fa
Feedback
CHAAVOUSH

CHAAVOUSH

رفتن به کانال در Telegram

... نظر به اینکه به گفته‌های دولت ایمان نداریم زین پس مصممیم رهبری را خود در دست گیریم و دنیای بهتری سازیم. نظر به اینکه تنها زبان توپ را آشنا هستید و به زبان دیگری تکلم نمی‌کنید ناچار خواهیم بود لوله‌های توپ را به طرف شما برگردانیم... قطعنامه #برشت

نمایش بیشتر
660
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+17 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز

در حال بارگیری داده...

جذب مشترکین
ژوئیه '26
ژوئیه '260
در 0 کانال‌ها
ژوئن '26
+9
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '26
+1
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '26
+1
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '26
+1
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '26
+6
در 2 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '26
+1
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '25
+4
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '25
+8
در 1 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '25
+4
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '25
+8
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '25
+8
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '25
+3
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '25
+3
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '25
+12
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '25
+14
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '25
+12
در 28 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '25
+25
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '25
+30
در 1 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '24
+17
در 33 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '24
+17
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '24
+10
در 1 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '24
+16
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '24
+34
در 5 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '24
+49
در 7 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '24
+45
در 7 کانال‌ها
Get PRO
مه '24
+2 142
در 5 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '24
+45
در 30 کانال‌ها
Get PRO
مارس '24
+27
در 27 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '24
+33
در 27 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '24
+1 510
در 28 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '23
+47
در 24 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '23
+37
در 26 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '23
+54
در 25 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '23
+55
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '23
+47
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '23
+38
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '23
+72
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '23
+51
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '23
+42
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '23
+53
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '23
+34
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '23
+34
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '22
+68
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '22
+62
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '22
+71
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '22
+40
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '22
+30
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '22
+37
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '22
+112
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '22
+20
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '22
+4
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '22
+22
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '22
+17
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '22
+24
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '21
+42
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '21
+166
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '21
+23
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '21
+118
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '21
+23
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '21
+17
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '21
+2
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '21
+6
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '21
+13
