fa
Feedback
Why am I so crazy

Why am I so crazy

رفتن به کانال در Telegram

[تا صفحه هفتصد خواندم فقط گفت زندگی ارزش زنده‌ماندن ندارد.] http://t.me/HidenChat_Bot?start=6486677222

نمایش بیشتر
386
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+37 روز
+430 روز
آرشیو پست ها
غمِ من برای یک روز و دو روز نیست. اصولا من به این موضوع از نظر کمیت فکر نمی‌کنم. کیفیت آن برای من غم‌آور است. |از نامه‌های فروغ فرخزاد به پرویز شاپور|

غمِ من برای یک روز و دو روز نیست. اصولا من به این موضوع از نظر کمیت فکر نمی‌کنم. کیفیت آن برای من غم‌آور است. |از نامه‌های فروغ فرخزاد به پرویز شاپور|

مرسی بابت آهنگ‌ها به زودی میذارمشون.🩵

photo content

I'm Broken You Know?

K. همیشه قسمتی از وجودمان متعلق به آنهاییست که تظاهر به فراموش کردنشان می‌کنیم و مابقی وجودمان تا ابد در رنج است از قسمتی که سر فراموش کردن ندارد... Suicideticket

ای اشک، آهسته بریز که غم زیاد است ای شمع، آهسته بسوز که شب دراز است امروز کسی محرم اسرار کسی نیست ما تجربه کردیم، کسی یار کسی
+1
ای اشک، آهسته بریز که غم زیاد است ای شمع، آهسته بسوز که شب دراز است امروز کسی محرم اسرار کسی نیست ما تجربه کردیم، کسی یار کسی نیست |مولانا|

آهای بارونِ پاییزی!  کی گفته تو غم انگیزی؟ تو داری خاطراتم رو، تو ذهنِ کوچه میریزی Suicideticket

جانم به این کمانچه♥️ Suicideticket

من راهی راه آسمونم راهی که درش معجزه باشه من مسافرم به سوی خورشید نورش اگه سهم همه باشه... به‌به چی بود این موزیک🩵 Suicideticket

اگر کنم گله من از زمانهٔ غدار به خاطرت نرسد از من شکسته غبار به گوش من، سخنی گفت دوش باد صبا من از شنیدن آن، گشته‌ام ز خود بیزار که بنده را به کسان کرده‌ای شها! نسبت که از تصور ایشان مرا بود صد عار شها! شکایت، خود نیست گرچه از آداب ولی به وقت ضرورت، روا بود اظهار رواست گر من از این غصه خون بگریم، خون سزاست گر من از این غصه، زار گریم، زار بپرس قدر مرا، گرچه خوب می‌دانی که من گلم، گل؛ خارند این جماعت، خار من آن یگانهٔ دهرم که وصف فضل مرا نوشته منشی قدرت، به هر در و دیوار به هر دیار که آیی، حکایتی شنوی به هر کجا که روی، ذکر من بود در کار تو قدر من نشناسی، مرا به کم مفروش بهائیم من و باشد بهای من بسیار |شیخ بهایی|

اشک من هویدا شد دیده‌ام چو دریا شد در میان اشک من سایه تو پیدا شد موج آتشی از غم زان میانه برپا شد Suicideticket

گفتی که به دل‌شکستگان نزدیکم ما نیز دل شکسته داریم ای دوست...

I'm too tired for this life (I just wanna die!) Another day passed me by Another day filled with pain And I have learned that living is just a slow way to die The joy I feel are joys of emptiness; I hate myself for loving you The fear I feel night after night has developed into a disease No-one can see the emptiness in my eyes To escape life itself now seems the only solution; With relief I look forward of letting go of the pain Finally... There is peace in my soul; To lie dead without a concern, without a tear You own my heart And life without you is so immensely painful: Just to think of you, talk about you, dream of you makes tears stream down my face I cannot imagine happiness without your beautiful smile, your angelic face, your wonderful body and your good heart: You are everything. I am nothing I want to die, but really... I am already dead" Suicideticket

https://telegram.me/BiChatBot?start=sc-1410002-YmDFUYz آهنگ‌های زیباتون رو برام بفرستین.🩶

باز هم به سراغ رویاهای ساختگی‌ام با تو می‌روم، رویاهایی که فقط آن‌ها وقت‌هایی که غمیگنم مرا زنده می‌کنند و بغلم می‌کنند. در این جهان ساختگی، دستان کوچک و گرم خود را بر روی لبهایت خواهم کشید؛ نگاهم به سمت انگشتانم که حال رنگ قرمز بر روی آن‌ها جولان می‌دهد کشیده می‌شود. اما من بار دیگر آن‌را خواهم بوسید زیرا که در جهان واقعی، با حسرت آن به سر می‌برم... در این جهان ساختگی‌، خبری از بغل نکردن تو نیست زیرا تو همیشه و هرلحظه در کنارم هستی. اخ عزیزمن، دلم تنگ است برای گرمی آغوشت که هیچگاه آن‌را نچشیده‌ام و چشمانت. چشمانت؛ چشمانت مرا از پای درآورد، به رنگ دریا نیست اما مرا در خود غرق می‌کند... لبالب پر است از سخنان ناگفته و اشک‌های نریخته‌. بوسه‌ای بر روی چشمانت پیاده خواهم کرد، چشمانی که لایق پرستیدن است! انگشتانم را به جنگل موهایت می‌سپارم و با بوسیدن ترقوه‌ات، سر بر سینه‌ات می‌گذارم... و اینبار قلبم خواستار آغوشیست از تو آغوشی که درد هایم را با تو شریک شوم، آغوشی آمیخته با عطر و بوی عشق و در آخر عطر تنت به جانم نفوذ می‌کند، صورتم را در لا به لای گردنت جای می‌دهم و تا ابد، در کنج دلت می‌مانم. همینجا، در کنار تو با تمام دردها و رنج‌ها با تمام خوشی‌ها و خنده‌ها.