fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

❤زادگاه من چاپشلو❤

❤زادگاه من چاپشلو❤

رفتن به کانال در Telegram

کانال فرهنگی ، نوستالژی، خاطرات ،با عشق تقدیم به شما عزیزان🌹 اینستاگرام👇 https://www.instagram.com/chapeshloo1347?igsh=cmZvdWkyZXQ0ZDE4

نمایش بیشتر
1 525
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+27 روز
+1830 روز
آرشیو پست ها
‏فیلم از طرف محمدرضا بقالچی

✍ داستانکهای زیبا و اموزنده📚 🦋 ماجرای عجیب فرمول کوکا کولا🍷 🍃 کشف فرمول کوکاکولا حاصل یک اتفاق بامزه بود. خالق این ترکیب، آقای جان پمبرتون، به مورفین اعتیاد داشت. در اصل داروساز و شیمی‌دان بود اما بخاطر شرکت در یکی از جنگ‌های داخلی آمریکا به شدت زخمی شد. هم بهش شلیک کردن و هم با شمشیر زخمی شد. زخم عمیقی برداشت که تا آخر عمر باهاش موند. پمبرتون برای اینکه درد این زخم عمیق رو تاب بیاره رو آورده بود به استفاده از مورفین. مورفین دردش رو ساکت میکرد و پیدا کردن مورفین برای پمبرتون هم کار راحتی بود چون خودش داروساز بود. حرفه‌ای اصلیش همین بود و به همین خاطر دسترسی خوبی به مورفین داشت. اون موقع خیلی از سربازان جنگی بخاطر تروماهای رخ داده در جنگ رو به استفاده از مورفین آوردن. پمبرتون هم از این قاعده مستثنی نبود و درد زخم‌های خودش و تروماهای جنگی همگی باعث شده بود به مورفین اعتیاد پیدا کنه. اما پمبرتون خوب از خطرات اعتیاد به این مخدر آگاه بود. به همین خاطر دنبال یک داروی جایگزین بود. یک ترکیب که بی‌ضرر باشه یا حداقل ضرر کمتری داشته باشه ازین رو دنبال ترکیبات و داروهایی بود که در اونا نیاز به استفاده از تریاک نباشه. . سال ۱۸۶۶ با ترکیب چند ماده‌ی شیمیایی یک معجونی رو ساخت و در فرمت شربت راهی بازار کرد. این ترکیب حاوی دو عنصر بود: یکی مغز کولا و دیگری برگ کوکا بود. در دانه‌ی کولا کافئين وجود داره و از برگ کوکا هم کوکائین استخراج میشه. محصول نهایی چیزی بود که خاصیت تسکین‌ دهنگی و آرام بخش داشت و ظاهرا پمربرتون برای اولین بار در مراسم ختم همسرش از این ترکیب نوشیده بود. طی چند سال، شیمی‌دان‌های بسیاری هم کوکا رو تایید و از اون در داروهاشون استفاده می‌کنن و ترند شده بود که جایگزین مناسبی برای تریاک بود. همین روز به روز بیشتر به پمبرتون این تاییدیه‌ رو می‌داد که کوکا امن هست و مشکلی ندارد. اما هفت سالی از این ماجرا گذشت تا اینکه روزی به طور تصادفی هنگامی که میخواست یک لیوان از این شربت درست کنه، اون رو با آب گازدار قاطی کرد و ترکیب نهایی انقدر جذاب در اومد که باعث شد ایده‌ی جدیدی توی ذهنش شکل بگیره: به جای اینکه اون رو به عنوان شربت و دارو بفروشه، تصمیم گرفت از این ترکیب یک نوشیدنی خوشمزه بسازه. نهایتا پمبرتون سال ۱۸۸۵ ترکیب نهایی رو به نام «شراب فرانسوی کوکا» رو در آتلانتا به اسم خودش ثبت میکنه. جالبه بدونید سال بعدش یک قانون منع الکل در اون ایالت مقرر شد و پمبرتون مجبور شد الکل رو ازش حذف کنه و چیزی که باقی موند، به کوکا کولا معروف شد. پمبرتون ادعاهای سلامتی زیادی برای محصول خود داشت و اون رو به عنوان یک نوشیدنی ارزشمند که سردرد رو درمان می‌کنه، خستگی رو از بین می‌بره و اعصاب رو آروم می‌کنه، تبلیغ کرد. در توصیفش میگفت: خوشمزه، با طراوت، شادی خالص و نشاط آور. اما پمبرتون بخت این رو نداشت که از این ترکیب جذابش بتونه لذت ببره. کمی پس از ورود تجاری کوکاکولا به بازار، پمبرتون بیماری سختی گرفت و تقریبا ورشکسته شده بود. حالا که سخت بیمار و ناامید شده بود، فکر فروش حقوق این فرمول جادویی به ذهنش خطور کرد. پمبرتون این تصور رو داشت که فرمولش بالاخره روزی یک نوشیدنی ملی خواهد شد. هنگام فروش، پمبرتون تلاش کرد تا بخشی از سهم رو برای پسرش حفظ کنه اما پسرش هم که اون زمان ظاهرا پول لازم بود. همه‌ی سهام رو فروختن به آقایی به اسم آسا کندلر. رقم فروش دقیق مشخص نیست اما چیزی مابین ۳۰۰ دلار تا ۲۵۰۰ دلار بوده و درست همانطور که بنیانگذاران برند مک دونالد نتونستن برندشان رو جهانی کنند پمبرتون هم در این کار ناکام بود و این آسا بود که با تاسیس شرکتی به اسم کوکاکولا، این نوشیدنی رو به محبوب‌ترین نوشیدنی دنیا تبدیل کرد. ✍️ به مرور طی سالیان کوکا از این ترکیب حذف شد و تغییرات زیادی در ترکیبات اون انجام شده. کوکا کولا سال ۲۰۲۱ درآمدش از فروش جهانی حدود ۳۹ میلیارد دلار بوده. https://t.me/chapeshloo_1