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '21
+9
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '21
+7
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '21
+4
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '20
+898
در 0 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
03 ژوئیه0
02 ژوئیه0
01 ژوئیه0
پست‌های کانال
sticker.webp0.23 KB

2
✔️ زباله‌دانی فقط جای ته مانده و آشغال نیست گاهی مغزهای از کاندوم بیرون ریخته را باید زباله کرد. #فرح_آریا My scattered writi
✔️ زباله‌دانی فقط جای ته مانده و آشغال نیست گاهی مغزهای از کاندوم بیرون ریخته را باید زباله کرد. #فرح_آریا My scattered writing A LITTLE BIT OF ME https://t.me/andaki_az_man .
21
3
بدون متن...
90
4
سرگشته دلی دارم، در وادی ِ حیرانی آشفته سری دارم، زآشوب پریشانی طبعی است مشوّش‌تر، از باد خزان در من وز باد گرو برده، در بی‌سر و سامانی از یاد زمان رفته، آن قلعه ی متروکم تن داده به تنهایی، خو کرده به ویرانی ✍ #حسین_منزوی 🎙 #مهرآوا 🎶 #Adam_Hurst (Empty Sky) @mehrrrava
26
5
✔️ داستان کوتاه هوای دو نفره  من از اول یعنی از وقتی که دست چپ و راست زندگی را شناختم از عشق فرار کردم. فکر می‌کردم بی‌عرضه‌تر از اونم که بخوام حسِ به این باشکوهی رو تو قلبم جا بندازم و هی سنگینیشو اینور اونور بکشم. یک روز ، اواسط پاییزِ هراررنگ به اصرار دوستم لیلا رفتیم پارک ( ادوارد گاردنز) که یک ساعت از خونه‌م فاصله داره. یک پارک بزرگ. تا چشم کار میکرد، رنگ بود وُ رنگ. انگار همه عاشق بودن جز من. زن‌ها یه جوری با هم حرف میزدن که انگار عشق غایب رو شکل میدادن و دستشو می‌گرفتن. بعضی از مردها که خانمی همراهشان بود، سراپا گوش بودند برای شنیدن. اما بخش جالب آنجا بود که مردهایی باهم قدم میزدن اصلاآنجا نبودند، حرکاتشون از فاصله‌ی دور، یک پانتومیم دو نفره به نظر می‌رسید. انگار فقط آدمای عاشق هیچ‌کس‌رو نمیبینن جز خودشون. اما من همه رو میدیدم، خودمم میدیدم. شاید برای اینکه خودمو از یک اتفاق کنار می‌کشیدم. لیلا پرسید، میدونی اسم این هوا چیه؟ گفتم: خوب معلومه هوای پائیزه دیگه. گفت: نه خُل خدا اسمش هوای دو نفره‌س. گفتم خوب ما هم دونفریم. با حرص گفت خودتو نزن به خریت. هوا یه ‌کم خنکه. آدم دلش میخواد به یکی بچسبه. گفتم لابد حتمنم باید اونی که می‌چسبی مرد باشه نه یکی مثل من تفلون نچسب. گفت آفرین . کم کم داری راه میفتی. باید با اون کسی که دوسش داری بیای یه همچین جایی که پائیز هزار رنگ‌رو حسش کنی. مثلا اگر الان اون پسره... (با انگشت ردیف کاجهارو که از در ورودی شروع میشه نشون داد) ... مثلا اون بیاد بگه من از شما خوشم اومده میتونیم با هم یک قهوه بخوریم بهش چی میگی؟ بهش میگم من با کفشدوزک حاضرم قهوه بخورم اما با شما نه. خنده لیلا مثل دینامیت منفجر شد تو محوطه که ما بودیم طوریکه همون پسره اومد سمت ما. پسره، اما آقای تمام عیار بود. قدبلند بود. من تا سرشونه‌ش هم نمیرسیدم. بهش میخورد استاد دانشگاه باشه یا مثلا مشاور رئیس‌جمهور یا سخنگوی دولت باشه. من هاج و واج نگاهش می‌کردم ، لیلا همونطور که داشت اشک خنده‌شو پاک می‌کرد، صورتش را چرخوند طرف آقا و گفت کاری می‌تونم انجام بدم براتون؟ _ می‌خواستم بدونم چطوری میشه سالن اینجارو رزرو کرد؟ و بلافاصله چرخید طرف من. هنوز از لیلا جواب نگرفته ازم پرسید شما میدونین؟ به تته پته افتادم گفتم راستش من اصلا هیچی نمیدونم لیلا میدونه. دستشو دراز کرد سمت لیلا و خودش‌رو معرفی کرد. بعد بلافاصله دستشو سمت من جلو آورد پرسید و اسم شما؟ من هیچوقت در جواب دادن کم نمیاوردم. یه لحظه اسم خودمو فراموش کردم و الکی دستمو گذاشته بودم تو دست آقا و مثل منار وایساده بودم و زول زده بودم به چشمش. لیلا اسمم‌رو گفت و آقا با لبخند به من گفت خوشبختم. لیلا دست منو گرفت مثل بچه‌های تخس کشید و از آقا پرسید چند نفرین؟ او گفت ۲۰۰ نفر . لیلا گفت اینجا نمیشه عروسی گرفت. میشه واسه سخنرانی رزرو کرد. آقا گفت بله برای همون ‌کار نیاز داریم. لیلا گفت بیاین تا نشونتون بدم. دفتر ساختمونو نشونش داد و گفت، اینجاست و به من اشاره کرد و گفت، دوستم کار داره با اجازه ما میریم. زبون من یه مرتبه باز شد. گفتم من کاری ندارم. آقا گفت چه بهتر اگر اشکال نداره و وقت دارین بریم یه قهوه مهمون من باشید بعد من برمیگردم اینجا. لیلا مستاصل گفت آخه دوستم...او نگذاشت حرفش تموم بشه برگشت طرف من. عجب چشمایی داشت. چقدر سیبیل بهش میومد. گفت افتخار میدین در خدمت شما یه قهوه بنوشیم؟ من هنوز داشتم بربر نگاش میکردم دوباره لال شده بودم و مثل بز اخفش سر تکون دادم. پرسید ماشین دارین؟ بجای من لیلا گفت نه با اتوبوس اومدیم استثنائا. آقا گفت چه بهتر و باز رو کرد طرف من گفت زمان بیشتری از حضورتون بهره‌مند میشم. بعد هم میرسونمتون خونه. مثل عقب افتاده‌ها نیشم باز شد. راه افتادیم طرف ماشین او. احساس کردم سنگین شدم. حضور هیچ‌کس‌رو حس نمی‌کردم. لیلا زیر گوشم گفت به چی فکر میکنی؟ بی‌اراده گفتم به هوای دو نفره. #فرح‌‌_آریا My scattered writing A LITTLE BIT OF ME https://t.me/andaki_az_man  
20
6
بدون متن...
