fa
Feedback
❤زادگاه من چاپشلو❤

❤زادگاه من چاپشلو❤

رفتن به کانال در Telegram

کانال فرهنگی ، نوستالژی، خاطرات ،با عشق تقدیم به شما عزیزان🌹 اینستاگرام👇 https://www.instagram.com/chapeshloo1347?igsh=cmZvdWkyZXQ0ZDE4

نمایش بیشتر
1 526
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+17 روز
-330 روز
آرشیو پست ها
‏فیلم از طرف محمدرضا بقالچی

عکس تزیینی یک بانوی لطف آبادی درگزی مقیم جنوب صبحونه 52نفر صبح همکاران بنده را فردا متقبل شد سپاسگزارم از طرف همه همکارانم تش
عکس تزیینی یک بانوی لطف آبادی درگزی مقیم جنوب صبحونه 52نفر صبح همکاران بنده را فردا متقبل شد سپاسگزارم از طرف همه همکارانم تشکر میکنم از لطف ومعرفت شما 🙏🌹

💫 ✍داستانکهای زیبا و آموزنده📚 🦋 نابرده رنج گنج میسر نمی‌شود. 🍃 سال‌ها پیش پادشاهی به دنبال یک معلم خوب و باسواد برای آموزش پسرش بود. معلم‌های مختلفی آمدند و رفتند تا اینکه شاه از میان این همه معلم، مردی را انتخاب کرد و به او قول داد اگر بتواند پسرش را به خوبی تعلیم دهد ثروت قابل توجهی به او خواهد داد. معلم قبول کرد فقط به این شرط که حق داشته باشد، سخت‌گیری‌های لازم و حتی تنبیه به موقع را برای ولیعهد انجام دهد. 🍃پادشاه با اینکه خیلی پسرش را دوست داشت ولی موافقت کرد. شاهزاده در سن پایین به این معلم سپرده شد تا مورد تعلیم و تربیت قرار گیرد. هر روز از طرف معلم تکالیفی به او سپرده می‌شد که او موظف بود آنها را انجام دهد و اگر انجام نمی‌شد معلم به شدت با او برخورد می‌کرد . 🍃در حیاط قصر درخت آلبالویی بود که معلم یک شاخه از آن را کنده و به شکل ترکه ‌ای در دست داشت و اگر ولیعهد سؤالات معلم را به درستی پاسخ نمی‌داد، یک ترکه می‌خورد. پسر شاه چندین بار از سختگیری معلم نزد پدرش شکایت کرده بود. ولی شاه قبل از شروع کار این شرط را پذیرفته بود و نمی‌توانست قولش را بر هم بزند. 🍃چندین سال گذشت تا کم‌کم پسر به سنین جوانی رسید و توانست تمام علوم زمانه را از معلم خود بیاموزد. شاه که از عملکرد معلم خیلی راضی بود، ثروت قابل توجهی به معلم بخشید و او را راهی خانه‌اش کرد. پس از آن به دستور شاه پسرش آماده آموزش اصول نظامی شد. 🍃پسر اول خیلی ناراحت شد ولی کمی که گذشت متوجه شد آموزش نظامی با تنبیه همراه نیست. چون فرماندگان نظامی مراعات مقام و رتبه‌ی او را در آینده می‌کردند و احترام خاصی برای او قائل بودند. این رفتار مهر بانانه‌ی آنها باعث شده بود او روز به روز کینه‌‌ی بیشتری نسبت به معلم‌ کودکی‌اش پیدا کند. بعد از چند سال شاه مُرد و پسرش جانشین او شد. 🍃 یک روز وقتی شاه جوان در حیاط قصر در حال قدم زدن بود ناگهان چشمش به درخت آلبالو افتاد و تمام ترکه‌های آلبالویی که در کودکی از معلمش خورده بود یادش آمد و به فکر تلافی افتاد. پس یکی از نگهبانان قصر را به دنبال معلم فرستاد. نگهبان به منزل معلم رفت و گفت: شاه دستور فرمودند هرچه سریع تر خود را به قصر برسانید. 🍃معلم پرسید شاه با من چه کار دارند؟ نگهبان پاسخ داد: نمی‌دانم. امروز که در باغ در حال قدم زدن بودند جلوی درخت آلبالو که رسیدند، نگاهی به درخت انداختند و به من گفتند بیایم و شما را به قصر ببرم. معلم فهمید که شاه می‌خواهد تلافی کند و در بین راه مقداری آلبالوی تازه خرید و در جیب خود ریخت. به قصر که رسید دید شاگرد که حالا بر تخت سلطنت نشسته ترکه‌ای در دست دارد و به او لبخند می‌زند. سلام کرد، شاه جوان پاسخش را داد و بعد به ترکه‌‌ی آلبالو اشاره‌ای کرد و گفت: این را می‌شناسی؟ 🍃معلم پاسخ داد: بله می‌شناسم. چوب تازه‌ی درخت آلبالوست. شاه گفت: می‌دانی می‌خواهم با آن چه کار کنم. معلم که می‌دانست شاه می‌خواهد با آن ترکه چه بلایی سرش بیاورد، پیش‌دستی کرد و گفت: نمی‌دانم. ولی بهترین کار این است آن را جایی بگذاری که همیشه پیش چشم تو باشد. شاه گفت: چرا آن را جلوی چشم‌هایم بگذارم؟ 🍃معلم آلبالوها را از جیبش درآورد و به طرف شاه گرفت و گفت: این آلبالوها را می‌بینی چقدر قشنگ هستند؟ اگر درخت آلبالو گرمای تابستان و سرمای زمستان را تاب نمی‌آورد نمی‌توانست چنین آلبالوی خوبی به بار آورد. شما هم اگر آن همه تلاش و سختی را پشت سر نمی‌گذاشتید به این باسوادی و درک فهم امروز نبودید. ❣شاه از این تشبیه خوشش آمد، لبخندی به معلم زد و از او خواست تا در دربار بماند و از وزیران شاه باشد https://t.me/chapeshloo_1