‏فیلم از طرف محمدرضا بقالچی

آتام ❤️ آنام ❤️

😊طنز دوبله ،🐈‍⬛

پیام صوتی00:46

جانیم آنام آنام❤️❤️🧿        

خواهرزاده عزیزو شایسته ام ، یلدا بابازاده موفقیت ارزشمندت در قبولی رشته‌ی پرافتخار علوم آزمایشگاهی در دانشگاه مشهد را از صمیم
خواهرزاده عزیزو شایسته ام ، یلدا بابازاده موفقیت ارزشمندت در قبولی رشته‌ی پرافتخار علوم آزمایشگاهی در دانشگاه مشهد را از صمیم قلب تبریک عرض می نماییم تبریک به شما که با تلاش و همت والا به هدف بزرگت رسیدی امیدواریم در دانشگاه همچنان درخشان و موفق باشی ، برای شما که شایستگی را بارها به اثبات رسانده ای آینده ای روشن و پربار آرزومندیم از طرف دابی ها و خاله هایت

اورک سوزو ❤️

‏فیلم از طرف محمدرضا بقالچی

‍ 🍁🍂🍁🍂🍁 ۲۰ مهر بزرگداشت حافظ گرامے باد   اے پادشہ خوبان 🎙اجرا: مهری_خوبان 💻تنظیم: عادل_علاءالدینے ┄*┄ C᭄‌‎‌‌ ‎‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌┄*┄ https://t.me/chapeshloo_1