20
7
✔️ رویاها کارناوال نیستند بغض‌های بیخ گلویند که بر صحنه شب می‌بارند؛ برای مات نشدن در بازی‌ها زندگی، از بالای برج خواسته‌هاسق
✔️ رویاها کارناوال نیستند بغض‌های بیخ گلویند که بر صحنه شب می‌بارند؛ برای مات نشدن در بازی‌ها زندگی، از بالای برج خواسته‌هاسقوط نکردن، یا یکی از کورهای ساراماگو نشدن. رویاها تیترهای درشت خواسته‌هاست در کاتالیزور آرزوهای بی اتفاق که در انحنای خطوط سیاه و سفید از ماه میتابد میتوان این پرولتاریا را به دلخواه منسجم کرد کف رویاها در خلوص خلوت با آرامش نفس کشید و به استعاره‌های زیبای رویا رسید. #فرح‌_آریا My scattered writing A LITTLE BIT OF ME https://t.me/andaki_az_man
45
8
✔️ کلمات ماشینیِ بی احساس این روزها بطور عجیبی شعرها از ذهن مصنوعی فتوکپی میشود. مسئله فقط این نیست که شعرها را هوش مصنوعی‌ م
✔️ کلمات ماشینیِ بی احساس این روزها بطور عجیبی شعرها از ذهن مصنوعی فتوکپی میشود. مسئله فقط این نیست که شعرها را هوش مصنوعی‌ می‌نویسد، مسئله این است که بعضی‌ها نوشتن را با داشتنِ متن اشتباه گرفته‌اند. برای‌شان مهم نیست کلمه از کجا آمده؛ فقط دیده‌شدن مهم است. اما یک فرق اساسی هست، شعر، خروجیِ مغز نیست؛ شعر اثرِ ساییده‌شدنِ جان با زندگی است. کسی که بدون فکر، بدون مکث، بدون رنجِ زاییدنِ جمله، متن آماده را چاپ می‌کند، کم‌کم عضله‌ی فکرش تحلیل می‌رود و صدای شخصی‌اش خاموش می‌شود. به جای شاعر، «اپراتورِ کپی» می‌شود. این خطر واقعی است برای انسانی که دیگر تمرین فکر نمی‌کند. فکر باید جلوتر از ابزار حرکت کند. آن‌ها که از فکرشان استفاده نمیکنند متن دارند؛ در حالیکه باید مسیرِ فکر داشت. و تاریخ همیشه مسیر را نگه می‌دارد، نه کپی را. #فرح‌‌_آریا My scattered writing A LITTLE BIT OF ME https://t.me/andaki_az_man  
54
9
✔️ عزیزم! من، سرآمدِ دیوانه‌‌گانم و گاهی در نگاه آینه از دوست‌داشتن بی حدِ شما، انقدر به خودم میخندم که استاندارد دیوانگی در
✔️ عزیزم! من، سرآمدِ دیوانه‌‌گانم و گاهی در نگاه آینه از دوست‌داشتن بی حدِ شما، انقدر به خودم میخندم که استاندارد دیوانگی در جهان به هم می‌ریزد. عزیزم! در این جهان اگر دیوانه نباشی، هزاران حرف تلخ و هزاران زخم کنایه‌های بی‌پروا دیوانه‌ات می‌کند. عزیزم! این است که من حرف‌های شما را اگر چه تلخ، چسب زخمِ روح‌ام میدانم بخاطر لحظه‌هایی که گاهی برایم نگاهی تجویز می‌کنید. من با این دارو از دیوانگی‌هایم دست می‌کشم. می‌بینید که شما را تا ستاره‌های آسمان دوست دارم؟ دیوانگی من به یک نگاه شما قانع است. #فرح_آریا My scattered writing A LITTLE BIT OF ME https://t.me/andaki_az_man  
70
10
✔️ Dostoevsky says in The Brothers Karamazov: I think that if the devil does not exist and man created him, he created him in
