. 🔹 آموزشی: محتوای آموزشی اختصاصی گروه، تهیه‌شده برای ارتقاء دانش مخاطبان. 🔹 کتابخانه: بیش از هزار کتاب تخصصی با به‌روزرسانی مداوم؛ گنجینه‌ای برای پژوهشگران و علاقه‌مندان. 🔹 پاسخ به پرسش‌ها: گردآوری پاسخ‌های من به پرسش‌های دوستان از گروه‌های مختلف. 🔹 وویس و پادکست: فایل‌های صوتی آموزشی برگرفته از مقالات و تأملات شخصی. 🔹 پرسش‌نامه‌ها و تست‌های روان‌شناسی: مجموعه‌ای از تست‌ها و ابزارهای استاندارد، بسیاری از آن‌ها خریداری‌شده و به‌روز. 🔹 تکنیک‌ها و انکدوت‌های درمانی: روایت‌هایی از جلسات درمان، همراه با تکنیک‌هایی کاربردی در قالب داستان کوتاه. 🔹 مقالات: ارائه و گردآوری مقالات متنوع و معتبر در حوزه روان‌شناسی. 🔹 پیام‌های کوتاه: نکات روان‌شناختی در قالب جملات کوتاه و الهام‌بخش. 🔹 کیس‌ها: معرفی و بررسی پرونده‌های واقعی از همراهان گروه، با هدف یادگیری و گفت‌وگو. 🔹 کلیپ‌ها: ویدیوهای روان‌شناسی کاربردی برای عموم مخاطبان. 🔹 تاریخچه روان‌شناسان برجسته: زندگی‌نامه و آثار چهره‌های کمتر شناخته‌شده اما تأثیرگذار این علم. 🔹 تحلیل فیلم و نوشته: نگاهی روان‌شناختی به فیلم‌ها، کتاب‌ها و نوشته‌های قابل تأمل. ممکن است برخی مطالب به‌طور طبیعی تکراری به نظر برسند، اما این مسیر، هنوز در حال ساختن و غنی‌تر شدن است. از همراهی صمیمانه شما و نیز از دوستان و ادمین‌هایی که با ارسال دوباره مطالب ذخیره‌شده، ما را در بازسازی این گنجینه یاری دادند، صمیمانه سپاسگزارم. با احترام و مهر ✨

دوستان بزرگوار بعد از هک گروه و پاک شدن پیام ها با ادمین های پرتلاش ما یک گروه بزرگ بنام‌ گنجینه +think ساختیم که فعلا شامل ۱
+1
دوستان بزرگوار بعد از هک گروه و پاک شدن پیام ها با ادمین های پرتلاش ما یک گروه بزرگ بنام‌ گنجینه +think ساختیم که فعلا شامل ۱۳ زیر مجموعه هست؛ جنرال، آموزشی، کتاب، پاسخ سوالات، وویس و پادکست، پرسشنامه و تست های روانشناسی، تکنیک و انکدوت هایی از اطاق درمان، مقاله، پیام های کوتاه، کیس ها، کلیپ، تاریخچه بزرگان روانشناسی و تحلیل فیلم و نوشته میباشد

آنچه می‌پردازیم، بهای تجربه است؛ اما آنچه در درونمان دگرگون می‌شود، همان ارزش واقعی‌ست. قیمت، بیرونی‌ست و ملموس؛ اما ارزش، در
آنچه می‌پردازیم، بهای تجربه است؛ اما آنچه در درونمان دگرگون می‌شود، همان ارزش واقعی‌ست. قیمت، بیرونی‌ست و ملموس؛ اما ارزش، درونی‌ست و ماندگار. بسیاری بهایی می‌دهند، بی‌آنکه چیزی به خویشتن بیفزایند؛ و اندک‌اند آنان که از هر هزینه، فرصتی برای رشد می‌سازند. موریس ستودگان‌