‍ داستان عشق حضرت حافظ و شاخه نبات آورده‌اند که: سال‌ها پیش خواجه شمس‌الدین محمد شاگرد نانوایی بود. عاشق دختر یکی از اربابان شهر شد. که دختری بود زیبا رو بنام شاخ نبات. در کنار نانوایی مکتب خانه ای قرار داشت که در آنجا قرآن آموزش داده می‌شد و شمس‌الدین در اوقات بیکاری پشت در کلاس مینشست و به قرآن خواندن آنان گوش می‌داد. تا اینکه روزی از شاخ نبات پیغامی شنید که در شهر پخش شد " من از میان خواستگارانم با کسی ازدواج می‌کنم که بتواند 100 درهم برایم بیاورد!" 100 درهم، پول زیادی بود که از عهده خیلی از مردم آن زمان بر نمی‌آمد که بتوانند این پول را فراهم کنند! عده ای از خواستگاران شاخ نبات پشیمان شدند و عده ای دیگر نیز سخت تلاش کردند تا بتوانند این پول را فراهم کنند و او را که دختری زیبا بود و ثروتمند به همسری گزینند تا در ناز و نعمت زندگی کنند! در بین خواستگاران خواجه شمس‌الدین محمد نیز به مسجد محل رفت و با خدای خود عهد بست که اگر این 100 درهم را بتواند فراهم کند 40 شب به مسجد رود و تا صبح نیایش کند. او کار خود را بیشتر کرد و شب‌ها نیز به مسجد می‌رفت و راز و نیاز می‌کرد تا اینکه در شب چهلم توانست 100 درهم را فراهم کند و شب به خانه شاخ نبات رفت و اعلام کرد که توانسته است 100 درهم را فراهم کند و مایل است با شاخ نبات ازدواج کند. شاخ نبات او را پذیرفت و پذیرایی گرمی از او کرد و اعلام کرد که از این لحظه خواجه شمس‌الدین شوهر من است. شمس‌الدین با شاخ نبات راجع به نذری که با خدای خود کرده بود گفت و از او اجازه خواست تا به مسجد رود و آخرین شب را نیز با راز و نیاز بپردازد تا به عهد خود وفا کرده باشد. اما شاخ نبات ممانعت کرد. خواجه شمس‌الدین با ناراحتی از خانه شاخ نبات خارج شد و به سمت مسجد رفت و شب چهلم را در آنجا سپری کرد. سحرگاه که از مسجد باز می‌گشت چند جوان مست خنجر به دست جلوی او را گرفتند و جامی به او دادند و گفتند بنوش او جواب داد من مرد خدایی هستم که تازه از نیایش با خدا فارغ شده‌ام، نمی‌توانم این کار را انجام دهم اما آنان خنجر را به سوی او گرفتند و گفتند اگر ننوشی تو را خواهیم کشت بنوش، خواجه شمس‌الدین اولین جرعه را نوشید آنان گفتند چه می‌بینی گفت: هیچ و گفتند: دگر بار بنوش، نوشید، گفتند:حال چه می‌بینی؟ گفت: حس می‌کنم از آینده باخبرم و گفتند :باز هم بنوش، نوشید، گفتند: چه می‌بینی؟ گفت :حس می‌کنم قرآن را از برم؛ و خواجه آن شب به خانه رفت و شروع کرد از حفظ قرآن خواندن و شعر گفتن و از آینده‌ی مردم گفتن و دیگر سراغی هم از شاخ نبات نگرفت! تا اینکه آوازه او به گوش شاه رسید و شاه او را نزد خود طلبید و او از آن پس همدم شاه شد؛ و شاه لقب لسان‌الغیب و حافظ را به او داد. (لسان‌الغیب چون از آینده مردم می‌گفت و حافظ چون حافظ کل قرآن بود). تا اینکه شاخ نبات آوازه او را شنید و فهمید و نزد شاه است و به دنبال او رفت اما ... حافظ او را نخواست و گفت : زنی که مرا از خدای خود دور کند به درد زندگی نمی‌خورد ... تا اینکه با وساطت شاه با هم ازدواج کردند. این همه شهد و شکر کز سخنم می‌ریزد اجر صبریست کزآن شاخ نباتم دادند!!!!! https://t.me/chapeshloo_1 روز بزرگ داشت حافظ گرامی باد🌺🌸