✔️ Dostoevsky says in The Brothers Karamazov: I think that if the devil does not exist and man created him, he created him in his own image and likeness. داستایوفسکی در برادران کارامازوف می‌گوید: من فکر می‌کنم اگر شیطان وجود نداشته باشد و انسان او را آفریده باشد، او را به تصویر و شباهت خودش آفریده است. Translated by the : 👇👇👇 https://t.me/Poetry_in_the_language
82
11
sticker.webp
81
12
✔️ نمیدانستم تقدیر وطنم ویرانی‌ست و مرگ از دهان جغد آواز می‌دهد. نمیدانستم مرده‌ها بی گور و بی‌نشان در انبانی تنگ و سیاه خون
✔️ نمیدانستم تقدیر وطنم ویرانی‌ست و مرگ از دهان جغد آواز می‌دهد. نمیدانستم مرده‌ها بی گور و بی‌نشان در انبانی تنگ و سیاه خون می‌چکد از سینه‌شان. من چون پرنده‌ای غریب در جنگلی بی بَر وُ بار روی درختانِ بی برگ می‌خواندم؛ از مرگِ آزادی و گورهای بی‌نشان. لاله‌ها که شکفتند زندگی یک دقیقه سکوت اعلام کرد به احترام حاموشی ستارگان. #فرح‌_آریا My scattered writing A LITTLE BIT OF ME https://t.me/andaki_az_man  
58
13
✔️🎬🎼 دنیای سینما همه می دانند * موزیک ویدیویی، لئونارد کوهن https://t.me/andaki_az_man
✔️🎬🎼 دنیای سینما همه می دانند * موزیک ویدیویی، لئونارد کوهن https://t.me/andaki_az_man  
57
14
✔️ بهتر از این مگر می‌شود؟ دور باشی وُ دلتنگ عشق سرزده از راه برسد؛ زیر پوست شب آتش بریزد........... وُ آغوش پراز بوسه شود. #
✔️ بهتر از این مگر می‌شود؟ دور باشی وُ دلتنگ عشق سرزده از راه برسد؛ زیر پوست شب آتش بریزد........... وُ آغوش پراز بوسه شود. #فرح_آریا My scattered writing A LITTLE BIT OF ME https://t.me/andaki_az_man  
69
15
✔️ زن که عاشق می‌شود درمانده نیست تسلیم و بی‌دفاع نیست. رازها و دردهایش را جا می‌گذارد می‌آید شریک غم و شادی باشد. برای خواهش
✔️ زن که عاشق می‌شود درمانده نیست تسلیم و بی‌دفاع نیست. رازها و دردهایش را جا می‌گذارد می‌آید شریک غم و شادی باشد. برای خواهشِ کوتاهِ شب نمی‌آید می‌آید زندگی سرد نشود و از دهان نیفتد. #فرح‌‌_آریا My scattered writing A LITTLE BIT OF ME https://t.me/andaki_az_man  
85
16
✔️ مردی که شعر مینویسد معشوقه‌هایش را در کُنجِ کلمات آغوش می‌کند وُ می‌بوسد. اما.... بخاطر آن زن که خیالش را می‌آشوبد که هرگز لب‌هایش را وام نمی‌دهد به بوسه‌های شعر او؛ سیگار میکشد و خودش را دود می‌کند. #فرح_آریا My scattered writing A LITTLE BIT OF ME https://t.me/andaki_az_man
91
17
✔️ «دیروز گفتم فردا روز دیگری‌ست، اما امروز آن روز دیگری نشد که به آمدنش دل بسته بودم. امروز هم مثل روزهایی بود که نه زنده بو
