Book Tweet
رفتن به کانال در Telegram
‘‘خب من به کتاب معتادم.📚 [یه وقتایی از فیلمایی که دوست دارمم تیکه تیکه میذارم.] چنل پر از اسپویله. اگه دوست ندارید براتون اسپویل شه توییتا رو نخونید راه ارتباطی: https://telegram.me/BChatBot?start=sc-299248-6zgOuB1
نمایش بیشتر966
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-37 روز
-730 روز
آرشیو پست ها
966
Breakin’ all my bones, tryin’ to hold you close
Cut my heart right out my body?
Tearing off my skin, just to let you in
Isn’t it a bit unethical?
Got me on my knees, have you any mercy
Every time you hurt me, baby?
Tell me, have I not given you enough?
If you ever loved me, let me go
966
Oh, I’ve been waiting for the sunset
Waiting on a sorry, but you’re never sorry, are you?
No, you don’t even care
How can you stand and watch while I’m
966
یک جامعهی طبقاتی فقط بر اساس وجود فقر و نادانی قابل دوام است، تا آگاه نشدهاند عصیان نمیکنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
-1984 | جورج اورول
966
یک جامعهی طبقاتی فقط بر اساس وجود فقر و نادانی قابل دوام است، تا آگاه نشدهاند عصیان نمیکنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
- 1984 | جورج اورول
966
حتی یک داستان عاشقانه معروف با پایان خوش وجود نداره.
لیلی و مجنون، خسرو و شیرین، شیرین و فرهاد، رومئو و ژولیت، اوتللو و...
همه پایان تلخ دارن.
966
آدم ضعیفی نبود، اما دیگر حوصلهای برای سختیها نداشت. میل عجیبی به گریز وجودش را گرفته بود، این که نبیند، نداند و برای همیشه برود.
- سمفونی مردگان | عباس معروفی
966
نگه کرد زال اندر آن ماه روی
شگفت آمدش زآنچنان گفتوگوی
بسائید مشکینکمندش ببوس
که بشنید آواز بوسش عروس
چنین داد پاسخ که این نیست داد
بدین روز خورشید روشن مباد
که من خیره را دست بر جان زنم
برین خستهدل تیر پیکان زنم
کمند از رهی بستد و داد خم
بیفگند بالا نزد هیچ دم
به حلقه درآمد سر کنگره
برآمد ز بن تا به سر یکسره
-شاهنامه
966
پریچهر گفت و سپهبد شنود
ز سر شعر شبگون همی برکشود
کمندی گشاد او ز گیسو بلند
که از مشک از آنسان نپیچی کند
خم اندر خم و مار بر مار بر
بر آن غبغبش تار بر تار بر
فروهشت گیسو از آن کنگره
بدل زال گفت این کمندی سره
پس از باره رودابه آواز داد
که ای پهلوانبچهٔ گردزاد
کنون زود برتاز و برکش میان
بر شیر بگشای و چنگ کیان
بگیر این سیهگیسو از یکسوم
ز بهر تو باید همی گیسوم
966
وقتی زال شبانه برای دیدن رودابه به نزدیکی کاخش میره، رودابه از بالای کاخ با اون صحبت میکنه. چون زال نمیتونه به اتاقش برسه، رودابه خودش پیشنهاد میکنه که گیسوان بلندش را پایین بندازه تا زال با گرفتنشون بالا بره.
اما زال این پیشنهاد رو رد میکنه؛ چون نمیخواد با کشیدن موهای رودابه بهش آسیب بزنه. در عوض، کمند خودش رو به کنگرهٔ کاخ میاندازه و با کمک اون بالا میره