پیام صوتی01:32

ضرب المثلهای ترکی با لهجه ترکی درگزی تقدیمتون👌🌺 👇 🆔 @chapeshloo_1 1400/7/13 ۱_عاقل تا فکر کنه، دیوانه از آب گذشته. ۲_رو بدی آستر هم میخواد. ۳_آبمون از یک جوی نمیره. ۴_سیر از گرسنه خبر ندارن ۵_مال امانت پر زور میشه ۶_مالتا محکم بگیر همسایه تا دزد نگیر. ۷_رفیقتا موقع تقسیم چیزی بشانس. ۸_جفتشا گرگ نخورده. ۹_از در بیرون می‌کنی از پنجره میاد ۱۰_به خوبی خوبی کردن کار هر مردیه به بدی خوبی کردن کار جوانمردان. ۱۱_ازدستش آب نمیچکه. ۱۲_تف دهن هرکس به دهن خودش شیرینه. ۱۳_خرش از آب یا از پل گذشت، ۱۴_از ریش برمیداره رو سیبیل می‌زاره. ۱۵_خونه‌ ای که آفتاب نره دوا دکتر می‌ره. ۱۶_اسم سگ را بگیری باید چوب را کنارت بزاری ۱۷_جایی نمی‌خوابه زیرش آب بره. ۱۸_جای بعد نخواب تا خواب بد نبینی. ۱۹_دیگ میگه ته من طلا هستش ،کفگیر میگه من کجایم؟! ۲۰_سگ پرت کن تا دستت باز بشه

ضرب المثل ترکی از سگ شما هم میدونید بگید https://t.me/chapeshloo_1 10دی404

ضرب المثلهای ترکی با لهجه ترکی درگزی این ضرب المثلها برای شبکه فرهنگی اینترنتی خراسان ضبط شده https://www.instagram.com/tv/CO-5HSogiz4/?utm_medium=copy_link گفتم اول شما ببینید😊👌 👇 🆔 @chapeshloo_1 ۱۴۰۰/۴/۱۵

تقدبم سیز عزیز دوسلارا تولاما انشالله که همیشه خوش اولاسیز ‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‍‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‍‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‍‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‍‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌◍⃟•‌‎‌‌‌❁♠️࿐ྀུ༅࿇༅═‎‌‌‌‌‌‌┅─

سلام و درود صبحتون بخیر 🌹 چهارشنبه 10دی 404
سلام و درود صبحتون بخیر 🌹 چهارشنبه 10دی 404

📽| تصویری از حضور پلنگ عظیم الجثه در پارک ملی تندوره درگز 📹میلاد مقدم @Dargaz

خیلی آتیش خوبی داره اینا https://t.me/chapeshloo_1 1404/10/8

سووی یارده یادرسه