✔️ «دیروز گفتم فردا روز دیگری‌ست، اما امروز آن روز دیگری نشد که به آمدنش دل بسته بودم. امروز هم مثل روزهایی بود که نه زنده بودم، نه مرده...» سرم از حال میرود اما گیجگاه‌ام نبض میزند . از فکرهای بیخود و باخود. انگار داخل جمجمه‌ام مورچه‌ها راه افتاده‌اند و مغزم را برای خوراک زمستان میبرند. بیحوصله‌ و دلتنگم. اگر فقط بیحوصله بودم خلق و خویم حق داشتند به هم بریزند اما، دلتنگی حالم را ناخوش میکند. نمیدانم زندگی‌ام از دست رفته‌ است یا خودم دارم از زندگی دست میکشم. #فرح‌‌_آریا از_کانال_‌ازدروغ https://t.me/Of_lies #Of_Lies Everything is a lie until it is proven to be true. https://t.me/andaki_az_man  
95
18
✔️ شعرهایی که مینویسی خنجر می‌شوند گلوی دلم را می‌برند نمیدانی از این عشق پنهان چقدر حظ می‌برم. مهم نیست رنگم می‌پَرَد ، رسوا
✔️ شعرهایی که مینویسی خنجر می‌شوند گلوی دلم را می‌برند نمیدانی از این عشق پنهان چقدر حظ می‌برم. مهم نیست رنگم می‌پَرَد ، رسوایم می‌کند. #فرح‌‌_آریا My scattered writing A LITTLE BIT OF ME https://t.me/andaki_az_man  
74
19
✔️ یک بغل اندوه آنها زورشان به جنگ نمیرسد نهال‌های جوان را با ساطور درو می‌کنند. وسط بهمن برف از یاد زمستان رفت، بنفشه بهار ر
✔️ یک بغل اندوه آنها زورشان به جنگ نمیرسد نهال‌های جوان را با ساطور درو می‌کنند. وسط بهمن برف از یاد زمستان رفت، بنفشه بهار را فراموش کرد هیچ شکوفه‌ای زورش به بهار نرسید، و زمستان با یک بغل اندوه در همه فصل‌ها ماندگار شد. #فرح‌آریا My scattered writing A LITTLE BIT OF ME https://t.me/andaki_az_man  
84
20
✔️ بدون شناخت نویسندگان باید آثارشان را خواند میگویند اسکار وایلد نویسنده کتاب دوریان گری، با اشراف‌زاده‌ای به نام داگلاس، را+1
✔️ بدون شناخت نویسندگان باید آثارشان را خواند میگویند اسکار وایلد نویسنده کتاب دوریان گری، با اشراف‌زاده‌ای به نام داگلاس، رابطه همجنس‌گرایانه داشته و با شکایت پدر این جوان، سالهای پایانی عمرش را در مشقت و در زندان گذرانده است. حتا اسکار وایلد اولین بار پای آندره ژید، نویسنده فرانسوی و برنده نوبل ادبیات 1947 را هم به این قضیه باز کرده است. (درباره ژید و رفتارهای همجنس گرایانه‌اش، کتاب تفسیرهای زندگی ویل دورانت را بخوانید.) خود ژید در دفتر خاطراتش نوشته : توی الجزایر، وایلد کلید اتاقی را داد که پسر جوانی تویش بود. خود وایلد رفت اتاق بغلی...لذتی که آن شب بردم هیچگاه تجربه نکردم. بعضی‌ها همجنس‌گرا هستند و بعضی بچه‌باز، من از دسته دوم هستم.... آندره ژید را بیشتر با کتاب مائده‌های زمینی،  ترجمه آل احمد، می‌شناسند و جمله معروفش که: ناتانائیل سعی کن عظمت در نگاهت باشد نه چیزی که  به آن می‌نگری و خدا را در همه جا میتوان دید.اما در هیچ جا هم وجود ندارد. آبا این جملات « جواد خیابانی وار» آندره ژید، برای گول زدن کلیسای کاتولیک بود که مدام موی دماغش می‌شدند  و آثارش را تحریم کرده بودند؟ https://t.me/andaki_az_man  
61