Why am I so crazy
رفتن به کانال در Telegram
[تا صفحه هفتصد خواندم فقط گفت زندگی ارزش زندهماندن ندارد.] http://t.me/HidenChat_Bot?start=6486677222
نمایش بیشتر386
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+37 روز
+430 روز
آرشیو پست ها
دیگر هرگز چیزی را تا انتها ادامه نمیدهم.
دوست ندارم پایان هیچچیز را ببینم؛ پایانها همیشه برایم غمانگیز و حزن آلود بودهاند.
I just can't let us both die in vain
How could you leave me here all alone
Suicideticket
خستهام، از تمام اتفاقات کوچک و بزرگی که در زندگیام رخ میدهد.
ذهنام دیگر توان پردازش هیچ موضوعی را ندارد.
رمق انجام دادن کارهای روزمرهام از من سلب شده است.
تعامل و معاشرت با دیگران خستهترم میکند.
همچون اسب محتضری هستم که هر لحظهاش را به انتظار گلولهای تمامکننده میگذراند.
You ain't gettin' nothin' that I'm sayin'
Don't tell me you is
Nothin' like them other motherfuckers
Growing sick of this and I don't wanna make you sad
Down another lonely road, I go
Just another lonely road to home
Suicideticket
من فقط کمی خستم بعضی اوقات فکر
میکنم اونقدر دارم برای زندگی میجنگم که
وقتی برای زندگی کردن ندارم.
🎬Dallas Buyers Club
افسوس که بیفایده فرسوده شدیم
وز داسِ سپهر سرنگون سوده شدیم
دردا و ندامتا که تا چشم زدیم
نابوده به کام خویش نابوده شدیم
مثل باد سرد پاییز
غم لعنتی به من زد
حتی باغبون نفهمید
که چه آفتی به من زد
رگ و ریشههام سیاه شد
تو تنم جوونه خشکید
Suicideticket
ای دوای درون خستهدلان
مرهم سینهٔ شکسته دلان
مرهمی لطف کن، که خستهدلم
مرحمت کن که [بس] شکستهدلم
گر چه من سر به سر گنه کردم
نامهٔ خویش را سیه کردم
تو درین نامهٔ سیاه مبین
کرم خویش بین گناه مبین
من خود از کردههای خود خجلم
تو مکن روز حشر منفعلم
با وجود گناهکاریها
از تو دارم امیدواریها
زانکه بر توست اعتماد همه
ای مراد من و مراد همه
تو کریمی و بینوای توام
پادشاهی و من گدای توام
نی گدایی که این و آن خواهم
کام دل، آرزوی جان خواهم
بلکه باشد گداییام دردی
اشک سرخی و چهرهٔ زردی
تا به راهت ز اهل درد شوم
برنخیزم اگرچه گرد شوم
چون به خاک اوفتم به صد خواری
تو ز خاکم به لطف برداری
گرچه در خورد آتشم چون شرر
نظری گر به من رسد چه ضرر؟
من نگویم که لطف و احسان کن
بندهام هرچه شایدت آن کن
عاقبت بگسلد چو بند از بند
بند بند مرا به خود پیوند
|هلالی جغتایی|
